تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

چندی پبش دکتر ناصر فکوهی دو گفت و گو با عنوان های "خودشیفتگی و هویت" و "مطالبات قومی و منطق خشونت" با تارنمای "برای یک ایران" داشت که با پروانه ی ایشان بخش هایی از این دو گفت و گو با عنوان "مساله ما باید حفظ و تقویت زبان فارسی باشد" در روزنامک بازنشر می شود.

  • متاسفانه ما در سطح زبان با نوعی تخریب سروکار داریم که با گونه‌ای از «شلختگی» وضعیت بدتری پیدا کرده است. اینکه می گویند «هویت خواهی» قومی «واکنشی» به «هویت خواهی ملی» است، خود نمونه‌ای از این تخریب است. به گمان من باید در گفته های خود به ویژه در زمینه‌هایی چنین حساس بسیار دقیق‌تر بوده و وسواس بیشتری به خرج بدهیم.
  • ایده دولت در ایران ایده جدیدی نیست، و هر چند ایده ملت به نظر من متاخر است اما لااقل به شکل سیاسی تا تاریخی دور دست در این کشور وجود داشته است، ما ادبیاتی غنی و منابع بی پایان اسطوره‌ای و تاریخی داریم که می توانیم برای ساختن دولت و ملت از آنها استفاده کنیم، البته مشروط بر آنکه خود تحت تاثیرعمل «ساختن»ی که در حال انجامش هستیم قرار نگیریم و مفاهیم قراردادی دولت و ملت را با مفاهیمی ذاتی و «طبیعی» یکی نگیریم چون در این صورت یا در دام قدرتمداری می افتیم و یا در دام نوعی ملی گرایی سطحی و عامیانه. و البته این نافی آن نیست که ما به هر دو این ایده‌ها و به تحقق در آمدن کامل آنها احتیاج داریم.
  • نقش زبان میانجی در ایران، یعنی زبان فارسی که نه یک زبان قومی بلکه زبانی میانجی است که اقوام را به یکدیگر متصل کرده و منسجمشان می کند، نقشی حیاتی است. ایرانی بودن بدون فردوسی، حافظ، مولوی، سعدی و حتی در دوران مدرن بدون نیما و هدایت و ساعدی و شاملو و ... معنایی ندارد و همه این ها یعنی زبان فارسی. افزون بر این زبان فارسی چیز دیگری نیز هست و آن بزرگترین ابزار ما در سطح بین المللی برای بقا و دوام آوردن به مثابه یک سیستم تمدنی است.
  • مساله ما باید حفظ و تقویت زبان فارسی به مثابه ابزار قدرتمندی باشد که هویت ملی ما را در سطح بین المللی نمایندگی می کند. انگلیسی نوشتن برای حضور در محافل علمی بین‌المللی البته کاری درست است اما می توان این کار را به مترجمانی واگذار کرد که متون فارسی را به انگلیسی منتشر کنند، ولو آنکه این مترجمان خود ما باشیم. منظور من آن است که برای ما باید اهمیت بیشتری داشته باشد که فرهنگ را در زبان خودمان تقویت کنیم و نه در زبان انگلیسی.
  • ما خوشبختانه زبان فارسی را داریم که دو حسن دارد نخست آنکه هزاران سال است یک زبان رسمی و سیاسی است و در عین حال میانجی است و دوم اینکه یک زبان قومی نیست. اینکه رابطه زبان میانجی با سایر زبان ها چه باشد، به نظر من، اگر در سطح حوزه‌های بزرگ تمدنی ما با یک جنگ روبروئیم، در سطح ملی جنگی در کار نیست، بلکه زبان‌های محلی و قومی ما در واقع مواد و زیر مجموعه‌هایی هستند که می‌توانند به زبان میانجی کمک کنند که قوی تر شود و زبان ملی نیز می‌تواند آنها را در تداوم یافتن و قدرتمندتر شدن هر چه بیشترشان کمک کند. سیاست‌های ما باید سیاست‌های چند زبانی باشد، ولی با محور قرار دادن زبان میانجی که همانگونه که گفتم ابزار اصلی ما برای حضور موثر در جهان است.

روزنامک شما را به خواندن این گفت و گو دعوت می کند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 29 دی1386ساعت 8  توسط مسعود لقمان  | 

"جان گالتونگ" نظریه پرداز ساختارگرا، در نظریه امپریالیسم خویش، نظام بین الملل را متاثر از نظریه"نظام جهانی امانوئل والرشتاین"متشکل از دو گروه عمده "کانون" و "پیرامون" می داند ومعتقد است که در هر دو قسمت کانون و پیرامون، بخشهای کانونی و پیرامونی هم وجود دارد. به این ترتیب کانون خود شکل گرفته از "کانون کانون" و "پیرامون کانون" و پیرامون نیزمتشکل از" کانون پیرامون" و "پیرامون پیرامون" است. به نظر "گالتونگ" همواره میان هردو کانون، "همگونگی" به معنای اشتراک در منافع وجود دارد. در حالی که میان دو پیرامون چنین رابطه ای وجود ندارد. مدل "گالتونگ" به عنوان یکی از بهترین الگوها جهت ترسیم جایگاه کشورها درعرصه روابط بین المللی شان می باشد. (1) در این پژوهش، با استفاده ازاین مدل ، چگونگی روابط ایران و افغانستان از سال 1953 م/ 1332خ تاکنون بررسی میشود. از این روی مبدا بررسی را بر این سال نهاده ایم که –همانطور که اشاره رفت- در این سال در پی واقعه 28 مرداد 1332، ایران با فاصله گرفتن محسوس از رویکرد سنتی بی طرفی و ورود به عرصه بلوک بندیهای جنگ سرد، اولین گامها را در جهت گذار به موقعیت "کانونی پیرامون" را بر می داشت. این مقطع زمانی که به مثابه نقطه آغاز پژوهش در نظر گرفته شده، تا سال 1971 م/1350 خ که ایران موفق به تثبیت کامل موقعیت مورد اشاره گردید، ادامه دارد و از این سال با ارتقای قطعی جایگاه ایران در نظام بین الملل، به مدت کمتر از هشت سال یعنی تا سال 1979 م/1358خ که همزمان با وقوع انقلاب در ایران است، به بررسی این روابط در مرحله "تثبیت موقعیت کانونی پیرامون" ایران خواهیم پرداخت و در مرحله پایانی، چگونگی این روابط را از پیروزی انقلاب ایران تا زمان حاضر بررسی نموده و چگونگی جایگیری این رابطه در مدل "گالتونگ" را در این سالها واکاوی می نماییم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 دی1386ساعت 8  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

 

امشاسپندِ  بهمن، نگهبان ِ چارپایان سودمند در جهان ِ مادى 

بهمنگان جشنی در ستایش خرد پاک و منش نیک است و در این روز آشی بنام " بهمنگان " در دیگی بنام بهمنجنه از حبوبات و انواع گوشتها می پزند و به شادی و شادمانی می پردازند. ... 


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 8  توسط مسعود لقمان  | 

سرنوشت تراژیکِ زن ایرانی

زمستان است ... شاید چونان همیشه ... هرچند سوز سرما تا نه توی استخوان هایت رخنه کرده، امّا شور دیدن نمایشی از "بهرام بیضایی" – اتفاقی که چند سال یکبار می افتد - کافیست که تو را وادارد، شال و کلاه کنی و خودت را به تالار رودکی که چند صباحی است، وحدت نامیده می شود، برسانی.

نمایش آغاز می شود ... جوانی در زیرِ نوری کم سو، پشت میزی نشسته و چنین می نماید که گزارش ها و اعتراف های اشخاص را یادداشت می کند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386ساعت 1  توسط مسعود لقمان  | 

نامه ی اعتراضی دوست گرامی ام "مهندس علیرضا افشاری" (دبير پايگاه اطلاع‌رساني براي نجات يادمان‌هاي باستاني) که چهارشنبه دوازدهم دي ماه به دبيرخانه روزنامه جام جم تحویل داده شده و شوربختانه هنوز این نامه را بازتاب نداده اند.

آقای افشاری این نامه را برای روزنامک فرستاده است تا خوانندگان روزنامک نیز در جریان امر قرار گیرند.

با سپاس از مهر ایشان شما را به خواندن آن فرامی خوانم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 8  توسط مسعود لقمان  | 

انديشه های صائب در شعرهای «صائب»

(بخش سوم)

(بخشی از فصل سوم کتاب «تاریخ در ادبیات») *

دکتر علی میرفطروس

 

* دوران رنسانس، دوران لذّت طلبـی های طبیعی، عصـر  ِ شــادی ها و شادخواری هـــا و میــل به کامجوئی هــای توبــه ناپذیراست و شــعر صــائب تبــریــزی، نمــونــۀ روشــنی است از ایــن کــامجوئــی هـــا و لذّت طلبی ها.

* در اروپــا، پیــدایش «دولت هــای مـلّی»، عامل ظهور «ملیّت» و قوام «آگاهی ملّی» گــردید، امّا در ایـران، برعکس، این مفاهیم از دیرباز در فرهنگ و تاریخ و ادبیات ما وجود داشته است. اشعار و اندیشه هــای شاعـران عصر صفوی، نمونه هــای درخشــانی از ابراز «حس ملّی»، «وطن دوستی» و «آگاهی ملّی» بشمار می روند.

* صائب، یـکی از منتقــدان شجاع و بــی پروای زاهدان و فقیهان بوده و نسبت به حضور و حاکمیّت خانمانسوز آنان، هشدار می داد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 22 دی1386ساعت 0  توسط مسعود لقمان  | 

پرفسور اکرم عثمان

 اکرم عثمان

نگاهی به داستان «مردا ره قول اس»

 نوشته ی دکتر اکرم عثمان

 برف میباريد و شير دانههايش را از پشت شيشه يگان يگان میشمرد...» (ص 1، سطر 1). 

نخستين بار اين عبارت شيرين و منسجم را با آوايی دلپذير و از زبان خود نويسنده، پروفسور اکرم عثمان شنيدم. از سايت فـــردا، که جا دارد همينجا از آنها تشکر کنم. بصورت نوشتاری هم اين داستان در دسترس بود اما نخست خواستم آنرا با همان گويش خوش، به گويش «شير» به گوش بسپارم، تا که شير را در مکانی حسی و بی مرز، از خُجند تا کرانههای دريای فارس که اقليمهای شورانگيز زندگانی اوست، با دردها و رنجها و نوميدیهای او از نامردمیها، بی آنکه خود غربتی برای آن متصور باشد، به جای آورم. غربتی که به ناچار بيگانهگان و بيگانه پرستان در اين قلمرو ذهنی و زيستی به صورت غربتی درون وطنی و دردآلود بر او تحميل کردهاند که دامنهاش حتا فرسنگها فرسنگ دورتر از آن هم کشيده شود و لاجرم به آن تن دهد.
و سرانجام عشق. به خاطر عاشق شدن او. چه زيباست عاشق شدن او، در اين برهوت نامرادیها و... خوشا عاشق شدن اما جدايی....


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 دی1386ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

نیم قرن کوشش در راستای گسترشِ فرهنگِ ایران

مسعود لقمان، فرید شولیزاده

دکتر پرویز اهورایی، عکس از روزنامک

خیابان انقلاب، چهار راه کالج، کوچه ی بامشاد، پلاک 7 ... اینجا سازمان فرَوَهر است، یکی از بنیاد های وابسته به جامعه ی زرتشتیان ایران. ساختمانی دیرپا با آجرهایی رنگ و رورفته که هر کدام هزاران خاطره ی شورانگیز از گذشته در سینه دارند!

براستی اگر رهگذری از اینجا بگذرد و از گذشته ی این بنا و خدمات شایانی که در آن برای بسط و گسترش بن مایه های فرهنگِ ایرانزمین انجام شده، آگاهی نداشته باشد، تنها نظاره گر بنایی قدیمی است که چرخ روزگار، از آن پیری رنجور، پدید آورده و رمقی برایش باقی نگذاشته ...

چه بسیار دل های سوخته از عشق به فرهنگ این خاک که در اینجا نتپیده و چه عرق هایی از غم وطن که در اینجا از پیشانی نچکیده! درنگی کوتاه در نام های بزرگی که در میان گنجینه ی فرهنگی این بنیاد بچشم می خورند در نگاه نکته سنج، تنها یک چیز را بر می تابد و آن این است که خواستن، توانستن است، حتی اگر بگویند نمی توانی! نام بزرگانی چون: استاد ابراهیم پورداوود، دستور دکتر دهالا، دینشاه ایرانی، دکتر بهرام فروشی، استاد رشید شهمردان، استاد هاشم رضی، دکتر علی اکبر جعفری، پرفسور عباس مهرین (شوشتری)، دکتر مهرداد بهار، فرزانه مهرداد مهرین، موبد دانشمند اردشیر آذرگشسب، موبد دانشمند فیروز آذرگشسب، دستور دانشمند رستم شهزادی، دکتر جهانگیر اوشیدری، استاد فریدون جنیدی و ... اینها تنها گوشه ای از نام های بزرگی است که در گنجینه ی مفاخر و مشاهیر فرهنگی این سازمان می درخشند و هر کدام بنحوی در یک دوره ی زمانی، یار و همراه این بنیاد بوده اند و آثارشان بوسیله ی انتشارات فرَوَهر منتشر و در اختیار عموم قرار گرفته است. به جرات می توان گفت که مرکز نشر آثار چاپ شده در این بنیاد با تمام کمی ها و کاستی ها (خواسته و ناخواسته) یکی از کامل ترین مراکز عرضه ی آثار و منابع مکتوبِ پیرامون فرهنگ و اندیشه ی ایران باستان در سده ی اخیر بوده است. در این میان از دوماهنامه سازمان نیز نباید غافل شد، نشریه ای با بیش از چهار دهه قدمت که بیش از 400 شماره از آن با معیار های پژوهشی قابل قبول، بطور مستمر در تمامی این سالها چاپ شده و گنجینه ای است مکتوب از نوشتارهای تحقیقیِ گروهی از بزرگترین مشاهیر ادب و فرهنگ ایران ...

بر خود بایسته دیدیم با حضور در سازمان فرَوَهر پای سخن این گرامیان بنشینیم. عصر یک روز پائیزی بود که در ساختمان سازمان فرَوَهر، خود را در برابر چهره مصمم و جدی دکتر پرویز اهورایی، رئیس هیات مدیره ی سازمان جوانان زرتشتی تهران (فرَوَهر) یافتیم و از چند و چون کوشش ها و کنش های فرهنگی این سازمان از ایشان جویا شدیم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 دی1386ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 

اثر سالوادور دالی

  • با يك جمع بندي مي­توان گفت كه عوامل مشخص كننده هويت يك ملت شامل: نظام فرهنگي مشخص، جفرافيا، حقوق و قواعد بين مردم و مردم و حكومت و زبان و ميراث تاريخي مي­باشد.
  • نمي­دانم چرا دانشمندان با نوعي وحشت از معرفي زرتشت به عنوان يك فيلسوف ولو فيلسوف كم مقدار ابا دارند. در حالي كه اگر تنها يك ديانت روحاني و فلسفي در دنيا وجود داشته باشد، ديانت اوست. چرا از قبول اين واقعيت خودداري مي­شود؟ علت قدمت زياد آن است؟ همه چيز بيش از تصور ما قديمي است به خصوص فلسفه. سيمون پترمان
  • هانري كربن معتقد است كه تداوم انديشه ايرانشهري در گذار به دوره اسلامي عامل اصلي در تداوم تاريخي (هويتي) و فرهنگي ايران زمين به حساب مي­آمد.
  • با ورود اعراب زبان عربي در همه جا حتي به ضرب شمشير فراگير مي­شود و حتي حديث­هاي جعلي زيادي نيز براي مقابله با زبان فارسي ساختند، مانند: حديث ابوهريره.
  • با توجه به گذشته اين مرز و بوم، ملت به تعبير اسميت و هوگ اتسون، با اين نمونه­هاي تاريخي ذکر شده، در اين كشور وجود داشته و به تبع آن نه تنها مفهوم هويت ملي بلكه آگاهي از آن نيز وجود داشته است وگرنه چگونه ممكن است فردوسي با رنج سي ساله در پي ساختن دوباره ايران باشد. هويت ملي ايران و آگاهي از آن بنا به ويژگي ملت‌هاي قديمي و كهن به طور مداوم و با فراز و فرود در دوره‌هاي تاريخي جريان داشته و هرچند در اين مسير گذار از بحرانها، تأثيراتي را پذيرفته اما عناصر ذاتي خود را حفظ نموده و پيوسته باز توليد نموده است.
  • هويت ايراني به مثابه انگاره‌ها و عناصر شناساگر توسط حاملان متعدد و مختلف گاه در خامه مورخان، شاعران و فيلسوفان و گاه در سايه تدبير وزراء و كارگزاران ايراني، خويش را به عنوان يك حقيقت زنده و پويا به منصه ظهور رسانده است. بديهي است كه در مسيرِ اين شدن‌ها، هويت‌ ايراني چند بعدي و چندلايه گشته و عناصر ذاتي آن پيچيده‌تر. اما هيچ‌گاه ارتباط خويش را از گذشته نبريده و همچنان پايه اي براي تعريف هاي جديد تر از «خودِ مليِ ايراني» است.

ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 12  توسط مسعود لقمان  | 

 

قوام

  • «وجاهت ملي را آدمي كسب نمي كند كه با خود به گور ببرد، بلكه به گاه ضرورت بايد آن را براي منافع ملي اش هزينه كند.»

                                  قوام السلطنه

 

قوام در شرايطي در روز هشتم بهمن 1324 فرمان نخست وزيري را از شاه گرفت كه تا پايان دوره ي مجلس چهاردهم در 21 اسفند ماه، كمتر از يك ماه فرصت باقي بود. قوام السلطنه با علم بر اين نكته، معرفي كابينه را 20 روز به درازا كشاند، چرا كه مي دانست راي شكننده اش با تلاش فراوان مخالفانش، مي تواند مسبب ساقط شدن دولت او بوسيله ي نمايندگان مخالف در هنگام معرفي كابينه و طرح دولت باشد. اين تعلل در معرفي كابينه آنقدر به طول انجاميد كه صداي دكتر مصدق در مجلس را در آورد كه نبايد 20 روز مجلس را به عذر اينكه دولت تشكيل نشده است تعطيل كرد. سرانجام قوام السلطنه 20 ساعت قبل از سفر معروفش به مسكو كابينه را به مجلس معرفي كرد. روز بيست هشتم بهمن قوام در نطق معرفي كابينه ي خود به مجلس گفت:

"در اين موقع بر حسب تمايل اكثريت مجلس و امر اعليحضرت همايوني، اداره ي امور كشور به عهده ي اينجانب محول گشته، خاطر نمايندگان محترم را به اين نكته متوجه مي سازم كه قبول چنين مسئوليت سنگيني از طرف من با وضع آشفته ي كشور و با دشواريهاي بين المللي كه تاريخ نظير آنرا كمتر نشان داده است، صرفا براي خدمتگذاري ميهن مقدس و نجات هموطنان گرامي از طوفان خطرات و مشكلات است. اميدوارم اينجانب در توفيق به خدمت با ياري خداوند متعال و توجهات اعليحضرت همايوني و تقويت مجلس شوراي ملي، مخصوصا با پشتيباني عموم ملت ايران بتوانم موفق باشم."


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت 16  توسط مسعود لقمان  | 

انديشه های صائب در شعرهای «صائب»

(بخش سوم)

(بخشی از فصل سوم کتاب «تاریخ در ادبیات») *

دکتر علی میرفطروس

 

* شاعران عصر رنسانس بجای بکارگیری واژگان مجرّد و مفاهیم انتزاعی، بیشتر به واژگان و مفـاهیم مـادی و عینی زنـدگی روزانه توجـه داشتند. به عبارت دیگر: شاعران این عصر، «شاعران اشیاء» بودند.

 ٭ جنبۀ دیگری از رنسانس اروپـا، تغییر نگـاه انسان از «خـدا» بـه «خـود» و حذف یـا اسقـاط بسیاری از آئین هــا و قــید و بــندهـای دینـی بـود. ایـن تغـییر نــگاه و نــظر، ضـمن رواج «فــردگـرائی» و رهـــائی از قــــید و بندهای دینی، باعث پیدایش نوعی ادبیات عرفی (غیر شرعی) گـردید.

٭ شعر صائب، بـازتاب نـگاه متجـدّدانۀ شــاعر در آستـانۀ ظـهور تجــدّد در ایران است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 دی1386ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 

 

 ایران زمین

نخستین شماره ی «ایران زمین» منتشر شد

نخستین شماره ی نشریه دانشجویی «ایران زمین» دانشگاه تهران به سردبیری پیمان اسدزاده با جُستارهایی پیرامون اندیشه، تاریخ، فرهنگ و ادبیات منتشر شده كه فهرست آن را از پي خواهيد ديد.

 بخارا

شصت و سومين شماره «بخارا» منتشر شد

مجله بخارا اين شماره خود را به مسائل زبانشناختي اختصاص داده است كه تصوير دكتر محمد رضا باطني را روي جلد دارد و داراي مقالاتي است كه فهرست آن را از پي خواهيد ديد. اين شماره بخارا در سالروز تولد دكتر باطني به وي تقديم شده است. 

 

خوانندگان روزنامک باید بر خود بایسته بدانند که با خرید این نشریه های فرهنگی به دوام آنها و گسترش فرهنگ ایران یاری رسانند.

 


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 13  توسط مسعود لقمان  | 

 

اين يادداشت را در روزنامه ي «مردم سالاري» هم می توانيد بخوانيد

 

روزنامه ي جام جم در مطلبي با عنوان «شهري ميان آتشکده هاي زرتشتي» که در روز پنجشنبه، ششم ديماه در صفحه 14 خود چاپ کرده با صراحت از آذربايجان ايران به نام «آذربايجان جنوبي» ياد نموده است. اين نام جعلي که داراي هيچ پيشينه ي تاريخي نيست، از سوي تجزيه طلبان به آذربايجان ايران اطلاق مي شود. در اين مطلب همچنين از تخت سليمان به عنوان «نماد وحدت کشور آذربايجان» ياد شده که بر اثر «تاخت و تاز اقوام وحشي پارس و عرب» ويران گرديده است. در اين نوشته که حتي يک رفرنس هم ندارد، آشکارا با جعل تاريخ طوري وانمود شده که آذربايجاني که هيچگاه تاريخش از تاريخ ساير مناطق ايران جدا نبوده، داراي شاهان، حاکمان، پايتخت و سپاهيان خاص خود بوده است.

انتشار اخبار و اطلاعاتي که تماميت ارضي يک کشور را نقض مي کند، در همه ي کشورهاي جهان با ممنوعيت روبروست. در فصل چهارم، ماده 6 قانون مطبوعات جمهوري اسلامي ايران نيز اين موضوع پيش بيني شده است.

لازم به ذکر است که اين روزنامه که از منابع عمومي براي انتشار استفاده مي کند، تاکنون هيچ پاسخي به اعتراض هاي خوانندگان خود درباره ي ترويج ادبيات تجزيه طلبانه و تحريف تاريخ نداده است.

 

 در این باره:

ادبیّات پان ترکیستی در روزنامه ی "جام جم" (یادداشتی از مسعود لقمان)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 21  توسط مسعود لقمان  | 

این هفت بند از نوشته ای به نام "شهری میان آتشکده های زرتشتی" که در روزنامه ی جام جم چاپ شده است را بخوانید:

1. ... بقایای این مجموعه بر روی جبهه ای از سنگ در 48 کیلومتری شمال شرق تیکان تپه (تکاب) در آذربایجان جنوبی قرار گرفته که در میان انبوهی از آثار طبیعی و مصنوعی مانند دریاچه ها، آب گرم ها، قبور کهنسال و ابنیه تاریخی دیگر احاطه شده است ...

2. ... تخت سلیمان امروزی باقی مانده ی قلعه و آثار بزرگ و عمارات مخصوص برای سکونت موبدان بوده است که در زمان اشکانیان در نهایت آبادی و اوج قدرت بوده و در نتیجه ی حمله ی رومیان و تاخت و تاز اقوام وحشی پارس و عرب ویران شده و آثار تمدن آن به میزان زیادی از بین رفته است ...

3. ... تخت سلیمان به عنوان نماد وحدت کشور آذربایجان، از احترام بالایی برخوردار بوده است ...

4. ... این ایوان بلند برای اقامت پادشاهان و آتابیگان آذربایجان در زمانی اجرای مراسم زیارت آتشکده ی سلیمان و بار عام احداث شده است ...

5. ... از برخی تاریخ نویسان و جغرافیدانان دنیای قدیم درباره ی شکوه، تزئینات سقف و ملزومات اشرافی به ویژه تخت جواهر نشان سلطنتی طاقدیس این ایوان یادداشت هایی باقی مانده که گویای توجه شاهان و حاکمان آذربایجان به رونق و شکوه این مکان مذهبی و سیاسی است ...

6. ... قلعه باعظمت تیکاب در سال 624 میلادی به واسطه ی حمله ی ارتش روم و شکست سپاهیان آذربایجان مورد غارت و تخریب و بی حرمتی و از اعتبار آن کاسته شد ...

7. ... در جغرافیای تارخی آذربایجان، شهر شیز از پایتخت های بزرگ آذربایجان است که بعدها مرکز بزرگ آتشکده ی عظیم آتابیگان آذربایجان شد ...

(شهری میان آتشکده های زرتشتی، فرشته مرادی، روزنامه ی جام جم، سال هشتم، شماره 2182، پنجشنبه 6 دی 1386، صفحه 14)

***

پس از خواندن این شبه نوشته در روزنامه ی وابسته به رسانه ی ملّی! که در آن به صراحت با جعل تاریخ، از آذربایجان ایران به آذربایجان جنوبی! یاد کرده و چنان تاریخ تحریف شده که توگویی آذربایجانی که هیچگاه تاریخش از تاریخ سایر مناطق ایران جدا نبوده، کشوری مستقل با شاهان و حاکمان و آتابیگان! و پایتخت خاصِ خود بوده است. این شبه نوشته که حتی یک رفرنس هم ندارد با بی شرمی تمام از تخت سلیمان بعنوان نماد وحدت کشور آذربایجان! یاد می کند.

طبعاً هر ایرانی از رسانه ای که از منابع عمومي بهره می برد، انتظار دارد در راستای حفظ تمامیّت ارضی ایران و بالا بردن سطح آگاهی ایرانیان از تاریخ و فرهنگ راستینش بکوشد نه اینکه به تحریف تاریخ و ترویج ادبیات تجزیه طلبانه روی آورد. بدین روی دوستداران تاریخ و فرهنگ و تمامیّت ارضی ایران انتظار دارند، روزنامه ی جام جم پاسخ قانع کننده ای به خوانندگانش بدهد و بابت این سهو از آنها پوزش بخواهد تا از پیگیری حقوقی این مسئله از طریق مراجع قانونی صرف نظر شود.

خوانندگان گرامی می توانند نامه های اعتراض آمیز خود را به نشانی سردبیر روزنامه ی جام جم (info@jamejamonline.ir) و دبیر صفحه ای که این نوشته در آن چاپ شده (society@jamejamonline.ir) بفرستند.

برای دیدن این صفحه ی روزنامه ی جام جم "اینجا" را کلیلک کنید

اين يادداشت را در روزنامه ي «مردم سالاري» هم می توانيد بخوانيد

درباره ی آتشکده ی آذرگشنسپ در روزنامک

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 دی1386ساعت 12  توسط مسعود لقمان  | 

پنجم دی ماه، استاد برجسته ی هنرهای نمایشی ایران "بهرام بیضایی" 69 ساله شد.

بهرام بيضايى به سال ۱۳۱۷ در تهران به دنيا آمد. خانواده اش اهل كاشان بودند و آنگونه كه خود بيضايى نوشته در كار تعزيه بوده اند. بهرام بيضايى يكى از معدود هنرمندان ايرانى است كه هم در صحنه تئاتر كارنامه اى درخشان دارد و هم در سينما. در عين حال او هميشه به پژوهش در زمينه تئاتر هم علاقه داشته و در سال هاى دهه ۱۳۴۰ كتاب هايى را درباره تئاتر در چين، ژاپن و ايران منتشر كرده كه هنوز هم منبع درسى دانشجويان تئاتر محسوب مى شود. بيضايى آنچه بر صحنه آورده و يا به فيلم درآورده و قلمى كرده، برگى زرین به فرهنگ و هنر ايران افزوده است.

به مناسبت 69 ساله شدن استاد، نوشته ای خواندنی از او، با نام "پس از صدسال" که به مناسبت صد ساله شدن سینمای ایران در فصل نامه ی ايران نامه، سال چهاردهم، شماره سوم چاپ شده، انتخاب کرده ام. در این مقاله استاد، به مشکلات دیرینه و تازه ی هنرهای نمایشی در ایران اشاراتی دارد که بسیار ژرف و خواندنی است.

نیلوفر لقمان


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386ساعت 9  توسط نیلوفر لقمان  | 

پنجم دی‌ماه، سالروز درگذشت اشو زرتشت فرزانه‌ی بزرگ ایرانی است. یادگار او گات‌ها که سده‌ها بن‌مایه‌ی فرهنگ ایران بود، مانیفست خردورزی، شادورزی و به‌زیوی این جهانی برپایه‌ی اشا (راستی) و در پرتوی اندیشه، گفتار و کردار نیک است. روزنامک به یادبود این اندیشمند بزرگ جهانی، چهار ترجمه از گات‌های او را در حجمی بسیار کم، به خوانندگان خود پیشکش می‌کند.

دکتر علی‌اکبر جعفری

گات‌ها (برگردان دکتر علی اکبر جعفری) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

موبد فیروز آذرگشب

گات‌ها (برگردان موبد فیروز آذرگشب) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

موبد رستم شهزادی

گات‌ها (برگردان موبد رستم شهزادی) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

دکتر حسین وحیدی

گات‌ها (برگردان دکتر حسین وحیدی) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

دکتر خسرو خزاعی

گات‌ها (برگردان دکتر خسرو خزاعی) را از اینجا بارگذاری کنید.


بشنوید

… SINA VODJANI … قطعه DASHTI از آلبوم ZARATHUSTRA

و

کتاب «زرتشت و دین ایرانی» را هم از اینجا بارگذاری کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 8  توسط مسعود لقمان  | 

دکتر وطن دوست

شاید آن روزی که در پایان یادداشتم برای کوچ دکتر بشیریه می نوشتم نمی دانم نفر بعدی کیست، هرگز فکر این را نمی کردم نفر بعدی استاد عزیز خودم، دکتر غلام رضا وطن دوست، استاد فرهیخته و دانشمند فاضل ِ تاریخ، در دانشگاه شیراز (پهلوی) باشد. کسی که به دلیل آشنایی از دوران نوجوانیم، الگوی یگانه ای در همه زمینه ها برایم بوده است. شاید کمتر استادی را بتوان یافت که نه تنها در علم بلکه حتی در کوچکترین مسائل زندگی هم، چشم و چراغ راهِ شاگردانش باشد. ولی استاد اینگونه بوده اند.

دیشب به دیدن استاد رفتم. تازه از سفر خارج بازگشته بودند. خستگی را در چهره زیبا و آرام و با وقارشان می دیدم. خوب که دقت کردم دیدم نه، سیمایشان خسته از سفر نیست. این غم است که بر رخساره استاد سایه افکنده است. دلم را غم فرا گرفت.

گفتم استاد، شما تازه رسیده اید، خسته اید، دیروقت است. کاش نمی فرمودید به خدمتتان بیایم.

لحنی آرام و غمبار سکوت سرد ثانیه ها را شکست:

"مرا به اجبار بازنشسته کردند."


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386ساعت 18  توسط مسعود لقمان  | 

 

چكيده:

فهم چيستي و چگونگي خود در برابر ديگري كه مشخصه هويت است نه تنها در ساختار رواني فرد بلكه در تكاپوهاي جامعه انساني نيز از اهميت زيادي برخوردار است. اين مقاله با توجه به اهميت بحث «هويت خود ملي» در نقش‌آفريني در كنشهاي يك كشور و اهميت بحث همبستگي ملي به عنوان پيش نياز ديگر اقدامات اجتماعي، سعي در بازشناسي عناصر هويت ملي ايران در دوره‌هاي تاريخي و بازشناسي حاملان آنها با استفاده از رويكرد جامعه‌شناسي تاريخي است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 دی1386ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

 

دکتر علی میرفطروس 

 * عصر ما، عصر فروپاشی نظام های ايدئولوژيك و فروريختن ديوارهای بلند ِ توهمات ِ ديرينه است. عصری كه نسبيـّت‌گرائی و چند بعدی ديدن حوادث و شخصیّت های تاريخی، بيش از پيش ارزشی عام می‌يابند.

* دكتر مصدق به عنوان یکی از برجسته‌ترين نمايندگان جنبش مشروطه‌خواهی، ميراث‌خوار ِ كمبودها، ضعف‌ها و محدوديـّت‌های تاريخی جنبش مشروطيـّت نيز بود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 1 دی1386ساعت 9  توسط مسعود لقمان  |