تبليغاتX
روزنـــامــک

روزنـــامــک

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

 تندیس فردوسی بزرگ در رُم ایتالیا، کارِ استاد ابوالحسن صدیقی

تندیس فردوسی بزرگ در رُم ایتالیا، کارِ استاد ابوالحسن صدیقی


جمله‌ي ِ "عجم زنده كردم بدين پارسي" نيمه‌ي ِ دوم بيتي بسيار مشهور (" بسي رنج‌ بُردم در اين سال سي/ ...") و زبانْ‌زد ِ خاصّ و عام است. اين بيت، در هيچ يك از دستْ‌نوشتْ‌هاي كهن ِ شاهنامه، در متن ِ بُنيادين نيامده و تنها در زُمره‌ي ِ بيت‌هاي نسبت داده به فردوسي در "هَجونامه"ي ِ برساخته به نام ِ او ديده‌مي‌شود.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 9  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 


 
فرزانه آقائي‌پور

فرزانه آقائی پور

خيام شاعر

آن‌جا كه خيام مي‌توانست با استدلال، كار تحقيق را پيش ببرد، با روش‌هايي بديع كار را به سرانجام مي‌رساند؛ مانند روش‌هاي حل معادلات درجۀ سوم. آن‌جا كه دقت مي‌توانست كارساز باشد، كار خود را با دقتي بسيار به انجام مي‌رساند؛ مانند رصد كردن آسمان و محاسبۀ طول سال (242198588156ر365 روز)، كه تا شش رقم اعشار كاملاً درست است. ميزان خطاي محاسبۀ خيام در آن چه به تقويم جلالي (بنياد نهاده شده در 1079 ميلادي) معروف است، يك روز در 5000 سال است در حالي كه در تقويم گريگوري (بنياد نهاده شده در 1582 ميلادي توسط پاپ گريگوري سيزدهم) كه در غرب استفاده مي‌شود، اين خطا يك روز در 3300 سال است.

خيام همواره كار خود را با شك و آزمودن يافته‌هاي قبلي شروع مي‌كرد.

خيام با فرهنگ و شعر فارسي و عربي به خوبي آشنا و در همۀ علوم زمان خود سرآمد همگان بوده است. حتي مي‌توانسته به پرسش‌هاي ديگران در زمينۀ فقه و اصول و علم كلام پاسخ گويد. يعني بر دانسته‌هاي زمان خود تسلط كافي داشته است.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

نظري به آرامگاه شاه عباس كبير در كاشان و مدارك تاريخي آن

حسن نراقي

مجله هنر و مردم، مهرماه 1343

 عکس از مسعود لقمان

سنگ قبر شاه عباس اول در بقعه امامزاده حبيب بن موسي در كوي پشت مشهد كاشان

 (عکس از مسعود لقمان)  

چکیده:

 شرحي دربارۀ عظمت شاه عباس و گوشه‌اي از تاريخ ايران در زمان به روي كارآمدن صفويان، شايعاتي دربارۀ قبور پادشاهان صفوي، چگونگي دفن و كفن شاه عباس كبير و مدفن او از تاريخ عالم آراي عباسي و مدارك و دلايل ديگري از آندره ‌گدار،‌ اطلاعيه‌اي بقلم اسكندر بيك منشي براي اثبات محل واقعي قبرشاه عباس.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 9  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 دکتر علی میرفطروس

نكاتی در شناخت جنبش‌های اجتماعی در ايران

دکتر علی میرفطروس

نقش دين در مناسبات اجتماعی و تلفيق آن در حاكميت دولت‌های قرون وسطی مسأله‌ای نيست كه خاص جامعهء ايران بوده باشد، بلكه تلفيق دين و دولت و نقش مهم مذهب در مناسبات فرهنگی و تأثير آن بر شعور اجتماعی- سياسی جامعه، در همه جا، و در همهء نظام‌های ماقبل سرمايه‌داری وجود داشته، بطوريكه در اروپا تا حوالی قرن چهاردهم ميلادی، روحانی (كشيش) گنجينهء دانش را در اختيار داشت. نه اشراف سواد خواندن داشتند و نه روستاييان. كليسا با قدرت سياسی-اقتصادی خود، پاسدار يک ايدئولوژی عام و فراگير (مسيحيت) نيز بود.
در چنان شرايطی، جنبش‌های اجتماعی، تفكراتِ فلسفی و عقايدِ سياسی-اجتماعی رهبران و روشنفكران آزادانديش، به ناگزير، از صافی باورهای مذهبی می‌گذشت و رنگی از عرفان و مذهب به همراه داشت چنان‌كه در سراسر تاريخ اروپای قرونِ وسطی و حتی تا اواخر قرن 18 و اوايل قرن 19 ميلادی، همه جنبش‌های اجتماعی قبل از اينكه به شكل سياسی ظاهر شوند به‌صورت جنبش‌های دينی بروز كرده‌اند از آن جمله است، جنبش بزرگ "آناباتيست"ها كه قدرت دولتی و سلسله مراتب دينی و اجتماعی را نفی و انكار می‌كردند.[1]


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 1  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

عمر خیام

28 اردیبهشت ماهِ امسال برابر با 960 امین سالِ زایشِ حکیم عمر خیام نیشابوری است.

ترجیح می دهم درباره ی این اندیشمند بزرگ تاریخ ایران سخن نگویم و شما را دعوت کنم تا مقاله ی بانو فرزانه آقائی پور را که برای روزنامک فرستاده اند و در آن نگره های نوینی را درباره ی چگونگی شناخت رباعیات خیام از رباعیات منسوب به خیام مطرح کرده اند، در سه بخش که آخرین بخش آن 28 اردیبهشت ماه به همراه PDF این مقاله درج خواهد شد، بخوانید.

شاد باشید

مسعود لقمان


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 12  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 زنده ياد محمود محمودي خوانساري

يادي از مرغ شباهنگ

حميد رضا صانعي

مرغ شب خوان كه دم از پرده ي عشاق زند   گو نوا از من شب خيز بياموز امشب

عرصه ي فرهنگ ايرانزمين همواره مرهون مهرورزي بزرگاني است كه هر چند بسياري از آنان امروز خموشند، ولي نرفته فروغ از آشيان پرمهرشان، "چرا كه آيين چراغ خاموشي نيست."

بي شك زنده ياد محمود محمودي خوانساري استاد نامدار آواز ايراني، شمعي است كه هرچند محبوب زيست و زبيم اغيار خموشانه فرونشست وليكن نور او كه ريشه در اصالت كم نظيرش دارد، همواره روشني بخش تشنگان فرهنگ مينوي اين سرزمين اهورايي بوده و هست


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

دیروز اولین جشن ماهانه را با نام فروردینگان در 19 فروردین جشن گرفتیم و امروز به پیشواز جشن اردیبهشتگان می رویم که ماهی است سراسر شاداب و پر طراوت.

ماه نشاط طبیعت سبز در آینه ی چشمان

ماه شر شر ِ رقص جویبار ِ بی قرار

ماه لبخند گل در لاله زار

ماه شقایق ِ بی تاب در چمنزار

ماه خروش جریان ِ آب ِ چشمه سار

ماه آواز ِ پر غرور آبشار

ماه نغمه ی دلنشین ِ بلبل در گلزار

ماه عطر و نسیم ِ جنگل در کوهسار

ماه شبنم ِ زلال ِ نشسته بر برگ ِ شاخسار

ماه ِ ماهتاب در شب های پر ستاره ی بیدار

ماه دیدار یار در باغ پر درخت انار

ماه عید گل و بلبل و سنبل بر بستر ِ سبزه زار

در اوستا سومین یشت به نام امشاسبند اردیبهشت است.

امشاسبند اردیبهشت نماینده ی قانون و داد و راستی و درستی در جهان و همچنین ایزد آتش و نور است. از این جهت این امشاسبند نماد پاکی و راستی و درستی است.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 13  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

داستانِ پُر آبِ چَشمِ گل نبشته های تخت جمشید

مسعود لقمان

دکتر ارفعی در حال خواندن یک گل نبشته  

گفتم: استاد! خبری ازتان نیست؟ نگاهی معنادار انداخت و شعرِ "جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی"*، شاعر سده ی ششم را به آرامی و با صدای مهربان و دلنشینش زمزمه کرد:

الحذار ای غافلان زین وحشت آباد الحذار / الفرار ای عاقلان زین دیو مردم الفرار

ای عجب دلتان بنگرفت و نشد جانتان ملول / زین هواهای عَفَن، زین آبهای ناگوار

"دکتر عبدالمجید ارفعی" را از زمانی که با نام کوروش بزرگ آشنا شدم، می شناسم. چراکه او تنها مترجم ایرانی «فرمان کوروش بزرگ» از بابلی نو به پارسی است.

دکتر ارفعی در سال 1318 در بندرعباس بدنیا آمده و دانش آموخته ی زبان و ادبیّات فارسی است. او توانست در سال 1353 از پایان نامه ی خود با عنوان «زمينه هاى جغرافياى فارس براساس گل نبشته هاى تخت جمشيد» در دانشگاه شیکاگو دفاع و درجه ی دکترای خود را از این دانشگاه اخذ کند.

ایشان در کارنامه ی پُربار خود، تجربه ی همکاری با فرهنگستان ادب و هنر ایران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، راه اندازی تالار کتیبه های موزه ملّی، همکاری با بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد و پایگاه پژوهشی شوش و ... را دارد. او تنها ایرانی است که در زبان های ایلامی و اَکَدی (بابلی - آشوری) تخصص و همچنین با زبان های سومری، پارسی باستان، اوستایی و پهلوی آشنایی دارد.

در یک روز پائیزی در دفتر کارش مهمانش بودم و با او درباره ی سرنوشت 30 هزار گل نبشته ی تخت جمشید در دانشگاه شیکاگو، فرمان کوروش بزرگ، جفای روزگار و ... صحبت کردم. آنچه می خوانید حاصل این دیدار است و ... 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 7  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

شاهرخ مسکوب: فراتر از کلاسهای رايج روشنفکری

 

 شاهرخ مسکوب

شاهرخ مسکوب را تنها در پهنه نويسندگی ايران نمی توان ديد. او روشنفکری بيدار دل و يگانه بود که بينش عميقش، بين او و روزمرگی شکاف و جدايی می انداخت و همواره او را از هر چه باب روز، از جمله بازار سياست دورتر می کرد. سبک و سياقش در نوشتن و سنجشگری خردورزانه اش در هر چيز، سطح کارش را از کلاس های رايج روشنفکری ايران فراتر می برد و او را به سلسله کسانی می پيوست که در تاريخ ايران بويژه در عرصه روشنفکری ايران معاصر چند تنی بيشتر از آنان ظهور نکرده اند.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 8  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 


استاد فریدون جنیدی (عکس از  روزنامک)

 پژوهشی درباره می؛ نوشته ی استاد فریدون جنیدی را از "اینجا" بارگذاری کنید.


در این باره در روزنامک

نگاهی کوتاه به زندگی و اندیشه های دکتر «فریدون جنیدی» (نیلوفر لقمان)


+ نوشته شده در  سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 10  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

   

  

شاید چرایی خودکشی صادق هدایت برای کسانی که با اندیشه های او زیسته اند، عیان باشد اما بی تردید این قضیه برای دیگرانی که راهی به جانِ و جهان او نداشته اند، یک معماست.

در این داستانِ کوتاه، بهرام بیضایی به حال و هوای هدایت در روز آخر زندگی اش می پردازد و با زنده کردن شخصیت هایِ داستان های هدایت، برآن است تا از آنچه بر هدایت در واپسین لحظات عمرش رفته، روایتِ خواندنی ارائه دهد.

بیضایی، با نگاهی مدرن به استوره های میهنمان و کوششی خستگی ناپذیر برای دمیدن روحی تازه به کالبد انسان ایرانی از خود یگانه ای بی مانند در تاریخ معاصر ایران ساخته و شاید در میان سینماگران ایران تنها بیضایی، بیضایی ماند و ننگ همکاری با ضحاک ها را به جان نخرید و در میان روشنفکرانی که غوطه در آرمان شهرهای واهی می زنند، او ایرانشهری می نویسد و ایرانشهری می اندیشد.

از سوئی دیگر با نگاهی به حال و روزِ امروز ایران می بینیم که همه ی نگرانی های هدایت، اکنون شکل واقعیت به خود گرفته اند. «کاروان اسلام» با «حاجی آقا» ها و رجاله های "خنزپنزری، که از دندان های کرم خورده شان آیات عربی بیرون می آید" کابوس وحشتناک خواب و بیداری ما گردیده اند و "مثل خوره روحمان را می خورند و می تراشند" و با «افسانه ی آفرینش» شان چنان «نیرنگستان» ی ساخته اند که آوایی جز «وغ وغ ساهاب» در آن نمی آید و ما «زنده بگور» انِ «شهرستان های ایرانشهر»  با «ولنگاری»، حتی توان یافتن «آب حیات» را در خود نمی بینیم.

آری! هدایت بیم داد از آن چه بر سرمان آمد ...

مسعود لقمان 

بهرام بیضایی
صادق هدایت: روز آخر

به روایت استاد بهرام بیضایی

عصر 7 آوریل 1951م و 18 فروردین 1330 خورشیدی؛ پاریس

در عصر ابری دل ‌گرفته، وقتی صادق هدایت، نویسنده ی چهل‌وهشت ساله ی  ایرانی مقیم موقت پاریس، به سوی خانه‌اش در محله هجدهم، كوچه ی شامپیونه، شماره ی  37 مكرر می ‌رود، دو مرد را می ‌بیند كه بیرون خانه‌اش منتظرش هستند. آن‌ها ازش می ‌پرسند كه آیا از اداره ی  پلیس می ‌آید و آیا جواز اقامت پانزده روز بعدی را گرفته؟ آن‌ها با او در خیابان‌ها راه می‌افتند و حرف می ‌زنند: رفتن پی  تمدید اقامت، آن هم با خیالی  كه تو داری! هدایت می ‌گوید: من خیالی  ندارم! یكی شان می‌خندد: البته كه نداری! خودكشی؟ این‌جا پاریس است؛ و آن هم اول بهار! در هوای خاكستری ...


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1387ساعت 21  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

سبز بادا! سبز ِ سبز، جشن ِ بَد َر

عشق بادا! هر سرای، هر انجمن، در هر مقر

ای رفیقان! در دیار ِ یار، کنید سیزده بَد َر

یادی از غربت نشینان را، در آن دشت و دمن آرید نظر

سبز بادا! سیزده ِ سبز ِ سرور

در گل و باغ و چمن، ایام را قدری مرور

ای دلا! ای جان ِ ما! ای روز ِ سبز! باغ ِ جوان

حسرت ِ دیدار را بر ما گشا! خاک ِ وطن را پر غرور


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 19  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 News Reporter and a TV Cameraman Interviewing a Mature Man in a Suit Standing on Steps

خبرنگار يا فعال سياسي؟ 

مايکل بورک، گزارشگر مي گويد:

"خبرنگار با فعال سياسي تفاوت دارد."

قانون يا مفاد پروانه فعاليت بسياري از شبکه هاي راديويي و تلويزيوني آن ها را موظف مي کند که بي طرف بمانند.

بر اساس لغتنامه ها بي طرف ماندن يعني:

نداشتن دخالت مستقيم يا هر نوع نفع در يک جريان خاص و تبعيض قائل نشدن عليه يک طرف يا گروه مشخص و بي غرض و منصف بودن.

در مورد کار خبري از اين مفهوم مي توان دو نتيجه گرفت:

روزنامه نگار بايد تمام نظرهاي مهم در مورد يک موضوع را منعکس کند. اگر موضع مخالف منعکس نشود، تنها نيمي از ماجرا پوشش داده شده است.

و روزنامه نگاران بايد از درگير شدن در موضوعي که آن را پوشش مي دهند فاصله بگيرند يعني در مقابل پوشش خبري، پول يا هديه قبول نکنند، در حزب سياسي فعاليت نکنند و اجازه ندهند که نظر شخصي شان در کار خبري آن ها وارد شود. 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 7  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

امروز، زادروزِ انسانی است که پایه گذارِ اندیشه ی انتزاعی در جهان شناخته می شود.

اَبر انسانی که آموزه های او بر پایه ی خردورزی و شادزیوی این جهانی نه تنها زنگار روزگار به خود نگرفته بلکه امروزه، پیام او برای جهان درخششی شگفت انگیز یافته است.

سخن از کسی نیست جز اندیشمند بزرگ ایرانی "زرتشت اسپنتمان" که در ششم فروردین زاده شد.

زادروزش بر همه ی خردورزان جهان خجسته باد.

 

سرود زایش زرتشت را از اینجا بشنوید

 

 در این باره در شاهنامه و ایران:

نوروز بزرگ، روز زایش آشو زرتشت خجسته باد (دکتر احمد پناهنده)

زادگاه و آرامگاه زرتشت (گفت و گوی بی بی سی با دکتر خسرو خزاعی)

چنيـن گفـت زرتشـت نيکـو سرشت (مازيار قويدل)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 7  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

آلبوم ساخته ی: مزدک

 

 

بهاران! لاله زاران! بر شما یاران! مبارک

نسیم ِ جویباران! سبزه زاران! بر شما یاران! مبارک

صدای ِ آبشار، رود ِ خروشان، باغ ِ میوه

درود ِ کوهساران! بر شما یاران! مبارک

پیام ِ چایکاران! جنگل ِ سبز! باغ ِ نارنج

هوای ِ شالیزاران! بر شما یاران! مبارک

سلام ِ برزگر در شالیزار! عطر ِ گل ِ یاس

فضای دل نشین ِ شهر جانان! بر شما یاران! مبارک

پیام ِ کوه ِ لیلا! عطر ِ چای! خون ِ شقایق

درود ِ آب ِ دریا! دشت ِ زیبا! بر شما یاران! مبارک

پیام سرخ ِ یاران ِ سفر کرده تو دلها

سلام ِ آتش ِ چهارشنبه سوری! بر شما یاران! مبارک

نگاه ِ شاد ِ دختر بچگان! با رخت ِ تازه

درود ِ عیدی ِ نوروز ِ باستان! بر شما یاران! مبارک


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 فروردین1387ساعت 10  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

نوروز،

خوش آمدی...

امّا،

در سرزمینی که دوپایانش

در مریضخانه های خردباختگی

                                         –خود-

به رگهای ناسورشان، جهالت تزریق می کنند

بانگِ تو به کدامین شوق

و به راستی برای که پر بگیرد

تا بهبودی دلها را

به شگون ِ عشق،

                              ترانه کند؟

 

نه!

اینجا جای تو نیست!

در غمکده ای که چراغِ بزمِ شبانه اش را به عجز،

                                                                         اشک،

خون و مرثیه عادت داده اند،

نرمِ تابش ِ طنینت

چه صفتی برتر از "اطوار"

ساز می کند؟ 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 فروردین1387ساعت 0  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

روزنامک در سالی که گذشت بیش از 240 یادداشت، گفت و گو، مقاله و ... در اختیار دوستدارن تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه نهاد. این تارنگار با میانگین روزانه 250 نفر بازدید کننده، جزو یکی از پرمخاطب ترین تارنگارهای فرهنگی سال 1386 بود.

در این سال، روزنامک از سه تارنمای یاهو، گوگل و گویا بیشترین بازدیدکننده را داشته است. و 10 کشور نخست ورودی به روزنامک پس از ایران (با 43 درصد ورودی کل) به ترتیب کشوهای انگلستان، امریکا، آلمان، سوئد، کانادا، فرانسه، استرالیا، هلند و امارات بوده اند.

10 مطلب بیشتر خوانده شده ی روزنامک نیز مطالب زیر هستند:


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 3  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

دکتر عليقلي محمودي بختياري عکس از نیلوفر لقمان

دکتر عليقلي محمودي بختياري عکس از نیلوفر لقمان 

چکیده: شيوه برگزاري نوروز از نوشته‌هاي تاريخ نويسان دراين‌باره "جاحط بصري" و "ابوريحان" و معرفي اشعار شعراي پارسي دراين مورد: خاقاني، منوچهري، فرخي.

 

جوان باد بخت تو در فرودين

چو در فرودين ماه روي زمين

فردوسي

جا دارد كه يادي از نوروز باستاني و شيوه نياكاني بميان آرم تا ايرانيان بدانند رسم‌هاي ديرينه بر چه پايه‌يي بوده، انگيزه شكوهمندي و پيروزي نياكانشان چه بوده است. بي گمان پيروزي و سرافرازي هر ملتي انگيزه‌هايي داشته و دارد كه آن انگيزه‌ها را در رسم‌ها و آئين‌ها و افسانه‌هاي زندگي آن ملت ميتوانيم جستجو كنيم. و همچنين انگيزه‌ي پسروي و تيره روزي ملتها را، تا اندازه‌يي با اين شيوه ميتوانيم بيابيم. در جهان امروزه ويرژگيهاي انساني را فراموش كرده‌اند و تنها عامل اقتصاد را در نظر دارند و هر چيزي را از اين ديدگاه بررسي ميكنند و بناچار انسان و آنچه جهان انساني را شاداب و پايدار ميدارد از ديده‌ها دور مانده است. اگر به پيشينه‌ي ملت ايران بنگريم كه روزگاري از مرز چين تاكنار نيل را، زير فرمان داشت و سرمايه و دارايي و خوشي و دانش و بينش در زير درفش اين فرمانروائي، در سراسر اين سرزمين بكمال رسيده بود، در شگفت ميمانيم. اما بايد ديد آنروز چه انگيزه‌يي در كار بود و چرا اكنون از آنهمه زيبائي و برتري و بهروزي دور مانده است. شناخت اين انگيزه‌ها، راهبر و راهنماي پند آموزي براي مردمي است كه در اين بوم و بر، زندگي ميكنند، حتي براي مردم جهان….


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 12  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

جشن نوروز

نشانی جایگاه برگزاری همایش: ضلع شمالی دانشگاه تهران، تالار ابن سینا

تاریخ و زمان برگزاری: 21 اسفند 1386، ساعت 16:30

برگزار کننده: انجمن افراز

ورود برای همگان آزاد است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 10  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

آرامگاه استاد ابراهیم پورداود

بر مزار پورداود

مسعود لقمان 

نشانی سر راست است، سبزه میدانِ رشت.

در آنجا می توانی به آرامگاه مردی بروی که به نوشته ی دکتر جلیل دوستخواه "نه مترجم یا گزارشگر ساده­ی سرودها و متن های برجامانده­ی دیرینه، بلکه فراهم­آورنده و سامان­بخش ِ پاره­های پراکنده و ازهم گسیخته­ی فرهنگ ِ پریشان شده­ی ِ میهن خویش بود. او در این کنِش ِ والایش، شاگرد ِ فردوسی­ی بزرگ بود و پا بر جای پای استاد ِ توس گذاشت و اگر چه حماسه­ای نسرود، هزاره­ای پس از او، گزارشی حماسه­گونه از مرده­ریگ فرهنگی­ی نیاکان، به هم میهنانش پیشکش کرد. او نخستین کسی بود که در گستره­ی پژوهش، توانست دیوار ِ میان ِ دو بخش ِ پیش و پس از اسلام ِ تاریخ ایران را فرو ریزد و به ایرانیان ِ این روزگار و آیندگان نشان دهد که پیشینه­ای نه تنها هزار ساله، بلکه هزاران ساله دارند و سدها گوهر ِ شبچراغ در گنج شایگان نیاکانشان نهفته است. (1) "

هوای رشت، سرد و دل انگیز است و بوی نوروز شهر را آکنده، شهروندان بی توجه به مسافرانی که فرسنگ ها پیموده اند تا یادی از یکی از بزرگان دیارشان بکنند در حال و هوای خرید نوروزی اند.

به دشواری کسی را می یابیم که نام و نشانی از استاد پورداود به یاد داشته باشد. به هر روی آرامگاه را می یابیم. گوری است خانوادگی که قفلِ بر درٍ آن، به ما می گوید: راهی برای ورود نداریم. اینجاست که بچه ها از سروکول هم بالا می روند تا از میان شیشه های گردوغبار گرفته، بتوانند شاید نشانی از مزار استاد بیابند و خستگی سفر را بزدایند.

دکانداری که در کنار آرامگاه، مغازه دارد، می گوید: "سال هاست که درٍ این آرامگاه باز نشده".

گوشه ای از شیشه آرامگاه را می بینم که تمیزتر از جاهای دیگر است، دوربینم را درمی آورم و از فراسویِ شیشه، عکسی از درون آرامگاه می گیرم، وقتی نگاهی به عکس میاندازم ضخامت گردوغبار روی آرامگاه، نشان از مهجوری مردی را می دهد که یک تنه فرهنگ باستانی سرزمینش را به مردمانش بازشناساند.

 یهو دلم گرفت. دیگر نمی خواستم نگاهی بدرون آرامگاه بیاندازم. یکی از محلی ها می گفت: "طرح تعریض خیابان حتما شامل اینجا هم می شود، شاید دفعه ی بعدی اینجا را نیابید."

از آرامگاه استاد دور شدیم. چند کوچه آنورتر، آرامگاه دیگری شبیهِ ساختمان آرامگاه استاد به چشمم خورد. روشنی خیره کننده ای داشت و آمدوشد زیادی از دور دیده می شد. زیارتگاه امامزاده ای بود، وقتی از کنارش رد شدم هنوز از اندوه غربتِ استاد، آکنده بودم.

 

(1) کارنامه و مَنِش و کنِش ِ استاد ابراهیم پورداود، بُنيادگذار ِ دانش ِ اوستاشناسی در ايران، جلیل دوستخواه، تارنگار روزنامک.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 0  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

چارچوبی برای بازیابی جشنهای کهن آریایی (بخش نخست)

بهرام روشن ضمیر

بهرام روشن ضمیر 

به هنگام نگاشتن جستاری با نام جشن زمستانی درباره چیستی و چرایی و فلسفه وجودی یلدا یا جشن چله و همگونی و همزادی آن با دیگر جشنهای جهانی زمستانی، ناگزیر شدم تا کمی به گاهشماری باستانی ایران و نقدها و نظرگاههای نوین درباره آن بپردازم. نخست از این جهت که در سالهای اخیر که جنبشی مردمی و خودجوش برای زنده گردانی جشنهای کهن آریایی ایجاد شده اشکالات و ایراداتی درباره زمان برگزاری جشنها پیدا گشته است و دوم اینکه جشن یلدا یا چله وسیلهای شده است برای گمراهی سهوی یا عمدی یک گروه. ضمن اینکه از مدتها پیش دوستم مسعود لقمان پیشنهاد چنین جستاری را به من داده بود. بنابراین تصمیم گرفتم تا به پژوهشی مستقل ولی اجمالی درباره گاهشماری باستانی ایران بپردازم. به هنگام این کار متوجه شدم که تا ما اصلا ندانیم که گاهشماری چیست؟ و سالنامه‌های تاریخی کدامهاست؟ و هرکدام چه ویژگی هایی دارند؟ سخن از گاهشماری و سالنامه ایرانی بی‌فایده است. امید که توانسته باشم گامی کوچک در این راه بزرگ برداشته باشم.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 12  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

رضا شاه 

گفت و گو با پرفسور گوئل كهن (بخش دوم و پایانی)

رضاشاه محصول انقلاب مشروطه بود


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 16  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

پرفسور گوئل کهن 

گفت و گو با پرفسور گوئل كهن (بخش نخست)

رضاشاه محصول انقلاب مشروطه بود

 

در 87 سال پیش در زمانی که ابرهای تیره، آسمان ایران را چنان فراگرفته بود که دیگر امیدی به رستاخیز دوباره ی این سرزمین نمی رفت؛ درست در همین زمان واقعه ای رخ داد که چند سال بعد بستر تحوّلات بسیار مهم و اساسی ای در تاریخ ایران شد. تحولاتی که ایران را ققنوس وار از خاکستر خود برخیزاند و به او جان و جهانی تازه بخشید.

هر چند چند دهه بعد، ایران خاکستر نشین این تحولات بنیادین شد ولی از آنجا که این دگرگونی هایِ پایه ای و اساسی در جامعه ی ایران جای خود را باز نموده بودند، این شعله به زیر خاکستر رفته تا زمان مناسب افروختگی آن فرا رسد.

روزنامک برای یادآوری این روز مهم تاریخی گفت و گوئی خواندنی از شماره ی 20 فصلنامه ی تلاش با پرفسور گوئل كهن انتخاب کرده که شما را به خواندن آن فرامی خواند.

مسعود لقمان

***

پرفسور گوئل كهن از استادان دانشگاههاي مختلف ايران، از جمله عضو هيئت علمي دانشگاه تهران و همچنين استاد دانشگاه لندن (كالج امپريال) است كه تحصيلات علمي و تخصصي خود را در چندين زمينۀ مختلف و بعضاً كاملاً متفاوت در دانشگاههاي داخل و خارج به سرانجام رسانده است، از جمله: مهندسي علوم شيمي (دانشگاه صنعتي آريامهر) علوم سياسي و اقتصادي (دانشگاه ملي)، مديريت (دانشگاه تهران) دكتراي تخصصي در رشتۀ مهندسي صنايع و توليد (امپريال كالج ـ لندن) و همچنين دو دورۀ فوق دكترا در رشته‌هاي مديريت سيستم‌هاي استراتژيك و برنامه ريزي و بهينه‌سازي تكويني نرم‌افزارها. او همچنين در اين زمينه‌ها آثار و كتب تحقيقي و علمي به زبانهاي فارسي و انگليسي منتشر ساخته كه جديدترين آنها توسط انتشارات SAGE به زبان انگيسي در زمينۀ مديريت استراتژيك در انتقال تكنولوژي ارائه شده است.

   علاوه بر اين, تحقيقات تاريخي و در زمينۀ مسائل اجتماعي بويژه بر بستر مطبوعات و انتشار نظرات حاصله از اين تحقيقات در نشريات مختلف همواره از همان سنين جواني عرصۀ ديگري از حضور فعال علمي و اجتماعي وي مي‌باشد، از جمله اثر دوجلدي شناخته شدۀ وي “تاريخ سانسور در مطبوعات ايران” بيانگر سالها تحقيق و كار پرزحمت در تاريخ يكسده و نيمۀ گذشته و تاريخ مشروطيت است.

   دكتر كهن مي‌گويد: در ادامۀ مطالعۀ تاريخ سانسور و مطبوعات در دوران رضاشاه به حقايقي در زمينۀ تحولات اجتماعي و توسعۀ همه جانبه و تغييرات