تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

سالنمای تمدن ایرانی

طرح اولیه

سالنمای تمدن ایرانی کوششی است تازه به قصد شناساندن موقعیت کنونی تمدن ایرانی به مفهوم وسیع کلمه. این سالنما به دو صورت انتشار خواهد یافت. نخست به صورت گزارش‌های موردی که به تدریج در تارنمای این سالنما در اختیار دوستداران حوزه‌ی تمدن ایرانی قرار می‌گیرد و سپس به شکل مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته و سالانه.

از آنجا که برای نخستین بار در طول تاریخ ایران احساسی آگاهانه در ارتباط با تمدن ایرانی شکل گرفته است و به گونه‌های مختلف در میان مردمان این منطقه رواج گرفته و می‌گیرد چند نفری برآن شده‌اند رویدادهای جاری و حتی اطلاعات تاریخی را در زمینه‌ی تمدن ایرانی گردآوری کنند و در دسترس دوستداران این حوزه‌ی تمدنی بگذارند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 23  توسط نیلوفر لقمان  | 

پژوهشگران تاریخ ایران باستان، به علت هجومهای پی در پی بیگانگان و از بین رفتن متون تاریخی ایران، ناگزیر به بهره‌گیری از منابع تاریخی بیگانگان هستند که در بیشتر مواقع، به علت رقابتهای سیاسی میان کشور این مورخان و ایران، با قلم دشمنانه به نگارش تاریخ ایران پرداخته‌اند. در نتیجه، پژوهشگران عرصه تاریخ ایران باستان باید با در نظر گرفتن نگاه غالبا منفی مورخان بیگانه نسبت به ایران، دگرگون ‌شدن برخی حقایق تاریخی توسط آنها را دریافته و تا حد امکان کوشش کنند تا به نگارش منصفانه بپردازند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 27 تیر1388ساعت 19  توسط نیلوفر لقمان  | 

ایمان خدافرد

شاعرِ نقاش و نقاشِ شاعر، بچه بودای اشرافی، صیاد لحظه‌ها، ایماژگر توانا، عارف و فیلسوف، پاژنام‌هایی است که معمولاً پس از نام «سهراب سپهری» می‌آید و هر نامی به دلیلی و از روی دیدگاهی برگزیده شده است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 10  توسط نیلوفر لقمان  | 

صبح ساعت 4:40 به مرو یا ماری رسیدیم، تا ساعت 8 صبح باید صبر میکردیم تا گیشه بلیت‌فروشی به کار بیفتد، پس فرصت خوبی بود برای این که کارهای عقب افتاده را انجام دهیم، کارهایی مثل نوشتن سفرنامه یا چینی خواندن و ریش زدن شروین و شستن ظرف‌ها کثیف شام دیشب و حتی حمام رفتن من با آب دست‌شویی بدون کندن لباس ها!


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 8  توسط نیلوفر لقمان  | 

صبح با سر و صدای مردمی ‌بیدار شدیم که گروه گروه برای ورزش به میدان شهر می‌آمدند. من و پویان هم کمی ‌جَوگیر شدیم و دور میدان دویدیم و کل و کشتی گرفتیم. مردم مهربانی که برای ورزش از آنجا می‌گذشتند، گذشته از سلام و احوالپرسی هر از چندگاهی ما را به خانه‌شان هم دعوت می‌کردند. وقتی کوله‌ها را بستیم و در جستجوی کله‌پزی شهر به حرکت در آمدیم،‌ یکی از همان رهگذران ورزشکار را دیدیم که با ماشین دنبالمان آمد تا اگر بتواند کمکی بکند و همراهی‌مان نماید. از آن کوهنوردهای قدیمی‌بود، با همان اخلاق خوب و جوانمردی مرسوم ‌ایرانی که هنوز در‌این گروه باقی مانده است. سپاسگزاری کردیم و به کله‌پزی کوچک اما تر و تمیزی رفتیم و دلی از عزا در آوردیم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 8  توسط نیلوفر لقمان  | 

پیش درآمد

این متن، داستان سفری است که در نوروز 1388 توسط شروین وکیلی، علیرضا(پدرام) فرحی و پویان مقدم نوشته شده است.

چارچوب این سفرنامه چنین است که اتفاقات روزانه‌ی سفرمان از دیدگاه من (پویان مقدم) و همسفرم -شروین وکیلی- در دو رنگ نوشته شده و کلیه عکس‌ها، مربوط به تلاش بی‌وقفه، همسفر دیگرم - پدرام فرحی - است.

رویکرد من در این سفرنامه (که آن را به قلم سیاه می‌خوانید) بیشتر بازنمایاندن جزئیات سفر با هدفِ در دست قرار دادن سرنخ‌هایی برای سفرهای اکتشافیِ بعدیِ دیگر علاقه‌مندان است. رویکرد دوست خوبم، شروین وکیلی در نگارش این سفرنامه (نوشته‌های به قلم آبی‌پررنگ) بیشتر معناگرایانه و با زبانی خودمانی است و سفرنامه تصویری هم، مربوط به دیدگاه دیگر دوست خوبم –پدرام - در طول سفر است.

بدیهی است، از آنجا که سفرنامه سیاه‌رنگ و آبی‌رنگ، در بیشتر مواقع یک رخداد را بازگو می‌کنند، خوانندگان می‌توانند بعد از شروع، بسته به علاقه شخصی‌اشان، هر دو دیدگاه را بخوانند و یا تنها یکی را دنبال کنند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 10  توسط نیلوفر لقمان  | 

 

آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

نیلوفر و مسعود لقمان 

شب آخرین چهارشنبه سال برای بیشتر ایرانیان، شبی خاطره انگیز است. شبی که ایرانیان با افروختن آتش در بام ها و صحن خانه ها، کوچه ها، خیابان ها و بیابان ها به نبرد با تیرگی ها و تاریکی ها می روند.

آتش برای ایرانیان تقدس ویژه ای دارد. ضمیر ناخودآگاه جمعی آنها، روزگاری را به یاد دارد که نیاکانشان به سوی آتش نماز می بردند و از میان شعله های افسونگر آن _ که چون دختران رقاص معابد هند، نیایشگران را به خلسه ای دلنشین فرو می برند _ خداوند مهر و خرد "اهورامزدا" را می جُستند.

چهارشنبه سوری می آید تا بگوید امسال نیز به مانند هزاران سال پیش "نوروز پیروز" به دیدن ایران زمین خواهد شتافت و با یادآوری اینکه فرهنگ ملّی ایران در تاریخ هزاران ساله ی سرزمینشان که آکنده از پیروزی ها و شکست ها، فرازها و فرودهاست، سیاوش وار، پیروزمندانه از دلِ آتش ها و سختی ها بیرون خواهد آمد تا روزگاری نوین را نوید دهد. چرا که به گفته ی حافظ:

دورِ گردون گر دو روزی بر مُراد ما نرفت     دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور

در این شب به نشانه ی سه پند بزرگ زرتشت "اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک" سه کُپه ی آتش می افروزند و با پریدن از روی آتشی که در ادب پارسی به عشق مانند شده، می خوانند:

زردی و رنجوری من از تو                                 سرخی و خرمی تو از من

و با آئین هایی چون فالگوش ایستادن، فال کوزه، کوزه شکستن، کجاوه بازی، شال اندازی، قاشق زنی، حلوا پختن، دادن آش نذری و پخش آجیل مشکل گشا همراه است.

امروزه میان ایرانیان آتش سوری کارکرد دیگری نیز یافته است و آن این است که افزون تر از همه ی جشن های ایرانی، جلوه گاه پاسداری از فرهنگ و هویّت ملّی ایرانیان در برابر دشمنان تاریخی آن شده است.

بی شک اگر این آئین که به مانند همه ی جشن های پدران و مادرانمان، سرشار از منش، اخلاق، خردورزی و بیانگر جلوه هایی از زندگی آنان بوده اکنون این چنین مسخ شده و به شیوه ای ناهنجار برگزار می شود، گناه آن تنها بر گردن کسانی است که آگاهانه یا ناآگاهانه در پی مبارزه با فرهنگ ملّی ایران هستند. به گفته ی دوستِ فرزانه، مازیار قویدل:

چـون که
          آتـش شـد بـه پـا
                               گيسـوی تـاريکـی بـريـد
                               تيــرگـی را کـس نـديـد
تيـرگـی
         بـا روشنـی
                       همـدم نگـردد هيـچ گـاه


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 12  توسط نیلوفر لقمان  | 

الف: مقدمه

تحولات دو قرن اخیر در عرصه‌ی رقابتهای قدرتهای جهانی مانند رقابت روسیه و انگلیس در قرن 19 میلادی، جنگهای جهانی اول و دوم، جنگ سرد میان آمریکا و شوروی و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به تغییرات گسترده ای در عرصه‌ی جغرافیای سیاسی بسیاری از مناطق جهان و از جمله خاورمیانه انجامید. تا آنجا که این تغییرات به کشور ایران مربوط شود، مناطقی که پیش از این تحولات جزئی از خاک ایران بودند، در طی این دو قرن به دست یاری یکی از دو قدرتهای جهانی علم استقلال افراشتند، و از ایران جدا شدند. اما این جدایی ها تنها در ساحت مرزهای سیاسی امکان پذیر بوده و عبور از مرزهای فرهنگی ایران با 7 هزار سال سابقه‌ی فرهنگ و تمدن به وسیله‌ی کشورهای جعلی که چند دهه از عمر آنها نمی گذشتند، محال بود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 8  توسط نیلوفر لقمان  | 

 

فصل‌نامه فروزش به سردبیری ایران‌یار فرهیخته، علی‌رضا افشاری، منتشر شد.

فروزش، مجله‌ای در زمینه‌ی ایران‌پژوهی و ایران‌شناسی است و تلاش دارد به هرآن‌چه که با چیستی و کیستی ایران و ایرانی پیوند دارد، بپردازد. فروزش می‌کوشد تا این دست آگاهی‌ها را به میان همه‌ی ایرانیان - در هر رویه از سواد و با هر باوری - ببرد و بار دیگر اهمیت اندیشیدن به ایران را به آنان یادآور شود.

خوانندگان روزنامک باید بر خویشتن بایسته بدانند که با خرید چنین نشریه‌هایی که در زمینه‌ی تاریخ و فرهنگ ایران منتشر می‌شوند، به تداوم نشر آنها یاری رسانند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 8  توسط نیلوفر لقمان  | 

 

در شب یلدا نیاکانمان در کنار آتش گرد آمده و به ترانه خوانی و پایکوبی می پرداختند. امروز هم ایرانیان در گوشه و کنار ِ پهن‌دشت ِ بی‌کران سرای ِ ایران‌زمین، آئین شب یلدا را به خوردن آجیل ِ مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های خشک و تر ِ دیگر در پرتو روشنایی شمع و یا نور چراغ، با شکوه هرچه تمامتر در سرسرای ِ خانه و کاشانه شان مشغول می شوند، جشن می‌گیرند و به رقص و آواز و پایکوبی می‌پردازند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 8  توسط نیلوفر لقمان  | 

دکتر جلال خالقی‌مطلق

سرگذشت زبان فارسی

دکتر جلال خالقی‌مطلق

از آنجا که در نجد پهناور ایران، هر یک از تیره‌های ایرانی به یکی از زبان‌ها و گویش‌های ویژه‌ی خود سخن می‌گفتند، از دیرباز، وجود یک زبان فراگبر که وسیله‌ی تفاهم میان آنان باشد، نیازی سخت آشکار بود. ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 9  توسط نیلوفر لقمان  | 

دکتر جلیل دوستخواه

زبان فارسی از آشوب تا سامان

دکتر جلیل دوستخواه

١ . درآمد

زبان فارسی یا فارسی ِدَری، ستون ِاستوار تاریخ و فرهنگ و شناخت نامه‌ی ِایرانیان، افغانان، تاجیكان و برخی تیره‌های فارسی زبان در دیگر كشورهای آسیای باختری و مركزی و سرمایه‌ی ِمشترك معنوی‌ ملت‌ها و تیره‌های یاد كرده است. این زبان، شاخه‌ای از زبان‌های ایرانی است كه خود به شاخه‌ی بزرگترِ گروه زبان­های هندو - ایرانی می­پیوندد و در كلید واژه‌های زبان شناختی، از آن به نام فارسی‌ نو یاد می‌شود. (در برابر فارسی‌ ِ باستان / كهن، زبان روزگارِ هخامنشیان كه نوشته‌های اندك شماری به خط ِ میخی از آن بر جا مانده است و فارسی‌ میانه، زبان روزگار پارتیان/ اشكانیان كه پهلویك / پهلوی‌ ِ شمالی/ پهلوی‌ اشكانی / پارتی و پارسیك / پهلوی‌ ِجنوبی / پهلویِ ساسانی، كه شمار بیشتری سنگ نوشته و كتاب به دبیره (خط) پهلوی از آن در دست داریم.)

این زبان (فارسی) در زمان ساسانیان ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 9  توسط نیلوفر لقمان  | 

پرويز ورجاوند پرستنده‌ي ايران بود

زنده‌ياد دكتر پرويز ورجاوند، استاد برجسته‌ي باستان‌شناسي و جامعه‌شناسي از يگانه‌هاي عرصه‌ي علم، فرهنگ و سياست بود. كسي كه تمام دل‌نگراني‌هايش به ايران ختم مي‌شد. در همايش «ايران ورجاوند» كه به‌مناسبت گذشت يك‌سال از درگذشت پرويز ورجاوند برپا شد، با اشاره به اين مطلب كه از پرويز ورجاوند بايد درس ايران‌دوستي را آموخت، ورجاوند را شخصيتي برخواندند كه در بي‌پروايي الگويش رازي، در علم الگويش فردوسي و در شجاعت الگويش بابك بود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 10  توسط نیلوفر لقمان  | 

 تهران، قصر فیروزه (آرامگاه زرتشتیان)، نوروز 1387، عکس از نیلوفر لقمان

تهران، قصر فیروزه (آرامگاه زرتشتیان)، نوروز 1387، عکس از نیلوفر لقمان

فروردینگان نام جشنی است از جشنهای ِ ماهانه که در آن، نام روز با نام ماه، همنام می گردد و چون همنام می گردد، پس، آنروز جشن است.

فروردینگان اولین جشن ماهانه ی سال است که در آغاز بهار و پس از نوروز، نوروز بزرگ و سیزده بدر برگزار می شود. زیرا فروردین روز از ماه فروردین است.

این جشن در ماهی که سراسرش جشن است، در اوج شادی ِ مردمان ِ پهنه ی ایرانزمین به لحاظ جغرافیایی و پهنه ی فرهنگ ِ ایرانی، در شادمانی ِ طبیعت، در بهار ِ شکوفه باران، به یاد ِ رفتگان و نشاط ِ روان آنها، بر بستری از پاکیزه گی و با بوی خوش عود و کندر در آتش برگزار می شده و هم اکنون می شود.

گویی شادی و شادمانی از ویژه گیهای ذاتی ِ نیاکانمان بوده که غم را در سرای شان، هرگز مکانی نبوده است. 


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 9  توسط نیلوفر لقمان  | 

روزنامک مفتخر است که پس از درج بخش هائی از کتاب های «دکتر محمّد مصدق؛ آسیب شناسی یک شکست» و «تاریخ در ادبیّات» از دکتر علی میرفطروس، اینک بخش هائی از کتاب دیگر ایشان «عماد الدّین نسیمی؛ شاعر و متفکّر حروفی» را که نشر نیما در سال 1999 در خارج از ایران چاپ کرده، منتشر کند.

امیدواریم این کتابِ استاد نیز مانند نوشته های پیشین ایشان، مورد استقبال خوانندگان و اهل نظر قرار گیرد.

روزنامک


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 18  توسط نیلوفر لقمان  | 

پنجم دی ماه، استاد برجسته ی هنرهای نمایشی ایران "بهرام بیضایی" 69 ساله شد.

بهرام بيضايى به سال ۱۳۱۷ در تهران به دنيا آمد. خانواده اش اهل كاشان بودند و آنگونه كه خود بيضايى نوشته در كار تعزيه بوده اند. بهرام بيضايى يكى از معدود هنرمندان ايرانى است كه هم در صحنه تئاتر كارنامه اى درخشان دارد و هم در سينما. در عين حال او هميشه به پژوهش در زمينه تئاتر هم علاقه داشته و در سال هاى دهه ۱۳۴۰ كتاب هايى را درباره تئاتر در چين، ژاپن و ايران منتشر كرده كه هنوز هم منبع درسى دانشجويان تئاتر محسوب مى شود. بيضايى آنچه بر صحنه آورده و يا به فيلم درآورده و قلمى كرده، برگى زرین به فرهنگ و هنر ايران افزوده است.

به مناسبت 69 ساله شدن استاد، نوشته ای خواندنی از او، با نام "پس از صدسال" که به مناسبت صد ساله شدن سینمای ایران در فصل نامه ی ايران نامه، سال چهاردهم، شماره سوم چاپ شده، انتخاب کرده ام. در این مقاله استاد، به مشکلات دیرینه و تازه ی هنرهای نمایشی در ایران اشاراتی دارد که بسیار ژرف و خواندنی است.

نیلوفر لقمان


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386ساعت 9  توسط نیلوفر لقمان  | 

گُلِ رنج های کهن*

نیلوفر لقمان  و مسعود لقمان

 دکتر جلال خالقی مطلق، عکس از ایسنا 

شاهنامه، سند هویتِ ملی ایرانیان است و هیچ خوش آیند نبود که این شناسنامه ی هویت ملی ما به مانند سایر کارهای بزرگان زبان و ادب پارسی به دست بیگانگان ویرایش شود، چراکه این کار، تنها از پسِ یک ایرانی ای که از پیچ و خم های تاریخ کهنش گذشته و می تواند به ژرفا و جانِ مایه ی سخن شاهنامه پی ببرد، بر می آید.

از نخستین ویرایش شاهنامه که به دست کاپیتان «ترنر ماکان» به سال 1829 در هندوستان انجام گرفت، 178 سال می گذرد. در این دو سده، ویرایش های گوناگونی از شاهنامه مانند: بروخیم، ژول مول، مسکو و ... به دست ما رسیده است. اما هیچ کدام از این ویرایش ها نتوانسته است از یک اعتبار و پشتوانه ی علمیِ بالایی برخوردار باشد و از سویی دیگر رویکرد ما ایرانیان به شاهنامه یا از سرشیفتگی بوده یا تنگ نظری و جای پژوهش های علمی و آکادمیک در این میان خالی بوده است. اما خوشبختانه به گفته ی دوست و دشمن، پژوهش های «دکتر جلال خالقی مطلق» درباره ی شاهنامه ی فردوسی و شاهنامه ی ویراسته ی او که به زودی از سوی نشر دایره المعارف بزرگ اسلامی در ایران به دست علاقه مندان خواهد رسید، ارزش و اعتبار علمی بالایی دارد و ویرایشگر جامع الاطرافش با تسلط بر حماسه های جهان، ادبیات پارسی، زبان های باستانی، تاریخ و ... توانسته نزدیکترین شاهنامه به سخن فردوسی را به ایرانیان ارزانی دارد.

«دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن» درباره ی سال های دراز ویرایش شاهنامه به دستِ دکتر خالقی مطلق در آلمان، چنین می گوید: «خالقی مطلق، سال ها در شهر سرد هامبورگ، در کنار اجاق شاهنامه زانو زده، همان اجاقی که مردم ایران، طی قرن ها، از آن گرمی جُسته اند.»

حال که کار 40 ساله ی خالقی مطلق برای ویرایش شاهنامه به پایان رسیده است، نگذاریم به سرنوشتی مانند فردوسی دچار شود و از او بخواهیم دم فرو نبندد و جهانی بنشسته در گوشه ای نباشد و دست کم درخواست کنیم که در دانشکده های ادبیات به تدریس شاهنامه بپردازد. باید تا دیر نشده قدر و اندازه ی او را بدانیم و سپاسگزار خدمات والای او به تاریخ و فرهنگ ایران باشیم.

دکتر جلال خالقی مطلق، متولد 20 شهریور 1316 در تهران و دارای درجه ی دکترا در رشته های شرق شناسی، مردم شناسی و تاریخ از دانشگاه کلن آلمان و استاد پیشین دانشگاه هامبورگ در رشته های زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایران است. برخی از مقالات دکتر خالقی مطلق در دو کتاب «گل رنج های کهن» و «سخنهای ديرينه» در ايران نيز چاپ شده است.

مسافرت او به ایران برای پیگیری کارهای چاپ شاهنامه اش، این فرصت را به ما داد که دمی با استاد بنشینیم و درباره ی کار بزرگش، از او جویا شویم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 16 شهریور1386ساعت 2  توسط نیلوفر لقمان  | 

دکتر فریدون جنیدی، عکس از مسعود لقمان

استاد فريدون‌ جنيدي‌ (ايراني‌)،مردي‌ است‌ نژاده‌ و آزاده‌ كه‌ تمام‌ حركات‌ و رفتارش‌ ما را با فرهنگ‌ ديرپاي‌ ايران‌ زمين‌ آشنا مي‌سازد، مردي‌ كه‌ بسياري،‌ مهر به‌ ميهن‌ و فرهنگ‌ ايراني‌ را از فروغِ‌ انديشه‌، گفتار و كردار او آموختند. استاد همواره‌ به‌ ما مي‌گويد: «براي‌ ايرانيان‌ از روزنه ی‌ چشم‌ بيگانگان‌ به‌ جهان‌ نگريستن‌، ره‌ رستگاري‌ نيست‌ و از ديدگاه‌ آنان‌ به‌ ايران‌ نگريستن‌، مايه ی‌ شرمساري‌ است.‌»

 بدين‌ روي‌ است‌ كه‌ اين‌ انسان‌ آزاده‌، يك‌ تنه‌ بنيادي‌ را پايه‌گذاري‌ كرد، كه‌ آبشخور بسياري‌ از پژوهش‌هاي‌ ارجمند ايران‌شناسي‌ در زمينه ی‌ مهندسي‌، زمين‌شناسي‌، موسيقي‌، انديشه‌، فرهنگ‌ گويش‌ها، تاريخ‌، باستان‌شناسي‌، جامعه‌شناسي‌، زبان هاي‌ باستاني‌ ايران‌، گزارش‌ و ويرايش‌ شاهنامه‌ و فرهنگ‌ واژه‌هاي‌ اوستايي‌ و... است‌. آن چه‌ مي‌خوانيد، نگاه‌ بسيار كوتاهي‌ است‌ بر انديشه‌هاي‌ ژرف‌ استاد...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 12 خرداد1386ساعت 14  توسط نیلوفر لقمان  | 

 

درياي پارس (خلیج فارس)  و جزيره هاي آن در درازاي تاريخ، همواره بخشِ جدايي ناپذير از شاهنشاهي ايران و محل برخورد راه هاي دريايي بين باختر و خاور، در مسير كهن ترين راه بازرگاني جهان _ جاده ابريشم _ بوده است.

جزيره كيش با 90475 كيلومتر مربع مساحت يكي از زيباترين جزيره هاي درياي پارس است. درازي جزيره كيش 15 كيلومتر و پهناي آن هفت كيلومتر است. جزیره کیش به شکل بیضی می باشد و براي همین، کیش که به معنای زه کمان می باشد، نام گرفته است.

ابن خرداد، ابن بطوطه، سعدي، ياقوت حموي و ... از كيش در نوشته هايشان ياد كرده اند.

پيش از انقلاب بنا براين بود كه اين جزيره به مانند جزاير هاوايي و كرانه هاي مديترانه به بزرگترين مركز جذب گردگشگر در خاورميانه تبديل شود كه شوربختانه شانس آن را نيافت.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 14  توسط نیلوفر لقمان  | 

+ نوشته شده در  شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 23  توسط نیلوفر لقمان  | 

 

تنديس فردوسي در دوشنبه که پس از به زیر کشیدن مجسمه ی لنین در پايتخت تاجيكستان، جای آن قرار گرفت.

 

 

جلیل دوستخواه در 1312 در اصفهان متولد شد. در سال 1347 در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران درجه ی دکترا گرفت.

دوستخواه از پژوهندگان برجسته در اوستاشناسی و پژوهش های مربوط به شاهنامه ی فردوسی است. از نوشته های او می توان به: اوستا (کهن ترین سرودهای ایرانیان در دو جلد)، حماسه ی ایران (یادمانی از فراسوی هزاره ها)، گزارش هفت خان رستم (بربنياد داستاني از شاهنامه براي نوجوانان)، ترجمه ی بنیادهای استوره و حماسه ی ایران، فرآيند ِ تكوين ِ حماسه ي ايران از آغاز تا روزگار فردوسي و شناخت نامه ي فردوسي و شاهنامه (در مجموعه ي از ايران چه مي دانم؟) و ... اشاره کرد.

جلیل دوستخواه اکنون نزدیک به دو دهه است که ساکن استرالیا است و در آنجا با راه اندازی كانون پژوهش هاي ايران شناختي چراغ پژوهش های ایرانی را در فرسنگ ها دور از میهن، همچنان روشن نگه داشته است.

 برای شناخت بیشتر خوانندگان روزنامک از فرزانه ی توس و اثر گرانسنگ او یعنی شاهنامه، شما را به خواندن گفت و گوی اینترنتی که با ایشان انجام داده ام دعوت می کنم ...

برای خواندن ادامه ی گفت و گو روی ادامه ی نوشته کلیک نمائید.

این گفت و گو به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی در روزنامه ی مردم سالاری و ویژه نامه ی نشست «عصری با شاهنامه» در دانشگاه تهران نیز چاپ شده است. 


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 21  توسط نیلوفر لقمان  | 

«بهرام بیضایی» کارگردان برجسته سینمای ایران عطای ساختِ فیلم جدیدش "لبه ی پرتگاه" را به لقای نساختنش بخشید و هوادارانش از دیدن شاهکاری  دیگر از او محروم ماندند.

وقتی این خبر را شنیدم به اندازه یی دلم به درد آمد که تمامِ شیرینی انتظار دیدن فیلمی از بیضایی به تلخی گرائید.

پس از "سگ کشی" گذشت شش سال بس بود! آیا بس نبود؟ آیا باز باید انتظار 10 ساله ی مسافران را کشید؟ یا اینکه دیگر هیچگاه فیلمی از او  نخواهیم دید؟  اما نه! استاد! این انتظار هر اندازه  به درازا بکشد آنقدر شیرین است که با همه ی وجود تحملش می کنیم.

به امید روزی که لبه پرتگاه، مقصد، افرا، حقایق درباره ی لیلا دختر ادریس و ...را روی پرده ی سینما ببینیم.

در این رابطه نگاه کنید به نوشته ی رضا درمیشیان در روزنامه ی اعتماد

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 0  توسط نیلوفر لقمان  | 

مجله بخارا سي و دومين شب از سلسله « شب هاي بخارا » را با همكاري انجمن موسيقي ايران به فرانك شفر،  فيلم ساز هلندي، اختصاص داده است. شفر به همراه مايكل دراير مديربخش فستيوال شرقي آلمان در اين شب شركت مي كند.

فرانك شفر را بيشتر به عنوان مستند ساز، كارگردان و تهيه كننده يي مي شناسند  كه اختصاصا  در زمينه موسيقي و هنر فيلم مي سازد. از فيلم هاي فرانك شفر مي توان به چند فيلم بلند او كه در مورد آهنگسازان ساخته اشاره كرد: « آهنگساز امروز مرگ را نمي پذيرد» ، « نت بزرگ » و « هزار توي زمان».

از ديگر ساخته هاي شفر مي توان به  « حلقه واگنر » ، « مستند از جان كيج » ، « رهبري گوستاو    مالر » و « ايگور استراوينسكي » اشاره كرد.

در « شب فرانك شفر »، نادر مشايخي درباره ويژگي هاي مستندهاي موسيقيايي اين كارگردان سخنراني خواهد كرد. همچنين مايكل دراير در زمينه مستند سازي سخن مي گويد و مهشيد ميرمعزي متن سخنراني اين دو كارگردان را از زبان آلماني ترجمه مي كند.

در « شب شفر » برگزيده اي نيز از مستندهاي اين كارگردان به نمايش درخواهد آمد.

پنج شنبه 6 ارديبهشت ماه، ساعت 5 بعد از ظهر، خانه هنرمندان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 15  توسط نیلوفر لقمان  |