تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

آدورنو، هورکهایمر، بنیامین و ویل

چکیده:

در این مقاله با مرور آراء برخی از متفکرین مارکسیست دهه های شصت و هفتاد میلادی یکی از مهمترین مشکلات و محدودیتهای نظری و عملی آن دسته از گرایشات مارکسیستی که بعضا زیر عنوان چپ جدید صورتبندی می شوند را مورد توجه قرار خواهیم داد: مشکلی که منتقدان چپ جدید از آن به عنوان "بحران آلترناتیو در تفکر مارکسیستی" یاد می کنند. در این مقاله تمرکز ما بر اندیشه های تئودور آدور نو، ماکس هورکهایمر، والتر بنیامین و هربرت مارکوزه است و بحران آلتر ناتیو را در آراء این دسته از متفکران برجسته ی مارکسیست تحلیل خواهیم کرد (البته اشاراتی هم به زمینه سازی های فلسفی آنتونیو گرامشی و لویی آلتوسر خواهیم داشت)، در مقاله ای دیگر و به طور جداگانه شکل حادتر این مشکل (بحران آلترناتیو) را در افکار چپهای قرن بیست و یکمی و متفکرین ضد سرمایه داری نظیر جورجو اگامبن و اسلاوی ژیژک پی خواهم گرفت.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 8  توسط رشید اسماعیلی  | 

از همه‌ی دوستان دیده یا نادیده‌ که در تارنگار یا تارنمای خویش، گفتار نیک در روزنامک، فیس‌بوک، ای‌میل، تلفن و ... نگران حال این کمینه بودند، مانند: بهرام آبتین، فریاد آرام، فرشید ابراهیمی، مرتضی اسدی، مصطفی اسدی، رشید اسماعیلی، سید کوهزاد اسماعیلی، اسکندری،‌ پیمان اعتماد، حسن اعتمادی، علیرضا افشاری، سینا افضل‌خانی، کیوان افشین‌جو، پژمان اکبرزاده، فرحناز اکرمی، مهدی الیاسی، خانواده الهی، مسعود امیرخلیلی، امیرهوشنگ امیدواری، افسانه امیدی‌مراد، حسین امینی، لادن امینی، ارژنگ انتصاری، کاوه ایرانی، بابک بابایی، مینا بابایی، ببراز بازوبندی، امید بختیاری، مسعود بربر، مهرداد بزرگ، سپهر بهرام، نازنین بهرام، بپژن بهروزپور، محمدعلی بهمنی‌قاجار، تورج پارسی، کامران پاک‌نژاد، نیلوفر پرزیوند، پناهنده، پویا پوروقار، منوچهر پیشوا، امین تریان، مرتضی ثاقب‌فر، علی ثباتی، مانی جاوید، حمید جلالوند، مهدی جلیل‌خانی، صادق جوکار، پیام جهانگیری، فروزان جهرمی، عیسی‌خان حاتمی، حمیدرضا خادم، هومن خراسانی، بهاره خطیری، کمال خوشرو، مهدی داداشی‌آرانی، صالح دادخواه، داراب، جلیل دوستخواه، علی دوستزاده، آوید ذوالمجد، آنیا ذوالمجد، النا ذوالمجد، آرش رحمانی، حمید رحیم‌زاده، خشایار رُخسانی، اشکان رضوی، مهدی رفعتی، بهرام روشن‌ضمیر، پروانه رهروان، البرز زاهدی، امیر زریباف، مجید ساسانی، کاوش ساعی، محمد ساکی، حسن سالمی، نگار سایه، شاهین سپنتا، ف.م سخن، بردیا سعادت، سعیدسعادتیان، کیانوش سلطانی‌پور، پریسا سنگری، حمید سهرابی، رضا شادمانی، سپنتا شریعت، محسن شکیبا، شاهین شهبازی، کاوه شهبازی، فواد شمس، فرید شولیزاده، مریم صفایی، علی طایفی، عابدینی، پیمان عارف، بابک عباسی، ابراهیم عبدالله‌زاده، علیرضا عطاران، بهزاد عطارزاده، عقاب علی‌احمدی، افشین علیزادمنیر، پدرام علیزاده، مجتبی فایضی‌زاده، فاضلی، بهزاد فرهانیه، فرخ قاسمی، محسن قاسمی‌شاد، کردی، احسان کرمی، اکبر کریم‌بیگی، ارشیا لشگری، رحیم مجاور، پگاه مجدالدین، مرتضی محمودی، خانواده مختارزاده، محمدمهدی مرادی، مزدک، پویان مقدم، هرمز ممیزی، پژمان موسوی، ژیلا میرافشار، میرزادگی، علی میرفطروس، حسن نقاشی، هادی نقی‌پور، نیوشا نیستانی، رضا واحدی، شروین وکیلی، رحیم همتی، منوچهر یزدی، بابک یکتا و ... بسیار سپاسگزارم.

در اینجا جا دارد سپاس ویژه‌ی خود را پیشکش همسر مهربان و غمخوارم: نیلوفر و دوست فرزانه‌ام: تیرداد بنکدار و یاران گرامی‌ام: نوشا احمدپور، فرناز یونسی، شاهین زینعلی، مهدی بختی، فرحناز خمسه‌ای و دکتر چنگیز پهلوان کنم که در این روزهای دشوار، یار و یاور همسرم و مددرسانم بودند.

مسعود لقمان

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 12  توسط مسعود لقمان  | 

جنگ سهراب و گردآفرید اثر استاد شمس خلخالی

زن ستیزی در شاهنامه!

بهرام روشن‌ضمیر

همگان معترفند که یکی بزرگترین گوهرهای فرهنگی ما شاهنامه فردوسی است. شاهنامه فردوسی نیز همان سرنوشتی را داشته است که دیگر گوهرهای ما داشته اند. یعنی خود ما از پژوهش و بررسی و حتا نسخه شناسی و نشر آن غافل شدیم و بدین ترتیب بیگانگان با شاهنامه‌پژوهی خود _با همه نقص هایشان_ به ما خدمت کردند. ولی از جمله آفت های این رویداد، چسباندن اتهام های بی اساس به آن بود. غربی ها که در کل شرق را استبدادی میشناختند، شاهنامه را استبدادزده دانسته! و چون پیشفرض ذهنی آنان وجود یک فضای زن ستیز در کشورهای جهان سوم است، شاهنامه را نیز دارای چنین فضایی دانستند!

با این پیشگفتار به سراغ بررسی اتهام «زن ستیزی» در شاهنامه میرویم. چیزی که مخلوق ناآگاهی و نادانی ایرانشناسان بیگانه بوده و البته بارها به عنوان سلاحی توسط دشمنان انیرانی و ظاهرا ایرانی ایران به کار رفته است. چراکه دشمنان ایران همواره میدانسته اند که تا شاهنامه و فردوسی باشند گزندی به ایران نخواهد رسید.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 14  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

مسعود لقمان سردبیر تارنگار گروهی روزنامک و فعال فرهنگی ملی، پس از 11 شبانه‌روز بازداشت در شب ۲۲ اردیبشهت به قید وثیقه از زندان آزاد شد. از تمامی دوستان و خوانندگانی که در این روزهای سخت با حضور و تماس و پیامشان، از مسعود لقمان و خانواده و دوستانش پشتیبانی کردند، سپاسگزاریم.

به زودی مسعود لقمان پیام سپاسگزاری خود را از همه بزرگواران در روزنامک قرار می‌دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 2  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

گذر از پُلهای ایجاب،

شکننده تر می رسد رفیق!

 

امشبی خالی از آوازهای عیش،

شوم تر از لبخندِ عروسکان،

پیامی می نشاند بر پُل؛

که

"رَج زدن ِ نیمه راهه ها بود،

راهِ ما."


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 2  توسط تيرداد بنكدار  | 

کمبوجیه؛ جنگجوی بی‌تدبیر:

چهره‌ای که تاریخ سنتی از کمبوجیه نشان میدهد، فردی ناهمسان با کوروش، دچار بیماری روانی، مستبد، خونریز، عاشق جنگ و بسیار بی‌سیاست است. بنابر گفته هرودوت کمبوجیه گاو مقدس مصریان به نام آپیس که مظهر خدایی بود را با خنجر خودش کشت و به دین مصریان بی‌احترامی کرد. او در سالهای آخر چنان دچار جنون شد که خواهر خود را کشت و 12 نفر از بزرگان پارسی را زنده به گور کرد و حتا فرمان داد تا کروزوس شاه پیشین لیدیا و مشاور پدرش را بکشند. ولی فرمانش اجرا نشد. و او که پشیمان شده بود از اجرا نشدن فرمانش خوشحال شد. همچنین به تصریح هرودوت، کمبوجیه بود که "پیوند با نزدیکان" را در میان پارسیان رواج داد و این رسم در میان پارسیان اصالتی نداشت.

تاریخ مدرن تلاش دارد تا در بسیاری موارد کمبوجیه را از این اتهامات تبرئه کند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 1  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

با درود به همه دوستان و خوانندگان گرامی

بر خود واجب می‌دانیم که پیش از هر سخنی مراتب قدردانی و سپاسگزاری خود را از همه عزیزانی که در این چند روزی که از بازداشت مسعود لقمان می‌گذرد، با ارسال پیام‌های پرمهرشان به وسیله تلفن، کامنت، ایمیل و... ما را دلگرم و امیدوار کردند و تسلایی بر احوال آشفته و پریشانمان در این روزهای سخت گردیدند، صمیمانه قدردانی و سپاسگزاری کنیم.

از همه عزیزانی که بزرگواری فرموده و با ثبت کامنت‌هایشان نگذاشتند که احساس تنهایی کنیم، بسیار متشکریم و پوزش می‌خواهیم که به دلیل تعدد پیام‌ها از یکسو و شرایط نامساعد روحی‌مان از سوی دیگر نتوانستیم که از این عزیزان با ارسال ایمیل یا کامنت سپاسگزاری کنیم. امید که همه بزرگواران سپاسگزاری و قدردانی ما را در همین‌جا پذیرا باشند و این کاستی را بر ما ببخشند.

همچنین باید به ویژه سپاسگزار استادان و بزرگواران و دوستانی باشیم که با راهنمایی‌های ارزنده‌شان در این چند روز در اتخاذ تصمیمات مناسب و انعکاس خبر بازداشت مسعود لقمان عزیز یاریمان دادند و راهنمایی‌های راهگشایشان را از ما دریغ نفرمودند.

شوربختانه همچنان از وضعیت مسعود عزیز آگاهی اندکی داشته و تاکنون موفق به دیدار با وی نشده‌ایم و همچنان از اتهام و حال عمومی او بی‌خبریم. اما همچنان به تلاش‌های خود ادامه می‌دهیم و خواستار آگاهی‌رسانی مسئولان درباره وضعیت مسعود لقمان و همه بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر در پارک لاله تهران هستیم و دوشادوش سایر وابستگان بازداشت‌شدگان بر این مطالبه خود پای می‌فشاریم و درخواست آزادی هرچه سریعتر همه بازداشت‌شدگان را داریم.

 اما باید به اطلاع خوانندگان گرامی برسانیم که روزنامک از فردا روال طبیعی فعالیت‌های خود را از سر خواهد گرفت. البته این تجدید فعالیت به دلیل غیبت سردبیر کارآمدمان، با کاستی‌هایی همراه خواهد بود. اکنون امکان ارسال مطالب جدید وبلاگ از طریق خبرنامه را برای خوانندگان نداریم و به علت آشفتگی ذهنی توانایی روز آمد کردن بخش‌های رویدادنامک، گفتار نیک هفته، چکامه هفته، از لا به لای متون، معرفی تارنمای هفته و درج آگهی برنامه‌های فرهنگی را نداریم. تنها می‌توانیم که با یاری نویسندگان عزیز روزنامک، بنا بر روال سابق، وبلاگ را هر چند روز یکبار به روز کنیم و لینک‌های جدید را در ستون روزانک‌ها قرار دهیم و گفتارهای نیک خوانندگان عزیزمان را تائید کنیم. امید است که همه این کاستی ها را به حساب شرایط ویژه گذاشته و بر ما ببخشید.

شاید نیازی به یادآوری این مهم نباشد که هرگاه که خبری از مسعود لقمان عزیزمان به دست آوردیم، آنرا در همینجا با خوانندگانمان در میان می‌گذاریم و امیدواریم که اولین و آخرین این خبرها، خبر آزادی مسعود لقمان و همچنین دیگر عزیزان دربند باشد.

نیلوفر لقمان

تیرداد بنکدار 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 1  توسط تيرداد بنكدار  | 

نیلوفر لقمان

با درود

پس از سه روز هنوز خبر موثقی از مسعود ندارم که شما را در جریان آن بگذارم. روزگار من اینچنین شده که شوهرم بدون هیچ جرمی در بند باشد و من هم در به در به دنبال خبری و نشانه‌ای از او در کلانتری‌ها و دادسراها و دادگاه‌ها سرگردان باشم و برای دیدار او که به ناگاه برایم غیرممکن شده، لحظه‌شماری کنم. اما افسوس که هیچ نمی‌یابم و تنها تسکینم در آخر هم فقط وعده صبر و صبر و صبر است...

ولی مسعود تنها نیست. سپاس ازتمام دوستانی که با حضورشان در کنارم و یا با تلفن، ایمیل، کامنت و... جویای حالش بودند و با همدردی و همدلیشان از دشواری گذران این لحظات سخت، کاستند. روزنامک پابرجاست نه به پرباری گذشته چرا که سردبیر لایقش اکنون آزاد و در بین ما نیست ولی همچنان پابرجاست تا در کنار شما خوانندگانش باشد.

با امید به اینکه دوباره شاهد قلم زدن مسعود عزیزمان در روزنامک باشیم.

نیلوفر لقمان

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 19  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

مسعود لقمان، سردبیر تارنگار گروهی - پژوهشی روزنامک، بعد از ظهر روز جمعه یازدهم اردیبهشت، به طور اتفاقی در مراسمی که برای بزرگداشت روز جهانی کارگر، به دعوت شماری از سندیکاهای مستقل کارگری در پارک لاله تهران برگزار شدهه بود، حضور یافته و برای ما هنوز روشن نیست که به چه دلیل مضروب و بازداشت می‌شود. شب هنگام نیز نیروهای امنیتی به خانه مسعود می‌آیند و کتاب‌ها و لوازم شخصی‌اش را توقیف می‌کنند.

مسعود لقمان فعالی شناخته شده در عرصه امور فرهنگی است و برای تمامی بستگان و دوستانش، اتفاقی بودن حضور وی در تجمع مورد اشاره، با شناختی که از روحیه فرهنگی و غیرسیاسی وی دارند، محرز است.

البته بی‌تردید کارگران ایرانی و سندیکاهای مستقل کارگری حق دارند که روز اول ماه مه را همانند همه کارگران جهان، آزادانه و به دور از تعدی نیروهای نظامی و امنیتی برگزار کنند. اما از آنجایی که مسعود لقمان هیچگاه فعالیتی در عرصه جنبش کارگری نداشته، بی‌گمان حضورش در آنجا کاملن تصادفی بوده است. گذشته از این مسعود لقمان روزنامه‌نگار عضو انجمن صنفی روزنامه‌نگاران است و حضور او در صحنه یک تظاهرات خیابانی، از مقتضیات طبیعی حرفه‌اش می‌باشد.

مسعود ساعتی قبل بیمارستانی را که یکی از بستگانش در آن بستری بوده ترک کرده تا به منزل برود که تا ساعات پایانی شب که با نیروهای امنیتی به خانه بر می‌گردد، خانواده و دوستانش از محل نگهداری او بی‌خبر بوده‌اند.

روز شنبه نیز قرار بازداشت مسعود تمدید و او را رهسپار زندان اوین شد...

 مسعود عزیز در بند است اما همچنان که او می‌خواست که روزنامک در هر شرایطی به کار خود ادامه دهد، روزنامکیان همچنان این تارنگار را فعال نگاه داشته و روال طبیعی روزنامک را دنبال می‌کنند.

امید که به زودی در همین‌جا خبر آزادی مسعود لقمان گرامی را از بند زندان اعلام کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 2  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

ویرایش‌گران شاهنامه*

شاهنامه، این نامه­ی بی­مانند و ورجاوند فرهنگ ایران، از دیر زمانی پیش از این دست­خوش دگرگونی­های فروانی از آن­چه فردوسی ارجمند سروده، شده است. درباره­ی چرایی این دگرگونی­ها، فراوان می­توان سخن راند از آن میان...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 8  توسط دکتر مجید ساسانی  | 

ساعت پنج صبح روز دوم فروردین بود که به شهر باستانی مرو رسیدیم. در همان ایستگاه قطار جاگیر شدیم و استراحتی کردیم. دیشب را من و پویان به عادت کوچگردی معمول‌مان خوب خوابیده بودیم، اما پدرام که فردِ متمدن جمع محسوب می‌شد، راحت نخوابیده بود. تا زمانی که گیشه‌های فروش بلیت باز شوند دو سه ساعت باقی بود، پس دور هم صبحانه‌ی مفصلی خوردیم و هرکس به کارهای شخصی‌اش پرداخت. من کمی ‌چینی ‌یاد گرفتم و پدرام چرتی زد و پویان سفرنامه‌اش را نوشت. ایستگاه به نسبت خلوت بود، اما از این لحظه به بعد روابط میان ما و ترکمنها برعکس شد.‌ یعنی مردم از دیدن هیبت و ژولیدگی ما فراری می‌شدند و به چشم بربرهایی مهاجم نگاهمان می‌کردند. در فاصله‌ای اندک صندلی‌های دور تا دورمان خالی شد و به تعبیری بخشی از ایستگاه را فتح کردیم. این مکان ‌یک توالت آبستره هم داشت که آبش را می‌بایست با بطری خالی آب معدنی از منبعی بر می‌داشتی و صد البته دم در هم بانوانی نشسته بودند و با دریافت ورودیه دستمالهایی را برای طهارت ارائه می‌کردند. دستمالهای توالتشان چیزی بین کارتنِ بازیافتی و کاغذ سمباده و سوهانِ قم بود!


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 8  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

صبح ساعت 4:40 به مرو یا ماری رسیدیم، تا ساعت 8 صبح باید صبر میکردیم تا گیشه بلیت‌فروشی به کار بیفتد، پس فرصت خوبی بود برای این که کارهای عقب افتاده را انجام دهیم، کارهایی مثل نوشتن سفرنامه یا چینی خواندن و ریش زدن شروین و شستن ظرف‌ها کثیف شام دیشب و حتی حمام رفتن من با آب دست‌شویی بدون کندن لباس ها!


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 8  توسط نیلوفر لقمان  | 

 

گفتار دوم: کوروش و پادشاهان

گفتار سوم: کوروش و مردم ایران زمین


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 9  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

صبح با سر و صدای مردمی ‌بیدار شدیم که گروه گروه برای ورزش به میدان شهر می‌آمدند. من و پویان هم کمی ‌جَوگیر شدیم و دور میدان دویدیم و کل و کشتی گرفتیم. مردم مهربانی که برای ورزش از آنجا می‌گذشتند، گذشته از سلام و احوالپرسی هر از چندگاهی ما را به خانه‌شان هم دعوت می‌کردند. وقتی کوله‌ها را بستیم و در جستجوی کله‌پزی شهر به حرکت در آمدیم،‌ یکی از همان رهگذران ورزشکار را دیدیم که با ماشین دنبالمان آمد تا اگر بتواند کمکی بکند و همراهی‌مان نماید. از آن کوهنوردهای قدیمی‌بود، با همان اخلاق خوب و جوانمردی مرسوم ‌ایرانی که هنوز در‌این گروه باقی مانده است. سپاسگزاری کردیم و به کله‌پزی کوچک اما تر و تمیزی رفتیم و دلی از عزا در آوردیم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 8  توسط نیلوفر لقمان  | 

حماسه‌ی ملی هنری است استثنایی، و چنان نیست که همانند سایر هنرها چون شعر، موسیقی، قصه، نمایش، نقاشی، معماری، مجسمه‌سازی و... همواره در درازای تاریخ وجود داشته یا اکنون و چه بسا در آینده نیز به آسانی پدیدار شود. حماسه‌ی ملی محتوایی عمیقاً سیاسی-فرهنگی دارد که بویژه هنگام کوشش قومی برای تشکیل یک ملت و یا هنگام آسیب دیدن و تجزیه‌ی شدید روح و مظاهر ملی پدیدار می‌شود تا به شکل‌گیری مجدد ارگانیزم واحدی به نام جامعه‌ی ملی یاری رساند.

من در این مقاله می‌خواهم نشان دهم که هر حماسه‌ی ملی والاترین جلوه‌ی خودآگاهی تاریخی و بنابراین، گونه‌ای فلسفه‌ی تاریخ یک ملت است. پیداست که برای اثبات این مدعا، نخست باید مفهوم‌های خودآگاهی تاریخی، فلسفه‌ی تاریخ و حماسه بازشکافته شوند و سپس پیوند میان آنها از نظر منطقی استوار گردد، یعنی نشان داده شود که حماسه‌ی ملی جلوه‌ای از خودآگاهی تاریخی، خودآگاهی تاریخی گونه‌ای فلسفه‌ی تاریخ، و بنابراین حماسه‌ی ملی برابر با گونه‌ای فلسفه‌ی تاریخ است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 10  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

پیش درآمد

این متن، داستان سفری است که در نوروز 1388 توسط شروین وکیلی، علیرضا(پدرام) فرحی و پویان مقدم نوشته شده است.

چارچوب این سفرنامه چنین است که اتفاقات روزانه‌ی سفرمان از دیدگاه من (پویان مقدم) و همسفرم -شروین وکیلی- در دو رنگ نوشته شده و کلیه عکس‌ها، مربوط به تلاش بی‌وقفه، همسفر دیگرم - پدرام فرحی - است.

رویکرد من در این سفرنامه (که آن را به قلم سیاه می‌خوانید) بیشتر بازنمایاندن جزئیات سفر با هدفِ در دست قرار دادن سرنخ‌هایی برای سفرهای اکتشافیِ بعدیِ دیگر علاقه‌مندان است. رویکرد دوست خوبم، شروین وکیلی در نگارش این سفرنامه (نوشته‌های به قلم آبی‌پررنگ) بیشتر معناگرایانه و با زبانی خودمانی است و سفرنامه تصویری هم، مربوط به دیدگاه دیگر دوست خوبم –پدرام - در طول سفر است.

بدیهی است، از آنجا که سفرنامه سیاه‌رنگ و آبی‌رنگ، در بیشتر مواقع یک رخداد را بازگو می‌کنند، خوانندگان می‌توانند بعد از شروع، بسته به علاقه شخصی‌اشان، هر دو دیدگاه را بخوانند و یا تنها یکی را دنبال کنند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 10  توسط نیلوفر لقمان  | 

کالبد شکافی یک استوره

... استوره‌ی جزنی هم با همین مفاهیم گره خورده است: مبارزه، فداکاری و شور انقلابی. با تمسک به همین مفاهیم است که طی دهه‌ها خاطره‌ی جزنی هاله‌ای دست نایافتنی از تقدس استوره‌ای گرداگرد خویش تنیده: پیله‌ی بافته شده از تجلیل و ستایشی که عبور از آن در جامعه‌ای مثل ایران آسان نیست. با این حال با گذشت سالها از مرگ جزنی و به رغم این همه آفرین و صد آفرینی که نثار شجاعت و قهرمانیگری رمانتیک این «پیشاهنگ انقلاب» شده است نسل نوی ایرانی حق دارد شخصیت و عملکرد او و امثال او را در ترازوی همان «دقت آکادمیکی» قرار دهد که وی از آن متنفر بود. باید پوسته‌ی این استوره‌ها را شکافت به مغزشان رسید و عیارشان را بر آفتاب افکند و نتیجه‌ی شجاعت‌ها و قهرمانیگری‌هایشان را به قضاوت نشست. نوشته‌ی پیش رو نیز به اندازه‌ی توان اندک نویسنده‌اش گامی است در کالبد شکافی ذهن و زندگی یکی از همین استوره‌ها: بیژن جزنی، مردی که پیش و بیش از هر چیز شیدا و پاسدار پرشور مارکسیسم - لنینیسم و چریکیسم بود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 8  توسط رشید اسماعیلی  | 

 

مطالعه ای تازه درباره اضمحلال و فروپاشی شاهنشاهی ساسانی در ایران از ارتباط اعراب مهاجم به ایران با بخش هایی از حکومت ساسانی خبر داده است.

پروانه پورشریعتی استاد ایرانی بخش مطالعات ایران و اسلامی دانشگاه اوهایو در کتاب "افول و سقوط ساسانیان"، با عنوان فرعی "اتحاد اشکانی - ساسانی و پیروزی اعراب بر ایران" نگاه مسلط بر مطالعات ساسانی را مورد نقد قرار داده است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 7  توسط مسعود لقمان  | 

 

در برزخ بنیادگرایی

دكتر محمدصادق جوكار، پژوهشگر مسائل خاورمیانه و بنیادگرایی در تحلیل بنیادگرایی معتقد است که این واژه ریشه در پروتستانتیسم اروپایی دارد. او تحول معنایی بنیادگرایی و چگونگی انتقال این مفهوم به دنیای اسلام و شکل‌گیری پدیده بنیادگرایی اسلامی را شرح داده است. وی در ادامه به بررسی وجه تشابه بنیادگرایی و افراط‌گرایی و چگونگی شکل‌گیری پدیده طالبانیسم پرداخته است. جوكار همچنین به بررسی تفاوت میان بنیادگرایی اسلامی با بنیادگرایی یهودی و مسیحی اشاره داشته است. این استاد دانشگاه همچنین به زمینه‌ها و بسترهای شکل‌گیری بنیادگرایی اشاره کرده و به تقسیم‌بندی بنیادگرایی اسلامی نیز پرداخته است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 9  توسط دکتر صادق جوکار  |