جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه
نویسندگان روزنامک
--------------------------------------------- درباره ی روزنامک:
1. روزنامک یک تارنگار گروهی است که روزانه به روز می شود.
2. سردبیری روزنامک به عهده ی مسعود لقمان (روزنامه نگار و دانشجوی كارشناسي ارشد ارتباطات علامه طباطبائی) است.
3. روزنامک در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کند.
4. برداشت از این تارنگار، تنها با یادکرد از نام نویسنده و نام روزنامک امکان پذیر است و نویسندگان روزنامک بر خود بایسته می دانند که از قوانین "کپی رایت" پیروی کنند.
5. روزنامك پذيراي نوشته هاي خوانندگان خود است. نوشته هاي شما نباید در جاي ديگري چاپ شده باشد و همچنين باید از مشي كلي روزنامك و شیوه ی نگارش علمی پيروي كند.
6. خوانندگانی که مایلند از بروز رسانی روزنامک آگاه شوند، در خبرنامه و خبرخوان روزنامک نام نویسی کنند. --------------------------------------------- گفتار نیک هفته:
«روندها و رويدادهای سياسی در ايران (از انقلاب مشروطيـّت تا انقلاب اسلامی)ـ نشان میدهند كه برخلاف نظر «مُستشارالدوله»، مشكل جامعـهء ما «يك كلمه» (يعنی قانون) نيست، بلكه مشكل اساسی جامعـهء ما يك مشكل ساختاری، معرفتی و فرهنگی است و به همين اعتبار، نيازمند مهندسی ِ اجتماعی و يك پيكار درونی، تاريخی و دراز مدّت است.» علی میرفطروس، دکتر محمد مصدق؛ آسیب شناسی یک شکست (از انقلاب مشروطیت به انقلاب اسلامی)، نشر فرهنگ، چاپ اول، 2008، ص 368. --------------------------------------------- چکامه هفته:
"سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی" سعدی --------------------------------------------- درست بنویسیم:
است – میباشد تا جایی که میتوانید، از به کارگیری فعلهای «میباشد» و «میباشند» به جای فعلهای ربطی «است» و «اند» بپرهیزید. مگر آنکه گاه به علت فراوانی فعلهای «است» و عدم امکان تغییر جمله همراه با فعلهایی دیگر، به این کار ناچار شوید. بنویسید: سد استواری است. ننویسید: سد استواری میباشد از کتابِ «راهنمای تالیف، ترجمه و ویرایش» نوشتهی استاد مرتضی ثاقبفر --------------------------------------------- از لابه لای متون:
عفت ِ قلم بعد از شهریور ۲۰، روزنامهها یکی پس از دیگری راه افتاد{ند}، البته و صد البته خط ِهمه، آزادی بود؛ بیچاره آزادی! قلم، جای چاقو و نیزه و چماق را گرفت؛ هرکس قادر به انتشار روزنامه{ای در} چهار صفحه، دو صفحه، حتی بهصورت اعلامیه بهاندازهء یک کف دست میبود، خود را مجاز دانست به حیثیت و شرف و ناموس افراد تاخته، و هرچه قلم را تیزتر و فحش را رکیکتر و افراد مورد حمله را از شخصیتهای سرشناستر انتخاب میکرد، از معروفیت بیشتری برخوردار میشد. تا جایی که محمد مسعود، برای سر قوامالسلطنه یک میلیون جایزه گذاشت و روزنامهء دیگری سلسله مقالاتی با سند! و مدرک! و عکس! دربارهء آلودگی بهفحشا{ی} خانوادههای مهم مملکتی با ذکر اسم طرفین منتشر ساخت. بَلبَشوی عجیبی بهنام آزادی، فضای ایران را پُر و مسموم ساخت. روزنامهای به نام «ادیب» با یک خورجین فحش در سرمقالهء خود نوشت:«... متاسفانه، عفت قلم اجازه نمیدهد که به این مادر .. و زن... بگویم که ...» (رحیم زهتابفر / خاطرات و مشاهدات؛ بهانضمام مکاتبات{از مجموعهء خاطرات مطبوعات} / بهکوشش سید فرید قاسمی / تهران، نشر انوشه، ۱۳۷۹ / صفحهء ۱۳) برداشت از تارنگار گاوخونی --------------------------------------------- تارنمای هفته: