تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

تابلو سیاهکل؛ اثر بیژن جزنی 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت،
سرها در گریبان است.
كسی سر بر نیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.

نگه جز پیش پا را دید، نتواند،
كه ره تاریك و لغزان است.
و گر دست محبت سوی كس یازی،
به اكراه آورد دست از بغل بیرون؛
كه سرما سخت سوزان است.
نفس، كزگرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریك.
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت.
نفس كاین است، پس دیگر چه داری چشم 
زچشم دوستان دور یا نزدیك؟

مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چركین؟
هوا بس ناجوانمردانه سردست "آی".
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را پاسخ گوی، در بگشای!
منم من، میهمان هر شبت، لولی‌وش مغموم.
منم من، سنگ تیپا خورده رنجور.
منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ناجور.
نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم.
بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم .
حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.
تگرگی نیست، مرگی نیست،
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است.

من امشب آمدستم وام بگزارم.
حسابت را كنار جام بگذارم.
چه می گویی كه بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست.
حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است.

و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده،
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهان است.

حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یكسان است.

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت.
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان،
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین،
درختان اسكلتهای بلور آجین،
زمین دلمرده، سقف آسمان كوتاه 
غبار آلوده مهر و ماه،
زمستان است 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 8  توسط مسعود لقمان  | 

 

دانشمند پارسی­گوی و پارسی­جوی و پارسی­خوی

در بازنمود یادگارهای استاد میر جلال­ الدین کزازی 

استاد نیک­نام، دکتر میرجلال الدین کزازی، در سال 1327 خورشیدی در کرمانشاه زاده شد، وی دانش­آموخته­ی رشته­ی زبان و ادبیات پارسی (دوره­ی کارشناسی ارشد در 1355 و دوره­ی دکتری در 1371) است و از سال 1358 استاد زبان و ادبیات پارسی در آموزشگاه (مدرسه) عالی دماوند بود که هسته­ی آغازین بنیادگذاری دانشگاه علامه طباطبایی را شکل می­داد.

استاد در کنار آموزش در دانشگاه در این سال­ها به پژوهش و نگارش دفترهای ارزشمندی در فرهنگ و ادب پارسی پرداخته است که در دنباله­ی این نوشتار به بازنمود بایاترین این یادگارها در پهنه­ی شاهنامه­پژوهی می­پردازیم.

جستارهای بنیادی پژوهش­های استاد در پهنه­ی فرهنگ و ادب ایران زمین این­هاست: شاهنامه­پژوهی و استوره­شناسی، گزارش و ویرایش متن­های کهن، حافظ­­پژوهی، سعدی­پژوهی، خاقانی­شناسی، و...

هرچند پژوهش و دانش استاد به جستارهای بالا محدود نمی­شود و ایشان یادگارهای ارزشمندی درباره­ی خیام، دانش­ها و فن­های ادبی، و دیگر زمینه­های فرهنگی آفریده­اند.

آشنایی استاد با رزم­نامه­سرایی (ادبیات حماسی) و چیرگی کم­مانندشان بر زبان شیرین پارسی سره مایه شده است برگردان­های ایشان از سه گانه­ی رزمی اروپا (ایلیاد، اودیسه، و انه­اید) به پارسی، از زیباترین نمونه­های برگردان هنری و دانشی است.

از استاد کزازی تا کنون بیش از 40 کتاب و نزدیک به 100 مقاله چاپ شده است. ...
ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 29 خرداد1388ساعت 11  توسط دکتر مجید ساسانی  | 

ما نیازمند فهمی درست از خود و غربیم

عکس از روزنامک؛ نوشا احمدپور

اشاره:

یونان‌محوری مطلق در نوشته‌ها و سخنان برخی از روشنفکران ما، گاه آنچنان به افراط می‌گراید که با نفی هویت ایرانی توام می‌شود. این دست از روشنفکران که شوربختانه از بدیهی‌ترین مبانی تاریخ، آگاهیِ چندانی ندارند، با کوچک‌انگاری و خوارشماری خویشتن، از یونان چنان آرمانشهری می‌سازند که هیچ نوع کژی و کاستی در آن راهی نیست.

سه سال پیش بود که «مصطفی ملکیان» یکی از همین روشنفکران در میان دانشجویان اصفهانی به بهانه‌ی نقد «سید جواد طباطبایی» چنین گفت: «… یكی از بزرگترین دروغ‌هایی كه ما به تاریخ گفته‌ایم این است كه ما فرهنگ و تمدن عظیمی داشته‌ایم، آخه عزیز من فرهنگ و تمدن مدرك می‌خواهد اگر یونانی‌ها یك كتاب از افلاتون نداشتند، یك كتاب از ارستو و یا … نداشتند بنای پانتئن را نیز نداشتند، معماری‌های عظیم را نداشتند و بعد می‌گفتند كه ما یونانی‌ها فرهنگی داشتیم كه نمی‌دانید چه عظمتی داشت و آب از لب و دهان همه‌ی ما هم راه می‌افتاد، ما انصافاً به آنها نمی‌گفتیم هر چیزی مدرك می‌خواهد؟... ما تمام چیزی كه از قبل از اسلام داشته‌ایم سه چیز است. یكی تخت جمشید و معمارهایی كه در آن قسمت وجود دارد كه آن را هم همه مورخان گفته‌اند كه رومیان ساختند كه حالا فرض كنیم ایرانی‌ها ساخته‌اند. یك مانی نقاش داریم كه آن هم نقاشی‌هایش باقی نمانده ولی به تواتر رسیده‌ایم كه نقاش بزرگیبوده و ما او را پیامبر نیز تلقی می‌كنیم و یكی هم دانشگاه جُندی‌شاپور ... كه می‌گفتند در آنجا رشته‌ی پزشكی خیلی قوی بوده است، البته این را هم می‌دانید كه وقتی مسیحیان مورد حمله واقع شدند، به طرف شرق عقب نشینی كردند و آمدند و جندی شاپور را ساختند و … حالا اینها را شما با یونان مقایسه كنید، ما صد ورق نوشته نداریم كه با فرهنگ یونان قابل مقایسه باشد حتی پنج ورق نیز نداریم ...»

آگاهی این دست از روشنفکران ما از بدیهی‌ترین رویدادهای تاریخ چنین است که گمان می‌کنند رومی را که احتمالاً در زمان هخامنشیان روستایی بیش نبوده و 300 سال پس از هخامنشیان پا به عرصه‌ی تاریخ گذاشته، سازنده‌ی بنای پرشکوه پارسه یا تخت جمشید می‌دانند و با شهامت اخلاقی! ادعا می‌کنند «همه مورخان» به این موضوع که رومی‌ها، تخت جمشید را ساخته‌اند، اذعان دارند! این‌ مسائل ما را بر آن داشت که گفت‌و‌گویی با استاد ثاقب‌فر در سه بخش با موضوع‌های 1. سرشت تاریخ‌نویسی 2. جامعه و دین یونانی 3.جامعه و دین ایرانی انجام دهیم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 9  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

مدتی است شماره‌ی بهار فصل‌نامه‌ی فروزش بر روی پیشخوانِ کیوسک‌های مطبوعاتی، در دسترس علاقه‌مندان به تاریخ و فرهنگ ایران است. بر روی جلد آن، تصویری جذّاب از رستم، نگاه‌بان ایران‌زمین به چشم می‌خورد که اثری است از استاد حجت‌الله شکیبا. این تصویر نشان از آن دارد که در درون فصل‌نامه نیز نوشتارهایی درباره‌ی شاهنامه و فردوسی بزرگ می‌یابیم.

این شماره نیز – همانند شماره‌ی پیش - دارای هفت بخش است که به ترتیب عبارت‌اند از: «تاریخ و فرهنگ»، «ایران‌شهر»، «جهان ایرانی»، «زبان فارسی»، «ایران‌گردی»، «یادگارهای فرهنگی و طبیعی» و «چکامه».


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 9  توسط علیرضا افشاری  | 

علیرضا عطاران «آرام»

دانستنی‌ها و یافته‌ها درباره زندان‌ها و شیوه مجازات و در مجموع قوانین قضایی و جزایی درباره متهمین و بخصوص متهمین و مجرمین سیاسی ـ یعنی کسانی که به هر دلیلی با حکومت مخالفت می‌کردند ـ در ایران پیش از اسلام، اندک و پراکنده است.

اما در این نوشته من بررسی و نگاه خودم را می خواهم معطوف به زندان و دژ «انوشبرد» کنم. جایی که مخالفین جدی و مهم حکومت در آن زندانی می‌شدند. ضمن این که نمی‌خواهم به جزییات و شرح و تفضیل مسائلی بپردازم که جای آن توی یک نوشته وبلاگی نیست، بلکه تصمیم دارم به چند رویداد که به نوعی مرتبط با این زندان بوده اشاره کنم. با این وجود مختصری در باره موقعیت مکانی و نام آن ضروری است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 8  توسط مسعود لقمان  | 

 دکتر جلال خالقی‌مطلق عکس از ایرج ادیب‌زاده

مهربان و فروتن همچو پهلوانان شاهنامه

فرشید ابراهیمی

با سپاس از: مجید ساسانی

روزی که به همراه دو تن از دوستان ایران‌پژوه برای دیدار دوباره‏ی او می‌رفتم از نخستین دیدار به یاد سپرده بودم که اگر چه در گستره‏ی دانش ایرانشناسی و شاهنامه‌پژوهی و نسخه‌شناسی یک چهره‏ی بسیار بزرگ و بی‌مانند در جهان به شمار می‌رود، اما برخلاف بسیاری از استادان و شبه استادان!، بسیار فروتن و در دست‏رس است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 10  توسط فرشید ابراهیمی  | 

·         كسی كه از كتابی انتقاد می‌كند پیش از انتقاد یك كار مهم انجام داده است كه خواندن آن كتاب است. این مسأله نشان می‌دهد كه منتقد برای كار نویسنده یا مترجم ارزش قایل بوده است.

·         از یاد نبریم كه حتی ترجمه‌های استادان بزرگ و بی‌بدیل كه بی‌گمان شناخت خود و بخشی از جهان را مدیون كوشش‌های آنان هستیم، نیز از مقابله با متن اصلی به وسیله یك ویراستار زبردست و زبان‌دان بی‌نیاز نیستند.

·         واژگان و گویش‌های محلی می‌توانند به کار هر چه غنی‌تر کردن زبان ملی ایران(زبان فارسی) بیایند ولی به طور طبیعی نباید پنداشت که می‌توان این زبان‌ها را به جای زبان ملی کنونی به کار گرفت.

·         این واقعیت که این زبان‌ها در شکل‌‌هایی ابتدایی به‌سر می‌برند، نباید مانع از این شود که سرودن شعر یا ترانه و کاربرد آن‌ها به عنوان یادگارهایی فرهنگی از ایران فراموش شود. کوشش برای حفظ و بالندگی این زبان‌ها خود نوعی یاری به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی است.

·         یک بخش از کوشندگان و آفرینندگان زبان فارسی در خارج از مرزهای سیاسی کنونی ایران هستند که این افراد در گسترش و شکوفایی زبان فارسی و ادبیات آن در زمانی که ایران پهنه‌ای به اندازه چند برابر وسعت کنونی خود را داشت موثر بوده‌اند، حفظ ارتباط فرهنگی با فارسی‌زبانان که به راه‌های گوناگون باید از سوی دولت و ملت انجام شود، از وظیفه‌های ملی ماست.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 16 خرداد1388ساعت 11  توسط عقاب علي‌احمدي  | 

ایمان خدافرد

شاعرِ نقاش و نقاشِ شاعر، بچه بودای اشرافی، صیاد لحظه‌ها، ایماژگر توانا، عارف و فیلسوف، پاژنام‌هایی است که معمولاً پس از نام «سهراب سپهری» می‌آید و هر نامی به دلیلی و از روی دیدگاهی برگزیده شده است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 10  توسط نیلوفر لقمان  | 

گفتار چهارم: کوروش و تاریخ قلمرو میانی

1. کوروش در سال 559 پ.م بر تخت نشست و در سال 530 پ.م درگذشت. دوره­ی سی ساله­ای را که سلطنت کرد، به دو بخش عمده می­توان تقسیم کرد. فاصله­ی میان سال­های 553- 539 پ.م، به جنگ و کشورگشایی گذشت، و سالهای قبل و بعد آن به سازماندهی کشور و پی­ریزی مبانی مدیریتی شاهنشاهی هخامنشی صرف شد. تقریبا تمام اطلاعات تاریخی ما درباره­ی کوروش، به چهارده سالی مربوط می­شود که  مشغول فتح جهان بوده است. مستندات تاریخی درباره­ی شش یا هفت سالی که قبل از شروع جهانگشایی، و نه یا ده سالی که پس از پایان آن بر کوروش گذشته، در حدِ هیچ است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 12  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

تصویری خیالی از زرتشت (در عقب تصویر) و بطلمیوس در جلو. نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون ۱۵۱۰م.

طی تحولاتی که در قرون اخیر، فرایند مدرنیزاسیون به وجود آورده، سبب شده تا حکمت روز به روز نقش خود را تغییر دهد تا بدانجا که از شکل خداوندگاری به نوعی فلسفه کاربردی فروکاهیده. به زبان ساده‌تر «علم اعلی» همسنگ با دیگر علوم شده و در نتیجه عُلُوطلبی انسان‌ها نیز به میان‌مایگی انجامیده است. از نگاه این قلم پس از هگل عموماً فرزانش (=حکمت) از نظام‌سازی و نظریه‌پردازی به موقعیت پردازی و تحلیل‌گری تغییر مسیر داد و بدین گونه نظام درونی و نگاه وحدت جوی انسان مدرن، که قبلاً قدوسیت دین را هم از انجام این امور کنار زده بود، دچار آشفتگی گشت. نگارنده بر این باور است که رویدادهایی از این دست معلول راززدائی، عقلانیت ارسطویی، رها کردن ذکر و رهیدگی فلسفه از اشراق و شور درون است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 12  توسط فرید شولیزاده  | 

دکتر علی میرفطروس 

نگاهِ مادرانه به تاریخ! (2)

* با تغییر نسل‌ها و دستیابی به اسناد و مدارک تازه، تفسیر تاریخ و رویدادهای تاریخی نیز، تغییر می‌کند. این‌که می‌گویند: «هر تاریخی، تاریخ معاصر است» به همین معنا است.

* « نگاه مادرانه» به شخصیّت‌های تاریخ معاصر، ما را از «قدّیس‌سازی» یا «ابلیس‌سازی»های رایج درباره‌ی این یا آن شخصیّت سیاسی، دور می‌کند و موجب آشتی و تقویت تفاهم ملّی می‌شود.

* طرح کودتای آمریکا و انگلیس علیه دولت دکتر مصدّق، امری مُسلّم و انکارناپذیر است، امّا مخالفت پایدار شاه با کودتا و خصوصاً انحلال مجلس توسط مصدّق، عملاً طرح کودتا را به نفع صدور فرمان عزل مصدّق، منتفی ساخت!


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 8  توسط مسعود لقمان  |