تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

دکتر سیدجواد طباطبایی

زوال اندیشه یِ زوال نویسِ روزگارِ ما

مسعود لقمان

دکتر سیدجواد طباطبایی یکی از اندیشمندان برجسته ای است که پرتوهائی به تاریخ تحولات اندیشه ی سیاسی در ایران تابانده و دستاوردهای او در این راه غیرقابل انکار است. بدین رو نگاه و نظر او برای اهل تحقیق و تتبع در مسیر اندیشه ورزی معاصر اهمیت قابل توجهی دارد.

چندی است که سیدجواد از یکسو نوکِ تیز نقدهایش را متوجه دگراندیشان دینی کرده و از سوئی دیگر خود بر اریکه ی آنان تکیه زده و با بیان اینکه « ... تنها كسانی كه معنای جدید مشروطه را متوجه شده اند علما بوده اند. روشنفكران ما مطلع به مقدمات این بحث ها هم نبوده اند. اطلاعات ملكم خان از اندیشه سیاسی جدید در حد درس های دبیرستانی بود. در مقابل او علمایی چون آخوند خراسانی، نائینی و محلاتی تمام مقدمات فكری و اصول بحث های سیاسی را می دانستند و اگر كار اساسی انجام شده باشد آنها انجام داده اند.» (1) دل در گرو «تبدیل قانون شرع به قانون جدید» بسته و با توجه به مرزبندی ای که میان خود با سنّت گرایان و نوگرایان قائل شده، آگاهانه یا ناآگاهانه به ورطه ی اردوگاهِ دگراندیشان دینی سقوط کرده است.

به باور من این مسئله هنگامی ابعاد فاجعه آمیزتری به خود می گیرد که ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 13  توسط مسعود لقمان  | 


اشعار حكيم عمر خيام ادامۀ كارهاي علمي او (بخش آخر)  

 فرزانه آقائي‌پور

 

دستۀ سوم:

گروه اول:

از نگاه بسياري از محققين دو رباعي اول اين دسته جزو رباعيات كليدي (معيار) است كه ظرف صد تا دويست سالِ اول پس از مرگ خيام در منابع معتبر آمده ‌است. اما به نظر مي‌رسد كه جريان سرودن رباعياتي با تقليد از رباعيات خيام، از همان زمان خيام شروع شده است، و با وجودي كه همۀ پژوهشگران اين دو را سرودۀ خيام دانسته‌اند، در اين مقاله، در گروه سوم جاي ‌گرفته‌اند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 2  توسط مسعود لقمان  | 


 

دین فردوسی (2)

دکتر شروین وکیلی 


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 10  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

مبدا پيدايش آنچه امروز آن را «هويت ملي ايران» مي‌ناميم، محل بحث و اختلاف نظرهاي فراوان است. گروهي با استناد به تاريخ و فرهنگ ايران، اين هويت را هويتي كهن و باستاني به‌شمار مي‌‌آورند. و گروهي ديگر اصرار دارند كه اصولاً هويت ايراني ـ از آنجا كه هويت ملي داراي ويژگي‌هاي نوین است ـ الزاماً پديده‌اي مدرن مي‌باشد و هيچ هويت فراقومي و يا فراشهري در ادوار گذشته وجود نداشته و هويت ملي – تنها با ويژگي‌هاي مدرن – در دوران معاصر ابتدا در اروپا و سپس در ساير نقاط جهان شكل گرفته و حتي برخي نيز تا آنجا پيش رفتند كه اصولا هويت ملي را پديده‌اي ذهني و كاملاً ساختگي به حساب مي‌آورند.

در كشور ما به علت وجود ميراث غيرقابل انكار فرهنگي و تاريخي، غلبه با گروه اول است كه بر وجود «هويت ايراني» از دوران باستان تاكيد داشته و در عين حال تاثيرپذيري اين هويت از مدرنيته و تبديل آن به پديده مدرن «هويت ملي ايران» را منكر نمي‌شوند.

اصولاً حتي اگر بپذيريم پديده «هويت يابي سرزمینی» در جوامع اروپايي پديده‌اي مدرن يا ساختگي است، اين امر را نمي‌توان به ملل كهني همچون ايرانيان، يونانيان و چينيان تعميم داد. زيرا اين تمدن‌ها از ابتدا بر جدايي خود و ديگران تاكيد داشتند. چنانكه يونانيان غير يونانيان را بربر و ايرانيان غير ايرانيان را انيران مي‌ناميدند و ديوار بزرگ چین نیز نمادی است  از جدایی چينيان از دیگران.

من در این پژوهش با استفاده از داده های تاریخی، تلاشی را در جهت اثبات فرضیه دیرپایی "هویت ایرانی" پی خواهم گرفت. زیرا گمان دارم که تاریخ پر فراز و نشیب ما خود می تواند بهترین گواه در جهت نمایاندن حقیقت این سرزمین باشد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 8  توسط تيرداد بنكدار  | 


 
فرزانه آقائي‌پور

فرزانه آقائی پور

خيام شاعر

آن‌جا كه خيام مي‌توانست با استدلال، كار تحقيق را پيش ببرد، با روش‌هايي بديع كار را به سرانجام مي‌رساند؛ مانند روش‌هاي حل معادلات درجۀ سوم. آن‌جا كه دقت مي‌توانست كارساز باشد، كار خود را با دقتي بسيار به انجام مي‌رساند؛ مانند رصد كردن آسمان و محاسبۀ طول سال (242198588156ر365 روز)، كه تا شش رقم اعشار كاملاً درست است. ميزان خطاي محاسبۀ خيام در آن چه به تقويم جلالي (بنياد نهاده شده در 1079 ميلادي) معروف است، يك روز در 5000 سال است در حالي كه در تقويم گريگوري (بنياد نهاده شده در 1582 ميلادي توسط پاپ گريگوري سيزدهم) كه در غرب استفاده مي‌شود، اين خطا يك روز در 3300 سال است.

خيام همواره كار خود را با شك و آزمودن يافته‌هاي قبلي شروع مي‌كرد.

خيام با فرهنگ و شعر فارسي و عربي به خوبي آشنا و در همۀ علوم زمان خود سرآمد همگان بوده است. حتي مي‌توانسته به پرسش‌هاي ديگران در زمينۀ فقه و اصول و علم كلام پاسخ گويد. يعني بر دانسته‌هاي زمان خود تسلط كافي داشته است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

نظري به آرامگاه شاه عباس كبير در كاشان و مدارك تاريخي آن

حسن نراقي

مجله هنر و مردم، مهرماه 1343

چکیده:

شرحي دربارۀ عظمت شاه عباس و گوشه‌اي از تاريخ ايران در زمان به روي كارآمدن صفويان، شايعاتي دربارۀ قبور پادشاهان صفوي، چگونگي دفن و كفن شاه عباس كبير و مدفن او از تاريخ عالم آراي عباسي و مدارك و دلايل ديگري از آندره ‌گدار،‌ اطلاعيه‌اي بقلم اسكندر بيك منشي براي اثبات محل واقعي قبرشاه عباس.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 

 

اثر استاد شمس خلخالی

بزم ايراني (نکیسا)  اثر استاد شمس خلخالی

نقش ِ ساز و موسیقی در دیوان حافظ

بی گمان، هم فردوسی و هم حافظ با موسیقی آشنایی بسیار زیادی داشته اند. و آنچنان که بررسی شد، جایگاه موسیقی و سازهای آن، نزد این دو بزرگوار، از شایستگی والایی برخوردار بوده است. هر دو با هنرمندی ِ بسیار شگرف و کم نظیری و با ظرافت و ذکاوت خاصی به این هنر متعالی پرداخته اند.

همچنین، هدف از این پژوهش مقایسۀ نقش ساز و موسیقی بین اشعار فردوسی و حافظ نبود. هرچند که اگر نیک بنگریم آن شادابی و جوش و خروشی را که سازهای موسیقی در شاهنامۀ فردوسی واجد آن هستند دیگر هرگز در دیوان حافظ شاهد آن نیستیم. از آن بزم ها و پایکوبی ها و دست افشانی های باشکوه آئین های ایرانی، که فردوسی این چنین شرح می دهد:

         نیاید سر مرغ و ماهــی بــه خواب      از آن بـــزم و آواز چنگ و ربــاب

یا:

بـه هر جـــای جشنـــی بیــاراستند     مِی و رود و رامشگـران خـواستند

می رسیم به آنجا که حافظ روزگار خود را اینچنین به تصویر می کشد:

دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند        پنهان خورید باده که تعزیر می کنند

چه بر سر این سرزمین آمد که از آن "غریویدن چنگ و بانگ رباب" در بزم های شاهنامه، به این بیت خواجه رسیدیم که اندوه وار می سراید:

برگ نـــوا تبه شـد و ســاز طـرب نمـاند       ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن

باری، آسیب شناسی و پرداختن به این واقعیت که چه شد که شادی های جمعی مراسم های ایرانیان تا پایان دوران ساسانیان، به سماع صوفیانۀ فردی دگرگون گشت، خود پژوهشی عمیق، و ژرف اندیشی ِ دقیقی را می طلبد، که براستی باید بدان پرداخت.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 22  توسط پیام جهانگیری  | 

دکتر علی میرفطروس

نكاتی در شناخت جنبش‌های اجتماعی در ايران

دکتر علی میرفطروس

نقش دين در مناسبات اجتماعی و تلفيق آن در حاكميت دولت‌های قرون وسطی مسأله‌ای نيست كه خاص جامعهء ايران بوده باشد، بلكه تلفيق دين و دولت و نقش مهم مذهب در مناسبات فرهنگی و تأثير آن بر شعور اجتماعی- سياسی جامعه، در همه جا، و در همهء نظام‌های ماقبل سرمايه‌داری وجود داشته، بطوريكه در اروپا تا حوالی قرن چهاردهم ميلادی، روحانی (كشيش) گنجينهء دانش را در اختيار داشت. نه اشراف سواد خواندن داشتند و نه روستاييان. كليسا با قدرت سياسی-اقتصادی خود، پاسدار يک ايدئولوژی عام و فراگير (مسيحيت) نيز بود.
در چنان شرايطی، جنبش‌های اجتماعی، تفكراتِ فلسفی و عقايدِ سياسی-اجتماعی رهبران و روشنفكران آزادانديش، به ناگزير، از صافی باورهای مذهبی می‌گذشت و رنگی از عرفان و مذهب به همراه داشت چنان‌كه در سراسر تاريخ اروپای قرونِ وسطی و حتی تا اواخر قرن 18 و اوايل قرن 19 ميلادی، همه جنبش‌های اجتماعی قبل از اينكه به شكل سياسی ظاهر شوند به‌صورت جنبش‌های دينی بروز كرده‌اند از آن جمله است، جنبش بزرگ "آناباتيست"ها كه قدرت دولتی و سلسله مراتب دينی و اجتماعی را نفی و انكار می‌كردند.[1]


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 1  توسط مسعود لقمان  | 

کاری از افشین سبوکی

کاری از افشین سبوکی

تا آغاز اسلام یعنی سده هفتم میلادی نه تنها کرانه شمالی این دریا و جزایر مسکونی آن، بلکه کرانه های جنوبی نیز زیر چیرگی پادشاهی ایران بود. کمترین سند و مدرک و اثری از حضور اعراب در خلیج فارس در دوران باستان یافت نشده است. احتمالا نخستین بار شاپور دوم (بزرگ یا ذوالاکتاف) اعراب اسیر شده را به منطقه آورد. ولی در هنگام سرنگونی ساسانیان اثری از اینها نیز دیده نشده است. آنچه میدانیم چند قبیله عرب در جنوب میانرودان در کنار دجله و فرات میزیستند که زیر فرمان ایرانیان بودند. اعراب مسلمان نخستین اعرابی بودند که به دریاپیمایی در خلیج فارس پرداختند و از این راه به ایران و هند یورش بردند. ولی گزارشات حاکی از آن است که ترکیب جمعیتی ساکنان کرانه های این دریا و جزایر مسکونی آن تغییری نکرد. و بهترین نشانه، تاریخ های اسلامی هستند که به نام خلیج فارس و حضور فارسها (ایرانیان) در آن تاکید دارند. ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، بن فقیه، ابن خردادبه، ابن حوقل، ابن بلخی، مسعودی (در هر دو کتاب مروج الذهب و التنبیه) ابوریحان بیرونی (التفهیم و همچنین کتاب القانون المسعودی) نامی ترین تاریخنگاران و جغرافیدانان مسلمان ایرانی و عرب سده های نخست پس از اسلام هستند که به زبانهای فارسی و عربی به نام بحر الفارس یا بحر العجم یا الخلیج الفارس یا نامهایی همانند اینها اشاره کرده اند. به ویژه استخری جغرافیدان ایرانی در قرن 10 میلادی (3 و 4 هجری) نقشه ای داده است و در آن به بحر فارسی اشاره کرده است. شماردن دیگر نویسندگان و نام بردن کتابهای آنان در سده های پسین کاری است بیرون از حوصله.

در زبانهای اروپایی همانند انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و لاتین و یونانی و ... نیز همواره خلیج فارس ترجمه شده است ( Persian Gulf و Persische Golf و Golfo di Persia و Mare Persicum و Persicus sinus). و البته این توضیح لازم است که در همه این موارد واژه پارس و پارسی معادل ایران و ایرانی است. چراکه در این زبانها به کل سرزمین ایران، پارس و به همه ایرانیان پارسی میگفتند. و تا دوره رضا شاه نام رسمی ایران در محافل جهانی "پرشیا" بود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 8  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

 

Rene Magritte Golconde

ایدئولوژی، فرهنگ و دموکراسی

در گفت و گو با مرتضی ثاقب‌فر

  • جامعه‌شناسي هم تابع قانون عليت است و مسايل اجتماعي قابل تعليل است و تصادفي نيست. بنابراين جامعه‌شناسي «مي‌تواند» علم باشد اما هنوز علم نشده. اما اينکه هنوز علم نشده، دلائلي دارد. يکي از دلائل و مشکلاتي که مي‌توان از آن ياد نمود دشواري و عدم‌تشخيص درست رابطه عين و ذهن در علوم اجتماعي است.
  • در علوم انساني ما با مسائل کيفي [که مخلوق ذهن هستند] سروکار داريم. مسائل کيفي که قابل اندازه‌گيري با رياضيات کلاسيک نيستند. من مخصوصا تاکيد مي‌کنم که با رياضيات کلاسيک قابل اندازه‌گيري نيستند. به هر حال با پيشرفتهايي که در رياضيات و کامپيوتر شده و رياضيات نوين پا به ميدان گذارده و بحثي که گروه بورباکي در فرانسه در مورد رياضيات آکسيوماتيک مطرح کرده است، من اين فرضيه را مطرح کرده‌ام که جامعه‌شناسي بايد رياضيات خاص خودش را بيافريند و اين کار را مي‌تواند بکند ...
  • بين فرهنگ ديني و دموکراسي همخواني وجود ندارد، زيرا تمام اديان شامل يک هسته عقيدتي اصيل هستند که ريشه در گذشته‌اي دور دارند و اين فاصله زماني باعث ايجاد ناهماهنگي ميان ارزشهاي مقدس و ارزشهاي دموکراسي مي‌شود. ارزشهاي دموکراسي که به نوبه خود به بستر فرهنگي، اجتماعي، اخلاقي يا اقتصادي از زمان رنسانس به بعد مربوط مي‌شوند، به دوره و محيط ديگري غير از دوره و محيط ارزشهاي ديني تعلق دارند.
  • ما هيچ عقيده‌اي را بدون اطلاع از ريشه‌هاي تاريخي آن نمي‌توانيم بشناسيم. همچنين نمي‌توان با يک برش مقطعي از جامعه، جامعه را شناخت. بدون بررسي تاريخي، ما جامعه را برش مقطعي کرده‌ايم.

ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 10  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

28 اردیبهشت ماهِ امسال برابر با 960 امین سالِ زایشِ حکیم عمر خیام نیشابوری است.

ترجیح می دهم درباره ی این اندیشمند بزرگ تاریخ ایران سخن نگویم و شما را دعوت کنم تا مقاله ی بانو فرزانه آقائی پور را که برای روزنامک فرستاده اند و در آن نگره های نوینی را درباره ی چگونگی شناخت رباعیات خیام از رباعیات منسوب به خیام مطرح کرده اند، در سه بخش که آخرین بخش آن 28 اردیبهشت ماه به همراه PDF این مقاله درج خواهد شد، بخوانید.

شاد باشید

مسعود لقمان


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 12  توسط مسعود لقمان  | 

زنده ياد محمود محمودي خوانساري

يادي از مرغ شباهنگ

حميد رضا صانعي

مرغ شب خوان كه دم از پرده ي عشاق زند گو نوا از من شب خيز بياموز امشب

عرصه ي فرهنگ ايرانزمين همواره مرهون مهرورزي بزرگاني است كه هر چند بسياري از آنان امروز خموشند، ولي نرفته فروغ از آشيان پرمهرشان، "چرا كه آيين چراغ خاموشي نيست."

بي شك زنده ياد محمود محمودي خوانساري استاد نامدار آواز ايراني، شمعي است كه هرچند محبوب زيست و زبيم اغيار خموشانه فرونشست وليكن نور او كه ريشه در اصالت كم نظيرش دارد، همواره روشني بخش تشنگان فرهنگ مينوي اين سرزمين اهورايي بوده و هست


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

دیروز اولین جشن ماهانه را با نام فروردینگان در 19 فروردین جشن گرفتیم و امروز به پیشواز جشن اردیبهشتگان می رویم که ماهی است سراسر شاداب و پر طراوت.

ماه نشاط طبیعت سبز در آینه ی چشمان

ماه شر شر ِ رقص جویبار ِ بی قرار

ماه لبخند گل در لاله زار

ماه شقایق ِ بی تاب در چمنزار

ماه خروش جریان ِ آب ِ چشمه سار

ماه آواز ِ پر غرور آبشار

ماه نغمه ی دلنشین ِ بلبل در گلزار

ماه عطر و نسیم ِ جنگل در کوهسار

ماه شبنم ِ زلال ِ نشسته بر برگ ِ شاخسار

ماه ِ ماهتاب در شب های پر ستاره ی بیدار

ماه دیدار یار در باغ پر درخت انار

ماه عید گل و بلبل و سنبل بر بستر ِ سبزه زار

در اوستا سومین یشت به نام امشاسبند اردیبهشت است.

امشاسبند اردیبهشت نماینده ی قانون و داد و راستی و درستی در جهان و همچنین ایزد آتش و نور است. از این جهت این امشاسبند نماد پاکی و راستی و درستی است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 13  توسط مسعود لقمان  |