
ایدئولوژی، فرهنگ و دموکراسی
در گفت و گو با مرتضی ثاقبفر
- جامعهشناسي هم تابع قانون عليت است و مسايل اجتماعي قابل تعليل است و تصادفي نيست. بنابراين جامعهشناسي «ميتواند» علم باشد اما هنوز علم نشده. اما اينکه هنوز علم نشده، دلائلي دارد. يکي از دلائل و مشکلاتي که ميتوان از آن ياد نمود دشواري و عدمتشخيص درست رابطه عين و ذهن در علوم اجتماعي است.
- در علوم انساني ما با مسائل کيفي [که مخلوق ذهن هستند] سروکار داريم. مسائل کيفي که قابل اندازهگيري با رياضيات کلاسيک نيستند. من مخصوصا تاکيد ميکنم که با رياضيات کلاسيک قابل اندازهگيري نيستند. به هر حال با پيشرفتهايي که در رياضيات و کامپيوتر شده و رياضيات نوين پا به ميدان گذارده و بحثي که گروه بورباکي در فرانسه در مورد رياضيات آکسيوماتيک مطرح کرده است، من اين فرضيه را مطرح کردهام که جامعهشناسي بايد رياضيات خاص خودش را بيافريند و اين کار را ميتواند بکند ...
- بين فرهنگ ديني و دموکراسي همخواني وجود ندارد، زيرا تمام اديان شامل يک هسته عقيدتي اصيل هستند که ريشه در گذشتهاي دور دارند و اين فاصله زماني باعث ايجاد ناهماهنگي ميان ارزشهاي مقدس و ارزشهاي دموکراسي ميشود. ارزشهاي دموکراسي که به نوبه خود به بستر فرهنگي، اجتماعي، اخلاقي يا اقتصادي از زمان رنسانس به بعد مربوط ميشوند، به دوره و محيط ديگري غير از دوره و محيط ارزشهاي ديني تعلق دارند.
- ما هيچ عقيدهاي را بدون اطلاع از ريشههاي تاريخي آن نميتوانيم بشناسيم. همچنين نميتوان با يک برش مقطعي از جامعه، جامعه را شناخت. بدون بررسي تاريخي، ما جامعه را برش مقطعي کردهايم.
ادامه ی نوشته





