تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

هنوز شادی و شادابی ِ جشن ِ بی مرگی ِ امردادگان را در پهنای ِ دیده و دل، شادمانیم که نم نمک شهریور ماه از راه می رسد و جشنی دیگر را با خود به سرای ِ جانان، سرزمین ِ جشن سالاران ارمغان می آورد. 

این جستار را با صدای بانو پروین محمدی از اینجا بشنوید


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 7  توسط مسعود لقمان  | 

 

«زندگی، كوتاه است، ولی حقيقت، دورتر می‌رود

و بيشتر عُمر می‌كند، بگذار تا حقيقت را بگویم»

*با توجـّه به اينكه: «در تيره‌ترين روزهای رابطــهء شاه و مصدّق، شاه با روی كار آوردن زاهدی از راه كودتای نظامی مخالفت می‌نمود»، آيا می‌توان رويدادهای منجر به سقوط دولت مصدّق را يك «كودتا» ناميد؟

*علّت ممنوعيـّت تظاهرات ضدسلطنتی توسط مصدّق يا فراخواندن هوادارانش برای تَرك شهر يا ماندن در خانه‌های شان در روز 28 مرداد و يا ـ خصوصاً ـ علّت پاكسازی خيابان‌ها از هواداران حزب توده از شامگاه 27 مرداد چه بود؟

*اين كتاب، همدلی با دولتمرد يا دولتمردان برجسته‌ای است كه با همــهء ضعف‌ها و ظرفيـّت‌های خويش، ايران را آزاد  و سربلند  می‌خواستند.

*پس از گذشت بيش از 50 سال، «28 مرداد 32» را (به هر نامی ‌كه بناميم) بعنوان يك «گذشته»، بايد به «تاريخ» تبديل كرد و آن را «موضوع» مطالعات و تحقيقات منصفانه قرار داد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 1  توسط مسعود لقمان  | 

«زندگی، كوتاه است، ولی حقيقت، دورتر می‌رود

و بيشتر عُمر می‌كند، بگذار تا حقيقت را بگويم»

* آغاز سلطنت محمد رضا شاه ِجوان (22 ساله) در 1320 با آشوب‌های سياسی و آشفتگی‌های اجتماعی متعدّدی همراه بود بطوری که اين دوره را «عصر ترور و آشوب» ناميده اند.

* با پيروزی انقلاب كمونيستی در روسيّه (اكتبر 1917) و نفوذ حزب توده در ايران، نوعی «تاريخ حزبی» يا «تاريخ ايدئولوژيك» به عنصر عصبـّيت در فرهنگ سياسی ما جان تازه‌ای بخشيد آنچنانكه بخشی از نسل‌هائی كه در تاريخ معاصر ايران زيسته‌اند، قربانی نوعی «تاريخ ايدئولوژيك» شده‌اند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 15  توسط مسعود لقمان  | 

واقعه ی سی اُم تیر

بهزاد عطارزاده

این روز نقطه ی عطفی در تاریخ سیاسی ایران بود. سیاست عوام فریبی به اوج خود رسید و سیاست «محقق کردن ممکنات»، «مهدور الدم» شد. حزب توده توانست عرصه را برای حضور پر رنگ خود تشخیص دهد و با مانوری از قدرت، حزب کمونیسم قدرتمندی را در ایران به جهان غرب معرفی کند. مصونیت پارلمانی نمایندگان دیگر مطرح نبود چرا که قانون ملعبه ی دست خیابان های «توسعه نیافته» شده بود. کاشانی توانست پس از سالها مذهب را با احکامش وارد به عرصه ی سیاست و قضاوت کند. قوه ی مقننه کار قوه ی قضاییه را انجام داد و حکم به مصادره ی اموال شهروندی ایرانی داد. نه تنها پا در کفش قوه ای دیگر کرد که قوانین عرفی که سالها ایرانیان دلسوخته در برپا نمودن آنان تلاش کرده بودند به قوانین شرعی تبدیل کرد و حکم به مهدور الدم بودن فردی را در صحن علنی «مجلس شورای ملی» تصویب کرد. دولت بر مبنای حکم شرعی حلال بودن خون مهدور الدم، قاتل نخست وزیر رزم آرا را از زندان آزاد کرد. اجتماع ناهمگون جبهه ی ملی شاید آخرین فریاد مشترکش را در سی تیر بر سر قوام کشید و از آن روز به بعد روزگار تیره روزی جبهه ی ملی و دولت مصدق، به واسطه پایه های سست قدرتش و تضادهای بنیادین عقاید طرفدارانش شروع شد. مصدق که از آن روز وی را چون هیتلر، پیشوا می خواندند، بر اوج قله ی قدرتی قرار گرفت که بر پایه ی سست هیجان عمومی بنا شده بود. از آن روز تا سال بعد از آن که دولت مصدق ساقط شد، می توان نتیجه ی سیاست های خیابانی را به خوبی دید. به وجود آمدن بستری که در آن هر فرد در جایگاهی که نه چندان لایق آن است قرار می گیرد. شاید این جمله ی قوام که در روزهای بیماری به ارسنجانی می گوید، نقطه ی تاکیدی بر این مطلب باشد که ارسنجانی در یادداشت هایش نقل می کند از قوام: " می بینی چه مملکتیست؟من وطن فروش شدم و سید ابوالقاسم وطن پرست ... من خائن شده ام و بقایی خادم..."


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 18  توسط بهزاد عطارزاده  | 


واقعه ی سی اُم تیر

بهزاد عطارزاده 

.... در اینجا نگاهی به وقایع پیش از سی ام تیر ماه 1331 تا واقعه ی "قیام 30 تیر" می اندازیم. اوضاع جامعه ی ایران، به قدرت رسیدن مصدق در مجلس شانزدهم، مسئله ی نفت و روابط ایران با دول خارجی. مسیری که دولت مصدق و جبهه ی ملی برای حل مسایل ایران طی کردند، تکاپوی قوام برای بازگشت به قدرت و سرانجام نقطه تلاقی این مسائل در واقعه ی سی ام تیر، موضوع بررسی این پژوهش است. ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 12  توسط بهزاد عطارزاده  | 

شاهرخ مسکوب

رضاشاه خلف صدق انقلاب مشروطیت

برای ایجاد تجدد و حكومت قانون

شاهرخ مسکوب

ش. م. _ ... اگر موافق باشی یک دید اجمالی به فرهنگ دوره رضاشاه بیندازیم.
ع. ب. ـ خیلی خوب فکری است.
ش. م. من گمان می‌کنم که مسئله فرهنگ، البته مسئله سیاست هم همینطور، مسائل دوره رضاشاه در حقیقت ریشه‌اش در دوره قبل از او است. از کرامات شیخ ما اینست شیره را خورد و گفت شیرین است. خوب هر دوره‌ای مربوط به دوره قبل از خود است. ولی البته منظورم اینست که معمولاً در تاریخ‌نویسی ما و یا در فکر اجتماعی اینطوری است که وقتی به گذشته نگاه می‌شود دوره رضاشاه را یک نوع انقطاع نهضت مشروطیت و ختم آن می‌دانند از این بابت می‌خواهم تاکید بکنم که به نظر من از بسیاری جهات دوره رضاشاه دنباله دوره قبلیش است و آن بریدگی یا انقطاعی که به نظر می‌آید تماماً حقیقی نیست یک مقدار زیادیش فقط ظاهری و سطحی است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

 

«سفـارت مآبا !

... وسعت ملك فرنگستان چقدر است؟ ثانیاً: فرنگستان عبارت از چند ایل‌نشین یا چادرنشین است؟ خوانین و سركردگان ایشان كیانند؟ (آیا) فرانسه هم یكی از ایلات فرنگ است؟ بناپارت نام كافری كه خود را پادشاه فرانسه می‌داند كیست و چكاره است؟ ... اینكه می‌گویند (مردم انگلیس) در جزیـره‌ای ساكنند و ییلاق و قشلاق ندارند راست است یا نه؟ آیا لندن جزئی از انگلستان است یا انگلستان جزئی از لندن؟ احسن طُرْق برای هدایت فرنگیان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اكل میـّت و لحم خنزیر كدام است؟ ...»

این، سخنِ فتحعلی شاه قاجار در نامه‌ای به سفیرش در استانبول، بی‌خبری سلاطین قاجار از تحولات عظیمِ «فرنگستان» (غرب) در اواسط قرن نوزدهم را نشان می‌دهد. به عبارت دیگر: در قرن نوزدهم میلادی كه ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 19 مرداد1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

کتاب‌سازی "روشنفکرانه"

حبيب‌‌الله جوربندی

پس از انقلاب با پديده‌ای تازه به نام "کتاب‌سازی" مواجه شديم که بيشتر در ارائه کارهای شبه تحقيقی با سرهم‌بندی مطالب از اين جا و آن جا انجام می‌گرفت. اما اين پديده در سه چهار سال اخير رنگ و بوی ديگری هم به خود گرفت و به حوزه حرف های روشنفکری و شبه روشنفکری هم کشيده شد. کتاب "ملکم خان، نظريه‌پرداز نوسازی سياسی در صدر مشروطه"، نوشته حسن قاضی‌مرادی، چاپ تهران، نمونه ای از اين دست است که نويسنده به آن پرداخته است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1387ساعت 12  توسط مسعود لقمان  | 

 

آن که مطابق فرمان معدلت بنيان همايوني مورخه 14 جمادي الاخره 1324 از براي ترقي و سعادت ملک و ملت و تشييد مباني دولت و اجراي قوانين شرع حضرت ختمي مرتبت صلي اله عليه و آله امر به تاسيس شوراي ملي فرموديم و نظر بدان اصل اصيل که هر يک از افراد اهالي مملکت در تصويب و نظارت امور عمومي علي قدر مراتبهم محق و سهيم اند تشخيص و تعيين اعضاء مجلس را به انتخاب ملت محول داشتيم اينک که مجلس شوراي ملي بر طبق نيات مقدسه ما افتتاح شده است اصول و مواد نظامنامه اساسي شوراي ملي را که مشتمل به وظايف و تکاليف مجلس مزبور و حدود روابط آن نسبت به ادارات دولت است از قرار اصول ذيل مقرر مي فرماييم:


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

پيدايش و تحول احزاب سياسي مشروطيت

منصوره اتحاديه (نشر گستره، 1361)


پژوهش درباره ي الگوهاي شکل گيري نخستين احزاب سياسي در ايران، درعمل، معادل است با پرسش از چگونگي احداث نهادهاي سياسي مدرني در يک جامعه ي سنتي، و از اين رو از ديد جامعه شناسي سياسي حائز اهميت بسيار است. کتاب ياد شده، يکي از متون مستند و به نسبت کاملي است که با تکيه بر مدارک دست اول به طور خاص به توصيف ساختارهاي حزبي در مجلس اول و دوم مي پردازد و چگونگي پيدايش احزاب از دل انجمنهاي مخفي و گروه بندي هاي سياسي غيرشفاف پيشين را پيگيري مي نمايد. هدف اين نوشتار به دست دادن خلاصه اي از مباحث کتاب، بدون پرداختن به نقد و تحليلي اضافي است. چرا که بحث درباره ي روندهاي تکاملي حاکم بر پيدايش احزاب در ايران به مجالي گسترده تر و متني ديگر نياز دارد. از اين رو، براي به دست دادن تصويري به نسبت دقيق از مباحث مطرح شده در اين کتاب، مفاهيم را به همان ترتيبي که در فصول پياپي کتاب عنوان شده اند، ذکر مي کنيم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 12  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

در معنای تاریخی «دولت» و «ملّت»

دکتر ماشاءالله آجودانی

تا پیش از نهضت مشروطیت، در دوران استبداد قاجار هیچ زمینه ای برای پیدایی و تشکّل احزاب سیاسی وجود نداشت. نیروی متشکل سیاسی غیر روحانی که بتواند نقش اپوزیسیون دولت و در معنای عام آن حکومت را به عهده بگیرد، در میان نبود. چنین نقشی عملاً به عهده روحانیون بود. تقسیم قدرت اجتماعی دوسو داشت، یا در حیطه اقتدار دین بود، یا در حیطه اقتدار سلطنت که در معنای عام از آن به "دولت" تعبیر می شد. . . به همین جهت از شاه و صدراعظم و وزرایش به رؤسای دولت و از مراجع و مجتهدان به رؤسای "ملّت" تعبیر می شد. "ملت" در معنای شریعت، دین و آیین و گاه در معنای پیروان دین و آیین، و "دولت" در معنای سلطنت، حکومت و عوامل آن. دستگاه قضائی، ثبت املاک و قراردادها و رسیدگی به مرافعات حقوقی و صدور احکام مربوط به آن، در اختیار رؤسای ملّت یعنی روحانیون بود و حکومت سیاسی از آنِ دولت. محکمه های عرفی عملاً فاقد قدرت لازم بودند. نظام مالیاتی هم بر دو نوع بود. روحانیون مالیات شرعی را دریافت می کردند و دولتیان مالیات عرفی را. مداخله هر یک در قلمرو قدرت دیگری باعث کشمکش ها، درگیری ها و اضطراب اجتماعی می شد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 10  توسط مسعود لقمان  | 

 

1

در آستانۀ اوج گیری جنبش ملی مشروطیت، ایران که از کشورهای باستانی و دارای فرهنگ و پیشینۀ تمدنی بود، در برابر امواج نوگرایی (تجدد) که از سوی تمدن غربی به سراسر جهان جریان یافته بود، ناگزیر از واکنش بود. سهم داشتن در ساخت بنای تمدن و دانش در سده های گذشته برای زندگی در جهان مدرن و دخالت در ادارۀ کافی نبود. افزون بر این، این کشور از پس هزار و چند صد سال که از هجوم های خانمان برانداز بیگانگان بیابانگرد به آن می گذشت، نتوانسته بود فرمانروایی ملی با اتکا به فرهنگ ملی خود را بنا کند. در دوران حکومت صفوی، «دولت ملی» بار دیگر پدیدار شد، اما این فرمانروایی در پایان کار، کشور را به شورشگران ایلی افغان که از نقطه ای دیگر از ایران آن روزگار، علیه حکومت مرکزی شورش کرده بودند، سپرد. در روزگار فرمانروایی های افشار و زند، ایران از ثبات برخوردار شد؛ اما به روزگار فرمانروایی پادشاهان ایل قاجار، به سبب بی کفایتی آنان، روز به روز پس رفت و اقتدار خود را از دست داد. اوج گیری جنبش فراگیر مشروطیت ایران، واکنشی بود به خودکامگی و لجام گسیختگی و بی کفایتی قدرت سیاسی دوران حاکمیت سلسلۀ قاجار.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 11  توسط عقاب علي‌احمدي  | 

 شاید خوانندگانی که از اینترنت با سرعت پائین بهره می برند، توانایی دیدن این آلبوم را نداشته باشند. اگر نتوانستید آلبوم را ببینید در زمان های دیگر امتحان کنید.

سفر به اعماق تاریخ

از نوادر سفرهائی بود که بهنگام راه افتادیم. به مانند همیشه من و نیلو ردیف جلوی اتوبوس را برای بهتر دیدن جاده انتخاب کردیم. هنوز در صندلی­هایمان آرام نگرفته بودیم که متوجه شدیم نگاه­های کاوشگرِ همسفران، یکدیگر را به آشنائی بیشترِ باهم فرا می­خواند. اینچنین بود که بچه ها به بهانه ی تعارف خوراکی سر صحبت را با هم باز می کردند و دوستی­ها شکل می گرفت.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 12 مرداد1387ساعت 3  توسط مسعود لقمان  | 

گفت و گوی دکتر حمید احمدی با مرتضی ثاقب فر

ایران باستان و هویّت ایرانی

  • درست است که برای ما ایرانیان امروزی تاریخ دقیق ایران باستان به صورتی علمی تا اوایل قرن بیستم فقط در مورد ساسانیان روشن بود و هخامنشیان و اشکانیان را به درستی نمی‌شناختیم اما با داشتن شاهنامهء فردوسی از عمیق‌ترین و شدیدترین خودآگاهی ملی بهره‌مند بودیم و می‌دانید که قبل از تدوین شاهنامه نیز پس از اسلام شاهنامه‌های نثر و از جمله شاهنامهء ابومنصوری و پیش از اسلام «خدای‌نامک‌ها» این وظیفه را انجام می‌دادند.
  • ناسیونالیسم ایرانی در دورهء معاصر –مانند دوره‌های گذشتهء تاریخ ایران- واکنشی بوده است در برابر هجوم بیگانه و عوامل داخلی آن. همانطور که حماسه‌سرایی و ملی‌گرایی پس از حملهء اسکندر (کتاب یادگار زریران، بخش بزرگی از داستان‌های گیو و گودرز و بیژن و حتی شخصیت رستم و نیز قیام پارت‌ها) و پس از حملۀ اعراب واکنشی بوده است در برابر تهاجم نظامی-سیاسی-فرهنگی بیگانه. در دورهء معاصر نیز چه به صورت سیاسی (در زمان امیرکبیر –نهضت تنگستان – نهضت ملی شدن صنعت نفت) و چه به صورت فرهنگی (از دورهء رضاشاه تاکنون) در درجهء نخست معلول هجوم استعمار و از این رو واکنشی بوده است در برابر هم غرب‌زدگان راست و چپ و هم عرب‌زدگان.
  • دین به عنوان دستگاه منسجم اعتقادی به جهان‌بینی و به زبان اروپایی «ایدئولوژی» جامعه که نه تنها رابطه انسان با خدا را تعیین می‌کند بلکه با تعریف چیستی و کیستی خداوند، چگونه و چرایی آفرینش، هدف زندگانی این جهان، فرجام‌شناسی انسان و نظایر آن تعیین‌کننده نظامی سیاسی و نظام اخلاقی فردی و اجتماعی است، و بنابراین مهمترین نقش را در تعیین هویت ایرانی از طریق تعیین نظام حکومتی و سیاسی آن داشته است.

ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 10  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

 

مقدمه:

سیاستگذاریهای توسعه از آنجایی که منجر به تغیرات بنیادین در صورت­بندی نظام اجتماعی یک کشور می گردد، بر تحکیم وحدت ملی اثر گذار است. سیاستگذاران می بایست که با مدیریت دوراندیشانه بحرانهایی که پیامد فرآیند توسعه می باشند، چالشهای پیشِ روی روند تقویت وحدت ملی را مهار نمایند. در ایران به علت وجود یک سابقه هویتی کهن، استقرار هویت ملی و تحکیم وحدت ملی ناشی از آن، تنها از دستاوردهای فکری و مادی فرآیند توسعه نبوده است اما بی تردید سیاستگذاریهای توسعه در تحکیم بخشیدن به وحدت ملی نقش بسزایی ایفا نموده اند. در سیاستگذاریهای توسعه در ایران چه پیش و چه پس از انقلاب اسلامی، همواره تلاش بوده که با در نظر گرفتن استعدادها، ظرفیتها و امکانات توسعه یابی نواحی مختلف کشور، زمینه و شرایط رشد و توسعه کشور فراهم گردد و در هر دو دوره نیز سیاستگذاران توسعه به موفقیتهایی دست یافته اند. ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 8  توسط تيرداد بنكدار  | 

René Magritte's The False Mirror

تدوین اندیشه ­ی ایرانشهری هدف غائی ماست

مهدی رفعتی

- مسعود لقمان كيست و تاريخ زندگي­اش چگونه روايت مي شود؟

اینکه مسعود لقمان کیست و در چه روزی، در کجا ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 

 

 

امرداد ماه فرا می رسد و گرمی و پختگی همه سویه ی جهانش در اوج دلبر است.
طبیعت ِ سبز در این ماه ِ بی مرگی، تمامی ِ پاره های جگر خود را به بازار چشمان عرضه می کند.
فراوانی و فزونی ِ آفریده های ِ زمین، چشم و دل عاشقان ِ زندگی ِ شاداب را آفتابی، نور می گستراند و ماهتاب را در شام ِ شب ِ شیدایان، برهنگی ماه را، چراغ، آویزان.
گلها، با پرهای رنگارنگینشان، خندان، در باغ ِ پر طراوت ِ انار، عصاره ی دل انگیز ِ جانشان را در هوا معطر می کنند.
چلچله ها جوجه هایشان را ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 7  توسط مسعود لقمان  | 

1. تعهد درمقابل زبان نیمی از تعهدات اجتماعی؛ احمد شاملو

2. آن غول زیبا؛ پرتو نوری علا

3. احمد شاملو و دغدغه ی پاسداشتِ هویت ملی؛ روزنامک

4. جخ امروز از مادر نزاده‌ام... ؛ احمد شاملو

5. ترانه­ی بزرگترین آرزو؛ با صدای احمد شاملو


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 14  توسط مسعود لقمان  |