هفت روز با هفت یار مهربان از نوع دوم (۲)
کتاب برخط «اسناد و نامههای امیرکبیر (و داستانهای تاریخی دربارهی او)»
کتاب «اسناد و نامههای امیرکبیر (و داستانهای تاریخی دربارهی او)»، نگارش و تدوین «سیدعلی آل داوود»، 360 صفحه، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، پژوهشکدهی اسناد، تهران – 1379، جنس: کتاب برخط تصویری، کتابخانهی دیجیتال سازمان اسناد و کتابخانهی ملی جمهوری اسلامی ایران (کتابخانهی حافظهی رقومی ملی - حرم).
بیرق ایران
شنیدم در کتاب یکی از بزرگان انگلیس است که سفیرش در ایران گفت: روزی در خیابان تهران میگذشتم. دیدم امیر با کوکبه جلالش میگذرد. پیاده شدم. امیر ملتفت شد. ایستاد تا به او رسیدم. با یکدیگر به بازدید ساختمان قراولخانهها رفتیم. دیدم بالای هر قراولخانه، بیرقی از شیر و خورشید است. پرسیدم: مگر اینجا تهران و مرکز ایران نیست؟ گفت: چرا. گفتم: برای نشان دولت، یک بیرق کافی است. این همه بیرق از چیست؟ گفت: آنقدر بیرق از ایران بلند کنم که بیرق شما در آن میان گم شود ... (1)
شاه سبکرفتار
... روزی شاه در بیرون راه میرفت، باران گرفت. شاه تندتند حرکت نمود تا خود را به زیر سقفی برساند. امیر متغیر شده گفت: سنگین و باوقار باش. مگر کلوخی که از باران وا بروی. (2)
ادامهی نوشته
.












