تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

  

پایان دودمان هخامنشی

اردشیر سوم

با درگذشت اردشیر دوم، آشکار شد که اوواس (درباره نام‌های شخصی شاهان هخامنشی نک به "بررسی منابع مکتوب بابل" به قلم آملی کورت_ تاریخ هخامنشی_ جلد یکم، ترجمه مرتضی ثاقب‌فر.) به شاهی برگزیده شده است (358 پ.م). او با فرنام اردشیر سوم بر تخت نشست. او شخصی انقلابی بود و در ظاهر تلاش داشت تا مانند داریوش بزرگ، امپراتوری را از نو فتح کرده و سامان ببخشد. ولی در همان بدو کار دست به کشتار خاندان هخامنشی زد؛ چراکه به همه بد اندیشی داشت. به زودی از خاندان هخامنشی کسی برجای نماند؛ زیرا او همه را به بهانه‌های گوناگون از دم تیغ گذراند. بدین ترتیب شاه به شخصیتی منفور در میان بزرگان پارسی و دیگر آریاییها بدل شد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 17 بهمن1388ساعت 6  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

خوب-بسهر سال، هم‎زمان با آخرین روزهای سال میلادی و به‎مناسبت فرارسیدن سال نو، رسانه‎های گوناگون پُر می‎شوند از انواع فهرست‎های «ترین»‎های سال.

«مجله‎ی نیویورک تایمز» نیز در شماره‎ی ویژه‎ی «نهمین سالگرد ایده‎های سال»، مثل سال‎های گذشته، برترین ایده‎های سال ۲۰۰۹ در هنر، تجارت، فرهنگ، طراحی، سلامت، علوم طبیعی، سیاست، ورزش و فناوری را معرفی کرد؛ که یکی از یکی خواندنی‎تر بودند. 


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 17 بهمن1388ساعت 6  توسط رامن  | 

 

مدتی است که مسأله‌ی رژیم حقوقی دریای مازندران به گستردگی به رسانه‌ها کشیده شده است. این موضوع نشان از رشد آگاهی ملی و توجه به منافع ملی دارد که جای خوش‌وقتی است. در این یادداشت کوشش می‌شود به کوتاهی و سادگی عمده‌ی بحث‌ها در این زمینه مرور شود.

در مقدمه باید اشاره کرد بحث از هنگامی آغاز شد که در پی فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1370 خورشیدی (1991 میلادی) 15 واحد تازه‌ی سیاسی سر برآوردند که سه یکان از آنها همسایه‌ی آبی ما و روسیه در دریای مازندران شدند؛ جمهوری‌های قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان (اران). از آن پس بود که زمزمه‌ها برای تغییر رژیم حقوقی جاری دریای مازندران که ریشه در قراردادهای ایران و اتحاد شوروی داشت، شنیده شد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 8  توسط علیرضا افشاری  | 

 

بیش از 100 روزنامه‌نگار فعال در حوزه میراث فرهنگی، گردشگری و گروه اجتماعی از برخی استان‌های کشور با امضاء نامه‌ای خطاب به رئیس دفتر منطقه‌ای یونسکو در تهران، خواستار برگزاری نشست مطبوعاتی برای رفع ابهامات موجود در تعدیل برج جهان‌نما و میراث در خطر اصفهان شدند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 8  توسط علیرضا افشاری  | 

 گفتار سوم: ظهور یک هویت

1. تبارشناسی واژه­ی آریایی در ایران‌زمین و تصاحب آن توسط شاهان هخامنشی، الگویی تاریخی است که به روشنی با مرور متون کهن می­توان آن را تشخیص داد. این که واژه­ی آریایی را نخستین بار - و برای دیرزمانی، تنها- اقوام هند و ایرانی به کار می­برده­اند، به قدر کافی روشن است، و پیوند این واژه با هویت قومی و زبانی نیز به قدر کافی گویاست. همچنین این نکته معلوم است که کاربرد آن در زمینه­ی هندی در حد نوعی صفتِ اجتماعی نشانگر اصالت و نجابت باقی ماند. به احتمال زیاد، این معنای آریایی -یعنی صفتی عام برای مردم نجیب و شریف- شکل نخستینِ کاربری آن را نشان می­دهد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 8  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

 کمیاب­اند کلیدواژگانی که به قدر «آریایی» مسئله­زا بوده و تاریخی چنین پر فراز و نشیب را در پشت سر داشته باشند. از آن هنگامی که این عبارت در کتیبه­های هخامنشیان دلالتی سیاسی و هویت‌بخش یافت تا میانه­ی قرن بیستم که کارکردی مشابه اما خونین و بدنام را در سرزمینهایی دوردست در اروپا به دست آورد، 25 قرن گذشته است و در تمام این مدت این واژه و مشتقهای آن موقعیتی مرکزی در تعیین هویت جمعی ایرانیان داشته­اند. مفهوم آریایی در زمینه­ای هخامنشی، پارتی، ساسانی، شاهنامه­ای، کوشانی، شعوبی، صفوی و در نهایت زبانشناسانه یا نژادپرستانه، طیفی بسیار متنوع و گاه متعارض از معانی را حمل کرده است و به مجموعه­ای بسیار متنوع و ناهمگون از جنبشهای اجتماعی دامن زده است که در شرایطی گوناگون در جوامعی مختلف و تاریخهایی دیر و زود پدیدار آمده­اند. یکی از دلایل مسئله­زا بودنِ این واژه، همین توانمندی شگرفش برای بسیج هویتهای جمعی و سابقه­ی پرباری است که در این زمینه داشته است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 بهمن1388ساعت 22  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

 

آتش جشن سده آتش مهر وطن است

کاندرین خاک، نخواهد که شب تار بود

آتش کشف شد! و تمدن بشری دورخیزی بلند را به سوی پیشرفت صنعتی آغاز نمود.

ایرانیان پیدایی این عنصر شگفت‌انگیز را برابر با گفتار شاهنامه‌ی فردوسی چنین روایت می‌کنند‌: در دوره‌ی فرمانروایی هوشنگ (= هَئوشیَنگه = دارنده‌ی خانه‌ی خوب) شاه پیشدادی([1])، به کارگیری سنگ و ابزار سنگی یکی از گام‌های برجسته‌ی مردمان نخستین در سازندگی به شمار می‌رود. انسان آریایی در این دوره توانست از برخورد دو سنگ با یکدیگر، روشنایی (آتش) پدید آورد!

به سنگ اندر، آتش از او شد پدید

 

کزو در جهان روشنی گسترید (فردوسی)


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 9 بهمن1388ساعت 17  توسط فرشید ابراهیمی  | 

 مباحث قومي در امروزِ ايران

پس از پيروزي انقلا‌ب در خصوص قوم‌‌های ايراني چه تحوّلا‌تي رخ مي‌دهد؟

از 57 به بعد، مدتی بی‌دولتی در ایران شكل می‌گیرد. دولت‌ موقت روی كار می‌آید. ارتش بنایش سست شده است. فرماندهان ارتش اعدام شده‌اند. عملاً ارتش منسجمی نیست. ژاندارمری منسجمی نداریم. شهربانی به همین ترتیب. درگیری‌های قومی در كردستان آغاز می‌شود كه قبلاً مورد بحث قرار گرفت. گروه‌های چپ مستقر در منطقه، به‌‌رغم این‌كه دولت‌ موقت خیلی با آن‌ها از سر مدارا درآمد، كوتاه ‌نیامدند.

پادگان ‌مهاباد در اول اسفند 57 غارت می‌شود. شش روز پیش از آن، شهربانی مهاباد غارت می‌شود. درگیری‌های سنندج به وجود می‌آید و به‌دنبال آن كم‌كم راه گفت‌وگو بسته می‌شود و دولت موقت كنار می‌رود و یک دوره‌ی چند ساله‌ از درگیری در مناطق کردنشین را شاهد هستیم. البته باز هم تأکید می‌کنیم که منظور از مناطق کردنشین مناطقی است که کرد‌های سنی‌مذهب ساکن هستند. هیچ‌گاه این درگیری‌ها به مناطق کرمانشاه و کرد‌های شیعه‌ی آن حوزه یا گروس کشیده نشد. در این دوره، فرصت‌سوزی‌های زیادی صورت گرفت و البته تلا‌ش‌های آیت‌الله طالقانی و بسیاری از شخصیت‌های ملی برای این‌که داستان ابعاد خونین پیدا نکند، به جایی نرسید و تلفات سنگینی بر جای گذاشت؛ تلفات نیرو‌های دولتی با گروه‌های کرد، تلفات گروه‌های کرد با هم. شما می‌دانید که در برخی مناطق کردنشین تلفاتی که دموکرات و کومله بر یکدیگر وارد کردند به مراتب از تلفاتی که بر اثر درگیری با نیرو‌های دولتی داشتند شاید بیش‌تر باشد. چندین هزار نفر در همین جریان کشته ‌شدند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 بهمن1388ساعت 6  توسط علیرضا افشاری  | 

 احسان هوشمند؛ عکس از روزنامک

پیشینه‌ی طرح مباحث قومی 

احسان هوشمند را به نام پژوهشگر و جامعه‌شناس كرد می‌شناسند اما به باور دوستانی كه از نزدیک او را می‌شناسند و نوشته‌هایش را پی‌گیری می‌کنند باید او را فرهیخته‌ای متعلق به کل جامعه ایرانی دانست چرا که، هر چند با دقت مسایل و مشکلات جامعه کرد را رصد می‌کند، اما آن را در چهارچوبی وسیع‌تر از آن جامعه، یعنی جامعه بزرگ ایرانی، و جزئی از این کل تحلیل و ریشه‌یابی می‌کند؛ موضوعی که ممکن است خوشایند کسانی که می‌کوشند پدیده‌ها را جدا از یکدیگر ارزیابی کنند نباشد. احسان هوشمند در طی همه این سال‌ها، با وجودی فضاسازی‌های غیرعلمی و احساسی که علیه‌اش بوده، اما ذره‌ای پای از گلیم انصاف و منطق برون نگذاشته و با پشتکاری تحسین‌برانگیز پی‌گیر بهبود اوضاع این جامعه بزرگ و گونه‌گون است.

شوربختانه چند روزی است کسی این‌چنین را که در هر جامعه‌ای قدرش را بسیار می‌دانند، بازداشت کرده‌اند. امیدواریم که هر چه زودتر به آغوش خانواده بازگردد، هر چند می‌دانیم که هم‌چنان هوشمندانه فضای تهدید زندان را به فضای فرصت آگاه‌سازی زندان‌بانان بدل خواهد کرد.

علی‌رضا افشاری


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 بهمن1388ساعت 6  توسط علیرضا افشاری  | 

 دکتر پرویز رجبی؛ عکس از مسعود لقمان

مکتب تاریخ‌نگاری رجبی!

نقدها را بودی آیا که عیاری گیرند

تا همه صومعه‌داران پی کاری گیرند (حافظ)

می‌دانیم که پس از چاپ مصاحبه دکتر پرویز رجبی با روزنامه اعتماد در آبان ماه که در آن مسائل فرهنگی و اجتماعی و تاریخی یکجا مورد بررسی قاطع قرار گرفت، سیلی از تأییدها و تشویق‌ها به روزنامه مربوطه و همچنین به دکتر رجبی رسید، اما در این میان -به گفته جناب غیاث‌آبادی- فردی بی‌هویت که هنوز پا در مرحله شاگردی نگذاشته، به نام بهرام روشن‌ضمیر به خود جرأت داد تا از استاد استادان –به گفته آقای غیاث‌آبادی، سازنده «مکتب رجبی در تاریخ‌نگاری»- انتقاد کند و نقد خود را در همان روزنامه به چاپ رساند. بلادرنگ پس از چاپ آن، سیلی از اعتراضات روانه گشته و سراسر محیط مجازی را دربرگرفت. از آن جمله می‌توان به چنین مواردی اشاره کرد: نوشتاری از دکتر رجبی در تارنگار دکتر رجبی، نوشتار دیگری از ایشان در تارنگار دکتر دوستخواه، نوشتاری از آقای غیاث‌آبادی در همان تارنگار، نوشتار دیگری از او در تارنمایشان و همچنین در روزنامه اعتماد و بسیاری نوشته‌های دیگر از افرادی دیگر!

البته هیچ پاسخی به همان "شاگرد بی هویت" داده نشد. تا اینکه روزنامه اعتماد یکبار دیگر گفت‌وگویی با دکتر رجبی در دی‌ماه انجام داد و آن را بدون نام شخص مصاحبه‌گر به چاپ رساند. هرچند می‌دانیم نام بردن و یا حتی وجود داشتن مصاحبه‌گر چندان هم مهم نیست!
ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 بهمن1388ساعت 8  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

«شاهین زینعلی» پس از 19 روز بازداشت در 27 دی‌ماه و «پیام جهانگیری» پس از 44 روز بازداشت در 28 دی‌ماه با قرار وثیقه از زندان آزاد شدند.

گفتنی است شاهین زینعلی و پیام جهانگیری از همه‌ی دوستان دیده یا نادیده‌ که در تارنگار یا تارنمای خویش، گفتار نیک در روزنامک، فیس‌بوک، ای‌میل، تلفن و ... نگران حالشان بوده‌اند، سپاسگزاری کرده‌اند.

نویسندگان روزنامک نیز ضمن ابراز شادمانی از آزادی این دو دوست فرزانه، امیدوار است «رشید اسماعیلی» دیگر نویسنده‌ی دربند روزنامک نیز بزودی آزاد شود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 بهمن1388ساعت 7  توسط مسعود لقمان  | 

 

در یکی فریاد زیستن!

«بازی کردن بلد نیستم. بلد نیستم آدم‌‌ها را تسلی بدهم. تا به امروز معتقدم که برای بقا در این جهان مقداری پوست‌کلفتی لازم است. در یکی از نوشته‌‌هایم آورده ام که رستگاری ما در بی اعتنا ماندن است. بی اعتنایی ما در و همچنین خصم ماست. آدم اگر قدری بی احساس نباشد چه طور می تواند با این تصور رو به رو شود که در قرن حاضر هنوز میلیون‌‌ها فرد بشر، گرسنه و برهنه اند.» اشکوورتسکی(نویسنده چک)

هر چند که من منتقد فیلم به شمار نمی روم و تاکنون چیز زیادی در مورد سینما ننوشته ام، اما احساس می کنم در اینجا بایستی چند کلامی در مورد فیلم «کسی از گربه‌‌های ایرانی خبر ندارد» ساخته بهمن قبادی بنویسم. این نوشته را بیشتر باید نوعی قدردانی شخصی از کارگردان تلقی کرد تا داوری در مورد فیلم. با این حال تجربیات اجتماعی این جرات را به من می دهد که بتوانم ادعا کنم آن چیزی که قبادی در این فیلم درصدد بیانش بود را کمابیش درک کرده ام.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 بهمن1388ساعت 7  توسط سالار سیف‌الدینی  | 

 

سلسله ساسانی یکی از دو ابر قدرت بزرگ جهان متمدن آنروز بدست اردشیر پاپکان و پس از شکست دادن آخرین شاهنشاه پارتی جایگزین اشکانیان شد و پس از ۴٢۶ سال با شکست یزدگرد سوم پایان یافت.

 ساسانیان  قلمرو خود را   EranŠatr مینامیدند، که شامل سرزمین های امروزی ایران، عراق، بخش شرقی آسیای صغیر، ارمنستان، قفقاز، افغانستان و قسمتهایی از هند، سوریه، پاکستان، آسیای میانه و شمال عربستان را در بر می گرفت.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 دی1388ساعت 18  توسط فرشید ابراهیمی  | 

 

این شماره با نوشتارهایی از داریوش احمدی، گروه پژوهش انجمن ایران‌شهر، کاوه بیات، استاد منوچهر مرتضوی، فیروز منصوری و استاد سجاد آیدنلو درباره‌ی «آذربایجان در روزگار باستان»، «ظهور و سقوط فرقه‌ی دموکرات آذربایجان»، «مقاومت‌های ملی [در برابر فرقه]»، «زبان دیرین آذربایجان»، «هویت بارز ایرانی در زبان آذری» و «نخستین سند ادبی ارتباط آذربایجان و شاهنامه» ویژه‌ی آذربایجان است. در این‌باره البته باید به چکامه‌ی «آذربایجان» شادروان حسین گل‌گلاب که به خط خود او در بخش چکامه به چاپ رسیده است نیز اشاره کرد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 دی1388ساعت 18  توسط علیرضا افشاری  | 

«شکست‌های پی‌درپی تحولات تاریخی و تجدد در ایران، صرف نظر از جنبه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تاریخی، ناشی از فقدان اندیشه‌ای منسجم و کمبود برخی “مفاهیم بنیادینی” است که بدون آن‌ها شالودهٔ هیچ دگرگونی تاریخی عمده‌ای استوار نخواهد شد.» سیدجواد طباطبایی

 در این جستار می‌خوانید:

● در جست‌وجوی خاستگاه نظریِ جنبش‌های پان

● نگاهی به حرکت‌های جهانی

دیدگاه دکتر حمید احمدی در مورد ملی‌گرایی در خاورمیانه

● پان‌ایرانیسم سیاسی در ایران

● بهره سخن و جمع‌بندی


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 دی1388ساعت 7  توسط سالار سیف‌الدینی  | 

 وحدت ملی ايران

 زبان تاريخ
سرزمينی که صحنه اصلی انتقال تاريخ و فرهنگ ايران از دوره ساسانی به عصر اسلامی بود، همين جايی است که امروز به نام عراق خوانده می شود. اين جا از آن رو صحنه اصلی اين نقل و انتقال ها شد که هم دوره ساسانی پايتخت ايران بود و هم در دوران اسلامی با بصره و کوفه و سپس بغداد، حاکم نشين ايران شد و در هر دو دوره هم به حکم مرکزيت آن، مجمع دانشمندان و فرزانگان و صاحبان ذوق و انديشه از سرتاسر کشور پهناور ايران و کانون تمدن و فرهنگ سراسر ايران زمين بود و در همين جا بود که کسانی از اهل علم و ادب ايران در دوران اسلامی به نقل آثار فارسی به عربی پرداختند و با پرمايه ساختن آن در رشته هايی که کم مايه می نمود آن را برای در برگرفتن فرهنگ اسلامی آماده ساختند. ولی در آن دوران نه اينجا به نام عراق خوانده می شد و نه سرزمينی عرب نشين و عربی زبان به شمار می آمد. اينجا در دوران ساسانی به نام سورستان خوانده  می شد و از جمله سرزمين هايی بود که همگی ايرانشهر بزرگ را می ساختند و عرب ها هم آنجا را سواد می خواندند و در قرن های نخستين اسلامی هم به همين نام در کتاب ها آمده  است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 دی1388ساعت 7  توسط مسعود لقمان  | 

 

شماره‌ 20 و 21 ماهنامه‌ جهانی «دنیای تجارت»، تنها نشریه‌ پنج‌زبانه‌ ایرانی در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری، منتشر شد.

شماره‌ی آذر و دی‌ماه دنیای تجارت در 240 صفحه گلاسه‌ی تمام‌رنگی و با مدیرمسئولی «ابراهیم افراشته‌فر» و سردبیری «مسعود لقمان» هم‌اکنون روی پیشه‌خوان روزنامه‌فروشی‌ها قرار دارد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 دی1388ساعت 1  توسط مسعود لقمان  | 

 

دوره‌ی آموزشی تاریخ پیدایش و تکامل من پارسی (رویکردی میان رشته‌ای به روند شکل‌گیری هویت ایرانی) توسط موسسه خورشید راگا و به استادی دكتر شروین وکیلی برگزار می‌شود.

به گزارش روزنامک، در چهارمین گام این دوره که عصر تقدس (1400- 1000 پ.م) نام دارد، دکتر وکیلی در نشست نخست به موضوع آخناتون و یکتاپرستی مصری؛ در نشست دوم به مبحث موسی و یکتاپرستی یهودی؛ در نشست سوم به موضوع زرتشت و یکتاپرستی ایرانی؛ در چهارمین و آخرین نشست به مبحث مضمون‌های دینی و فلسفی در گاهان زرتشت خواهند پرداخت.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 دی1388ساعت 0  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

 شاهین زینعلی

با افسوس بسیار آگاه شدیم که «شاهین زینعلی» روزنامه‌نگار، پژوهنده‌ی تاریخ و فرهنگ ایران، سخنگوی ائتلاف دانشجویان آزادی‌خواه ملی و دانشجوی مدیریت گمرکی دانشگاه علوم اقتصادی ایران، شبِ هشتم دی‌ماه از سوی نیروهای امنیتی در خانه‌اش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

شاهین که به تازگی به جمع نویسندگان روزنامک پیوسته بود؛ گفتار زیر را که «پیرامون نشان امدادرسانی شیر و خورشید سرخ» است، برای نشر در اختیار روزنامک نهاده بود.

امیدواریم این آزادمرد فرزانه و دو تن دیگر از نویسندگان فرهیخته‌ی روزنامک: «پیام جهانگیری» و «رشید اسماعیلی» نیز که مدت‌هاست در بندند و سایر آنانی که به جرم اندیشیدن در زندانند، از بند رسته و به میان دوستان و خانواده‌شان بازگردند.

نویسندگان روزنامک

 

گفتاری پيرامون نشان امدادرسانی شير و خورشيد سرخ

نمادی ايرانی در عرصه‌ی جهانی

شاهين زينعلی

 

اگر ملت را زنجیره‌ی ناگسستنی نسل‌های گذشته، حال و آینده بدانیم که در سرزمینی مشترک - با فرهنگی مشترک و دفاعی مشترک از آن سرزمین و فرهنگ - زیست می‌نمایند؛ باید گفت آن‌چه به صورت اساسی پیوستگی زنجیره‌ی این نسل‌ها را در طول تاریخ محقق می‌سازد، همانا مقوله‌ی «فرهنگ» است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 دی1388ساعت 7  توسط شاهین زینعلی  | 

 دکتر محمد محمدی‌ملایری

استاد زنده‌یاد دکتر محمد محمدی‌ملایری

آثار حسن پيرنيا (مشيرالدوله) که برای نخستين بار تاريخ ايران باستان را از ديدگاه تاريخ نويسی نوين و در ورای اسطوره ها بررسی کرده بود، خودآگاهی تاريخی تازه ای در خاطره ملی ايرانيان پديد آورد. اما تصور شايع در اوان دوران پهلوی اين بود که بين دوران باستان و دوران اسلامی نوعی گسستگی تاريخی و فرهنگی رخ داده بوده است. براساس اين تصور گويا تمدن اسلامی در ايران تمدنی نوپا بوده که با دين و دولت و جامعه زبانی تازه پديد آمده و شکوفا شده است. از دهه سوم عصر پهلوی شماری از استادان دانشگاه تهران فکر تداوم فرهنگی بين دوران پيش و پس از اسلام را دنبال کردند و تاثير آداب و رسوم ارزش های فرهنگی ايران باستان را در شکل گيری تمدن تازه اسلامی، هم در ايران و هم در جهان اسلام نشان دادند. در اثبات اين تداوم تاريخی، ابراهيم پورداود به شرح تاثير آئين زرتشتی در فرهنگ ايران اسلامی، محمد محمدی ملايری به بررسی حضور پربار فرهنگ ايرانی در نواحی مرکزی امپراتوری نوپای اسلام و محمد معين به توضيح نمودهای آئين مزدايی در عرفان و ادب ايرانی پرداختند.
ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 دی1388ساعت 0  توسط مسعود لقمان  | 

 رشید اسماعیلی

در اين بُن‌بستِ کج‌وپيچِ سرما
به انديشيدن خطر مکن
روزگارِ غريبي‌ست، نازنين!


آن که بر در مي‌کوبد شباهنگام
به کُشتنِ چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد!

رشید اسماعیلی از نویسندگان روزنامک، عضو شورای سیاستگذاری سازمان ادوار تحکیم، عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران و دانشجوی محروم از تحصیل در رشته‌ی حقوق بشر در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علامه، شامگاه پنج‌شنبه، سوم‌ دی‌ماه، توسط اداره اطلاعات اصفهان، احضار و سپس بازداشت و روانه زندان دستگرد اصفهان شد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 5 دی1388ساعت 14  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

1. زمانی که نشریه متن اجتماعی (Social Text) در شماره­ تابستان 1996.م خود مقاله­ای از فیزیکدانی گمنام به نام آلن سوکال را منتشر کرد، هیچکس این مقاله را یک شوخی علمی تلقی نکرد. مجله متن اجتماعی یکی از معتبرترین نشریاتی است که مقالاتی را در زمینه نظریه­های پسامدرن به چاپ می­رساند، و به همین دلیل هم  شمار زیادی از فیزیکدانان و دانشمندان حرفه­ایِ عرصه علوم تجربی با آن سر و کار ندارند. از این رو، چنین می­نماید که هیات تحریریه از دریافت مقاله­ فیزیکدانی که به کمک مکانیک کوانتوم در صدد رد تمام عناصر اثبات­گرایانه­ علوم انسانی برآمده بود، خوشحال شده باشند. این خوشحالی بدان پایه بود که باعث شد تا از محتوای مقاله و توجه نقادانه بدان غفلت کنند.

      عنوان مقاله سوکال، به قدر کافی به محتوای طنزآمیزش دلالت می­کرد، عنوان خواندنی و تقریبا نامفهومِ این مقاله این بود: "تجاوز از مرزها: به سوی تاویلی متحول کننده از گرانش کوانتومی."


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آذر1388ساعت 7  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

عکس از روزنامک؛ نیلوفر لقمان 

گمشده در هزاره‌ها؟ 

تاریخ، به راهِ راست رود که روا نیست در تاریخ، تبذیر و تحریف کردن (بیهقی)

با دوستان و یاران در حال بررسی جنگ‌های ایران و یونان و آسیب‌شناسی دیدگاه کلاسیک غربیان به آن و غرض‌ورزی‌های تاریخی آنان بودیم که یکی دیگر از یاران خبر رساند که دکتر پرویز رجبی در مصاحبه‌ای که 12 آبان‌ماه سال جاری در روزنامه اعتماد منتشر شده است، سخنانی بحث‌برانگیز و نه چندان منطقی بر زبان رانده‌اند که نیاز است بدان‌ها پاسخ داده شود. هر کسی که اندک آگاهی‌ای درباره تاریخ ایران داشته باشد به دیدگاه انتقادی دکتر پرویز رجبی –که در همین مصاحبه وظیفه مورخ را بی‌وطنی می‌دانند– به تاریخ ایران آگاه است. ولی به راستی این مصاحبه از جنس دیگری بود.

تحلیل، آسیب‌شناسی، انتقاد دیدگاه رایج و حتی ایراد سخنان جنجالی و بحث‌برانگیز یک چیز است و پریشان‌گویی چیزی دیگر. آنچه من در این مصاحبه دیدم به راستی انتقاد و آسیب‌شناسی و سخن بحث‌برانگیز نبود. آشفته‌گویی و پریشان‌گویی سفسطه‌آمیز بود و بس. به گونه‌ای که همان روز در نشست گروه خود بدین نتیجه رسیدیم که شاید اصلاً نیاز به پاسخ نباشد. چاپ این سخنان و پخش آن کافی است تا یک عمر اعتبار علمی دکتر پرویز رجبی را بر باد دهد.

من به شخصه با همه انتقادات وارده، به موی سپید دکتر رجبی و اینکه او به هر رو در زمینه ایرانشناسی عمری را گذاشته‌اند، احترام می‌گذارم و امیدوارم ایشان پس از این انتشار این نقد، سخنان سراسر آشفته خود را تکذیب و یا تصحیح کنند. لازم به ذکر است که بخش‌های درون گیومه و ایرانیک شده، مو به مو برداشت شده از مصاحبه دکتر رجبی است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 20  توسط بهرام روشن ضمیر  |