تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

نکاتی درباره تاریخ مادها و هخامنشیان

... پان کُردها که در تحریف تاریخ و دروغگویی هرگز به گرد پای پان ترکان نمی‌‌رسند، چندی است که مبدا سال ملی! خود را از مادها قرار داده و آنرا در سال 700 پ.م یافته‌اند! اینجا جای آن نیست تا از پیوستگی قوم کرد با ملت ایران سخن گویم و این را یادآور شوم که قوم کرد، هرگز در درازای تاریخش دولتی و هویتی جدا نداشته تا امروز بتواند خود را ملت! بخواند و به دنبال مبدا تاریخ ملی! بگردد. و اگر هم بخواهد دنبال آن بگردد آنرا در مادها نخواهد یافت. چراکه مادها مجموعه‌ای بودند از مردمان آریایی نیمه غربی ایران از آذربایجان تا لرستان و از آناتولی تا ری و اسفهان. و کردها یکی از ده‌ها قبیله مادی بوده‌اند با نام کُردوخ. پس کُردها مادی بودند. ولی مادها لزوما کُرد نبودند...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 14  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

نشان ملک طاووس، نماد دیانت ایزدی

قرنهاست که در سرزمین های شمالی میان رودان، در منطقه ای کوهستانی، سرد و صعب العبور با قله هایی بلند و برف گرفته و دره هایی عمیق و پرآب، مردمانی کُرد زبان با دیانتی خاص، در انزوا و تنهای مطلق روزگار می گذرانند. آنان چنان از تحولات بشری بدور افتاده اند، که در این هزاره ها هیچ مذهب و مرامی موفق نشده است این مردمان بدوی و کوه نشین را در احاطه ی کامل خود درآورد و ایشان هنوز هم قرنهاست که سرگرم به کشاورزی و دامپروری، در سایه ی آیین اسطوره ای نیاکانشان، روزگار می گذرانند. . .

از اواخر قرن نوزدهم به این سو گمانه های گوناگونی از سوی مستشرقین پیرامون دیانت آنها مطرح شده است. زمانی آنان را مسیحیان نسطوری نامیدند که از شارع کتاب انجیل منحرف شده اند! زمانی گفتند که ایشان صوفیان مسلمانی هستند که از اصالت اسلام بدور افتاده اند! حتی مدتی شایع شد که آنها بازماندگان کشتی نوح هستند!! در چند دهه ی اخیر هم مطرح کرده اند که آیین ایشان شکل تغییر شکل یافته ای از دین سپند زرتشتی است! در اروپا برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و آنها را رسماً زرتشتیانی بدوی مقیم کوهستان های کردستان عراق قلمداد کردند(1). این گمانه ها انگیزه ای شد برای نگارنده تا پیشینه و باورهای آیینی این جماعت را مورد پژوهش و برسی قرار دهد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت 17  توسط فرید شولیزاده  | 

موسسه خورشید راگا دوره کالبدشناسی انسان کامل (2): راهبردها را در دو دو نشست سه ساعته به استادی دکتر شروین وکیلی برگزاری می‌کند.

در نشست نخست که 21 خردادماه برگزار خواهد شد، به جستار سروش و نرسه: انگاره، خودانگاره و شناخت خویشتن و در نشست دوم که 28 خردادماه خواهد بود به جستار هرمزد و زروان: خواست، آرمان و هرم خواست پرداخته خواهد شد.

این نشست‌ها از ساعت 3 تا 6 پسین در میدان توحید، ابتدای ستارخان، کوثر یکم، روبروی کوچه خواجو، پلاک 64، طبقه دوم برگزار خواهد شد.

خوانندگان روزنامک می‌توانند برای هماهنگی و نام‌نویسی با آقای فرشید ابراهیمی (09191146936) تماس بگیرند.

+ نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

 

موسسه خورشید راگا، سمینار نقد اخلاقی منِ مدرن؛ میراث نیچه را با سخنرانی دکتر شروین وکیلی در روز سه‌شنبه، 26 خردادماه، از ساعت 17 تا 19 در طبقه سومِ ساختمانِ مرکزیِ مرکز پژوهش‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار می‌کند.

لازم به ذکر است که ورود برای همگان آزاد است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت 8  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

 نگاره‌ای از پوشینه کتاب، فرتور از روزنامک

چکادی بلند در شاهنامه‌پژوهی 

درآمد: گفتن از شاهنامه­ی ارجمند دانای توس بدون نوشتن از رادمردان و تلاش­گران گران­قدر پهنه­ی ژرف شاهنامه‌پژوهی نه شدنی است و نه سزاوار؛ پس نخستین نوشته­ی خود در این دور را ویژه می­کنیم برای یادکردی از یکی از این بزرگان؛ دکتر محمدامین ریاحی. دکتر ریاحی (زاده­ی 1302 در شهرستان خوی و دانش­آموخته­ی زبان و ادبیات پارسی از دانشگاه تهران به سال 1337) پس از استاد یگانه، جاودان­یاد مجتبا مینوی، رییسی بنیاد شاهنامه­ی فردوسی را بر دوش داشته است و در این جای­گاه جستارها و کتاب­های گوناگونی پرداخته است. در این نوشتار کوتاه به بازنمود یکی از کتاب­های ایشان و یکی از چکادهای سرافراز دانش شاهنامه­پژوهی می­پردازیم، بدین امید که استاد ارجمند ما هرچه زودتر رخت تن­درستی به تن کنند و از بستر بیماری برخیزند تا سایه­ی ارجمندشان بر سر ما و دیگر کوشندگان ادب‌پژوهی و همه­ی ایران­دوستان برقرار باشد. ایدون باد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 7  توسط دکتر مجید ساسانی  | 

 دکتر علی میرفطروس

نگاهِ مادرانه به تاریخ! (1)

* بعد از 28 مرداد 32 و شکست یا ناکامی حزب توده در استقرارِ «ایرانستان»ِ وابسته به شوروی، زرّادخانه‌های حزب توده، در یک کارزار تبلیغاتی عظیم و گسترده، باعث انسداد سیاسی و فکریِ جامعه‌ی روشنفکری ایران شد، بطوریکه همه، بجای فکر کردن، «نقل قول» می‌کردند. در واقع از این زمان، ما با «تعطیل تاریخ» روبرو شده‌ایم!

* خلیل ملکی، بعنوان یک اندیشمند شریف و یک آذربایجانیِ ایراندوست، هیچگاه در دامِ «تجزیه‌طلبانان فرقه»ای گرفتار نشد و مانند حسین کاظم‌زاده ایرانشهر، احمد کسروی، تقی ارانی، سید حسن تقی‌زاده، امیرخیزی و دیگران معتقد به یکپارچگی و حفظ تمامیّت ارضی ایران و استفاده از زبان فارسی در مدارس آذربایجان (بعنوان زبان ملّی و مشترک همه‌ی اقوام ایرانی) بود.

* هدف اساسی من، رسیدن به یک روایت «نزدیک به حقیقت» بود و امیدوار بودم که چنین کتابی بتواند درباره‌ی مهم‌ترین، مبهم‌ترین و پُرمناقشه‌ترین رویداد تاریخ معاصر ایران، ما را به یک درک ملّی و مشترک از تاریخ معاصر ایران برساند... ایکاش دوستانِ «ادیب» و «برومندِ» ما، همّت کنند و با اسناد و ادب و استدلال، به تزِ اصلی یا کلیدی کتابم، درباره‌ی «نقش و نقشه‌ی دکتر مصدّق در روز 28 مرداد» پاسخ دهند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 1  توسط مسعود لقمان  | 

1. برگزاری نمایشگاه آیین و فرهنگ زرتشتیان در تهران

2. سخنرانی‌های کلاریس هرن اشمیت در ایران

3. «ایران، هویت، ملیت و قومیت» در ترکیه منتشر شد

4. انتشار مجموعه بی‌نظیر «تاریخ هخامنشیان» به ترجمه‌ی مرتضی ثاقب‌فر

5. انتشارات مقاله‌های دکتر جلال خالقی مطلق درباره شاهنامه


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 22 فروردین1388ساعت 18  توسط مسعود لقمان  | 

شرایط ایران خاص آدم‌های کوتوله است!

- می‌خواهم مصاحبه را با پرسشی شروع کنم که به نوعی به آلبوم آخر کیوسک مرتبط می‌شود: از آدم معمولی تا پراگمانیسم عشقی! طی این چند سال چه اتفاقی افتاده که آدم معمولی اینقدر تغییر کرده ودیگر از "آدم معمولی" بودن راضی نیست؟

- آلبوم اول کیوسک در زمانی ساخته شد که من هم جوانتر بودم و هم جامعه ایران در شرایطی بود که نوعی آرمانخواهی و ایده‌آلیسم در آن دیده می‌شد. به این معنی که یک نسلی از وضعیت جامعه و ارزش‌هایی که داشت رواج پیدا می‌کرد به زور تلویزیون و آدم‌های نوکیسه و این فرهنگ باسمه‌ای که واقعاً اسمش را فرهنگ هم نمی‌شد گذاشت بسیار ناراحت بودند و می‌خواستند تغییری به وجود بیارن، برای من این تغییر دقیقاً گریز از قهرمان‌پروری بود که اون سال‌ها خیلی رایج شده بود، و یک آدم و یک جریان شده بودند ناجی و قهرمان یک حرکتی که ریشه‌اش در کله اون‌ها نبود بلکه تو دل مردم بود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 20  توسط رشید اسماعیلی  | 

احمدشاه مسعود

سردبیر محترم تارنگار روزنامک

جناب آقای لقمان

با دورود

در مطالعه آن تارنگار به مطلبی از جناب آقای بهمنی‌قاجار در خصوص آمر صاحب شهید احمد شاه مسعود برخورد کردم که متاسفانه در برخی از مطالب به نظر می‌رسد که به دلیل عدم دسترسی به منابع افغانی و دست اول در بیان روایت شهادت آمر صاحب به نادرستی نقل گردیده است. اگرچه با توجه به حضور استاد ارجمند دکتر پهلوان بیان هر نکته‌ای در خصوص افغانستان جسارت به ایشان است که امیدوارم آن بزرگوار منت گذاشته و اینجانب را عفو بفرمایند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 18  توسط مسعود لقمان  | 

... در دو دهه‌ی اخیر، بخشی از بازار فروش کتاب کشور به دست چند بنگاه نشر دولتی افتاد که کار تهیه‌ی کتاب برای بخش آموزش کشور را برعهده دارند. تا سال گذشته، این بنگاه‌ها، نمونه‌های کتاب ناشران را تحویل می‌گرفتند و پس از بررسی، تعدادی از کتاب‌های پذیرفته شده‌ی ناشر را با دریافت تخفیف چشمگیر، برای فروش به مدرسه‌ها از او می‌خریدند. نکته‌ی قابل تأمل در این ماجرا این است که این بنگاه‌ها از این فعالیت، استفاده اقتصادی می‌بردند و مهمتر از آن، این که میزان تخفیف خرید از ناشر را خود تعیین می‌کردند. ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 19  توسط عقاب علي‌احمدي  | 

گستره‌ی آسیای میانه (عکس از ویکیپدیا)

جدید یا جدیدی نامی ‌است که به یکی از مشهورترین جنبشهای اصلاح‌طلبی در امپراتوری روسیه در اواخر قرن نوزدهم (دهه‌ی هشتاد) و اوائل قرن بیستم میلادی اطلاق شده است.

جدیدی کسی است که نوخواهی می‌کند و حنبش جدید یا جدیدی نامی ‌است که در مورد اندیشگران عرفی – اسلامی همین دوره به کار رفته است. برای سهولت در این نوشته می‌توان این افراد و این جریان را جدیدیان یا جدیدگرایان هم بنامیم. به فارسیِ تاجیکی آنان را «جدیدان» می‌نامند. در این نوشته هر سه اصطلاح را بسته به مورد به کار می‌گیریم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 15 فروردین1388ساعت 22  توسط مسعود لقمان  | 

 

گفت‏وگو با یک روز جهانی‏شده، ولی اندوهگین

 

من جهانم، جهان، همان من است

با کتاب‏ها که همدم منند

هستم آن‏جا که آرزو دارم

واژها و رنگ‏ها، شعرها – نوشته‏ها

مرا به دورها، به قلعه‏های بسته می‏برند

از دل کتاب‏های بی‏شمار

می‏روم به قصر شاه‏ها، به سرزمین گنج ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 فروردین1388ساعت 18  توسط رامن  | 

 

گفتار چهارم: خانواده­ی کوروش

          1. در مورد زنان کوروش چیز زیادی نمی­دانیم. تردیدی نیست که کوروش از ازدواج­های سیاسی برای دستیابی صلح­آمیز و دوستانه بر تاج و تخت سرزمین­های همسایه استفاده می­کرده است. داستان خواستگاری او از دختر فرعون مصر، و پیشنهاد ازدواجی که به ملکه­ی ماساژت­ها داد را باید امری در این راستا دید. با این همه،  کوروش یک همسرِ قانونی و اصلی داشت که همچون ملکه­ی شاهنشاهی پارس در سراسر کشور مورد احترام بود. سالنامه­ی نبونید شرح می­دهد که در 538 پ.م، یک سال پس از فتح بابل، همسر کوروش درگذشت و مردم بابل در مراسم عمومی عزاداری شرکت کردند. هرودوت معتقد است که این همسرِ برگزیده­ی کوروش کاساندانَه بوده است، اما برخی از منابع دیگر او را آمیتیس دختر آستیاگ می­دانند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 9  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

این نگرش همیشگی که گویا تخت‌جمشید گروهی کاخ باشکوه است که به انگیزه‏ی نمایش قدرت سیاسی و خشنودی خاطر شاهانه بنا شد، زاده‏ی اندیشه‏ی اروپایی است. تخت‌جمشید در حقیقت زیارتگاه ملی مقدسی بود که وقف هدف ویژه‏ای شده بود: به منظور ساخت پایگاه استواری برای برقراری جشن های بهاران یا نوروز که در آن از طریق تمام منابع تظاهرات نمایشی، از قدرت‌های آسمانی اعطای فراوانی و حاصل‌خیزی طلب می‌شد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 فروردین1388ساعت 9  توسط فرشید ابراهیمی  | 

 

1. در محاصره‏ی جادوی اژدهای خفته

 

2. انجمن حمایت از کفش بَر سَر و کلاه در پا


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 7 فروردین1388ساعت 10  توسط رامن  | 

 

سالنامه باستانی ایران یا سالنامه زرتشتی سال 1388 - براساس گاهشماری رسمی زرتشتیان ایران و مورد تایید پژوهشگران و ایرانشناسان - به حجم کمتر از یک مگابایت را از "اینجا" بارگذاری فرمائید.

این سالنامه روشی درست برای شناسایی و بازیابی و زنده‌گردانی جشن‌ها و مناسبت‌های کهن آریایی به همراه توضیحات و آداب و رسوم و آیین‌های بایسته درباره هر جشن یا رویداد به همراه عکس‌هایی زیبا از ایران باستان است. 


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 فروردین1388ساعت 10  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

آیینی که مرزها را درنوردید

ساختار مرزهای سیاسی و زورآزمایی ابرقدرت‌ها در خاورمیانه، مردمان و اقوام گوناگون ایرانی را که هزاره‌ها در یک سرزمین با همگونی‌های فرهنگی به همزیستی می‌پرداختند، در پشت نام‌های جدید از هم دور ساختند که مطالعه‌ی چگونگی حکایت این جدایی‌ها در حوزه‌ی مطالعه‌ی «تاریخ تجزیه‌ی ایران» شایسته‌ی بررسی است، اما تنها سهم آن در این جستار یادآوری حقیقتی پنهان است که برابر با آن مرزهای قراردادی یارای جدا ساختن همدلی‌ها فارسی زبانان اویغورستان (چین) را از سمرقند و قندهار و هم آیینی‌ها و همانندی‌های اهالی کابل را از کردستان عراق ندارد!


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 فروردین1388ساعت 9  توسط فرشید ابراهیمی  | 

 

نمآهنگ شادباش نوروزی روزنامک (ساخته‌ی رامن) را از "اینجا" ببینید و بشنوید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 فروردین1388ساعت 8  توسط رامن  |