تبليغاتX
روزنـــامــک

روزنـــامــک

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

کاری از افشین سبوکی

کاری از افشین سبوکی 

تا آغاز اسلام یعنی سده هفتم میلادی نه تنها کرانه شمالی این دریا و جزایر مسکونی آن، بلکه کرانه های جنوبی نیز زیر چیرگی پادشاهی ایران بود. کمترین سند و مدرک و اثری از حضور اعراب در خلیج فارس در دوران باستان یافت نشده است. احتمالا نخستین بار شاپور دوم (بزرگ یا ذوالاکتاف) اعراب اسیر شده را به منطقه آورد. ولی در هنگام سرنگونی ساسانیان اثری از اینها نیز دیده نشده است. آنچه میدانیم چند قبیله عرب در جنوب میانرودان در کنار دجله و فرات میزیستند که زیر فرمان ایرانیان بودند. اعراب مسلمان نخستین اعرابی بودند که به دریاپیمایی در خلیج فارس پرداختند و از این راه به ایران و هند یورش بردند. ولی گزارشات حاکی از آن است که ترکیب جمعیتی ساکنان کرانه های این دریا و جزایر مسکونی آن تغییری نکرد. و بهترین نشانه، تاریخ های اسلامی هستند که به نام خلیج فارس و حضور فارسها (ایرانیان) در آن تاکید دارند. ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، بن فقیه، ابن خردادبه، ابن حوقل، ابن بلخی، مسعودی (در هر دو کتاب مروج الذهب و التنبیه) ابوریحان بیرونی (التفهیم و همچنین کتاب القانون المسعودی) نامی ترین تاریخنگاران و جغرافیدانان مسلمان ایرانی و عرب سده های نخست پس از اسلام هستند که به زبانهای فارسی و عربی به نام بحر الفارس یا بحر العجم یا الخلیج الفارس یا نامهایی همانند اینها اشاره کرده اند. به ویژه استخری جغرافیدان ایرانی در قرن 10 میلادی (3 و 4 هجری) نقشه ای داده است و در آن به بحر فارسی اشاره کرده است. شماردن دیگر نویسندگان و نام بردن کتابهای آنان در سده های پسین کاری است بیرون از حوصله.

در زبانهای اروپایی همانند انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و لاتین و یونانی و ... نیز همواره خلیج فارس ترجمه شده است ( Persian Gulf و  Persische Golf و Golfo di Persia و Mare Persicum و Persicus sinus). و البته این توضیح لازم است که در همه این موارد واژه پارس و پارسی معادل ایران و ایرانی است. چراکه در این زبانها به کل سرزمین ایران، پارس و به همه ایرانیان پارسی میگفتند. و تا دوره رضا شاه نام رسمی ایران در محافل جهانی "پرشیا" بود.

 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 8  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

پراکندگی پارسی زبان ها در جهان 

 پراکندگی پارسی زبان ها در جهان

سره نویسی یا مقابله با آن یکی از داغ ترین بحثهای مربوط به حوزه زبان فارسی در سده گذشته بوده است. جریان ادبی دوره پهلوی، زبان فارسی را خانه تکانی کرد و پس از آن دیگر هیچ خردمند فارسی دوستی نیست که فارسی پیش از آنرا ادامه دهد. شما و همگان را به خواندن نثر دوره قاجار دعوت میکنم. به ویژه آثار دینی آن دوره (توضیح المسائل ها و رساله های علمای شیعه و نامه های روحانیون و یا کتابهای بهایی که دیگر فاجعه اند.) بیرون از بحث زیبایی و زشتی، نکته اینجاست که چرا باید آن زبان را فارسی و آنرا بخشی از ادبیات فارسی دانست؟ کجای آن زبان فارسی بود؟ با نگاهی سطحی پی خواهید برد که نزدیک به 90 درسد واژگان دفترهایی که از آن زمان به دست ما رسیده فارسی نیست و آن 10 درسد نیز چیزی نیست جز حروف ربط (از، که، را، تا، برای، چون، در) یا ضمیرها (من، تو، او، ما، شما، ایشان) یا فعل های اصلی (است، بود، شد، گشت، گردید) یا قیدها و اعداد. این است آنچه به نام "فارسی سنتی" به دست ما مردمان ایران پس از مشروطه رسیده است.

نویسندگان فارسی "صفوی تا پهلوی" خود نمیدانستند که چه میکنند. ولی پژوهشگران پسین تر با اندکی اندیشه در دفترها و نامه های فارسی پی بردند که مشکل از کجاست. جریان فرهنگستان یکم (رضا شاهی) نه ادامه جنبش پارسی سره، که تاثیر پذیرفته از آن بود. و خود میدانید که چه مقاومتها و درگیری هایی از سوی ادیبان سنتی ایران و متجددان روشنفکر با فرهنگستان یکم شد و پس از تعطیلی آن چه جشنی گرفتند. ولی گذشت تاریخ، درستی جریان فرهنگستان را اثبات کرد. 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 7  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

 

چارچوبی برای بازیابی جشنهای کهن آریایی (بخش دوم)

بهرام روشن ضمیر 

 

  

 

  • در سال 1304 گاهشماری خورشیدی با ماههای اوستایی در ایران به رسمیت رسید. و از این زمان زرتشتیان ایران که در مشروطیت و تحولات ملی پس از آن نقشی پررنگ داشتند، این گاهشماری را در میان خودشان نیز به رسمیت شناختند. چراکه نیک میدانستند این گاهشماری زمان مناسبت‌ها را در جای درست خود روشن میکند. درحالیکه گاهشماری یزدگردی به دلیل محاسبه نکردن کبیسه‌ها یا اشتباه محاسباتی، این ویژگی را از دست داده است. با اینحال سالنامه یزدگردی همچنان در میان عوام زرتشتی رایج بود تا اینکه آنان تصمیم گرفتند سالنامه خود را با گاهشماری هجری – خورشیدی تطبیق داده و ایرادات آنرا رفع کنند.
  • کبیسه گیری در گاهشماری اوستایی و یزدگردی بر اساس دوره 120 ساله بوده است که پس از آن یک ماه به سال می‌افزودند. درحالیکه سیاست کبیسه‌گیری در گاهشماری امروزین زرتشتیان، پیروی از گاهشماری رسمی ایران امروز است که به اندازه کافی درباره‌اش بحث کردیم. این را میگویند اصلاح گاهشماری و نه کنار گذاشتن گاهشماری کهن و جعل گاهشماری نوین!
  • گاهشماری یزدگردی در عمل به کبیسه بی‌توجهی کرده است. ولی این گاهشماری به فصلها کاملا بی‌توجه نبوده است. چراکه اگر میبود، همچنانکه در محاسبات من دیدید، امروز اعتدال بهاری میبایست برابر با اواخر اسفند یزدگردی میبود، درحالیکه برابر با آذر یزدگردی است. و این یعنی یا 4 بار کبیسه گرفته شده است و یا یکبار برای بازیابی جایگاه فصلها، سالنامه اصلاح شده و 4 ماه به گذشته بازگشته‌اند.
  • بر همه زرتشتیان چه در شهر و چه در روستا و چه در درون ایران و چه بیرون از ایران است که آنچه تقویم قدیمی میخوانند را کنار گذارند. تا آنجا که من میدانم آنچه به تقویم قدیمی موسوم است فقط برای جشن پنجه در برخی روستاهای یزد به کار میرود. وگرنه همه زرتشتیان همه رویدادهای دیگر را بر اساس سالنامه نوین که هم هماهنگ با طبیعت است و هم وفادار به سالنامه ایران باستان و هم یکدل و یکرنگ با سالنامه رسمی ایران امروز، برگزار میکنند.
  • گروه نخست کسانی هستند که جنبه آیینی این جشنها را امروز برای ایرانیان بی‌اهمیت دانسته و میگویند که مهم آن است که روزی به این نام جشن گرفته شود. آثار الباقیه ابوریحان بیرونی سند تاریخی ما برای برگزاری این جشنهاست و در آنجا گفته شده که برای نمونه مهرگان در شانزدهم مهر برگزار میشود. پس ما هم امروز مهرگان را شانزدهم مهر تقویم خود میدانیم. اینان به اینکه مهرگان باید مهر روز از مهرماه باشد بی‌توجهی نشان میدهند. درحالیکه مهم همین برابری روز و ماه است و نه شماره روز.
  • 5 روز پنجه دزدیده یا خمسه مسترقه یا پنجه کوچک یا بهیزک یا وهیژک یا بهیجک یا اندرگاه یا اندرجاه یا گاهانبار آفرینش انسان که هر روزش مزین به یک بخش از گاتهای زرتشت _اهنود، اشتود، سپنتمد، وهوخشتر، وهیشتوایشت_ بود، پس از اسفند بوده و در بزرگی و باشکوهی‌اش هیچ گمانی نیست. با توجه به اینکه همه گزارشها مبتنی بر آن است که این 5 روز جزو هیچ ماهی نبودند، چطور میخواهیم آنرا در سامانه خود بدون تطبیق جای دهیم؟ حتما این دسته خواهند گفت که چون آنزمان این روزها بخشی از ماههای 12 گانه نبوده، امروز هم در ماههای 12 گانه جایی نخواهند داشت و باید حذفشان کرد!!
  • باز هم به همگان تاکید میکنم که ابوریحان _معاصر سامانیان و غزنویان_ پیش از اصلاح گاهشماری ایرانی به دست خیام در زمان ملکشاه سلجوقی میزیست. پس این طبیعی است که گزارش ابوریحان را مستقیم نپذیرفته و با گاهشماری خیامی تطبیق دهیم. همچنانکه دیگر گزارشات تاریخی کهن را نیز در همه جهان با گاهشماری امروزینشان تطبیق میدهند.

                      بخش نخست این جُستار         


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 11  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

 

 فردوسی

مصادره به مطلوب ممنوع  

پیشتر درباره کاستی ها و ایرادات بزرگ "سریال چهل سرباز" در بخش های نخستین که به موضوع شاهنامه و داستان رستم و اسفندیار میپرداخت، قلم فرسایی کردم.

در اینجا با هم نگاهی به بخشهایی از سریال که به زندگی فردوسی میپردازد، نگاهی کرده و آنرا با اسناد همسنجی میکنیم. یاد آوری میکنم که این نوشتار را مدیون خواندن کتاب "دیباچه شاهنامه" اثر "امید عطایی فرد" هستم و باز یاد آوری میکنم که نقد من بر این سریال، به هیچ وجه به معنی مهم بودن این برنامه نیست. بلکه هدف ایجاد یک بحث پیرامون یکی از مباحث مهم ایرانشناسی یعنی فردوسی و شاهنامه است. و چهل سرباز از این جهت کارکردی مثبت داشته است. همچنانکه فیلم 300 باعث تولید یک جریان پژوهشی در ایران درباره تاریخ دوران هخامنشی شد.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 11  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

(پاسخ به نوشته دوم آرش خوشخو در بخش کافه روزنامه شرق)

 

بهرام روشن ضمیر

در جستار پیشین به اتهامات مطرح شده در مقاله نخست ایشان پاسخ داده شد و همچنین هوچی گری و جنجال آفرینی برنامه ریزی شده او نیز نمایان گشت. در این جستار به مباحث مطرح شده در مقاله دوم ایشان میپردازم.

نویسنده با عوامانه ترین لحن ممکن، با چنگ انداختن به چند جمله پراکنده از کتاب این و آن، فقط به لگدکوبی افتخارات گذشته به شکل مبهم و کلی پرداخته است. پاسخ دادن به این مقاله بسیار آسانتر از آنچیزیست که همیشه مجبور به آن بوده ام. فقط کافیست تصور کنم که در حال آگاهی دادن به یک نوجوان ناآگاه از تاریخ میباشم. تک تک جملات جناب خوشخو را بارها و بارها شنیده و خوانده و البته بارها پاسخ آنرا نیز دیده و یا خود داده ام. به جرات میگویم که نقد ایران باستان از این کلیشه ای تر و خام تر امکان نداشت و جناب خوشخو با اینکار و البته با پشتیبانی زایدالوصف سردبیر روزنامه وزین شرق بیش از اینکه به نقد این مقوله کمکی کند، به شهرت خویش کمک کرد.  

پاسخ جناب آرش خوشخو به من در ادامه این جستار افزوده شد.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 تیر1386ساعت 0  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

بهرام روشن ضمیر 

هنگامی از طریق یکی از دوستان آگاه شدم که در روزنامه شرق مقاله ای به شدت توهین آمیز نسبت به گذشته تاریخی ایران و بزرگان ایرانزمین درج شده است، گمان کردم که یکی از منتقدان سرشناس ایران باستان و یکی از یاران ایشان مقاله ای بر ضد مکتب ناسیونالیسم و ایرانگرایی به شکل فلسفی نگاشته و یا به شکل حرفه ای و سطح بالا به نقد تاریخ ایران باستان پرداخته است. ولی پیش فرض من نادرست بود.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 15 تیر1386ساعت 8  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

بهرام روشن ضمیر 

در تارنمای روزنامک، در روز 5 تیر 86 شاهد مطلبی بودیم با نام «گزندهای تعصب، نقدی بر کتاب پیامبر آریایی». استاد مرتضی ثاقب فر مترجم و پژوهشگر برجسته ادب و فرهنگ و تاریخ در این نوشته به نقد کتاب "پیامبر آریایی" نوشته "امید عطایی" پرداخته و در کنار آن موضوعاتی بسیار جذاب را مطرح ساخته و بحثی بزرگ را گشوده است.

بسیارم خوشحالم که نقدهای نویسندگان بر همدیگر را شاهدیم. بدین شکل خوانندگان کتابها با مطالعه نقدهای آن کتاب میتوانند بهتر داوری کنند. ایکاش که نقدهای یک کتاب در همان کتاب چاپ میشد ...


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت 2  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

 جنگ رستم و اسفندیار اثر استاد شمس خلخالی

هنگامی که خبر پخش سریالی با موضوع شاهنامه از صدا و سیما را شنیدم شگفت زده شدم. ولی به نظر می آمد که فیلم 300 کار خودش را کرده است. البته روشن بود که این سریال مدتها پیش ساخته شده است ولی اینکه چند سال پس از ساخته شدنش، ناگهان پس از ماجرای 300 پخش شد، ذهن ها را بدین سو کشاند که رسانه ملی میخواهد واکنشی از خود نشان دهد. در همان زمان عده بسیاری با اعلام ناخرسندی بیان میداشتند که دور از ذهن است که این کار خوب از آب در بیاید. چراکه نخستین تجربه است و اینکه بتواند سلیقه مدیران سیما را مجذوب خویش کند و ساخته موسسه آوینی باشد، باید پی برد که چه ماهیتی دارد!!!

 

سایر نوشته های بهرام روشن ضمیر در روزنامک :

مزدک که بود و چه میگفت؟

پیشینه تمدنی خود را خوب بشناسیم

ناسیونالیسم ایرانی پیشرو و افیونی ندارد!

جشن زمستانه : یلدا، کریسمس، دیگان و ... (۱)

جشن زمستانه : موشکافی جایگاه و فلسفه جشنهای زمستانه (۲) 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 9 تیر1386ساعت 4  توسط بهرام روشن ضمیر  |