تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

فرتوره ها از آیدا، ایمان، کاوه و نیلوفر

 

هنگام "گاهان بار پَـتيَـه‌شَـهيم" که به باور نیاکانمان، گاهِ پیدایش زمین است، فرصتِ خوبی دست داد، تا با گروهی از دوستان، سفری به آتشکده ی آذرگشنسپ در نزدیکِ تکاب (آذربایجان باختری) و همدان داشته باشیم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 0  توسط مسعود لقمان  | 

 

تاريخ در ادبيات

 

پیشگفتار

* در کشاکش همهء هجوم ها و حملات اقوام مختلف به ایران، خودآگاهی ملّی ایرانیان و خصوصاً زبان فارسی، در سنگر شعر توانست به حیات و هستی خویش ادامه دهد.
* در درون شعر فارسی، تاریخ اجتماعی ایران، نفس می کشد.
* شعر، رابطهء تنگاتنگی با تاریخ دارد، با این تفاوت که تاریخ، رویدادها و حوادث را بیان می کند، امّا شعر، حالات، روحیات و عواطف انسانها را.
* آنهمه « شاهنامه » ها نشانهء بیداری تاریخی و همّت بلند نیاکان ما در ثبت و ضبط خاطره های قومی جهت حفظ و تداوم حافظهء تاریخی ملت ما بوده است چرا که: قوم بی خاطره، فاقد هویّتِ تاریخی است. 
 


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 10  توسط مسعود لقمان  | 

گُلِ رنج های کهن*

(بخش دوم)

نیلوفر لقمان و مسعود لقمان

* از آنجا که برای ما ایرانیان امروز، درام تقریباً ناشناخته است، به این خاطر به درگیری رستم و اسفندیار با نگاه حق و ناحق نگاه می کنیم در حالی که به این موضوع دقت نداریم که در یک کشمکش، هر دو نفر می توانند صاحبِ حق باشند.

* ایرانیان از سال 612 پیش از میلاد تا 652 میلادی که با تازش اعراب، حکومت ساسانیان به پایان رسید، در درازای این 1200 سال یا تنها قدرت جهانی بوده اند، یا یکی از دو قدرت جهانی. حالا شما به تاریخ جهان نگاه کنید و بگوئید کدام کشور در جهان چنین زمانِ درازی توانسته یکی از دو قدرت جهانی باشد و همچنین با خود فکر کنید که این زمانه ی دراز چه تاثیر بزرگی روی اندیشه و ذهن ایرانیان گذاشته است.

* در دوران معاصر نیز ما به دو موج برخورد کرده ایم. یکی موج جریان چپ بود که ماندگاری اش را در نفی گذشته ی ایران می دانست. این موج تا زمانی که شوروی بر مسند قدرت بود، بر آن بود که به همه بقبولاند که شما تاریختان از انقلاب اکتبر آغاز می شود! در ایران نیز چون خود مستقیم نمی توانستند دست به این کار بزنند، دست هایشان این کار را می کردند و با انکار هویت ملی و فرهنگی ایرانیان جاده صاف کن سیاست های شوروی در ایران شدند. همچنین یک سری تحقیقات شبه علمی هم به وجود آمد که خیلی مُد روز شده بود که بگویند این شوونیشم ملی است و ... یک عده هم پیدا شدند و خواستند ملی گرایی که ما بیش از هر زمانِ دیگری که بدان نیاز داریم نفی اش بکنند و بگویند: این نفوذ فرهنگ غرب است ... . در این راستا بسیاری از بندگان ایرانی این تفکر که کلمه ی ایران آزارشان می داد، مدام این نام را نفی می کردند. چراکه می دانستند نام ایران با یک آگاهی ملی – فرهنگی کهنی در پیوند است.

* حتی در زمانی که ایران به چند تکه تقسیم شده، آگاهی به یک میهن واحد و فرهنگ واحدی به نامِ ایران وجود داشته وگرنه معنی نداشت که شاعری در آذربایجان یا در قفقاز یا در جایی که یک حکومت محلی حکومت می کرده، مدام از نامِ ایران و فرهنگ ایران بگوید، در حالی که کشوری به نام ایران وجود خارجی ندارد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 24 شهریور1386ساعت 20  توسط مسعود لقمان  | 

 پرفسور یارشاطر

براي کساني که هنوز به نظمي و منطقي درکار دانش معتقدند و خرد را راهنمايِ درستِ انديشه آدمي مي شمارند هرج و مرجي که در چند دهه گذشته گاه در هنر و نقد ادبي و تاريخ نگاري و فلسفه و برخي رشته هاي دانش مانند مردم شناسي پيش آمده، و غالباً به عنوان انديشه پيشرو قلمداد مي شود، مايه شگفتي است. دراين موارد گويي حدّ و بند را از دست و پاي هنرمند و شاعر و فرضيه ساز و نظريه پرداز برداشته اند و نوعي «خان خاني» در عالم انديشه و هنر رواج گرفته و «مُد» روز شده. پريشيدگي غالباً زير عنوان «ساختار شکني» (deconstructionism) و يا عنوان مبهم و کِش دار «پست مدرنيسم» صورت مي گيرد. به نظر مي رسد که پايبندي به خرد و لوازمي و حدودي که خرد براي انديشه معين مي کند عده اي را خسته کرده است. مانند کودکي که آرزومند رهايي از دستورهاي الزام آور پدر است اينان نيز در پي آنند که مفّري بجويند و به اِبرازِ افکاري که به مدد عاطفه در ذهن آنان شکل مي پذيرد، بي تصرف خرد و هشدار عقل، راه بدهند و آنگاه اين عنان گسيختگي را با فرضيه هاي مشکوک توجيه کنند. امثال فوکو (Michel Foucault) ودريدا ((Jacques Derrida)، که اين پريشيدگي و گريز ازعقل را با نوشته هاي تکلف آميز و لفظ پردازي هاي خنک خود رواج داده اند، علمدار «پست مدرنيسم» بشمار مي آيند. 


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 20  توسط مسعود لقمان  | 

با آغاز دهه 1360 و تسلط کامل انقلابيون اسلامي بر کشور, جريان قوم گرا نيز مانند ساير جريانات از حضور در صحنه سياسي کشور خارج شد و بقاياي آن، راه تبعيد را در پيش گرفت. تنها در کردستان اين جريان تا سالهاي اوليه دهه بعد, داراي حضور نظامي سياسي بود و آتش جنگ داخلي را گرم نگه مي داشت؛ ولي در اين منطقه نيز پس از ناکامي در نبردهاي فرسايشي, سر انجام اغلب کادرها و پيش مرگه هاي باقيمانده از کردستان ايران خارج شدند. ساير نواحي نيز در اين سالها به زندگي روزمره و عادي (و در سالهايي تحت تاثير جنگ با عراق) ادامه مي دادند. با فروکش کردن بلواي کردستان در اوايل دهه 1370, اگرچه شکاف قومي در اين منطقه مبدل به تعارض خاموش شده گرديده بود, اما در ساير نواحي کشور نه تنها هيچ اثر در خور توجهي از رشد و گسترش جريانات قومي مشهود نبود, بلکه پس از سالها، به گفته دکتر کاتوزيان، در پي ناکاميهاي آرمانگرايان مارکسيست و اسلامي, در تحقق بخشيدن به بسياري از ديدگاه هايشان, اقبال و توجه عمومي به ناسيوناليسم و ملي گرايي دوباره رونق گرفت.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 16  توسط تيرداد بنكدار  | 

گُلِ رنج های کهن*

نیلوفر لقمان  و مسعود لقمان

 دکتر جلال خالقی مطلق، عکس از ایسنا 

شاهنامه، سند هویتِ ملی ایرانیان است و هیچ خوش آیند نبود که این شناسنامه ی هویت ملی ما به مانند سایر کارهای بزرگان زبان و ادب پارسی به دست بیگانگان ویرایش شود، چراکه این کار، تنها از پسِ یک ایرانی ای که از پیچ و خم های تاریخ کهنش گذشته و می تواند به ژرفا و جانِ مایه ی سخن شاهنامه پی ببرد، بر می آید.

از نخستین ویرایش شاهنامه که به دست کاپیتان «ترنر ماکان» به سال 1829 در هندوستان انجام گرفت، 178 سال می گذرد. در این دو سده، ویرایش های گوناگونی از شاهنامه مانند: بروخیم، ژول مول، مسکو و ... به دست ما رسیده است. اما هیچ کدام از این ویرایش ها نتوانسته است از یک اعتبار و پشتوانه ی علمیِ بالایی برخوردار باشد و از سویی دیگر رویکرد ما ایرانیان به شاهنامه یا از سرشیفتگی بوده یا تنگ نظری و جای پژوهش های علمی و آکادمیک در این میان خالی بوده است. اما خوشبختانه به گفته ی دوست و دشمن، پژوهش های «دکتر جلال خالقی مطلق» درباره ی شاهنامه ی فردوسی و شاهنامه ی ویراسته ی او که به زودی از سوی نشر دایره المعارف بزرگ اسلامی در ایران به دست علاقه مندان خواهد رسید، ارزش و اعتبار علمی بالایی دارد و ویرایشگر جامع الاطرافش با تسلط بر حماسه های جهان، ادبیات پارسی، زبان های باستانی، تاریخ و ... توانسته نزدیکترین شاهنامه به سخن فردوسی را به ایرانیان ارزانی دارد.

«دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن» درباره ی سال های دراز ویرایش شاهنامه به دستِ دکتر خالقی مطلق در آلمان، چنین می گوید: «خالقی مطلق، سال ها در شهر سرد هامبورگ، در کنار اجاق شاهنامه زانو زده، همان اجاقی که مردم ایران، طی قرن ها، از آن گرمی جُسته اند.»

حال که کار 40 ساله ی خالقی مطلق برای ویرایش شاهنامه به پایان رسیده است، نگذاریم به سرنوشتی مانند فردوسی دچار شود و از او بخواهیم دم فرو نبندد و جهانی بنشسته در گوشه ای نباشد و دست کم درخواست کنیم که در دانشکده های ادبیات به تدریس شاهنامه بپردازد. باید تا دیر نشده قدر و اندازه ی او را بدانیم و سپاسگزار خدمات والای او به تاریخ و فرهنگ ایران باشیم.

دکتر جلال خالقی مطلق، متولد 20 شهریور 1316 در تهران و دارای درجه ی دکترا در رشته های شرق شناسی، مردم شناسی و تاریخ از دانشگاه کلن آلمان و استاد پیشین دانشگاه هامبورگ در رشته های زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایران است. برخی از مقالات دکتر خالقی مطلق در دو کتاب «گل رنج های کهن» و «سخنهای ديرينه» در ايران نيز چاپ شده است.

مسافرت او به ایران برای پیگیری کارهای چاپ شاهنامه اش، این فرصت را به ما داد که دمی با استاد بنشینیم و درباره ی کار بزرگش، از او جویا شویم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 16 شهریور1386ساعت 2  توسط نیلوفر لقمان  | 

آرش رحمانی

ايرانيان به علت تنوع قومي و مذهبي، هيچگاه به برتري قومي يا مذهبي معتقد نبودند. فرهنگ ايراني با اعتقاد به آزادي همه مذاهب و اقوام بنا شده است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 0  توسط تيرداد بنكدار  | 

28 مرداد 32؛ کودتا؟ یا خیزش ِ خودجوش ِ مردم؟

دکتر علی میرفطروس

* اسناد سرّیِ وزارت امورخارجــهء آمریکا و گزارش مأموران سازمان سیا در تهران، شواهد اصیلی هستند که ناباوری و شگفتی آمریکائی ها را از وقایعی که در  روز 28 مرداد 32 در برابر دیدگان شان می گذشت، نشان می دهند.

 * این اسناد، بر افسانه سرائی ها و گزافه بافی های کرمیت روزولت (که خیزش خودجوشِ مردم تهران را به حسابِ «عوامل خود» منظور کرده)، قلم بطلان می کشنـد.

 * گزارش سفارت آمریکا از تهران در  روز  28 مرداد : « یک شورش غیرمنتظره و نیرومند علیه دکتر مصدّق در جریان است ... نه تنها اطرافیان مصدّق، بلکه شاهی ها هم از این پیروزی آسان و سریع - که تا حدودی زیادی خودجوش است -  شگفت زده اند.».

* سند وزارت امور خارجــهء آمریکا: «مردم از دشنام ها و حرف های رکیک وزیر خارجه (دکتر فاطمی) و سردبیران روزنامه ها در حمله به شاه، احساس تنفّر و انزجار کردند».

 * اشتباه بزرگ شاه و دولت زاهدی در محاکمــهء ناروای دکتر مصدّق و تأثیرات عمیق آن بر روانِ سیاسی و حافظــهء ملّی ایرانیان و خصوصاً تبلیغات گُسترده و دیرپای حزب توده (که با وقوع 28 مرداد، امیدِ ایجادِ «ایرانستانِ» وابسته به شوروی را بر باد رفته می دید)، همه و همه، محكوميّت تاريخی 28 مرداد را - بعنوان یک «کودتا» - بر حافظــهء تاريخی جامعــهء ما تثبيت كرد. از اين زمان - بار  ِديگر - «تاريخ» به «تقويم» بدل گرديد و «عقل نقّاد» به «عقل نقّال»، سقوط كرد و انديشــهء سياسی، به آئين ها و عزاداری های مذهبی تبديل شد.

* پس از گذشت 50 سال، 28 مرداد را (به هر نامی که بنامیم) بعنوان یک «گذشته» باید تبدیل به «تاریخ» کنیم و مانند ملّت های اسپانیا، شیلی و آفریقای جنوبی، با بلندنظری و نگاه به آینده، بکوشیم تا بر گذشتــهء عَصَبی و ناشاد خویش، فائق آئیم.

 * هم رضا شاه و محمد رضا شاه، هم قوام السلطنه و دکتر مصدّق، در بلندپروازی های مغرورانــهء خویش، ایران را سربلند و آزاد و آباد می خواستند، هر چند که سرانجام، هر یک – چونان عقابی بلندپرواز -  در فضای تنگ محدودیّت ها و ضعف ها و اشتباهات، پـَر سوختند و«پـَر پـَر» زدند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 شهریور1386ساعت 1  توسط مسعود لقمان  | 

ارتشبد فريدون جم

در شهریور ماه سال 1320 ایران علی رغم اتخاذ موضع بی طرفی

در جنگ جهانی دوم مورد هجوم نیروهای متفق شوروی و انگلیس قرار گرفت

و توسط آنان به اشغال درآمد. در مورد زمینه ها و پیامدهای این واقعه

تاکنون مورخان و صاحب نظران پرشماری دست به پژوهش برده و به

نتایج گوناگون و گاه متضادی رسیده اند، به طوری که هنوز هم پس

از گذشت نزدیک به هفت دهه از رخداد شهریور 20 این واقعه

به عنوان نقطه ای مناقشه بر انگیز و قابل بررسی میان پژوهندگان

تاریخ ایران مطرح است.

در همین راستا بود که هنگامی که به گفت و گوی یکی از شاهدان

دسته اول و موثق این واقعه با نشریه پژوهشی تلاش دست یافتیم

دریغمان آمد که آنرا برای مطالعه خوانندگانمان ارائه نکنیم و برای حفظ

ویژگیهای این منبع اولیه از هرگونه دخل و تصرف در متن خودداری

نمودیم. روایتگر رخداد شهریور 20 در این گفت و گو ارتشبد فریدون جم

است که در آن سالها داماد رضاشاه پهلوی بود ودر شمار آخرین افرادی

که در کنار وی قرار داشت ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 1  توسط تيرداد بنكدار  | 

در كردستان وضع كمي متفاوت بود. در اين ناحيه كه همواره بخش تفكيك ناپذير فرهنگ ايراني به شمار مي رود، در پايان جنگ جهاني دوم براي نخستين بار به تحريك شوروي و با اعلام جمهوري موسوم به مهاباد گرايشات تجزيه طلبي مطرح شد. پیش (و پس) از آن كردها همواره مانند ساير اقوام ايراني از آنچه بر اين كشور گذشته متنفع و يا متضرر گشته اند؛ و هرگاه كه اقتدار حكومت مركزي روبه ضعف و زوال مي رفت، در نهايت خطه كردستان (مانند ساير نقاط) شاهد ظهور گردنكشاني نظير «اسماعيل آقاسيمكو» بود كه به قتل و غارت و گردنکشی مشغول بوده و هرگز داعيه اعلام استقلال و تشكيل دولت- ملت را نداشتند. زيرا آنجا كه مسئله هويت يابي ميهني در درون مرزهاي ايران مطرح مي گشت، همواره با وجود مولفه ها عميق پيوند دهنده (مانند برگزاري جشن نوروز و پیوندهای زبانی و ...) ترديدي در پيوند ميان كردستان (مانند لرستان يا گيلان) با ساير نواحي ايراني نبود. به همين جهت اقدام قاضي محمد در ايران يك بدعت تازه بود كه با تحريك شوروي و تحت تأثير جريانات آن سوي مرز (در كردستان عراق) شكل گرفت و هيچ مبنايي برشرايط كردستان ايران نداشت جز تكيه بر حضور قواي اشغالگر شوروي در كشور.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 1  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

استاد مرتضی ثاقب فر

در پس ماجراي کناره گيري کيخسرو از سلطنت و در واقع خودکشي او، يک نظريه سياسي عميق نهفته است. انکار نمي کنم که در اين کار او رنگي از يک نوع فلسفه سياسي وجود دارد، اما هر فلسفه اي نيز دلايل ويژه خود را دارد که بايد روشن شود. اين مساله کوچکي نيست که پادشاهي درست در اوج خوشبختي و پيروزي و کامروايي، هنگامي که نه تنها بر تمام دشمنان کشور پيروز شده، بلکه ريشه بدي را از جهان برکنده است و براي هميشه به يک دوره طولاني از پيکارهاي ميان نيکي و بدي به سود نيکي پايان داده است، و نيکي را بر همه جهان فرمانروا گردانيده و ظاهرا هيچ دليلي براي پشيماني يا نگراني ندارد، نه فقط تصميم به کناره گيري بگيرد بلکه بر آن شود تا اين جهان را ترک گويد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 16  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

 

طی نظرسنجی ای که از خوانندگان روزنامک با عنوان "دوست دارید در روزنامک، بیشتر به چه بخش هایی پرداخته شود؟" انجام شد. "همه ی آنها" بالاترین و بخش "هنر" کمترین رای را به خود اختصاص داد.

در این نظر سنجی که از تاریخ 16 خرداد تا 5 شهریور 1386 در روزنامک انجام شد، 77 نفر به بخش های زیرین، چنین رای دادند:

1. همه ي آنها:  24رای - 31.1%

2. تاریخ باستان: 15رای - 19.4%

3. ایرانشناسی: 10رای - 12.9%

4. تاریخ همروزگار: 9رای - 11.6%

5. اندیشه: 7رای - 9%

6. ادبیات: 5رای - 6.4%

7. فرهنگ: 4رای - 5.1%

8. هنر: 3رای - 3.8%

 روزنامک

لوگوی تارنگار روزنامک، هدیه ی نوشا احمدپور به روزنامک

خوانندگان گرامی روزنامک می توانند در بخش گفتارهای نیک این نوشته، موضوعی متناسب با خط مشیِ این تارنگار، برای نظرسنجی بعدی پیشنهاد کنند.

بی شک شما می توانید با شرکت در این نظرسنجی ها به بهتر شدن کیفیت روزنامک کمک کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 12  توسط مسعود لقمان  | 

 

28 مرداد 32؛ کودتا؟ یا خیزش ِ خودجوش ِ مردم؟ (1)

* مقالـهء تُند و سخنرانی توهین آمیز دکتر حسین فاطمی علیه شاه در روز 25 مرداد 32 و پخش آن از رادیو تهران، تخریب مجسّمه های رضا شاه و محمد رضا شاه و شعارهای حزب توده – مبنی بر «برچیده باد سلطنت! پیروز باد جمهوری دموکراتیک» - باعث ترس و نگرانی شدید کَـسَبه، پیشه وران و مردم عادی تهران گردید، و اینهمه، فضای روانی ِ جامعه و سربازان را علیه مصدّق و به نفع شاه و بازگشت او، تغییر داد.

بـاختـر امـروز (دکتر حسين فاطمی): شمارهء 914 ، شنبـه 29 شهـريـور 1331 

* شعبان جعفری ازحمایت و احترام بسیاری از رهبران جبهــهء ملّی برخوردار بود و تا غروب 28 مرداد در زندان بسر می بُرد!


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 14  توسط مسعود لقمان  | 

مژده! بالا خره دست اندرکاران سينما به خود آمدند. بالا خره همه ديديم که در ايران هم سنديکا و اتحاديه حمايت کننده وجود دارد و بالا خره مسوولا ن بلند پايه فرهنگ  و هنر ايران، گرچه نه چندان تاثيرگذار و بلند مدت بلکه براي لحظاتي کوتاه، به اين مسئله فکر کردند که هنر احتياج به حمايت دارد.

پیوند این نوشته در روزنامه ی مردم سالاری 


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 3 شهریور1386ساعت 11  توسط   | 

حفظ اتحاد، لزوماً تخریبِ بنا نیست

 

در راهِ کاشان و فین، آرامگاهی با گنبدِ فیروزه ایِ زیبایی وجود دارد که منسوب به فیروز نهاوندی (فیروزان) است. متاسفانه چندی است که زمزمه هایی برای تخریب این آرامگاه که اثری تاریخی و جزو میراث فرهنگی ایران است، شنیده می شود.

فیروزان یکی از ایرانیانی بود که پس از اشغال ایران به دست اعراب، اسیر و به بردگی به مدینه برده شد. در آنجا بود که فیروزان برای گرفتن انتقام آنچه که بر ایرانیان رفته است، در سال 645 میلادی، عمربن خطاب را به قتل رساند. فیروزان چون دارای دختری به نام مروارید بود و از آنجا که مروارید در زبان عربی "لولوه" می شود، ابولولو لقب گرفت و شیعیان نیز از او با نام "امامزاده بابا شجاع الدین" یاد می کنند و در روزهای نهم تا یازدهم ربیع الاول هر سال، مراسم جشن و شادمانی در آرامگاه او برپا می دارند. در روایت است که پس از کشته شدن خلیفه ی دوم به دست فیروزان، عبیدالله - فرزند عمر - مروارید دختر خردسال فیروزان به همراه دو ایرانی دیگری به نام هرمزان و جفينه را به خونخواهی پدر به قتل رساند.

برای آگاهی از وضع کنونی این اثر تاریخی و راستی یا ناراستی شایعه ی تخریب این بنا، روزنامک گفت و گویی با مهندس غلامرضا حسنی مقدم، رئیس میراث فرهنگی کاشان داشته است که از نظرتان می گذرد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 10  توسط مسعود لقمان  |