تبليغاتX
روزنـــامــک

روزنـــامــک

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 تهران، قصر فیروزه (آرامگاه زرتشتیان)، نوروز 1387، عکس از نیلوفر لقمان

تهران، قصر فیروزه (آرامگاه زرتشتیان)، نوروز 1387، عکس از نیلوفر لقمان

فروردینگان نام جشنی است از جشنهای ِ ماهانه که در آن، نام روز با نام ماه، همنام می گردد و چون همنام می گردد، پس، آنروز جشن است.

فروردینگان اولین جشن ماهانه ی سال است که در آغاز بهار و پس از نوروز، نوروز بزرگ و سیزده بدر برگزار می شود. زیرا فروردین روز از ماه فروردین است.

این جشن در ماهی که سراسرش جشن است، در اوج شادی ِ مردمان ِ پهنه ی ایرانزمین به لحاظ جغرافیایی و پهنه ی فرهنگ ِ ایرانی، در شادمانی ِ طبیعت، در بهار ِ شکوفه باران، به یاد ِ رفتگان و نشاط ِ روان آنها، بر بستری از پاکیزه گی و با بوی خوش عود و کندر در آتش برگزار می شده و هم اکنون می شود.

گویی شادی و شادمانی از ویژه گیهای ذاتی ِ نیاکانمان بوده که غم را در سرای شان، هرگز مکانی نبوده است. 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 9  توسط نيلوفر لقمان  | 

 

عمادالدين نسيمى (کتابی از دکتر علی میرفطروس)

روزنامک مفتخر است که پس از درج بخش هائی از کتاب های «دکتر محمّد مصدق؛ آسیب شناسی یک شکست»  و «تاریخ در ادبیّات» از دکتر علی میرفطروس، اینک بخش هائی از کتاب دیگر ایشان «عماد الدّین نسیمی؛ شاعر و متفکّر حروفی» را که نشر نیما در سال 1999 در خارج از ایران چاپ کرده، منتشر کند.

امیدواریم این کتابِ استاد نیز مانند نوشته های پیشین ایشان، مورد استقبال خوانندگان و اهل نظر قرار گیرد.

روزنامک 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 18  توسط نيلوفر لقمان  | 

 

آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

نیلوفر و مسعود لقمان

 

شب آخرین چهارشنبه سال برای بیشتر ایرانیان، شبی خاطره انگیز است. شبی که ایرانیان با افروختن آتش در بام ها و صحن خانه ها، کوچه ها، خیابان ها و بیابان ها به نبرد با تیرگی ها و تاریکی ها می روند.

آتش برای ایرانیان تقدس ویژه ای دارد. ضمیر ناخودآگاه جمعی آنها، روزگاری را به یاد دارد که نیاکانشان به سوی آتش نماز می بردند و از میان شعله های افسونگر آن _ که چون دختران رقاص معابد هند، نیایشگران را به خلسه ای دلنشین فرو می برند _ خداوند مهر و خرد "اهورامزدا" را می جُستند.

چهارشنبه سوری می آید تا بگوید امسال نیز به مانند هزاران سال پیش "نوروز پیروز" به دیدن ایران زمین خواهد شتافت و با یادآوری اینکه فرهنگ ملّی ایران در تاریخ هزاران ساله ی سرزمینشان که آکنده از پیروزی ها و شکست ها، فرازها و فرودهاست، سیاوش وار، پیروزمندانه از دلِ آتش ها و سختی ها بیرون خواهد آمد تا روزگاری نوین را نوید دهد. چرا که به گفته ی حافظ:

دورِ گردون گر دو روزی بر مُراد ما نرفت     دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور

در این شب به نشانه ی سه پند بزرگ زرتشت "اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک" سه کُپه ی آتش می افروزند و با پریدن از روی آتشی که در ادب پارسی به عشق مانند شده، می خوانند:

زردی و رنجوری من از تو                                 سرخی و خرمی تو از من

و با آئین هایی چون فالگوش ایستادن، فال کوزه، کوزه شکستن، کجاوه بازی، شال اندازی، قاشق زنی، حلوا پختن، دادن آش نذری و پخش آجیل مشکل گشا همراه است.

امروزه میان ایرانیان آتش سوری کارکرد دیگری نیز یافته است و آن این است که افزون تر از همه ی جشن های ایرانی، جلوه گاه پاسداری از فرهنگ و هویّت ملّی ایرانیان در برابر دشمنان تاریخی آن شده است.

بی شک اگر این آئین که به مانند همه ی جشن های پدران و مادرانمان، سرشار از منش، اخلاق، خردورزی و بیانگر جلوه هایی از زندگی آنان بوده اکنون این چنین مسخ شده و به شیوه ای ناهنجار برگزار می شود، گناه آن تنها بر گردن کسانی است که آگاهانه یا ناآگاهانه در پی مبارزه با فرهنگ ملّی ایران هستند. به گفته ی دوستِ فرزانه، مازیار قویدل:

چـون که
          آتـش شـد بـه پـا
                               گيسـوی تـاريکـی بـريـد
                               تيــرگـی را کـس نـديـد
تيـرگـی
         بـا روشنـی
                       همـدم نگـردد هيـچ گـاه


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 0  توسط نيلوفر لقمان  | 

 بهرام بیضایی

پنجم دی ماه، استاد برجسته ی هنرهای نمایشی ایران "بهرام بیضایی" 69 ساله شد.

بهرام بيضايى به سال ۱۳۱۷ در تهران به دنيا آمد. خانواده اش اهل كاشان بودند و آنگونه كه خود بيضايى نوشته در كار تعزيه بوده اند. بهرام بيضايى يكى از معدود هنرمندان ايرانى است كه هم در صحنه تئاتر كارنامه اى درخشان دارد و هم در سينما. در عين حال او هميشه به پژوهش در زمينه تئاتر هم علاقه داشته و در سال هاى دهه ۱۳۴۰ كتاب هايى را درباره تئاتر در چين، ژاپن و ايران منتشر كرده كه هنوز هم منبع درسى دانشجويان تئاتر محسوب مى شود. بيضايى آنچه بر صحنه آورده و يا به فيلم درآورده و قلمى كرده، برگى زرین به فرهنگ و هنر ايران افزوده است.

به مناسبت 69 ساله شدن استاد، نوشته ای خواندنی از او، با نام "پس از صدسال" که به مناسبت صد ساله شدن سینمای ایران در فصل نامه ی ايران نامه، سال چهاردهم، شماره سوم چاپ شده، انتخاب کرده ام. در این مقاله استاد، به مشکلات دیرینه و تازه ی هنرهای نمایشی در ایران اشاراتی دارد که بسیار ژرف و خواندنی است.

نیلوفر لقمان

 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386ساعت 9  توسط نيلوفر لقمان  | 

گُلِ رنج های کهن*

نیلوفر لقمان  و مسعود لقمان

 دکتر جلال خالقی مطلق، عکس از ایسنا 

شاهنامه، سند هویتِ ملی ایرانیان است و هیچ خوش آیند نبود که این شناسنامه ی هویت ملی ما به مانند سایر کارهای بزرگان زبان و ادب پارسی به دست بیگانگان ویرایش شود، چراکه این کار، تنها از پسِ یک ایرانی ای که از پیچ و خم های تاریخ کهنش گذشته و می تواند به ژرفا و جانِ مایه ی سخن شاهنامه پی ببرد، بر می آید.

از نخستین ویرایش شاهنامه که به دست کاپیتان «ترنر ماکان» به سال 1829 در هندوستان انجام گرفت، 178 سال می گذرد. در این دو سده، ویرایش های گوناگونی از شاهنامه مانند: بروخیم، ژول مول، مسکو و ... به دست ما رسیده است. اما هیچ کدام از این ویرایش ها نتوانسته است از یک اعتبار و پشتوانه ی علمیِ بالایی برخوردار باشد و از سویی دیگر رویکرد ما ایرانیان به شاهنامه یا از سرشیفتگی بوده یا تنگ نظری و جای پژوهش های علمی و آکادمیک در این میان خالی بوده است. اما خوشبختانه به گفته ی دوست و دشمن، پژوهش های «دکتر جلال خالقی مطلق» درباره ی شاهنامه ی فردوسی و شاهنامه ی ویراسته ی او که به زودی از سوی نشر دایره المعارف بزرگ اسلامی در ایران به دست علاقه مندان خواهد رسید، ارزش و اعتبار علمی بالایی دارد و ویرایشگر جامع الاطرافش با تسلط بر حماسه های جهان، ادبیات پارسی، زبان های باستانی، تاریخ و ... توانسته نزدیکترین شاهنامه به سخن فردوسی را به ایرانیان ارزانی دارد.

«دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن» درباره ی سال های دراز ویرایش شاهنامه به دستِ دکتر خالقی مطلق در آلمان، چنین می گوید: «خالقی مطلق، سال ها در شهر سرد هامبورگ، در کنار اجاق شاهنامه زانو زده، همان اجاقی که مردم ایران، طی قرن ها، از آن گرمی جُسته اند.»

حال که کار 40 ساله ی خالقی مطلق برای ویرایش شاهنامه به پایان رسیده است، نگذاریم به سرنوشتی مانند فردوسی دچار شود و از او بخواهیم دم فرو نبندد و جهانی بنشسته در گوشه ای نباشد و دست کم درخواست کنیم که در دانشکده های ادبیات به تدریس شاهنامه بپردازد. باید تا دیر نشده قدر و اندازه ی او را بدانیم و سپاسگزار خدمات والای او به تاریخ و فرهنگ ایران باشیم.

دکتر جلال خالقی مطلق، متولد 20 شهریور 1316 در تهران و دارای درجه ی دکترا در رشته های شرق شناسی، مردم شناسی و تاریخ از دانشگاه کلن آلمان و استاد پیشین دانشگاه هامبورگ در رشته های زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایران است. برخی از مقالات دکتر خالقی مطلق در دو کتاب «گل رنج های کهن» و «سخنهای ديرينه» در ايران نيز چاپ شده است.

مسافرت او به ایران برای پیگیری کارهای چاپ شاهنامه اش، این فرصت را به ما داد که دمی با استاد بنشینیم و درباره ی کار بزرگش، از او جویا شویم.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 16 شهریور1386ساعت 2  توسط نيلوفر لقمان  | 

دکتر فریدون جنیدی، عکس از مسعود لقمان

استاد فريدون‌ جنيدي‌ (ايراني‌)،مردي‌ است‌ نژاده‌ و آزاده‌ كه‌ تمام‌ حركات‌ و رفتارش‌ ما را با فرهنگ‌ ديرپاي‌ ايران‌ زمين‌ آشنا مي‌سازد، مردي‌ كه‌ بسياري،‌ مهر به‌ ميهن‌ و فرهنگ‌ ايراني‌ را از فروغِ‌ انديشه‌، گفتار و كردار او آموختند. استاد همواره‌ به‌ ما مي‌گويد: «براي‌ ايرانيان‌ از روزنه ی‌ چشم‌ بيگانگان‌ به‌ جهان‌ نگريستن‌، ره‌ رستگاري‌ نيست‌ و از ديدگاه‌ آنان‌ به‌ ايران‌ نگريستن‌، مايه ی‌ شرمساري‌ است.‌»

 بدين‌ روي‌ است‌ كه‌ اين‌ انسان‌ آزاده‌، يك‌ تنه‌ بنيادي‌ را پايه‌گذاري‌ كرد، كه‌ آبشخور بسياري‌ از پژوهش‌هاي‌ ارجمند ايران‌شناسي‌ در زمينه ی‌ مهندسي‌، زمين‌شناسي‌، موسيقي‌، انديشه‌، فرهنگ‌ گويش‌ها، تاريخ‌، باستان‌شناسي‌، جامعه‌شناسي‌، زبان هاي‌ باستاني‌ ايران‌، گزارش‌ و ويرايش‌ شاهنامه‌ و فرهنگ‌ واژه‌هاي‌ اوستايي‌ و... است‌. آن چه‌ مي‌خوانيد، نگاه‌ بسيار كوتاهي‌ است‌ بر انديشه‌هاي‌ ژرف‌ استاد...


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 12 خرداد1386ساعت 14  توسط نيلوفر لقمان  | 

 

درياي پارس (خلیج فارس)  و جزيره هاي آن در درازاي تاريخ، همواره بخشِ جدايي ناپذير از شاهنشاهي ايران و محل برخورد راه هاي دريايي بين باختر و خاور، در مسير كهن ترين راه بازرگاني جهان _ جاده ابريشم _ بوده است.

جزيره كيش با 90475 كيلومتر مربع مساحت يكي از زيباترين جزيره هاي درياي پارس است. درازي جزيره كيش 15 كيلومتر و پهناي آن هفت كيلومتر است. جزیره کیش به شکل بیضی می باشد و براي همین، کیش که به معنای زه کمان می باشد، نام گرفته است.

ابن خرداد، ابن بطوطه، سعدي، ياقوت حموي و ... از كيش در نوشته هايشان ياد كرده اند.

پيش از انقلاب بنا براين بود كه اين جزيره به مانند جزاير هاوايي و كرانه هاي مديترانه به بزرگترين مركز جذب گردگشگر در خاورميانه تبديل شود كه شوربختانه شانس آن را نيافت.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 14  توسط نيلوفر لقمان  | 

+ نوشته شده در  شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 23  توسط نيلوفر لقمان  | 

 

تنديس فردوسي در دوشنبه که پس از به زیر کشیدن مجسمه ی لنین در پايتخت تاجيكستان، جای آن قرار گرفت.

 

 

جلیل دوستخواه در 1312 در اصفهان متولد شد. در سال 1347 در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران درجه ی دکترا گرفت.

دوستخواه از پژوهندگان برجسته در اوستاشناسی و پژوهش های مربوط به شاهنامه ی فردوسی است. از نوشته های او می توان به: اوستا (کهن ترین سرودهای ایرانیان در دو جلد)، حماسه ی ایران (یادمانی از فراسوی هزاره ها)، گزارش هفت خان رستم (بربنياد داستاني از شاهنامه براي نوجوانان)، ترجمه ی بنیادهای استوره و حماسه ی ایران، فرآيند ِ تكوين ِ حماسه ي ايران از آغاز تا روزگار فردوسي و شناخت نامه ي فردوسي و شاهنامه (در مجموعه ي از ايران چه مي دانم؟) و ... اشاره کرد.

جلیل دوستخواه اکنون نزدیک به دو دهه است که ساکن استرالیا است و در آنجا با راه اندازی كانون پژوهش هاي ايران شناختي چراغ پژوهش های ایرانی را در فرسنگ ها دور از میهن، همچنان روشن نگه داشته است.

 برای شناخت بیشتر خوانندگان روزنامک از فرزانه ی توس و اثر گرانسنگ او یعنی شاهنامه، شما را به خواندن گفت و گوی اینترنتی که با ایشان انجام داده ام دعوت می کنم ...

برای خواندن ادامه ی گفت و گو روی ادامه ی نوشته کلیک نمائید.

این گفت و گو به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی در روزنامه ی مردم سالاری و ویژه نامه ی نشست «عصری با شاهنامه» در دانشگاه تهران نیز چاپ شده است. 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 21  توسط نيلوفر لقمان  | 

«بهرام بیضایی» کارگردان برجسته سینمای ایران عطای ساختِ فیلم جدیدش "لبه ی پرتگاه" را به لقای نساختنش بخشید و هوادارانش از دیدن شاهکاری  دیگر از او محروم ماندند.

وقتی این خبر را شنیدم به اندازه یی دلم به درد آمد که تمامِ شیرینی انتظار دیدن فیلمی از بیضایی به تلخی گرائید.

پس از "سگ کشی" گذشت شش سال بس بود! آیا بس نبود؟ آیا باز باید انتظار 10 ساله ی مسافران را کشید؟ یا اینکه دیگر هیچگاه فیلمی از او  نخواهیم دید؟  اما نه! استاد! این انتظار هر اندازه  به درازا بکشد آنقدر شیرین است که با همه ی وجود تحملش می کنیم.

به امید روزی که لبه پرتگاه، مقصد، افرا، حقایق درباره ی لیلا دختر ادریس و ...را روی پرده ی سینما ببینیم.

در این رابطه نگاه کنید به نوشته ی رضا درمیشیان در روزنامه ی اعتماد

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 0  توسط نيلوفر لقمان  | 

مجله بخارا سي و دومين شب از سلسله « شب هاي بخارا » را با همكاري انجمن موسيقي ايران به فرانك شفر،  فيلم ساز هلندي، اختصاص داده است. شفر به همراه مايكل دراير مديربخش فستيوال شرقي آلمان در اين شب شركت مي كند.

فرانك شفر را بيشتر به عنوان مستند ساز، كارگردان و تهيه كننده يي مي شناسند  كه اختصاصا  در زمينه موسيقي و هنر فيلم مي سازد. از فيلم هاي فرانك شفر مي توان به چند فيلم بلند او كه در مورد آهنگسازان ساخته اشاره كرد: « آهنگساز امروز مرگ را نمي پذيرد» ، « نت بزرگ » و « هزار توي زمان».

از ديگر ساخته هاي شفر مي توان به  « حلقه واگنر » ، « مستند از جان كيج » ، « رهبري گوستاو    مالر » و « ايگور استراوينسكي » اشاره كرد.

در « شب فرانك شفر »، نادر مشايخي درباره ويژگي هاي مستندهاي موسيقيايي اين كارگردان سخنراني خواهد كرد. همچنين مايكل دراير در زمينه مستند سازي سخن مي گويد و مهشيد ميرمعزي متن سخنراني اين دو كارگردان را از زبان آلماني ترجمه مي كند.

در « شب شفر » برگزيده اي نيز از مستندهاي اين كارگردان به نمايش درخواهد آمد.

پنج شنبه 6 ارديبهشت ماه، ساعت 5 بعد از ظهر، خانه هنرمندان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 15  توسط نيلوفر لقمان  |