تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

دوره‌ی دوم آموزشی تاریخ پیدایش و تکامل منِ پارسی (رویکردی میان رشته‌ای به روند شکل‌گیری هویت ایرانی) با استادی دكتر شروین وکیلی برگزار می‌شود.

به گزارش روزنامک، در این دوره چهارنشستی، دکتر وکیلی به عصر تمرکز (2300-1600 پ.م) خواهد پرداخت و در نشست نخست به بیان «شروکین تا حمورابی: فشرده‌ی تاریخ ایران زمین (2300-1600 پ.م)» در نشست دوم به «زایش بت‌ها و انسانی شدنِ خدایان» در نشست سوم به «شواهدی از زندگی روزمره» و در نشست چهارم به «دو شیوه‌ی صوربندی قدرت، لذت، بقا و معنا» اشاره خواهند داشت.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 11  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

 

دین‌كرد

 نامه‌ی فرزانگی

دین‌كرد، نامه‌ی فرزانگی، گفت‌وگویی است كه در دو بخش، پیرامون دین‌كرد، یكی از نامه‌های كهن ایرانی، سخن می‌گوید.

 بخش نخست این گفت‌وگو كه با پروفسور فریدون فضیلت، استاد ارشد فلسفه، فرزانش‌پژوه و پژوهشگر زبان‌های باستانی، انجام شده ‌است را چندی پیش در روزنامک خواندید. بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو در زیر می‌آید...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 20  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

بر پایه ی گزارشِ دیگری در همان رسانه، مجلسِ نمایندگانِ تاجیکستان با از تصویب گذراندن قانونی، نام زبانِ رسمی‌ی آن کشور را تاجیکی دانست و کاربُردِ فارسی‌ی تاجیکی را ممنوع شمرد!


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 19  توسط مسعود لقمان  | 

 

فرهنگ و تمدن به قلم چنگیز پهلوان

«فرهنگ و تمدن» عنوان كتابی به قلم دکتر چنگیز پهلوان است و می‌كوشد افقی تازه در مباحث علوم‌انسانی در عرصه‌ زبان فارسی و نظام دانشگاهی در ایران بگشاید. این كتاب كه به دو مفهوم فرهنگ و تمدن می‌پردازد، به كوشش نشر نی منتشر می‌شود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 مهر1388ساعت 18  توسط مسعود لقمان  | 


فـريدون و کاوه

يــلانِ دليــر

به‌ يـاری مـردم

خـروشان چو شيـر

کشيدند از تختِ ظلمش به زيـر

...

به البــرز، ضحـاک در بنــد شد

سـراسـر جهـان شاد و خرسند شد

چنين روز  مانـد از يــلان يادگار

ز خاطر تو اين روز  پنهـان مـدار


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 0  توسط مسعود لقمان  | 

 

دین مهر در جهان باستان

مرتضی ثاقب‌فر

 

این نوشتار برگرفته از مقدمه ی کتاب «دین مهر در جهان باستان» است که گزارشی است از دومین کنگره ی جهانی مطالعات مهرشناسی که از یکم تا هشتم سپتامبر 1975 (دهم تا هفدهم شهریور 1354) در تهران برگزار شد و مجموعه ی مقالات بیش از 36 پژوهنده که در این کنگره به سخنرانی پرداخته بودند در کتابی با عنوان «Etudes Mithriaques» در سال 1978 از سوی «انتشارات کتابخانه ی پهلوی» در تهران - لی یژ انتشار یافت. این کتاب جلد هفدهم از مجموعه ی «آکتا ایرانیکا» است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 23  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

 

اندیشیدن به حلاّج از دوران نوجوانى در من شکفته شد، یعنى در یکى از شب هاى ُسنّتى «یلدا» که حافظ خوانى هاى پدر، مرا با این شعر شگفتِ «حافظ» آشنا ساخت:

گفت: آن یار کزو گشت سرِ دار بلند
جُرمش این بود که اَسرار هویدا مى کرد

از همان دوران، چگونگى زندگى و عقاید حلاّج و یا چرائى قتل فجیع او ـ همواره ـ موضوع اندیشه و احساس من بوده است. پرسش این بود:
ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

 

کتاب «بنیادهای هویت ملی ایرانی (چهارچوب نظری هویت ملی شهروندمحور)» نوشته‌ی «دکتر حمید احمدی» - استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران – منتشر شد.

به گزارش روزنامک بنیان اصلی این پژوهش بر روش‌شناسی و معرفت‌شناسی جامعه‌شناسی تاریخی استوار است و برای تبیین پدیده‌های هویت ملی در ایران و شیوه بازسازی آن در برابر چالش‌های برآمده از ورود ایران به جهانِ مدرن و تشدید شتاب فرایند جهانی شدن، بر ویژگی‌های خاص زمانی و مکانی ایران، پویایی‌های درونی آن و منابع تاریخی و اجتماعی بومی تکیه می‌کند.  دکتر حمید احمدی در مقدمه‌ی کتاب، هدف از این پژوهش را تجزیه و تحلیل، دسته‌بندی و نقد و بررسی رهیافت‌ها و دیدگاه‌های گوناگون درباره‌ی هویت، ملیت و هویت ملی ایرانی؛ به دست دادن رهیافت مناسب با ویژگی‌های تاریخی ایران برای بحث و بررسی هویت و ملیت ایرانی و شناسایی بنیادهای سازنده این هویت با توجه به گذشته و اکنون جامعه ایران با بهره‌گیری از چهارچوب‌های مفهومی نظری نوین مربوط به بحث‌های هویت و ملیت و تطبیق و تطابق انتقادی آنها با هویت ایرانی؛ بررسی عمده‌تر چالش‌های موجود بر سر راه هویت و همبستگی ملی ایرانی در دوره‌ی معاصر، به‌ویژه در عصر شتاب‌گیری روند جهانی شدن و پیامدهای ناشی از آن و یافتن راه‌ها و روش‌های رویارویی بهینه با این چالش‌ها، و شیوه‌های مناسب پاسخگویی به نیازهای نوین هویتی جامعه‌ی ایرانی و در نهایت یافتن سازوکار نظری و علمی مناسب برای بازسازی و روزآمد کردن گفتمان هویت ملی ایرانی و پویا ساختن آن در جهان در حال دگرگونی معاصر، بیان کرده است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 22  توسط مسعود لقمان  | 

 

یکی از کتابهایی که اخیراً وارد بازار نشر شده، کتاب «شاهنامه فردوسی و فلسفه تاریخ ایران» است. این کتاب به‌رغم برداشت نادرست نویسنده مبنی بر مبانیت اسلام با هویّت ملّی (ص 79 و...) و نیز به‌رغم مضمون ایرانی‌گرایی نسبی آن، حاکی از نگاه باریک‌بین نویسنده محترم به فرهنگ این زادوبوم است. این کتاب حاوی یک دیباچه نظری و شش فصل است که به دلیل اهمیت موضوع تنها به مروری بر دیباچه نظری و فصلهای اول، دوم، پنجم و ششم کتاب بسنده می‌کنیم.
ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 11  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

 

دوره‌ی آموزشی تاریخ پیدایش و تکامل منِ پارسی (رویکردی میان رشته‌ای به روند شکل‌گیری هویت ایرانی) با استادی دكتر شروین وکیلی برگزار می‌شود.

به گزارش روزنامک، در این دوره چهارنشستی، دکتر وکیلی به سرآغازهای پیشازرتشتی خواهد پرداخت و در نشست نخست به بیان «فشرده‌ی تاریخ ایران زمین (3000-1200 پ.م)» در نشست دوم به «ساختار اجتماعی جوامع کشاورز اولیه و پیکربندی‌ مفهوم"من"» در نشست سوم به «اشعار، متون دینی، حقوق و داستان‌ها» و در نشست چهارم به «قدرت، لذت، بقا و معنا در جامعه‌ی کشاورز آغازین» اشاره خواهند داشت.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 11  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

پژوهشگر حکمت و عرفان ایرانی و استاد برجسته زبان‌های پارسی، اوستایی، پهلوی، سانسکریت و عربی

نخستین بار در اواخر سال 81 بود که جلد سبزرنگ دفتر اول از کتاب سوم دینکرد در قفسه کتاب‌فروشی بین الملل اهواز نظر مرا به خود جلب کرد. برای شخص من که نگاه ویژه‌ای به متون پهلوی دارم، دیدن به نوعی یک شروع از ترجمه بزرگترین متن پهلوی که لبریز از مباحث فلسفی و عرفانی است، بسیار هیجان‌انگیز بود. تلاش‌هایی صورت دادم تا با پژوهنده ارتباط برقرار کنم که متاسفانه بنا به دلایلی میسر نشد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 18  توسط فرید شولیزاده  | 

 

فصلنامه‌ی فرهنگی و اجتماعی گفتگو، شماره‌ی بهار 88 خود را به «جمهوری مهاباد» اختصاص داده و با انتشار شش مقاله از کارشناسان داخلی و خارجی این حوزه، به بحث و بررسی پیرامون این رخداد مهم سده‌ی معاصر ایران‌زمین پرداخته است.

«ارومیه و تحرکات کمیته‌ی نجات» به قلم کاوه بیات، «سال های آشوب» به قلم احسان هوشمند ،«جمهوری مهاباد» به قلم وادی جویده ،«مکریان و اندیشه‌ ایران» اثر مجتبی برزویی، «حزب توده‌ی ایران و تحولات کردستان 1325-1320» از محمدحسین خسروپناه و «کردها و فرقه‌ی دموکرات آذربایجان» به قلم جرالد دوهر، عناوین مقالات شماره‌ی 53 فصلنامه‌ی گفتگو هستند که در 190 صفحه و به قیمت 1500 تومان منتشر شده است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 16  توسط مسعود لقمان  | 

دکتر چنگیز پهلوان

بدون مشروعیت گرفتن از افغانان نمی‌توان بر آنها حکومت کرد

از دیرباز، خواننده‌ی آثار استاد چنگیز پهلوان بودم؛ از همان زمان كه در مجله "آرش" و جاهای دیگر مقاله می‌نوشت. از بازی روزگار بود که من مدتها پس از آن، خبرنگار روزنامه لوس‌آنجلس تایمز در تهران شدم و هر روز خیابان‌های تهران را برای یافتن او از زیر پاشنه گذراندم تا دست روزگار مرا به مصاحبه‌شونده‌ی مورد علاقه‌ام رساند. ماه‌ها پشت سر هم پیغام گذاشتم و "نشر آبی" را با مراجعات پیاپی خود رنجاندم تا مقصود حاصل شد.

خوشحالم که میسر شد تا دکتر پهلوان را پس از حدود 15 سال ببینم. زمانی زیر دست برادر زنده‌یاد ایشان، پرویز پهلوان مجله‌نگاری و ترجمه می‌کردم و آن وقت‌ها هیچ گمان نمی‌کردم روزگاری در كسوت خبرنگار، به خدمت روزنامه‌ای آمریکایی درآیم. به هر روی شد، آنچه که ‌شد!

دکتر چنگیز پهلوان بیش از 30 سال است که در دانشگاه تدریس می‌کند. او نویسنده و پژوهشگری است که تحصیلات آغازین خود را در تهران گذراند و سپس در وین و فرانکفورت در رشته‌های علوم سیاسی و اجتماعی تحصیل کرد. چنگیز پهلوان در تعدادی از دانشگاه‌های ایرانی و اروپایی تدریس کرده و استاد میهمان کالج "سنت آنتونیز" در آکسفورد، برلین و اسنابروک بوده است. با وجود اینکه او از تدریس در ایران ممنوع شده، اما هیچ حکم رسمی ‌برای اخراج از دانشگاه دریافت نکرده است. ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت 12  توسط مهدی بختی  | 

 

سنت و مدرنیته در سه رنگ!

شروین وکیلی  

1. اکنون دیرزمانی است که تاریخ معاصر ایران را با برچسبِ جدال سنت و مدرنیته مشخص می کنند، و این شاید پربیراه نباشد. بسیاری از نویسندگان، آغاز تاریخ معاصر ایران را با نهضت تنباکو –یعنی نخستین جنبش اجتماعی مدرن ایرانی- همزمان می دانند و همگان بر تمایزهای میان جامعه ی ایرانی در دوران سنتی و پیشامدرن با آنچه که امروز در قالبی مدرن می بینیم، تاکید کرده اند. چنین می نماید که دو مفهومِ سنتی و مدرن در میان فرهیختگان کشورمان به صورت یک جفت متضاد معنایی کاربرد یافته باشد. دوگانه ای مفهومی، که بر دو قطب متضاد و جمع ناپذیر، و دو دوران متفاوت و متمایز از هم دلالت دارند. عناوینی مانند جدال سنت با مدرنیته، هجوم مدرنیته، مقاومت سنت، تسخیر تمدن فرهنگی، جدال آرای کهن و نو، و ... در میان سرفصلها و نامهای کتابها و مقالات بسیار به چشم می خورند. به هر گوشه از فرهنگ ایرانی که بنگریم، این کشمکش در میان دو قطبِ متضاد پنداشته شده ی سنتی و مدرن را باز می یابیم. رمان و داستان مدرن فارسی در برابر تذکره ها و اندرزنامه ها و دواوین عرفانی سنتی، نقاشی انتزاعی مدرن در برابر نگارگری سنتی، شعر کهن در برابر شعر نو، و حتی سبک زندگی سنتی در برابر نو، و خانواده ی سنتی در برابر خانواده ی مدرن.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 8  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 7  توسط مسعود لقمان  | 

 مرتضی ثاقب‌فر / عکس از روزنامک؛ نوشا احمدپور

جامعه و دین ایرانی: شاهنشاهی و جامعه‌سالاری

 

مسعود لقمان:  حال نگاهی به ایران بیندازیم. به باور شما هدف از آفرینش در فلسفه ایران باستان چیست؟

مرتضی ثاقب­فر: چه به استوره‌هایی دینی نظیر «افسانه‌ی زروانی» یا بندهشن بازگردیم و چه به «فلسفه زرتشت» در گاهان که البته دریافت آن دشوارتر است، به چنین دریافت‌هایی می‌رسیم:


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 

آنچه دوستمان جناب آقای علی‌بابایی گفته اند را در مجموع درست میدانم ولی همه گناه به دوش آنان که به اشتباه قلم زده اند نیست. گناه به دوش کلیت جامعه است. جامعه ای که هرکس به خود اجازه میدهد بدون کمترین سند و مدرک و رفرنس و با کمترین استدلال و استنتاج منطقی در یک جمله به کلی گویی بپردازد و سپس نه تنها برخی آن گفتار و نوشتار را میپذیرند. بلکه حتا به آن رفرنس مجدد داده می‌شود! این شگفت‌انگیز است! جلال آل‌احمد و یا شریعتی و دیگر روشنفکران یا شبه روشنفکران یا روحانیون یا ... با کمترین شناخت در آثار خود که در حوزه اندیشه نگاشته شده، به حوزه ایرانشناسی وارد شده اند و شگفت انگیز آنجاست که به اینها ارجاع میشود!


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 7  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

پژوهشگران تاریخ ایران باستان، به علت هجومهای پی در پی بیگانگان و از بین رفتن متون تاریخی ایران، ناگزیر به بهره‌گیری از منابع تاریخی بیگانگان هستند که در بیشتر مواقع، به علت رقابتهای سیاسی میان کشور این مورخان و ایران، با قلم دشمنانه به نگارش تاریخ ایران پرداخته‌اند. در نتیجه، پژوهشگران عرصه تاریخ ایران باستان باید با در نظر گرفتن نگاه غالبا منفی مورخان بیگانه نسبت به ایران، دگرگون ‌شدن برخی حقایق تاریخی توسط آنها را دریافته و تا حد امکان کوشش کنند تا به نگارش منصفانه بپردازند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 27 تیر1388ساعت 19  توسط نیلوفر لقمان  | 

مینیاتور مچاله (اثر آیدین آغداشلو)

هویت‌های سترگ در شرایطی زاده می­شوند که ضرورتی ایجاب کند. "من"های نیرومندِ نوظهور، در شکاف تنش‌ها و زیر بارِ تازیانه­ی حوادث می­بالند و رشد می­کنند، و ما امروز در چنین موقعیتی هستیم. همچون همیشه­ی تاریخ، هویت ایرانی یک جبرِ نژادی و زبانی و جغرافیایی، یا یک عارضه­ی تاریخی گریزناپذیر نیست. هویت ایرانی بدان دلیل چنین مهمان‌پذیر و پویا و سرسخت و دیرپا و تنومند است، که در طول حیات پر فراز و نشیبش همواره یک انتخاب – و نه یک اجبار- بوده است. امروز، ما این بخت را داریم تا شکلی جدید از هویت ایرانی را تعریف کنیم، و به همراه آن، شکلی نو از "من بودن" و "من شدن" را. هویت ایرانی از آن رو انتخابی شایسته است، که راه را بر بازتعریف بنیادینِ مفهوم سوژه می­گشاید، و زایش پیکربندی تازه­ای از سوژه را ممکن می­سازد. در زمانه­ای که سوژه­ی مدرن – با تمام غرورهای مصیبت­بار و خردورزی­های ستودنی­اش- به امری بی­مایه و سطحی و مصرف­زده تبدیل شده است، شکلی از من، در این آشوب چشم به راهِ زاده شدن است، و این شاید در این برش از تاریخ، هدیه­ای باشد که فرهنگ ایرانی می­تواند به سایر تمدنها بدهد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 تیر1388ساعت 12  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

 استاد مرتضی ثاقب‌فر

عکس از روزنامک؛ نوشا احمدپور

افسانه­‌ی یونان

مسعود لقمان: به نظر شما برای شناخت خلق­و­خوی مردم یک جامعه چه چیز را می­توان زیربنا قرار داد؟

مرتضی ثاقب­فر: به باور من برای دریافت راز حرکات اجتماعی، ماهیت دولت­ها و نهادهای اقتصادی و همانگونه که شما گفتید: برای شناخت خلق و خوی مردم یک جامعه، باید به دین مردم آن جامعه رجوع کرد. و به طور کل برای شناخت گوهر هر دین باید به این چهار پرسش بنیادی پاسخ داد:

1. چیستی یا ماهیت خداوند

2. فلسفه آفرینش

3. پیوند میان آدمی و خداوند

4. نقش آدمی در گیتی

هگل می‌گوید: «هر دولتی بر پایه دین استوار است ... و از آن ریشه می گیرد ... و تا ابد نیز هستی خود را از دین خواهد گرفت.»


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 تیر1388ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 

ما نیازمند فهمی درست از خود و غربیم

عکس از روزنامک؛ نوشا احمدپور

اشاره:

یونان‌محوری مطلق در نوشته‌ها و سخنان برخی از روشنفکران ما، گاه آنچنان به افراط می‌گراید که با نفی هویت ایرانی توام می‌شود. این دست از روشنفکران که شوربختانه از بدیهی‌ترین مبانی تاریخ، آگاهیِ چندانی ندارند، با کوچک‌انگاری و خوارشماری خویشتن، از یونان چنان آرمانشهری می‌سازند که هیچ نوع کژی و کاستی در آن راهی نیست.

سه سال پیش بود که «مصطفی ملکیان» یکی از همین روشنفکران در میان دانشجویان اصفهانی به بهانه‌ی نقد «سید جواد طباطبایی» چنین گفت: «… یكی از بزرگترین دروغ‌هایی كه ما به تاریخ گفته‌ایم این است كه ما فرهنگ و تمدن عظیمی داشته‌ایم، آخه عزیز من فرهنگ و تمدن مدرك می‌خواهد اگر یونانی‌ها یك كتاب از افلاتون نداشتند، یك كتاب از ارستو و یا … نداشتند بنای پانتئن را نیز نداشتند، معماری‌های عظیم را نداشتند و بعد می‌گفتند كه ما یونانی‌ها فرهنگی داشتیم كه نمی‌دانید چه عظمتی داشت و آب از لب و دهان همه‌ی ما هم راه می‌افتاد، ما انصافاً به آنها نمی‌گفتیم هر چیزی مدرك می‌خواهد؟... ما تمام چیزی كه از قبل از اسلام داشته‌ایم سه چیز است. یكی تخت جمشید و معمارهایی كه در آن قسمت وجود دارد كه آن را هم همه مورخان گفته‌اند كه رومیان ساختند كه حالا فرض كنیم ایرانی‌ها ساخته‌اند. یك مانی نقاش داریم كه آن هم نقاشی‌هایش باقی نمانده ولی به تواتر رسیده‌ایم كه نقاش بزرگیبوده و ما او را پیامبر نیز تلقی می‌كنیم و یكی هم دانشگاه جُندی‌شاپور ... كه می‌گفتند در آنجا رشته‌ی پزشكی خیلی قوی بوده است، البته این را هم می‌دانید كه وقتی مسیحیان مورد حمله واقع شدند، به طرف شرق عقب نشینی كردند و آمدند و جندی شاپور را ساختند و … حالا اینها را شما با یونان مقایسه كنید، ما صد ورق نوشته نداریم كه با فرهنگ یونان قابل مقایسه باشد حتی پنج ورق نیز نداریم ...»

آگاهی این دست از روشنفکران ما از بدیهی‌ترین رویدادهای تاریخ چنین است که گمان می‌کنند رومی را که احتمالاً در زمان هخامنشیان روستایی بیش نبوده و 300 سال پس از هخامنشیان پا به عرصه‌ی تاریخ گذاشته، سازنده‌ی بنای پرشکوه پارسه یا تخت جمشید می‌دانند و با شهامت اخلاقی! ادعا می‌کنند «همه مورخان» به این موضوع که رومی‌ها، تخت جمشید را ساخته‌اند، اذعان دارند! این‌ مسائل ما را بر آن داشت که گفت‌و‌گویی با استاد ثاقب‌فر در سه بخش با موضوع‌های 1. سرشت تاریخ‌نویسی 2. جامعه و دین یونانی 3.جامعه و دین ایرانی انجام دهیم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 9  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

·         كسی كه از كتابی انتقاد می‌كند پیش از انتقاد یك كار مهم انجام داده است كه خواندن آن كتاب است. این مسأله نشان می‌دهد كه منتقد برای كار نویسنده یا مترجم ارزش قایل بوده است.

·         از یاد نبریم كه حتی ترجمه‌های استادان بزرگ و بی‌بدیل كه بی‌گمان شناخت خود و بخشی از جهان را مدیون كوشش‌های آنان هستیم، نیز از مقابله با متن اصلی به وسیله یك ویراستار زبردست و زبان‌دان بی‌نیاز نیستند.

·         واژگان و گویش‌های محلی می‌توانند به کار هر چه غنی‌تر کردن زبان ملی ایران(زبان فارسی) بیایند ولی به طور طبیعی نباید پنداشت که می‌توان این زبان‌ها را به جای زبان ملی کنونی به کار گرفت.

·         این واقعیت که این زبان‌ها در شکل‌‌هایی ابتدایی به‌سر می‌برند، نباید مانع از این شود که سرودن شعر یا ترانه و کاربرد آن‌ها به عنوان یادگارهایی فرهنگی از ایران فراموش شود. کوشش برای حفظ و بالندگی این زبان‌ها خود نوعی یاری به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی است.

·         یک بخش از کوشندگان و آفرینندگان زبان فارسی در خارج از مرزهای سیاسی کنونی ایران هستند که این افراد در گسترش و شکوفایی زبان فارسی و ادبیات آن در زمانی که ایران پهنه‌ای به اندازه چند برابر وسعت کنونی خود را داشت موثر بوده‌اند، حفظ ارتباط فرهنگی با فارسی‌زبانان که به راه‌های گوناگون باید از سوی دولت و ملت انجام شود، از وظیفه‌های ملی ماست.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 16 خرداد1388ساعت 11  توسط عقاب علي‌احمدي  | 

حماسه‌ی ملی هنری است استثنایی، و چنان نیست که همانند سایر هنرها چون شعر، موسیقی، قصه، نمایش، نقاشی، معماری، مجسمه‌سازی و... همواره در درازای تاریخ وجود داشته یا اکنون و چه بسا در آینده نیز به آسانی پدیدار شود. حماسه‌ی ملی محتوایی عمیقاً سیاسی-فرهنگی دارد که بویژه هنگام کوشش قومی برای تشکیل یک ملت و یا هنگام آسیب دیدن و تجزیه‌ی شدید روح و مظاهر ملی پدیدار می‌شود تا به شکل‌گیری مجدد ارگانیزم واحدی به نام جامعه‌ی ملی یاری رساند.

من در این مقاله می‌خواهم نشان دهم که هر حماسه‌ی ملی والاترین جلوه‌ی خودآگاهی تاریخی و بنابراین، گونه‌ای فلسفه‌ی تاریخ یک ملت است. پیداست که برای اثبات این مدعا، نخست باید مفهوم‌های خودآگاهی تاریخی، فلسفه‌ی تاریخ و حماسه بازشکافته شوند و سپس پیوند میان آنها از نظر منطقی استوار گردد، یعنی نشان داده شود که حماسه‌ی ملی جلوه‌ای از خودآگاهی تاریخی، خودآگاهی تاریخی گونه‌ای فلسفه‌ی تاریخ، و بنابراین حماسه‌ی ملی برابر با گونه‌ای فلسفه‌ی تاریخ است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 10  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

 

در برزخ بنیادگرایی

دكتر محمدصادق جوكار، پژوهشگر مسائل خاورمیانه و بنیادگرایی در تحلیل بنیادگرایی معتقد است که این واژه ریشه در پروتستانتیسم اروپایی دارد. او تحول معنایی بنیادگرایی و چگونگی انتقال این مفهوم به دنیای اسلام و شکل‌گیری پدیده بنیادگرایی اسلامی را شرح داده است. وی در ادامه به بررسی وجه تشابه بنیادگرایی و افراط‌گرایی و چگونگی شکل‌گیری پدیده طالبانیسم پرداخته است. جوكار همچنین به بررسی تفاوت میان بنیادگرایی اسلامی با بنیادگرایی یهودی و مسیحی اشاره داشته است. این استاد دانشگاه همچنین به زمینه‌ها و بسترهای شکل‌گیری بنیادگرایی اشاره کرده و به تقسیم‌بندی بنیادگرایی اسلامی نیز پرداخته است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 9  توسط دکتر صادق جوکار  | 

آیینی که مرزها را درنوردید

ساختار مرزهای سیاسی و زورآزمایی ابرقدرت‌ها در خاورمیانه، مردمان و اقوام گوناگون ایرانی را که هزاره‌ها در یک سرزمین با همگونی‌های فرهنگی به همزیستی می‌پرداختند، در پشت نام‌های جدید از هم دور ساختند که مطالعه‌ی چگونگی حکایت این جدایی‌ها در حوزه‌ی مطالعه‌ی «تاریخ تجزیه‌ی ایران» شایسته‌ی بررسی است، اما تنها سهم آن در این جستار یادآوری حقیقتی پنهان است که برابر با آن مرزهای قراردادی یارای جدا ساختن همدلی‌ها فارسی زبانان اویغورستان (چین) را از سمرقند و قندهار و هم آیینی‌ها و همانندی‌های اهالی کابل را از کردستان عراق ندارد!


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 فروردین1388ساعت 9  توسط فرشید ابراهیمی  | 

در زبانِ فارسیِ امروز شمار درخور توجهی از واژگان بیگانه حضور یافته‌اند بی آن‌که استنباط واحدی از همه‌ی آنها وجود داشته باشد. علت این امر در وهله‌ی نخست تعداد روزافزونِ کتابهایِ ترجمه شده از زبانهای خارجی است. سپس می‌توان از استنباط نادرست، حتی خودسرانه و دلخواه از شماری از واژه‌ها و اصطلاحات بیگانه‌ یاد کرد. بر اثر ترجمه گاه واژه‌ای رواج می‌یابد و پس از مدتی در این‌جا و آن‌جا همچون واژه‌ای آشنا و عادی، اغلب در معناهایی مبهم، به کار گرفته می‌شود. چنین وضعی برای ایران چندان هم غیرعادی نیست. در کشوری که مترجمانش ادعای فیلسوف بودن دارند و مقاطعه‌کارانش فکر پریشان و چهل تکه‌ی خود را همچون کالایی فلسفی عرضه می‌کنند و اوقات فراعت را با جن‌گیری می‌گذرانند و تفنن خود را به صورت معنویت می‌آرایند و تصور بر این است که فلسفه‌اش در انحصار «آژانس توریستی حکمت و معاملاتِ فلسفی» است، انتظاری هم جز این نمی‌توان داشت.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 

1. چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند! (تیرداد بنکدار)

2. سخنی با خامانِ اندیشه‌سوز (مسعود لقمان)


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 17  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

 

روشنفکران فرانسوی که برای ملل جهان سوم «دلسوزی» می‌کنند و پاره‌ای از اقوام مانند کردها را «فراموش‌شدگان تاریخ» می‌نامند و گویا در فکر حفظ حقوق آنها هستند، در مورد اهالی کرس نظر دیگری دارند و معتقدند که 200 سال زندگی مشترک آنان با مردم فرانسه کافی است تا اهالی کرس نیز فرانسوی محسوب شوند. وزیر کشور سوسیالیست فرانسه از «خلق» خواندن مردم کرس خودداری می‌کرد و یکی از استدلال‌های او، علاوه بر مخالفت این امر با قانون اساسی، این است که: «جزیره کرس نمایندگانی را در ۱۴ ژوئیه ۱۷۹۰ در جشن فدراسیون فرانسه داشت. ۱۴ ژوئیه‌ای که امروزه ما هرساله مراسم آن را به نام جشن اتحاد برگزار می‌کنیم.» اما همین روشنفکران در مورد اقوام ایرانی، همزیستی هزاره‌ها را فراموش می‌کنند. زیرا اقلیت‌ها فقط در کشورهای دیگر قابل حمایت هستند و نه در خود فرانسه. فرانسویان صدسال پیش از این در لبنان از گروه ویژه‌ای حمایت می‌کردند و امروزه از کردها، ولی در خود خاک فرانسه از توجه به زبان‌های محلی وحشت دارند (خوبروی پاک، ۱۳۸۰: ۵۸-۵۷).


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 14  توسط تيرداد بنكدار  | 

برای حل آن‌چه مسأله‌ی ملّی نامیده‌اید

حُسن نیّت و آگاهی از تاریخ و فرهنگ ایران ضروری است

آن‌چه در پی می‌آید، نقدی است بر گزارشی از یک نشست که درباره‌ی قومیّت‌ها در ماه‌نامه‌ی «نقد نو» - در دوره‌ای که دکتر فریبرز رییس‌دانا، دبیر شورای نویسندگان آن ماه‌نامه بودند - برگزار شد. فکر می‌کنم آن مجله که گرایشِ پررنگ چپ داشت اکنون از ادامه‌ی انتشار بازمانده یا در محاق توقیف باشد. به درستی نمی‌دانم. در شماره‌ی پسین ماه‌نامه – بر خلاف وعده‌ای که داده شده بود – نوشتار مفصل من، تنها در صفحه‌ی آخر و در حد دو سه بند و با توضیحی که به نظر من ناکافی بود، به چاپ رسید. اکنون، در پی گفت‌وگو با سردبیر گرامی روزنامک، متن کامل آن را تقدیم می‌کنم به خوانندگان این تارنوشت فرهنگی که به گمان من، جایگاهی شده است برای بررسی نظرهای ملی‌گرا از زاویه‌ای نو و جوان! دلایلم برای چنین خواستی، به‌کوتاهی چنین است:


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 18  توسط مسعود لقمان  | 

 نادر نادرپور

ایرانیان: یکَه سواران دوگانگی

نادر نادرپور

کلمه ای چند در آغاز

بیش از چهل سال است که من درباره ملیت و فرهنگ ایرانی و پیوندشان با زبان پارسی اندیشیده ام، و نیز: بیش از پانزده سال است که این هر سه را در خطر پنداشته و مقالاتی به حکم پندار خویش نگاشته ام. آنچه در زیر می آید، تلفیق دونمونه از همین مقالات است که یکی، زیر عنوان «هویت ملّی و زبان مشترک»1 و دیگری، به نام «ایران: خداوند دو فرهنگ»2 قبلاً به چاپ رسیده و اکنون، با افزودن ها و کاستن های لازم، به صورت چکیده تمام اندیشه های چند سال اخیر من درباره ارتباط ملّیت و فرهنگ ایرانی با زبان پارسی درآمده اند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

محمدعلی فروغی

اشاره‌ای از سرِ ضرورت:

شوربختانه رسانه‌ی ملی! بجای شناساندنِ بزرگانِ تاریخ و فرهنگ این مُلک و ملّت به جوانان ایران‌زمین، با حرکتی واژگونه، به هر چه و هر که از فرزانگی و میهن‌پرستی نشانی دارد، لجن‌ می‌پراکند. از این جمله است محمدعلی فروغی؛ فیلسوفِ روشنگر، دانشمندِ فرزانه و مورخِ آگاه، ادیبِ سخن‌شناس و خطیبِ سخن‌سنج، مترجمِ زبردست و سیاستمدارِ میهن‌پرست و به معنای واقعی کلمه روشنفکرِ جامع‌الاطراف روزگارِ ما که از سوی «عمارت فرنگی» این رسانه به غلامِ حلقه به گوش اجانب و نوکری حقیر که برای خودفروشی و خیانت به میهنش از هیچ پَستی و دنائتی – حتا آدم‌کشی - رویگردان نیست، تغییر ماهیت داده است. براستی ما را چه می‌شود و روی به کدامین سو داریم؟ چگونه می‌توان چنین بی‌شرمانه تاریخ ملتی و چهر‌ه‌ی بزرگان کشوری را تحریف کرد و‌ حتی صدای انتقادی نشنید که «مزن! مکش! چه کنی؟ های؟! ای پلیدِ شریر!» چگونه تیغ زنی بر چهره‌ی تاریخ؟ چگونه تیرگشایی به هستیِ ملتی در زنجیر!؟

هر چند کارنامه‌ی پربار فرهنگی و سیاسی فروغی نشان می‌دهد که آب دریا کزو گوهر زاید، به دهان سگی نیالاید ولی این بر اهل معرفت ننگ باشد که با دیدن این همه وقاحت در جعل تاریخ و رفتن قُبح از قباحت از سوی مورخان خودخوانده و استادان دون‌پایه، خاموشی گزینند و دم برنیاورند. زین سبب بود که به گفته‌ی بیهقی بر آن شدیم، قلم را لختی بر وی بگریانیم...

مسعود لقمان


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 1  توسط مسعود لقمان  | 

 

 

کتاب «شاهنامهء فردوسی و فلسفهء تاریخ ایران» نوشته‌ی مرتضی ثاقب‌فر به چاپ دوم رسید. این کتاب از سوی نشر قطره و معین به بهای 4500 تومان به دوستداران و پژوهشگران تاریخ و فرهنگ ایران عرضه می‌شود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 0  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

دکتر شروین وکیلی در سومین گام «رمزشناسی منِ پارسی» به بررسی جمشید ورجمکرد، ضحاک و اهریمن، فریدون و کاوه و زال و سیمرغ خواهند پرداخت.

این چهار نشست دو ساعته از پنج‌شنبه بیستم فروردین‌ماه از ساعت سه تا پنج پسین در میدان توحید، ابتدای ستارخان، کوثر یکم، پلاک 64، طبقه‌ی دوم در موسسه خورشید برگزار خواهد شد.

برای هماهنگی با مدیر برنامه - آقای فرشید ابراهیمی (1146936-0919) - تماس بگیرید.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 بهمن1387ساعت 18  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

چندی پیش، روزنامه‌نویس ایران‌دوست، عقاب علی‌احمدی، به درخواست من گلایه‌های خود در مراسم بزرگ‌داشت دکتر عبدالله ابریشمی در دانش‌گاه تهران را به رشته‌ی تحریر درآورد و در تارنوشت گروهی «روزنامک» منتشر کرد. چندی بعد یادداشت او - با همان نام «خنده‌های بلشویکی در مراسم بزرگداشت دکتر عبدالله‌ ابریشمی» - در ماهنامه‌ی‌ گزارش (شماره‌ی‌ 203) درج‌ شد. دکتر ابریشمی با خواندن آن مقاله، پاسخی خطاب به مجله‌ی نام‌برده نوشت که در تارنمای «کرد نیوز» قرار گرفت .این نقد بر دست دیگر دوست ایران‌پرستم، ابراهیم عبدالله‌زاده برایم فرستاده شد. پس از خواندن، چون احساس کردم در برخی دیدگاه‌ها با آقای ابریشمی هم‌سو هستم از دوست گران‌مایه و سردبیر تارنوشت «روزنامک»، مسعود لقمان، خواستم تا اجازه دهد هم اصل نقد و هم توضیحی از سوی من در آن نشریه کار شود. هر چند خطاب نوشته‌ی دکتر ابریشمی ماهنامه‌ی گزارش است ولی چون یکی از هدف‌های ما نزدیکی دیدگاه‌های ایران‌پرستان است، مسعود لقمان با بزرگواری درخواست مرا پذیرفت.

امید است جناب دکتر ابریشمی پس از خواندن نوشتار من، از ابراز نظرهای خود دریغ نورزند تا بلکه به یاری بزرگ‌وارانی هم‌چون ایشان که در بخشی از بدنه‌ی نخبگان و جامعه‌ی قومی ما دارای اعتبار و مرجعیت هستند، بتوانیم طرحی از ایران آینده ریخته و به آن عمل نماییم که در آن جایگاه همه‌ی ایرانیان به‌درستی و شایستگی تعریف شده باشد.

علیرضا افشاری

ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 

1. کلی‌بافی بد است! (تیرداد بنکدار)

2. خردهگیری‌ای بر آرای دکتر غنی‌نژاد (علیرضا افشاری)


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 8  توسط تيرداد بنكدار  | 

پنجم دی‌ماه، سالروز درگذشت اشو زرتشت فرزانه‌ی بزرگ ایرانی است. یادگار او گات‌ها که سده‌ها بن‌مایه‌ی فرهنگ ایران بود، مانیفست خردورزی، شادورزی و به‌زیوی این جهانی برپایه‌ی اشا (راستی) و در پرتوی اندیشه، گفتار و کردار نیک است. روزنامک به یادبود این اندیشمند بزرگ جهانی، چهار ترجمه از گات‌های او را در حجمی بسیار کم، به خوانندگان خود پیشکش می‌کند.

دکتر علی‌اکبر جعفری

گات‌ها (برگردان دکتر علی اکبر جعفری) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

موبد فیروز آذرگشب

گات‌ها (برگردان موبد فیروز آذرگشب) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

موبد رستم شهزادی

گات‌ها (برگردان موبد رستم شهزادی) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

دکتر حسین وحیدی

گات‌ها (برگردان دکتر حسین وحیدی) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

دکتر خسرو خزاعی

گات‌ها (برگردان دکتر خسرو خزاعی) را از اینجا بارگذاری کنید.


بشنوید

… SINA VODJANI … قطعه DASHTI از آلبوم ZARATHUSTRA

و

کتاب «زرتشت و دین ایرانی» را هم از اینجا بارگذاری کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 دی1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

پس از چاپ گفت‌وگویم با استاد داریوش آشوری درباره‌ی زبان و مدرنیّت در روزنامه‌ی فرهنگ آشتی و روزنامک و سپس در تارنماهای گویا، انسان‌شناسی و فرهنگ، برای یک ایران، عصر نو و ... دو نقد؛ درباره‌ی کتاب تازه‌ی استاد آشوری - «زبان باز» - و این گفت‌وگو به روزنامک رسیده است.

بی‌شک نشر این دو نقد بمعنای موافقت با دیدگاه‌های نویسندگانشان نیست، بلکه مرادِ من بدیده‌ گرفتن نقدهای منتقدان و بازتاب دیدگاه‌های کارشناسان درباره‌‌ی مقوله‌ی بسیار مهمِ زبان پارسی است. همچنین همانگونه که کارنامه‌ی پُربار علمی استاد آشوری نشان می‌دهد، ایشان همواره پذیرای نقدها بوده‌اند و در صورت امکان پاسخ‌های درخوری نیز بدانها داده‌اند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 12  توسط مسعود لقمان  | 

داریوش آشوری

زبان و مُدرنیت

اندیشیدن به معنا و ماهیّتِ مدرنیت از سویی و گرفتاریِ ما در چنبره رابطه با آن، از دگر سو ذهن و ضمیر بسیاری از روشنفکرانِ ما را به خود مشغول کرده است. یکی از این روشنفکران داریوش آشوری‌ست که تاثیر چند دهه‌ای حضور او در فضایِ روشنفکری ایران غیرقابل انکار است. داریوشِ آشوری کوشش‌هایِ نظری خویش را در مکتبِ زنده‌یاد خلیل ملکی آغاز کرد و با گذر از کنش‌های سیاسی، اجتماعی، ادبی و فلسفی، اکنون در «خانه‌ وجود» یعنی عرصه زبان، به تعبیر مارتین هایدگر، به سر می‌برد و کوششی خستگی‌ناپذیر از دهه‌های پیش برای بالا بردن سطح گفتمانی پیرامون مباحث زبانی در ایران آغاز کرده که کتاب‌هایی چون فرهنگ علوم انسانی، بازاندیشی زبان فارسی و زبانِ باز دستاورد این کوشش‌ها و کنش‌هاست.

به‌هر روی می‌توان با دیدگاه‌های آشوری موافق بود یا مخالف؛ ولی هرگز نمی‌توان او را نادیده گرفت.

در زیر گفت‌وگوی ما را با داریوش آشوری درباره‌ی زبان، مدرنیت و چالش زبان فارسی با دنیای مدرن بخوانید:


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 

 

سال 1977 -  دانش آموزان در حال بازی بسكتبال در حیاط مدرسه (عکس از مگنوم)

نخستین زنگ ورزش در مدرسه برای من چنین آغاز شد: معلم ورزش دانش‌آموزان را جمع كرد و پس از خواندن نام چند تن از دانش‌آموزان، آنها را یك «تیم» نامید و با خواندن نام گروهی دیگر، تیمی دیگر تشكیل داد. پس از آن، یك توپ فوتبال را كه پیش از آن، هیچ یك از دانش‌آموزان مانند آن را ندیده بودند، جلوی آنها انداخت. بدین ‌ترتیب بازی آغاز شد و در حدود سی نفر دانش‌آموز در حیاط خاكی دبستان، به دنبال توپ دویدند و تا پایان زنگ ورزش، هر كس كوشید تا با به دست آوردن آن، راهی دروازه شود و گلی بزند. معلم ورزش پس از آغاز بازی به اتاقی رفت كه یك میز پینگ پونگ در آن قرار داده شده بود و در آن جا با آموزگاران دبستان به بازی پرداخت. اینكه این آموزگار محترم كه تا پایان سال تحصیلی، لحظه‌ای را به آموزش ورزش به دانش‌آموزان خود نگذرانید، چگونه به آنها نمره‌ی ورزش داد، تا به امروز بر صاحب این قلم نادانسته است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 11  توسط عقاب علي‌احمدي  | 

 

با بازبینی روند 30 سالۀ کوچک‌شماری ایران و خوارداشت احساسات ملی‌گرایانه، آهسته‌آهسته، زمان آن می‌رسد که هر ایرانی با میهن یا بی‌میهن، در میهن یا دور از میهن، از خود بپرسد سهمش در شکل‌گیری وضعیت کنونی چیست؟ دیگر اینکه از ایران، چه چیز آن را می‌خواهد؟ آیا وظیفه‌ای در نگاهبانی از ایران و سربلندی آن دارد؟ هم‌میهنان خود را «مدعی» می‌انگارد یا «همراه» خود می‌داند. و پرسش مهم‌تر: در گزینش ناگزیر میان ایران و گروه سیاسی خود، کدام‌یک را برخواهد گزید؟


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 9  توسط عقاب علي‌احمدي  | 

 دکتر عبدالله ابریشمی

با کمال تأسف باید گفت، ردپای سلوک استالینیست‌های حقیری که گونه‌ای از کمونیسم را به گروهی از ایرانیان آموختند و سنگ بنای قوم‌گرایی را در این کشورــ در خلاف جریان مترقی و رو به رشد کشور- ملت ــ گذاشتند، در رفتار و منش قوم‌گرایان دیده می‌شود.

در این نوشته، روی سخن من با آن چند جوان ساده‌لوحی است که اعتراض کودکانه- اما ریشه‌دار در یک «کودکی» دیرینه‌ی سیاسی- خود را «فتح» می‌پنداشتند؛ و این کار را به احترام کسانی می‌کنم که روزگاری، چند نفری از آنان، در برابر ساده‌انگاری‌های من و چند تن مانند من، به خود زحمت دادند و معنی واژه‌ها را- دست کم- به ما گوشزد کردند: تفاوت ملت با تیره، تیره با قوم، قوم با قبیله، قبیله با ایل؛ یا تفاوت انقلاب با جنبش، جنبش با شورش، شورش با طغیان، و مانند آن. از همه مهمتر، آنها، این گزاره را به ما آموختند: «نادرستی، ستمگری و فرصت‌طلبی، از سوی هر کس که باشد، نکوهیده است؛ چه از سوی حاکم، چه از سوی محکوم. اگر نه- در نهایت- تنها جای حاکم و محکوم عوض می‌شود و کیفیت رابطه تغییری نخواهد کرد.»


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 7  توسط عقاب علي‌احمدي  | 

در قرن نوزدهم در اروپا، با پيدايشِ دولت-ملت‌هايِ مدرن، صاحب‌نظرانِ علومِ سياسی بسيار کوشيدند که به تعريفِ فراگيری از مفهومِ ملّت برسند. در اين تعريف‌ها بر سازمايه‌هايی در ساختارِ ملت تکيه مي‌کردند که نقشِ يگانه‌گر يا وحدت‌بخش دارند. مهم‌ترينِ چيزهايی که به اين عنوان برشمرده اند، يعني سازمايه (element)‌هايِ يگانه‌گرِ ملّت، به‌طبع، زبان و فرهنگ و تاريخ و «حافظه‌يِ جمعي» و، گهگاه، نژادِ يگانه بوده است. امّا واقعيّت آن است که، اين سازمايه‌ها، يعني زبانِ يگانه، فرهنگِ يگانه، تاريخِ يگانه، نژادِ يگانه، به‌ويژه در موردِ کشورهايی که پيشينه‌يِ ساختارِ امپراتوري داشته اند، کمتر با واقعيّتِ تاريخي مي‌خواند. به عبارتِ ديگر، بيش از آن که اين‌ها به‌راستي در گذشته‌ي تاريخي حضور داشته باشند و مايه‌يِ يکپارچگيِ «ملّت» از يک سرآغازِ دوردستِ تاريخي ‌بوده باشند، مي‌بايست در زيرِ فشارِ ماشينِ دولتِ مدرن-- که در اروپا از دلِ انقلاب صنعتي برامده است-- از راهِ فرايندِ «ملت‌سازي»، چنين نقشی بازي کنند. يعني، ملّتِ يکپارچه را، با زبان و تاريخ و فرهنگِ يگانه، پديد آورند.
ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت 8  توسط مسعود لقمان  | 

زبان فارسی و هویت ایرانی

مسعود لقمان

دکتر ماشاالله آجودانی

  • بنیاد ناسیونالیسم سیاسی در هر شکل آن بر محور این اندیشه شکل می گیرد که حقّ حاکمیت از آنِ ملّت هاست و دولت وقتی ملّی است که منتخب ملّت و مورد حمایت و موافقت ملّت باشد. ... مفهوم وطن در معنای جدید بیانگر یک واحد سیاسی مشخص است. ملّت در معنای جدید حقّ حاکمیّت دارد. چنین ملّتی به لحاظ فرهنگی و تاریخی هم باید مشترکاتی داشته باشد. چون در ایران از دیرباز، زبان فارسی نقش زبان مشترک را داشت و به نوعی مفهوم ایران در معنای فرهنگی و گاه کم و بیش سیاسی در دنیای پیش مدرن استمرار تاریخی و فرهنگی داشت، ما نسبت به دیگر کشورهای آسیایی زودتر توانستیم با مفهوم جدید ملّت آشنا شویم. به برکت نهضت مشروطیت و تحولات اجتماعی پس از آن بود که مفهوم جدید ملّت پدیدار شد و جا افتاد. مفهوم جدید از قید وابستگی به شریعت و دین آزاد گردید. اما به گوهر اتحاد با دولت دست نیافت یعنی درست برخلاف کشورهای غربی دولت مدرن را در غیبت مشارکت سیاسی ملّت شکل دادیم.

ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 27 مهر1387ساعت 3  توسط مسعود لقمان  | 

دکتر علی میرفطروس

* رضاشاه در جامعه‌ای رشد و پرورش یافته بود که نه آزادی و دموکراسی و نه تجدّد و پیشرفت اجتماعی – هیچیک – شناخته شده نبود. کودکی و جوانی او – همه – در سختی و خشونت گذشته بود.

* ظهور رضاشاه – در واقع- حاصل مجموعهء شرایط سیاسی و اجتماعی آن زمان بود که شاهرخ مسکوب – بدرستی – از آن بعنوان «سرنوشت تاریخی جامعهء ایران» یاد کرده است.

* با نگاه به خواست‌ها و شعارهای متفکّران عصر مشروطیت، می‌توان گفت که رضاشاه بسیاری از خواست‌ها و آرمان‌های ناکام جنبش مشروطیت را جامهء عمل پوشاند.
ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 


رضاشاه قهرمان انقلاب مشروطه است

مسعود لقمان

دکتر ماشاالله آجودانی

دکتر ماشاالله آجودانی

تعطیل مجلس دوم، و حوادثی که پس از آن در کشور ما اتفاق افتاد، آغاز جنگ جهانی اوّل، مداخلات دو کشور خارجی در ایران، بی ثباتی و بی امنیتی اجتماعی، به تقلیل یافتن و محدود شدن کمی و کیفی این خواست ها منجر شد و خواستِ ایجاد حکومت مقتدر مرکزی و "تجدّد" به مهم ترین خواست های سیاسی مبدل گردید. دموکراسیِ کم رنگی که مبانی آن روز به روز در جریان گسترش مشروطیّت تقلیل می یافت، به کنار نهاده شد و "آزادی" در راه حفظ استقلال ایران و ایجاد حکومت مقتدر مرکزی مدت ها پیش از آنکه سردار سپه قدرت سیاسی را به دست بگیرد، قربانی شد. سردار سپه، رضاشاه بعدی، زمانی از راه رسید که ایران، خسته از همه ی اُفت و خیزها تشنه ی امنیت و آرزومند یک حکومت مقتدر مرکزی بود. او قهرمان توانمند و مقتدر مشروطیّتی بود که دموکراسی در آن، در پای درخت استقلال و اقتدار ایران قربانی شده بود. او دو خواست مهم مشروطیّت ایران، یعنی ایجاد حکومت مقتدر مرکزی و مدرن ساختن جامعه ی سنّتی عقب مانده را با همه ی تناقضاتی که در مدرنیسم و تجدّد ایرانی وجود داشت و پیش تر از آن سخن گفته ام، در برنامه ی کار خود قرار داد و در ظرف 20 سال چهره ی جامعه ی ایران را دگرگون ساخت. این که منافع دولت استعمارگر انگلیس و حکومت نوپای شوروی با برکشیدن و استقرار حکومت رضاشاه همسویی یافت، موضوع کاملاً جداگانه ای است که باید رها از پیشداوری های رایج، در جایی دیگر و به شیوه ای دیگر، مورد بحث و بررسی قرار گیرد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مهر1387ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 

 

در مورد وظایف و برنامه‌های پان‌تركیست‌ها در دوران جدید پس از جنگ سرد و استقلال كشورهای آسیای میانه و قفقاز، بحث‌های زیادی در محافل پان‌تركیستی در داخل تركیه، در جمهوری آذربایجان و خارج از این مناطق صورت گرفته است. اما هیچ‌كدام از این بحث‌ها به اندازه پیشنهادات صبری بدرالدین برای پان‌تركیست‌ها جذابیت نداشته است. می‌توان پس از ضیاءگوك آلپ، بدرالدین را مهم‌ترین ایدئولوگ جریان پان‌تركیستی دانست. او در یكی از مقالات بسیار مهم خود كه در برگیرنده استراتژی پان‌تركیست‌ها برای دستیابی به وحدت تركیه، قفقاز، مناطقی از ایران، افغانستان و كلیه جمهوری‌های آسیای میانه و بخش‌های شرقی چین است، ضمن نگاهی به گذشته پان‌تركیسم، می‌گوید كه تا سال 1991 (فروپاشی شوروی)، پان‌تركیسم تنها به عنوان یك ایدئولوژی وجود داشت اما پس از آن، اقدام‌های عملی برای آغاز مرحله نهادی جنبش پان‌تركیسم آغاز شد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 


تاریخ ایران، تاریخ استمراراست نه گسسست

مسعود لقمان

دکتر ماشاالله آجودانی

دکتر ماشاالله آجودانی

مسعود لقمان - همانگونه که شما بارها اشاره کرده اید، بیش از 150 سال است که روشنفکران ایرانی در غیاب مفاهیم، از مفاهیم سخن می گویند. به نظر شما راه برون رفت روشنفکر ایرانی از این کلاف سردرگم چیست؟ و اصلاً کار روشنفکر در فضای کنونی ایران چه باید باشد؟

ماشاالله آجودانی - من واقعاً نمی دانم راه برون رفت از وضعیت موجود چیست و نسخه ای نیز برای پیچیدن ندارم. ولی به باور من اگر راهی باشد، آن را باید عقل جمعی جامعه ی ما و موتور فکری آن، با کمک یکدیگر بدست آوَرَد. یعنی ما باید بر سر این مسائل بیاندیشیم و به طور جدی پرسش کنیم. بخشی از این اندیشیدن از همین جا آغاز می شود که مسائل را بشناسیم و بر سر مشکلاتمان فکر کنیم و همیشه هم بدنبال این نباشیم که حتماً راه حل های فوری به دست آوریم. ما باید به این باور برسیم که اگر راه حلی هایی هم باشد، باید در نتیجه ی تلاشِ جمعی حاصل شود.

متاسفانه واقعیت این است که ما 150 سال است که در غیاب مفاهیم از آزادی، قانون، نقد و... حرف می زنیم. مثلاً 150 سال پیش، آخوندزاده در کتابش از نقد سخن گفت. ولی ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

پس از نشر ویژه‌نامه‌یِ روزنامک - پیرامونِ یکصد‌و‌دومینْ سالروزِ جنبش مشروطیّت ایران – دکتر جلیل دوستخواه شاهنامه‌پژوه و اوستاشناس برجسته‌یِ روزگار ما در سیزدهمینْ زیربخشِ چهل و نُهمين هفته‌نامه‌ی تارنگارِ کانون پژوهش‌های ایران‌شناختی به دست‌آویز نشرِ بخش‌هایی از گفت‌وگوی زنده‌یاد شاهرخِ مسکوب با علی بنوعزیزی پیرامون دوره رضاشاه و مشروطیّت، نکاتی را مطرح کردند که بایسته دیدم، با تامّلی روی نوشته‌یِ ایشان، سخنانی را با استاد در میان گذارم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 8  توسط مسعود لقمان  | 

چیستی مفاهیم

مسعود لقمان

ماشاالله آجودانی

ماشاالله آجودانی

"گذشته، چراغ راه آینده است." به ویژه گذشته ای که از آن بازخوانیِ انتقادی شده باشد.

"ماشاالله آجودانی" از آن دست مورخانی است که همه ی کوشش خود را صرفِ نقد نقشِ روشنفکران در تاریخ تجدّد ایران کرده است تا از این بن بست، دریچه ای بگشاید. ...

انتشار کتاب های آجودانی در فضای روشنفکری ایران، اتفاق محسوب می شود. هر چند که خود، تنها خاصیت چاپ این کتاب ها را ایجاد مشکلات فراوان جسمی و روحی برای خویش می داند.

از او تاکنون سه کتاب به نام های "مشروطه ی ایرانی"، "یا مرگ یا تجدّد"، دفتری در شعر و ادب مشروطه" و "هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم" منتشر شده و آنچنان کتاب های او مورد استقبالِ جامعه ی ایرانی قرار گرفته که در عرض دو سال، "مشروطه ی ایرانی" وی به چاپ هفتم رسید و این باور را در من تقویت کرد که جامعه ی ایران، جامعه ی کتابخوانی است، اگر کتابِ خوبی منتشر شود! ...

این گفت و گو به صورت تلفنی در یک نیمه شب سرد پائیزی انجام شد و گرمی و استواری سخن دکتر آجودانی آنچنان بود که ضعف های یک گفت و گوی تلفنی را از میان برد.

بخش ‌هائی از این گفت ‌و‌ گو در شماره‌ ی 58 هفته ‌نامه شهروند امروز (یکشنبه 20 امرداد 1387) منتشر شده است. در زیر متنِ کاملِ گفت و گوی ما را با دکتر آجودانی "درباره ی تاریخ نگاری، مشروطه، نقد روشنفکریِ معاصر و تجدّد" می خوانید.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 9 شهریور1387ساعت 19  توسط مسعود لقمان  | 

گفتار نخست:

خاستگاه­ها

1. ایران به عنوان یک کشور و یک جامعه­ی یگانه و متمایز، که هویتی در خور خویش را پدید آورد، در روز هفتم آبان ماه سال 539 پ.م پای به عرصه­ی وجود نهاد. این روز، زمانی بود که کوروش بزرگ، شاه ایلام، - یا چنان که لقب رسمی­اش بود، شاه انشان و شوش- به همراه سپاهیان پرشمار پارسی­اش با صلح و دوستی گام به بابل نهاد و به این ترتیب میانرودان را که آخرین نقطه­ی مستقل باقی مانده در قلمرو ایران زمین بود را به امپراتوری خود الحاق کرد. در این تاریخ، تحولی بسیار جدی در تاریخ جهان آغاز شد، و آن چه که ما هویت ایرانی می­نامیم زاده شد.

مهم دانستن این روز در تاریخ جهان، نه از سر خود بزرگ بینی مرسوم در میان مورخان ایرانی، که از مبنایی مستند بر می­آید. ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 1  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

شاهرخ مسکوب

رضاشاه خلف صدق انقلاب مشروطیت

برای ایجاد تجدد و حكومت قانون

شاهرخ مسکوب

ش. م. _ ... اگر موافق باشی یک دید اجمالی به فرهنگ دوره رضاشاه بیندازیم.
ع. ب. ـ خیلی خوب فکری است.
ش. م. من گمان می‌کنم که مسئله فرهنگ، البته مسئله سیاست هم همینطور، مسائل دوره رضاشاه در حقیقت ریشه‌اش در دوره قبل از او است. از کرامات شیخ ما اینست شیره را خورد و گفت شیرین است. خوب هر دوره‌ای مربوط به دوره قبل از خود است. ولی البته منظورم اینست که معمولاً در تاریخ‌نویسی ما و یا در فکر اجتماعی اینطوری است که وقتی به گذشته نگاه می‌شود دوره رضاشاه را یک نوع انقطاع نهضت مشروطیت و ختم آن می‌دانند از این بابت می‌خواهم تاکید بکنم که به نظر من از بسیاری جهات دوره رضاشاه دنباله دوره قبلیش است و آن بریدگی یا انقطاعی که به نظر می‌آید تماماً حقیقی نیست یک مقدار زیادیش فقط ظاهری و سطحی است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

کتاب‌سازی "روشنفکرانه"

حبيب‌‌الله جوربندی

پس از انقلاب با پديده‌ای تازه به نام "کتاب‌سازی" مواجه شديم که بيشتر در ارائه کارهای شبه تحقيقی با سرهم‌بندی مطالب از اين جا و آن جا انجام می‌گرفت. اما اين پديده در سه چهار سال اخير رنگ و بوی ديگری هم به خود گرفت و به حوزه حرف های روشنفکری و شبه روشنفکری هم کشيده شد. کتاب "ملکم خان، نظريه‌پرداز نوسازی سياسی در صدر مشروطه"، نوشته حسن قاضی‌مرادی، چاپ تهران، نمونه ای از اين دست است که نويسنده به آن پرداخته است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1387ساعت 12  توسط مسعود لقمان  | 

در معنای تاریخی «دولت» و «ملّت»

دکتر ماشاءالله آجودانی

تا پیش از نهضت مشروطیت، در دوران استبداد قاجار هیچ زمینه ای برای پیدایی و تشکّل احزاب سیاسی وجود نداشت. نیروی متشکل سیاسی غیر روحانی که بتواند نقش اپوزیسیون دولت و در معنای عام آن حکومت را به عهده بگیرد، در میان نبود. چنین نقشی عملاً به عهده روحانیون بود. تقسیم قدرت اجتماعی دوسو داشت، یا در حیطه اقتدار دین بود، یا در حیطه اقتدار سلطنت که در معنای عام از آن به "دولت" تعبیر می شد. . . به همین جهت از شاه و صدراعظم و وزرایش به رؤسای دولت و از مراجع و مجتهدان به رؤسای "ملّت" تعبیر می شد. "ملت" در معنای شریعت، دین و آیین و گاه در معنای پیروان دین و آیین، و "دولت" در معنای سلطنت، حکومت و عوامل آن. دستگاه قضائی، ثبت املاک و قراردادها و رسیدگی به مرافعات حقوقی و صدور احکام مربوط به آن، در اختیار رؤسای ملّت یعنی روحانیون بود و حکومت سیاسی از آنِ دولت. محکمه های عرفی عملاً فاقد قدرت لازم بودند. نظام مالیاتی هم بر دو نوع بود. روحانیون مالیات شرعی را دریافت می کردند و دولتیان مالیات عرفی را. مداخله هر یک در قلمرو قدرت دیگری باعث کشمکش ها، درگیری ها و اضطراب اجتماعی می شد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 10  توسط مسعود لقمان  | 

گفت و گوی دکتر حمید احمدی با مرتضی ثاقب فر

ایران باستان و هویّت ایرانی

  • درست است که برای ما ایرانیان امروزی تاریخ دقیق ایران باستان به صورتی علمی تا اوایل قرن بیستم فقط در مورد ساسانیان روشن بود و هخامنشیان و اشکانیان را به درستی نمی‌شناختیم اما با داشتن شاهنامهء فردوسی از عمیق‌ترین و شدیدترین خودآگاهی ملی بهره‌مند بودیم و می‌دانید که قبل از تدوین شاهنامه نیز پس از اسلام شاهنامه‌های نثر و از جمله شاهنامهء ابومنصوری و پیش از اسلام «خدای‌نامک‌ها» این وظیفه را انجام می‌دادند.
  • ناسیونالیسم ایرانی در دورهء معاصر –مانند دوره‌های گذشتهء تاریخ ایران- واکنشی بوده است در برابر هجوم بیگانه و عوامل داخلی آن. همانطور که حماسه‌سرایی و ملی‌گرایی پس از حملهء اسکندر (کتاب یادگار زریران، بخش بزرگی از داستان‌های گیو و گودرز و بیژن و حتی شخصیت رستم و نیز قیام پارت‌ها) و پس از حملۀ اعراب واکنشی بوده است در برابر تهاجم نظامی-سیاسی-فرهنگی بیگانه. در دورهء معاصر نیز چه به صورت سیاسی (در زمان امیرکبیر –نهضت تنگستان – نهضت ملی شدن صنعت نفت) و چه به صورت فرهنگی (از دورهء رضاشاه تاکنون) در درجهء نخست معلول هجوم استعمار و از این رو واکنشی بوده است در برابر هم غرب‌زدگان راست و چپ و هم عرب‌زدگان.
  • دین به عنوان دستگاه منسجم اعتقادی به جهان‌بینی و به زبان اروپایی «ایدئولوژی» جامعه که نه تنها رابطه انسان با خدا را تعیین می‌کند بلکه با تعریف چیستی و کیستی خداوند، چگونه و چرایی آفرینش، هدف زندگانی این جهان، فرجام‌شناسی انسان و نظایر آن تعیین‌کننده نظامی سیاسی و نظام اخلاقی فردی و اجتماعی است، و بنابراین مهمترین نقش را در تعیین هویت ایرانی از طریق تعیین نظام حکومتی و سیاسی آن داشته است.

ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 10  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

 

مقدمه:

سیاستگذاریهای توسعه از آنجایی که منجر به تغیرات بنیادین در صورت­بندی نظام اجتماعی یک کشور می گردد، بر تحکیم وحدت ملی اثر گذار است. سیاستگذاران می بایست که با مدیریت دوراندیشانه بحرانهایی که پیامد فرآیند توسعه می باشند، چالشهای پیشِ روی روند تقویت وحدت ملی را مهار نمایند. در ایران به علت وجود یک سابقه هویتی کهن، استقرار هویت ملی و تحکیم وحدت ملی ناشی از آن، تنها از دستاوردهای فکری و مادی فرآیند توسعه نبوده است اما بی تردید سیاستگذاریهای توسعه در تحکیم بخشیدن به وحدت ملی نقش بسزایی ایفا نموده اند. در سیاستگذاریهای توسعه در ایران چه پیش و چه پس از انقلاب اسلامی، همواره تلاش بوده که با در نظر گرفتن استعدادها، ظرفیتها و امکانات توسعه یابی نواحی مختلف کشور، زمینه و شرایط رشد و توسعه کشور فراهم گردد و در هر دو دوره نیز سیاستگذاران توسعه به موفقیتهایی دست یافته اند. ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 8  توسط تيرداد بنكدار  | 

René Magritte's The False Mirror

تدوین اندیشه ­ی ایرانشهری هدف غائی ماست

مهدی رفعتی

- مسعود لقمان كيست و تاريخ زندگي­اش چگونه روايت مي شود؟

اینکه مسعود لقمان کیست و در چه روزی، در کجا ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 

پیش گفتار

ناسیونالیسم (Nationalism) یا ملت باوری در ایران، به شکل نوین آن در دوران ناصرالدین شاه و بویژه مشروطه آغاز و در عرصه های فرهنگ، اجتماع و سیاست در جامعه ی ایرانی پدیدار گشت. ناسیونالیست های ایرانی در پی آن بودند تا با احیاء و تجدید حیات سنت‌ها و عقاید کهن و باستانی، نظم جدیدی را در تفکر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بازتولید نمایند و زیرساخت‌های فرهنگی و اجتماعی نوین را بر پایه ی سنت‌های کهن بنا نهند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 23  توسط مسعود لقمان  | 

میهن واقعی و مشترک ما، یک میهن فرهنگی است!

من فکر می کنم که باید بین «مرزهای سیاسی» و «مرزهای فرهنگی»، تفاوت قائل شویم. این میهن مشترک فرهنگی، میراث نیاکان سرفراز ماست. بحث در این نیست که فلان شاعر، رُومی است یا بلخی و بخارائی و آذری و شیرازی، بلکه مهم اینست که ما - بعنوان میراث خواران این گذشتۀ فرهنگی- برای غنا و گسترش این میهن مشترک فرهنگی چه کاری کرده و می کنیم؟
در همۀ هجوم ها و حمله ها و ویرانی ها، زبان فارسی دری «شیرازه» ای بود که توانست هستی تاریخی و فرهنگی ما (ایرانی ها، افغان ها و تاجیک ها) را حفظ و پایدار نگهدارد.
در یک جامعۀ ایلی و قبیله ای، استقرار آزادی، دموکراسی و جامعۀ مدنی، محال است، حتّی اگر بجای «ملاّ عُمر» مثلاً «منتسکیو» و «روح القوانین» ش بر جامعه حاکم باشد!
ما باید خود را از این سُنّت خون و خشونت، از این آئین های عزا و مرثیه و مرگ و شهادت رها سازیم و با الهام از فرهنگ شاد نیاکان باستانی ما آیندۀ بهتری برای ملّت های خود بسازیم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 


بهترین دفاع، حمله است

کاوش ساعی

سپاسگزارم از تیرداد بزرگوار که با دانش فراوانش نهال دانش را در من آبیاری می نماید.

تیرداد گرامی، شما خود نیک آگاهی که در سیاست و یک فرد سیاسی بایست از هر ابزاری برای موفقیت سرزمینش بهره ببرد و این ابزارها با توجه به شرایط، دامنه های متفاوت و گوناگونی دارد. ابزارهای اقتصادی، ترانزیتی، انرژی، فرهنگی، تکنولوژیکی و ... ابزارهایی در دست سیاستمداران است برای تثبیت و موفقیت و البته رسیدن به آمال و آروزهای مردم سرزمینشان.

از شما اجازه می خواهم با برخی موارد از سخنان شما موافق نباشم و آنها ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 20  توسط کاوش ساعی  | 


با درود
نکاتی را پیرامون گفتگوی دوستان لازم به طرح می دانم:


1.علی افشاری و کاوش ساعی گرامی هر دو با لحنی تند به شاهکار سیاست منطقه ای ایران در دهه 70 میلادی تحت عنوان خیانت به کردهای عراقی حمله کرده اند. در این مورد یادآور می شوم که به گفته هانس مورگنتا معیار در سیاست بین الملل بر "قدرت" است و لاغیر. در این میان دیگر مولفه هایی چون تبار و مواردی از این قبیل در زمره انتزاعیات قرار می گیرند. بر این اساس همین که ایران توانست از موضع قدرت شرایط عادلانه خود را به رژیم بعث عراق بقبولاند و مشکل تعیین مرزها را برطرف نماید، بر اساس رویکرد رئالیستی در روابط بین الملل بر همه چیز ارجحیت دارد. فراموش نباید کرد که ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 12  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

کاوه بیات، تاریخنگار معاصر در کتاب «پان ترکیسم و ایران» تاریخچۀ شکل‌گیری پان ترکیسم و تحرکات آن در ایران را با اتکاء به آثار پایه‌گذاران این گرایش در کتاب‌ها و مطبوعات ترکیۀ عثمانی و قفقاز بررسی می‌کند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 14  توسط عقاب علي‌احمدي  | 


نبايد اين موضوع را سهل گرفت

علی­رضا افشاری

درود بر نويسندگان سخت‌كوشِ روزنامك و با سپاس از كاوش عزيز، كه نشان داد در تحليل سياسي‌ هم تواناست.

درباره‌ي نوشتار «پان‌تركيسم، خرس وسط سياست روز» چند نكته به‌نظرم رسيد كه اميد است به‌كار آيد:


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 14  توسط کاوش ساعی  | 

نوشتار کنونی، دستاورد اندیشیدن در مورد هویت ایرانی است. این اندیشیدن، از منظر نظریه­ی سیستمهای پیچیده، و به طور مشخص از دیدگاه نظریه­ی منشها و نظریه­ی قدرت – یعنی دو چارچوب نظری نگارنده برای فهم نظام اجتماعی- انجام خواهد پذیرفت. زمانه­ی امروزین، -مانند مقاطعی بسیار پرشمار در تاریخ گذشته­ی ایران زمین،- با فشارِ زورآورِ نیاز به بازتعریف هویت مشخص می­شود. از این روست که گمانه­زنی در مورد هویت جدید ایرانی، و نقدِ هویتِ کنونی، نقل محافل است. از دید من این گمانه­زنی­ها، به دلیل متکی نبودن به یک چارچوب نظری مشخص و منسجم، سردرگم و مبهم هستند، و به سطح گفتمانهای عامیانه­ای فروکاسته شده­اند که جز ابراز رضایت یا انزجار از هویت کنونی محتوایی ندارند. به بیان دیگر، فکر می­کنم بازتعریف هویت ایرانی، که ضرورتِ غیرقابل چشم پوشی زمانه­ی ماست، تنها زمانی ممکن خواهد شد که بتوانیم با پشتوانه­ی نظریه­ای نیرومند و روزآمد هویت ایرانی را در چشم انداز تاریخی­اش بفهمیم، و خواستهایی کلان را در همین منظر طرح نماییم. بدبختانه چنین می­نماید که قابلیت نظری چنین کاری، و اراده­ی مشترک برای دستیابی به چنین تفاهمی در حال حاضر وجود ندارد. از این رو، هدف این نوشتار به دست دادن کاربستی از نظریه­ی قدرت و نظریه­ی منشهاست، که بتواند زیربنای نظری مناسبی را برای هدف یاد شده به دست دهد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 13  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

هفته پیش از دوستان شنیدم که سریالی که همچون دیگر آثار صدا و سیما مملو از جعل و تحریف است، در شاهکاری تازه به تخریب خیزش ملی آذربایجانیان و دیگر ایرانیان در سرکوب غائله پیشه وری در این پاره ناگسستنی میهن پرداخته است. روز جمعه به طور کاملن اتفاقی شاهد پخش تکرار این سریال از تلویزیون بودم و بایسته دیدم که نقدی بر آنچه دیده ام بنویسم. در این نقد در سه بخش ابتدا به سابقه و دلیل تحریف تاریخ در تولیدات سیما می پردازم، سپس این سریال "سالهای غریب" را مروری کرده و در پایان نیز به بررسی ادعاهای ارائه شده اخیر در این سریال می پردازم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 0  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

در این نوشتار می خواهم بگونه ای دیگر به جریان پان ترکیسم و در سطح کلان تر به قومگرایی نگاهی بیاندازم. شاید نگاه کردن از بالا به این گونه جریان ها باعث بهتر افشا شدن بی هویتی و توخالی بودن طبل بزرگ آنها گردد. در نوشتار پیشِ روی، کاری به تاریخچه ایجاد جریان پان ترکیسم ندارم، چون چنین زگیل های کاذب فرهنگی گاه توسط قدرتهای استعماری بزرگ در یک برهه زمانی ایجاد می شوند تا شاید بدن زگیل زده از ترس بیماری سرطان به درمان بپردازد غافل از اینکه آن زگیل زشت، گوشت اضافی بیش نیست و نیاز به این همه دوا و درمان گران قیمت و زمانبر ندارد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 7 تیر1387ساعت 22  توسط کاوش ساعی  | 

کوروش بزرگ؛ پدر ملت ایران

  • شاید تصور کنیم که از زمان چیرگی مسیحیت بر غرب، میلاد مسیح مبدا تاریخ همگانی شده است ولی چنین نیست. گویا نخستین بار در سال ۵۲۵ بزرگان مسیحیت چنین گفته‌اند که میلاد مسیح در سال ۷۵۳ از بنیانگذاری شهر رم روی داده است (سال صفر میلادی) و پس از آن اشاراتی بسیار پراکنده از سوی برخی نویسندگان مسیحی درباره سالشماری از زمان مسیح میشد ولی تا پایان قرون وسطا چنین رسمی وجود نداشت.
  • تاریخ هایی چون ۱۴ هزار! ۱۲ هزار! ۱۰ هزار! ۹ هزار! ۸ هزار! با نام سال آریایی! و ۷۰۰۸ یا ۷۰۳۸ میترایی! یا زرتشتی! و اعدادی نزدیک به این حتا ارزش واکاوی هم ندارند.
  • درباره تاریخ هخامنشی اگر روال را به کار بریم، باید نخستین سال پادشاهی کوروش بزرگ را مبدا بگیریم. هرودوت و دیگر منابع به اینکه کوروش 29 سال پادشاهی کرده اشاره داشته‌اند. حال چون سال 530 پیش از میلاد را سال درگذشت کوروش میدانیم، سال آغاز فرمانروایی کوروش بزرگ 559 پیش از میلاد میباشد.

ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 20  توسط بهرام روشن ضمیر  | 


مظفرالدین شاه قاجار، شاهی بود مردمدار و دوستدار تجدد. یکی از مهمترین علایق وی تاسیس مدارس جدید بود تا آنجا که مخبرالسلطنه هدایت وی را به دو دلیلِ پشتیبانی در تاسیس مدارس جدید و صدور فرمان مشروطیت می ستاید. در عصر مظفرالدین شاه با حمایتهای او و کوششهای افرادی هم چون: امین الدوله و میرزا حسن خان رشدیه تاسیس مدارس جدید رونقی بسزا گرفت. در همین دوره اولین دانشکده نیز گشایش یافت. نخستین مركز تحصيلات عالى ايران در دوره جديد در ۲۸ آذر ماه ۱۲۷۹ ه.ش مقارن با نيمه شعبان ۱۳۱۷ هجرى قمرى در چهارمين سال سلطنت مظفر الدين شاه قاجار و به اهتمام ميرزا نصر الله خان مشير الدوله وزير امور خارجه وقت و فرزند وى ميرزا حسن خان مشير الملك (حسن پيرنيا) به عنوان مدرسه عالى علوم سياسى افتتاح شد و منبع تامين هزينه هاى اين مدرسه بنا به فرمان مظفر الدين شاه ساليانه چهار هزار تومان از درآمد معدن فيروزه خراسان تعيين گرديد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 22  توسط محمدعلی بهمنی‌قاجار  | 

ناسيوناليسم در تئوري اجتماعی 

·         ماكس وبر هم در ادامه‌ي تريكشه حايز اهميت است، هر چند او به صورت مستقل اثري در باب ناسيوناليسم ندارد اما طرز فكر و عملي ناسيوناليستي از خود نشان داده است.براي وبر و تريشكه مليت فراتر از هر ايده ديگري حتي دموكراسي است. وبر و تريشكه از آلمان بزرگ‌تر كه بتواند مليت آلماني را گسترش دهد حمايت مي‌نمودند و اهداف ملي را فوق اهداف بشري مي‌ديدند.

·         به‌طور كلي تمام بحث گلنر در اين قسمت اين است كه نظامي كه صنعتي مي‌شود يا در حال صنعتي شدن است نيازمند يك نوع يكسان‌سازي و ايجاد فرهنگ و زبان استاندارد همگاني است و حضور گرايش‌ها و فرهنگ‌هاي محلي مي‌تواند مانع شكل‌گيري اين فرهنگ جديد باشد، لاجرم دولت مدرن فرآيند يكسان‌سازي (asimilation) را تسريع مي‌بخشد و به استانداردسازي (standardization) فرهنگ مي‌پردازد.

·         جهت پاسخگويي به اين نياز هويتي انسان­ها ايدئولوژي‌ها و مكاتب مختلفي به وجود آمده‌اند، ماركسيسم، سوسياليسم، ليبراليسم، و ... از مهم­ترين مكاتب هويت‌بخش در قرن بيستم محسوب  مي‌گردند. ناسيوناليسم نيز به‌عنوان يك نظريه انديشه و عمل و نه ايدئولوژي‌ از مهم ترين عناصر هويت‌بخشي بوده كه فارغ و فراتر از ايدئولوژي‌هاي رايج، جهان ملت‌ها را معنا بخشيده وايدئولوژي‌هاي كلان را متأثر ساخته است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 23  توسط تيرداد بنكدار  | 

پرويز ورجاوند پرستنده‌ي ايران بود

زنده‌ياد دكتر پرويز ورجاوند، استاد برجسته‌ي باستان‌شناسي و جامعه‌شناسي از يگانه‌هاي عرصه‌ي علم، فرهنگ و سياست بود. كسي كه تمام دل‌نگراني‌هايش به ايران ختم مي‌شد. در همايش «ايران ورجاوند» كه به‌مناسبت گذشت يك‌سال از درگذشت پرويز ورجاوند برپا شد، با اشاره به اين مطلب كه از پرويز ورجاوند بايد درس ايران‌دوستي را آموخت، ورجاوند را شخصيتي برخواندند كه در بي‌پروايي الگويش رازي، در علم الگويش فردوسي و در شجاعت الگويش بابك بود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 10  توسط نیلوفر لقمان  | 


ارسلان پوریا هم رفت

ارسلان پوریا

ارسلان پوریا (سه سال پیش از فوتش)

ارسلان پوريا سحرگاه روز 15 خرداد 1373 در اثر سکته قلبي در سن 64 سالگي درگذشت. او شريف و دلير و مظلوم زيست و شريف و مظلوم در نهايت تنگدستي ولي سربلند و با بي‌نيازي درويش‌گونه مُرد. اگر کمترين اندوخته‌اي داشت يا صاحب روحيه‌اي بود که مي‌توانست کمک کسي را بپذيرد، بي‌شک پس از سکته اول که در ديماه 72 رخ داد، ممکن بود با عمل جراحي بهبود يابد و همچنان به ادبيات و جامعه‌شناسي ايران خدمت کند. اما او چنين مردي نبود. زندگي‌اش خود يک تراژدي بود و مرگش نيز. او را هم سالمندان جناح چپ ايران و بويژه کساني که با حوادث سياسي سالهاي پيش از 28 مرداد 32 آشنايي دارند و هم کساني که به تاريخ نمايشنامه‌نويسي و شعر کلاسيک ايران علاقه‌مندند خوب مي‌شناسند. زندگي سياسي او را بايد از زندگي ادبي‌اش جدا کرد، گرچه دومي از اولي تأثير پذيرفت و آثار ادبي‌اش نيز با توطئه سکوت مواجه گشت.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 11  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

 

 

 استدلال كلي اين مقاله دو موضوع اساسي در باب ناسيوناليسم به عنوان داعيه‌اي هويتي را در بر مي‌گيرد، نخست آن‌كه مي‌كوشد با تمايزگذاري ميان دو نوع ناسيوناليسم كلاسيك و مدرن، پندار ناسيوناليسم به‌عنوان مولود مدرنيسم و روشنگري را رد كرده و حس ناسيوناليستي يا ميهن‌دوستي را به طول تاريخ بشر تسري دهد و از طرفي ديگر ادعاي ايدئولوژي بودن ناسيوناليسم را نپذيرفته و آن را به‌عنوان نظريه‌ي «انديشه‌ و عمل» تنها بخشي از نظام ارزشي جوامع مي‌داند كه تجلي نهايي آن بسته به نوع چينش گزاره‌هاي هر نظام ارزشي مي‌باشد. اين نوع چينش ناسيوناليسم در كنار ساير ارزش ها باعث شده تا اين نظريه دستمايه جهانگشايي و جنگهاي جهاني گردد و رهبراني همانند موسوليني و هيتلر نمايندگان آن به حساب آيند، در حالي كه رهبراني همانند ماندلا، سوكارنو و مصدق با اين انديشه پيام‌آور رهايي و استقلال گرديده‌اند. اين مقاله درصدد آن است تا بيان كند علي‌رغم فرآيند جهاني‌شدن نه تنها اعتبار ناسيوناليسم و دولت - ملت ها از دست نرفته بلكه شواهد و قراين فراواني بر اعتبار دايمي آنها حكايت مي‌كند. با اين اوصاف كوشيده‌ايم تا نوع نگاه به ناسيوناليسم و دولت - ملت را در بخشي از نظريه اجتماعي و فلسفي قرن 19 و 20 پي‌گيري نماييم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 11  توسط تيرداد بنكدار  | 

دکتر سیدجواد طباطبایی

زوال اندیشه یِ زوال نویسِ روزگارِ ما

مسعود لقمان

دکتر سیدجواد طباطبایی یکی از اندیشمندان برجسته ای است که پرتوهائی به تاریخ تحولات اندیشه ی سیاسی در ایران تابانده و دستاوردهای او در این راه غیرقابل انکار است. بدین رو نگاه و نظر او برای اهل تحقیق و تتبع در مسیر اندیشه ورزی معاصر اهمیت قابل توجهی دارد.

چندی است که سیدجواد از یکسو نوکِ تیز نقدهایش را متوجه دگراندیشان دینی کرده و از سوئی دیگر خود بر اریکه ی آنان تکیه زده و با بیان اینکه « ... تنها كسانی كه معنای جدید مشروطه را متوجه شده اند علما بوده اند. روشنفكران ما مطلع به مقدمات این بحث ها هم نبوده اند. اطلاعات ملكم خان از اندیشه سیاسی جدید در حد درس های دبیرستانی بود. در مقابل او علمایی چون آخوند خراسانی، نائینی و محلاتی تمام مقدمات فكری و اصول بحث های سیاسی را می دانستند و اگر كار اساسی انجام شده باشد آنها انجام داده اند.» (1) دل در گرو «تبدیل قانون شرع به قانون جدید» بسته و با توجه به مرزبندی ای که میان خود با سنّت گرایان و نوگرایان قائل شده، آگاهانه یا ناآگاهانه به ورطه ی اردوگاهِ دگراندیشان دینی سقوط کرده است.

به باور من این مسئله هنگامی ابعاد فاجعه آمیزتری به خود می گیرد که ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 13  توسط مسعود لقمان  | 

مبدا پيدايش آنچه امروز آن را «هويت ملي ايران» مي‌ناميم، محل بحث و اختلاف نظرهاي فراوان است. گروهي با استناد به تاريخ و فرهنگ ايران، اين هويت را هويتي كهن و باستاني به‌شمار مي‌‌آورند. و گروهي ديگر اصرار دارند كه اصولاً هويت ايراني ـ از آنجا كه هويت ملي داراي ويژگي‌هاي نوین است ـ الزاماً پديده‌اي مدرن مي‌باشد و هيچ هويت فراقومي و يا فراشهري در ادوار گذشته وجود نداشته و هويت ملي – تنها با ويژگي‌هاي مدرن – در دوران معاصر ابتدا در اروپا و سپس در ساير نقاط جهان شكل گرفته و حتي برخي نيز تا آنجا پيش رفتند كه اصولا هويت ملي را پديده‌اي ذهني و كاملاً ساختگي به حساب مي‌آورند.

در كشور ما به علت وجود ميراث غيرقابل انكار فرهنگي و تاريخي، غلبه با گروه اول است كه بر وجود «هويت ايراني» از دوران باستان تاكيد داشته و در عين حال تاثيرپذيري اين هويت از مدرنيته و تبديل آن به پديده مدرن «هويت ملي ايران» را منكر نمي‌شوند.

اصولاً حتي اگر بپذيريم پديده «هويت يابي سرزمینی» در جوامع اروپايي پديده‌اي مدرن يا ساختگي است، اين امر را نمي‌توان به ملل كهني همچون ايرانيان، يونانيان و چينيان تعميم داد. زيرا اين تمدن‌ها از ابتدا بر جدايي خود و ديگران تاكيد داشتند. چنانكه يونانيان غير يونانيان را بربر و ايرانيان غير ايرانيان را انيران مي‌ناميدند و ديوار بزرگ چین نیز نمادی است  از جدایی چينيان از دیگران.

من در این پژوهش با استفاده از داده های تاریخی، تلاشی را در جهت اثبات فرضیه دیرپایی "هویت ایرانی" پی خواهم گرفت. زیرا گمان دارم که تاریخ پر فراز و نشیب ما خود می تواند بهترین گواه در جهت نمایاندن حقیقت این سرزمین باشد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 8  توسط تيرداد بنكدار  | 

کاری از افشین سبوکی

کاری از افشین سبوکی

تا آغاز اسلام یعنی سده هفتم میلادی نه تنها کرانه شمالی این دریا و جزایر مسکونی آن، بلکه کرانه های جنوبی نیز زیر چیرگی پادشاهی ایران بود. کمترین سند و مدرک و اثری از حضور اعراب در خلیج فارس در دوران باستان یافت نشده است. احتمالا نخستین بار شاپور دوم (بزرگ یا ذوالاکتاف) اعراب اسیر شده را به منطقه آورد. ولی در هنگام سرنگونی ساسانیان اثری از اینها نیز دیده نشده است. آنچه میدانیم چند قبیله عرب در جنوب میانرودان در کنار دجله و فرات میزیستند که زیر فرمان ایرانیان بودند. اعراب مسلمان نخستین اعرابی بودند که به دریاپیمایی در خلیج فارس پرداختند و از این راه به ایران و هند یورش بردند. ولی گزارشات حاکی از آن است که ترکیب جمعیتی ساکنان کرانه های این دریا و جزایر مسکونی آن تغییری نکرد. و بهترین نشانه، تاریخ های اسلامی هستند که به نام خلیج فارس و حضور فارسها (ایرانیان) در آن تاکید دارند. ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، بن فقیه، ابن خردادبه، ابن حوقل، ابن بلخی، مسعودی (در هر دو کتاب مروج الذهب و التنبیه) ابوریحان بیرونی (التفهیم و همچنین کتاب القانون المسعودی) نامی ترین تاریخنگاران و جغرافیدانان مسلمان ایرانی و عرب سده های نخست پس از اسلام هستند که به زبانهای فارسی و عربی به نام بحر الفارس یا بحر العجم یا الخلیج الفارس یا نامهایی همانند اینها اشاره کرده اند. به ویژه استخری جغرافیدان ایرانی در قرن 10 میلادی (3 و 4 هجری) نقشه ای داده است و در آن به بحر فارسی اشاره کرده است. شماردن دیگر نویسندگان و نام بردن کتابهای آنان در سده های پسین کاری است بیرون از حوصله.

در زبانهای اروپایی همانند انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و لاتین و یونانی و ... نیز همواره خلیج فارس ترجمه شده است ( Persian Gulf و Persische Golf و Golfo di Persia و Mare Persicum و Persicus sinus). و البته این توضیح لازم است که در همه این موارد واژه پارس و پارسی معادل ایران و ایرانی است. چراکه در این زبانها به کل سرزمین ایران، پارس و به همه ایرانیان پارسی میگفتند. و تا دوره رضا شاه نام رسمی ایران در محافل جهانی "پرشیا" بود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 8  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

امروز، زادروزِ انسانی است که پایه گذارِ اندیشه ی انتزاعی در جهان شناخته می شود.

اَبر انسانی که آموزه های او بر پایه ی خردورزی و شادزیوی این جهانی نه تنها زنگار روزگار به خود نگرفته بلکه امروزه، پیام او برای جهان درخششی شگفت انگیز یافته است.

سخن از کسی نیست جز اندیشمند بزرگ ایرانی "زرتشت اسپنتمان" که در ششم فروردین زاده شد.

زادروزش بر همه ی خردورزان جهان خجسته باد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 7  توسط مسعود لقمان  | 

قتل کسروی قتل فرهنگ بود

پیکره ی در خون فتاده ی احمد کسروی و منشی اش محمدتقی حدّادپور

پیکره ی در خون فتاده ی احمد کسروی و منشی اش محمدتقی حدّادپور

اشاره:

(1)

62 سال پیش در چنین روزی "احمد کسروی" وکیل دادگستری، نویسنده، مورّخ و متفکّر نامدار ایرانی را در کاخ دادگستری در برابر چشمان بازپرس، به همراه منشی اش "محمّد تقی حدّادپور" با شلیک گلوله و ضربات چاقو از پای درآوردند تا صفحاتِ تاریخ معاصر ایران را از ثبت چنین رویدادی، شرمگین کنند.

فدائیان اسلام، پس از ارتکابِ این کشتار "انقلابی"، با اطمینان خاطر و آسودگی و لااله الالله گویان، از "عدالتخانه" خارج شدند و سوار بر درشکه - و به دلیلِ پاره ای جراحاتِ سطحی- با پای خود به بیمارستان رجوع نمودند. بخشهایی از روایت حضور کُشندگان در بیمارستان را در اینجا مرور کنیم:


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 12  توسط محمدمهدی مرادی  | 

استقبال از نظریۀ حوزۀ تمدنی

هم در ایران و هم در افغانستان در سال­های اخیر تلاش­هایی برای شناخت بهتر حوزۀ تمدنی ایران و نزدیکی ایران و افغانستان به عنوان دو کانون اصلی این حوزۀ تمدنی به عمل آمده است. این تلاش­ها گاه با اشارۀ مستقیم به مقولۀ حوزۀ تمدنی بوده و گاه نیز بدون اشارۀ مشخص به آن، ولی با ابرازِ نظراتی که در عمل می­تواند به نیرومندشدن نظریۀ حوزۀ تمدن ایرانی یاری برساند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 11  توسط محمدعلی بهمنی‌قاجار  | 

سید حسن تقی زاده

اين نامه را در استبداد صغير، تقي زاده به استانبول فرستاده و ذيل آن نوشته است: "مستدعيم پاكت جوف را به جناب آقا ميرزا ابراهيم قمي و آقا سيد جمال قمي (يا ميرزا عبدالله خان و ميرزا تقي خان كه اسم مستعارشان است) مسافرين تهران يا مهاجرين ايران برسانيد." اصل نامه در 9 صفحه به قطع كوچك است. (رجوع شود به تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، سيد حسن تقي زاده، يه كوشش عزيز الله علي زاده، ص 224، انتشارات فردوسي.)

این نامه از آن رو، روی روزنامک نهاده می شود تا خوانندگان گرامی از خلال این نامه با ادبیات و آرمان های رایج میان آزادیخواهان آن دوران آشنائی بیشتری حاصل کنند.

از دوست گرامی ام بهزاد عطارزاده که این نامه را در اختیار روزنامک نهادند، بسیار سپاسگزارم.



ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 15  توسط مسعود لقمان  | 

۲۸ بهمن ماه، سالروز تولد "صادق هدایت" بزرگترین نویسنده ی تاریخ معاصر ایران است. بدین روی روزنامک با پروانه از "دکتر ماشاالله آجودانی" گرامی، بخش هائی از کتاب "هدايت بوف کور و ناسيوناليسم" ایشان را در روزنامک درج می کند که امیدواریم مورد عنایت خوانندگان بویژه آنانی که در ایران هستند و به این کتاب ارزشمند دسترسی ندارند، قرار گیرد.

مسعود لقمان


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 14  توسط مسعود لقمان  | 

ایران فرهنگی

ایران فرهنگی، کاری از بنیاد نیشابور

بدون تردید از هنگامی که مفاهیمی چون «ایران»، «ایران­زمین» و «ایرانشهر» مطرح شدند، دغدغۀ پاسداری از این ایران، مرزهایش و حتی هویت فرهنگی و ارزش­های تمدنی آن نیز شکل گرفتند. نوشته­هایی هم چون: «یادگار زریران» ، «شاهنامه»­ها و حتی اسناد رسمی دولتی نشانه­ای از این ادعا هستند و البته فراتر از اسطوره­ها و تاریخ، این واقعیت که ایرانی هزاران سال است میراثی همچون نوروز و انبوهی از دیگر مظاهر فرهنگی دیرینۀ خود را حفظ کرده است، دلیلی آشکار بر اراده مردمان این سرزمین به نگهداری از تمدن و فرهنگ خود است. امّا از حدود دویست سال پیش تا کنون که سرزمین­هایی همچون بخش­های شرقی خراسان و افغانستان، ماوراء­النهر، ارّان و دیگر بخش­های قفقاز جنوبی، بین­النهرین و بحرین از قلمرو سیاسی ایران جدا شدند، به تدریج این موضوع مطرح شد حال که چنین جدایی­ای صورت گرفته یک چنین سرزمین­هایی با نشان و هویت ایرانی که اینک در واحدهای سیاسی جداگانه­ای قرار دارند بایستی در آتیه چگونه با یکدیگر ـ کنار هم و در یک منطقه ـ ولی در چارچوب­های سیاسی گوناگون به سر ببرند. در برابر موضوع یاد شده نگرش­های متفاوتی وجود داشته است. یک دیدگاه خواستار ادغام سرزمین­های ایرانی با هم و پدیدآوردن دگرباره یک واحد سیاسی که تمامی سرزمین­های مزبور را در بر بگیرد شده است. این دیدگاه، بیشتر در ایران مطرح است و طبیعتاً به بروز واکنش­هایی منجر شده است. حتی در مجموع می­توان گفت که دیدگاه یاد شده به محافل ایران­گریز در سرزمین­های خارج از جغرافیای سیاسی ایران این فرصت را داده است تا به بهانۀ حفظ استقلال کشورشان به نمادهای فرهنگ و تمدن ایرانی یورش برده و موجی از ایران ستیزی به راه اندازند. در کنار این دیدگاه که خواستار نوعی وحدت سیاسی سرزمین­های موصوف است دیدگاهی دیگر نیز وجود داشت که با تأکید بر منافع ملّی ایران در چارچوب جغرافیای سیاسی کشور و منافع دولت ـ ملت ایران، میان کشورهای هم تمدن و دیگر کشورها تفاوتی قائل نبود و به آنها یکسان نگاه می­کرد. در این چارچوب دیگر مجالی برای اندیشیدن در مورد ضرورت بهره­برداری از پیوندهای تمدنی در جهان سیاست وجود نداشت.

در مجموع تا نیمه­های قرن شمسیِ حاضر در مورد سرزمین­های ایرانی همین دیدگاه­هایی که بیان شد مطرح بودند ولی از اواخر دهۀ 1370 با توجه به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سر بر آوردن سرزمین­هایی مستقل در آن حوزه که برخی از آنها هم چون تاجیکستان به صورتی واضح و آشکار هویت ایرانی خود را اذعان داشتند و برخی دیگر نیز آن را کتمان می­کردند و همچنین نظر به رویدادهای افغانستان، زمینۀ لازم برای مطرح شدن دیدگاهی تازه­ای در مورد سرزمین­هایی که پیشینه و فرهنگ ایرانی دارند، فراهم گردید. در یک چنین چارچوبی بود که چنگیز پهلوان نظریۀ حوزۀ تمدن ایرانی را ارائه داد و راهبردی جدید را در مورد مناسبات ایران و حوزۀ تمدنی­اش، از جمله کشورهای نوخاسته از مدنیت ایرانی معرفی کرد.

اگر چه از سال­ها پیش از طرح نظریۀ حوزۀ تمدنی، شخصیت­هایی همچون دکتر محمود افشار یزدی، پرویز ناتل خانلری و در عرصۀ تاریخ و فرهنگ و پاره­ای از گروه­های سیاسی همانند پان ایرانیست­ها در راستای نزدیک سازی کشورهای برخاسته از فرهنگ ایرانی کوشش­ها کرده و دستاوردهایی نیز داشته­اند، امّا اعتبار اصلی چنگیز پهلوان در مطرح کردن نظریۀ حوزۀ تمدن ایرانی در آن است که وی توانست در جامعۀ فرهنگی کم و بیش بی­تفاوت ایران به نحوی مؤثر ابعادی از این نظریه را مطرح کند که حتی در جامعۀ دانشگاهی و در میان دولتمردان ایرانی نیز نفوذ کرده و به عنوان یک ایدۀ قابل اجرا و عملی مورد نظر قرار گیرد.

پس از مروری بر ابعاد کلی این بحث بازتاب نظریۀ حوزۀ تمدن ایرانی در دو کانون اصلی این تمدن یعنی در ایران و افغانستان مورد بررسی قرار خواهد گرفت. انتخاب ایران و افغانستان از آنجاست که توجه ویژۀ پهلوان نیز به این دو کانون بوده و اندیشه­های وی نیز بیشتر در این دو سرزمین و به خصوص در افغانستان بازتاب یافته است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 11  توسط تيرداد بنكدار  | 

برای بازشناسی و آسیب‌شناسی فرهنگ ملّی خویش می‌کوشیم

فقر خردگرایی و سلطه‌ی تقلید مهم‌ترین عامل عقب‌ماندگی ایرانیان است

اشاره: چندگاهی است که مسعود لقمان و تارنگار وزین روزنامک‌اش را که سردبیری آن را نیز بر عهده دارد، می‌خوانم و علایق و اهداف روشنگرانه‌اش را می‌ستایم. آن‌چه در پی می‌خوانید، گفت‌وگوی این قلم با اوست.

مهدی جلیل خانی - آقای لقمان! اندکی درباره‌ی خود برای خوانندگان ما بگوئید:

مسعود لقمان - بسان همه که روزی متولد می شوند، من نیز در 16 آذر سال 1361 در کاشان، چشمم به جمال این جهان روشن شد.

دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی ام و اکنون مشغول تدوین پایان نامه ام با موضوع «ایران گرایی و منطقه گرایی در مطبوعات دوره ی قاجار (تحليل محتواي مطبوعات آذربايجان از 1230 (آغاز) تا 1300 (کودتاي سوم اسفندماه 1299 خورشيدي))» هستم.

روزنامه نگارم و برخلاف بیشتر همکارانم، روزنامه نگاری برایم هدف نیست، بلکه ابزاری است برای رسیدن به هدف.

- از کی به وبلاگ نویسی پرداخته‌اید؟

- اردیبهشت ماه سال 1383 بود که ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

آرامگاه فیروز نهاوندی، کاشان، امرداد 1386، عکس از روزنامک

آرامگاه فیروز نهاوندی، کاشان، امرداد 1386، عکس از روزنامک

آرامگاه فیروز نهاوندی، کاشان، بهمن 1386، عکس از روزنامک

آگهی تغییر کاربری

به آگاهی امّت همیشه در صحنه و شهید پرور ایران اسلامی می رسانیم که برای تقریب هر چه بیشتر مذاهب اسلامی آرامگاه "فیروز نهاوندی" ملقب به ابولولو، آن گبر مجوسِ خدانشناس در شهر دارالمومنین کاشان به "معاونت اجتماعی ارشاد" تغییر کاربری داد.

ان شاء الله برادران عزیزِ عربمان که در حاشیه ی خلیج دوستی زندگی می کنند و روح پر فتوح عمر بن الخطاب از این اقدام انقلابی ما راضی و خشنود شوند.


در این باره در روزنامک بخوانید:

گفت و گوی مسعود لقمان با رئیس سازمان میراث فرهنگ کاشان


برداشت از این تارنگار، تنها با یادکرد از نام نویسنده و نام روزنامک امکان پذیر است


+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

 

مقدمه

بررسي رابطه سياستهاي خاورميانه­اي آمريکا و جريانات قوم گرا در ايران بستگي به فهم اهداف و منافع تصوري دولت آمريکا در خاورميانه و تهديدات آن است. با درک اهداف تصوري آمريکا در خاورميانه ميتوان چرخشهاي رفتاري آمريکا و رابطه با متحدان موقتي و دائمي اين کشور را تا حدي تبيين نمود. طرفه اينكه گاه متحدان و کارگزاران تأمين منافع خاورميانه جرياناتي کاملاً متفاوت هستند. زماني براي جلوگيري از نفوذ يشتر کمونيسم در شوروي از گروههاي متعصب بنيادگرا در افغانستان حمايت مي­کرده است و گاهي از گروههاي اقتدار گرا و غير دموکراتيک در کشورهاي عربي خاورميانه. بنابراين با معطوف کردن کنشهاي دولت آمريکا در عرصه خاورميانه با منافع تصوي آن کشور، نوع رابطه اين کشورها با گروهها و کشورهاي مشخص خواهد شد.

در مورد ارتباط دولت آمريکا با گروههاي قوم گرا و جدايي طلب ايران نيز بايد از يکسو به منافع تصوري ايالات متحده در خاورميانه در دوره­هاي خاص و منابع تهديد آن توجه کرد و از سوي ديگر به پتانسيل گروههاي قومي به مثابه ابزار تأمين منافع آمريکا در اين دوره­ها نگريست. ميتوان گفت که پس از فروپاشي شوروي و تمايل آمريکا به ايفاي نقش هژمون در سراسر جهان و تسلط بر خاورميانه به عنوان الزام هژمونيک گرايي آمريکا، منابع تهديد منافع تصوري آمريکا از دو کشور نشأت مي‌گرفت: ايران و عراق. سياست مهار دوجانبه تلاشي براي کنترل اين منابع تهديد بود. اين سياست پس از روي کار آمدن نومحافظه­کاران و حوادث 11 سپتامبر به سياست محور شرارت و تغيير رژيم تغيير يافت. اين مقاله بر آن است تا نقش و جايگاه حمايت مخالفين ايران به طور اعم و گروههاي جداي طلب قومي به طور اخص را در هر دو سياست مهار دو جويانبه و تغيير رژيم بررسي کند. تأکيد اصلي اين نوشته بر سياستهاي جديد پس از روي کار آمدن بوش است تا نشان دهد که پتانسيل گروههاي قوم گرا در سياست رژيم آمريکا عليه ايران چه کارکردهايي داد و تا کنون چه اقدامي توسط آمريکا براي بهره­برداري از اين ابزار فشار بر جمهوري اسلامي انجام گرفته و ايفاي چه کار ويژه­اي را از اين گروه انتظار دارند.  در ادامه نيز شاحص­هايي براي عوامل تهديد جمهوري اسلامي در سه سطح داخلي، منطقه­اي و بين المللي و نيز منابع قدرت جمهوري اسلامي براي مقابله با اين تهديدات بيان مي‌گردد و در پايان سئوالاتي مطرح ميگردد كه در شناخت درست منشأهاي تهديد و چگونگي استفاده از منابع مادي و معنوي كشور براي خنثي كردن تهديدها، بايد به آنها پرداخته‌ شود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 11  توسط دکتر صادق جوکار  | 

امروز پانزدهم بهمن ماه، روز تولّد دوست گرامی محمد جلالی چیمه (م.سحر) است.

نویسندگان روزنامک این روز فرخنده را به ایشان و دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران شادباش می گویند و امیدوارند قلمِ م.سحر عزیز همواره پرتوان و استوار باشد.

به بهانه ی این روز، کتابِ الکترونیکی "زبان فارسی و هویت ایرانیان" نوشته ی محمد جلالی را به خوانندگان گرامی روزنامک پیشکش می کنیم. باشد که پسند افتد.

کتاب "زبان فارسی و هویت ایرانیان" را به گونه ی پی.دی.اف از

"اینجا"

بارگذاری فرمائید. (900 کیلوبایت، 149 صفحه)

زبان فارسی و هویت ایرانیان

کتابی از محمد جلالی چیمه (م.سحر)

"زبان فارسی ستون ِ فقراتِ يک ملّت عظيم است."

دکتر غلام حسين ساعدی (الفبا، شماره 7، چاپ پاريس)

نخستین مطلبی که در این دفتر می خوانید در سال 1992 نوشته شد و در یکی دو نشریهء چاپ پاریس انتشار یافت.

اما مقالات سه گانهء بعدی در سال جاری نوشته و در اختیار انتشارات الکترونیکی فارسی زبان قرار داده شده اند.

استقبال ِ بسیاری از نشریات ...
ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 7  توسط مسعود لقمان  | 

کتاب ريشه هاي تجدد که در اصل پژوهشي موردي است و هدف از تاليف آن اين بوده است تا به شناخت انديشۀ حاکم بر ايجاد اين موسسه ياري برساند، دربرگيرندۀ اطلاعات و اسنادي دربارۀ اين نهاد آموزشي مدرن ايران معاصر است. اين کتاب در يک پيشگفتار و هفت بخش تدوين شده است: تاريخچۀ مدرسه علوم سياسي، رسالۀ حقوق اساسي، بخشي ديگر از اسناد مدرسۀ علوم سياسي، چند سند ديگر، چند سند از کتاب دولت عليۀ ايران، متن سخنراني محمدعلي فروغي و فهرست برخي از مدرسان مدرسۀ علوم سياسي.

دکتر چنگيز پهلوان در مقدمۀ اين کتاب به نکته اي مهم اشاره مي کند که پرتوي بر دشواريهاي موجود در عرصۀ انديشۀ اجتماعي در دوران معاصر مي افکند: «در ايران گرايش نيرومندي وجود دارد که ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 13 بهمن1386ساعت 9  توسط عقاب علي‌احمدي  | 

چندی پبش دکتر ناصر فکوهی دو گفت و گو با عنوان های "خودشیفتگی و هویت" و "مطالبات قومی و منطق خشونت" با تارنمای "برای یک ایران" داشت که با پروانه ی ایشان بخش هایی از این دو گفت و گو با عنوان "مساله ما باید حفظ و تقویت زبان فارسی باشد" در روزنامک بازنشر می شود.

  • متاسفانه ما در سطح زبان با نوعی تخریب سروکار داریم که با گونه‌ای از «شلختگی» وضعیت بدتری پیدا کرده است. اینکه می گویند «هویت خواهی» قومی «واکنشی» به «هویت خواهی ملی» است، خود نمونه‌ای از این تخریب است. به گمان من باید در گفته های خود به ویژه در زمینه‌هایی چنین حساس بسیار دقیق‌تر بوده و وسواس بیشتری به خرج بدهیم.
  • ایده دولت در ایران ایده جدیدی نیست، و هر چند ایده ملت به نظر من متاخر است اما لااقل به شکل سیاسی تا تاریخی دور دست در این کشور وجود داشته است، ما ادبیاتی غنی و منابع بی پایان اسطوره‌ای و تاریخی داریم که می توانیم برای ساختن دولت و ملت از آنها استفاده کنیم، البته مشروط بر آنکه خود تحت تاثیرعمل «ساختن»ی که در حال انجامش هستیم قرار نگیریم و مفاهیم قراردادی دولت و ملت را با مفاهیمی ذاتی و «طبیعی» یکی نگیریم چون در این صورت یا در دام قدرتمداری می افتیم و یا در دام نوعی ملی گرایی سطحی و عامیانه. و البته این نافی آن نیست که ما به هر دو این ایده‌ها و به تحقق در آمدن کامل آنها احتیاج داریم.
  • نقش زبان میانجی در ایران، یعنی زبان فارسی که نه یک زبان قومی بلکه زبانی میانجی است که اقوام را به یکدیگر متصل کرده و منسجمشان می کند، نقشی حیاتی است. ایرانی بودن بدون فردوسی، حافظ، مولوی، سعدی و حتی در دوران مدرن بدون نیما و هدایت و ساعدی و شاملو و ... معنایی ندارد و همه این ها یعنی زبان فارسی. افزون بر این زبان فارسی چیز دیگری نیز هست و آن بزرگترین ابزار ما در سطح بین المللی برای بقا و دوام آوردن به مثابه یک سیستم تمدنی است.
  • مساله ما باید حفظ و تقویت زبان فارسی به مثابه ابزار قدرتمندی باشد که هویت ملی ما را در سطح بین المللی نمایندگی می کند. انگلیسی نوشتن برای حضور در محافل علمی بین‌المللی البته کاری درست است اما می توان این کار را به مترجمانی واگذار کرد که متون فارسی را به انگلیسی منتشر کنند، ولو آنکه این مترجمان خود ما باشیم. منظور من آن است که برای ما باید اهمیت بیشتری داشته باشد که فرهنگ را در زبان خودمان تقویت کنیم و نه در زبان انگلیسی.
  • ما خوشبختانه زبان فارسی را داریم که دو حسن دارد نخست آنکه هزاران سال است یک زبان رسمی و سیاسی است و در عین حال میانجی است و دوم اینکه یک زبان قومی نیست. اینکه رابطه زبان میانجی با سایر زبان ها چه باشد، به نظر من، اگر در سطح حوزه‌های بزرگ تمدنی ما با یک جنگ روبروئیم، در سطح ملی جنگی در کار نیست، بلکه زبان‌های محلی و قومی ما در واقع مواد و زیر مجموعه‌هایی هستند که می‌توانند به زبان میانجی کمک کنند که قوی تر شود و زبان ملی نیز می‌تواند آنها را در تداوم یافتن و قدرتمندتر شدن هر چه بیشترشان کمک کند. سیاست‌های ما باید سیاست‌های چند زبانی باشد، ولی با محور قرار دادن زبان میانجی که همانگونه که گفتم ابزار اصلی ما برای حضور موثر در جهان است.

روزنامک شما را به خواندن این گفت و گو دعوت می کند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 29 دی1386ساعت 8  توسط مسعود لقمان  | 

"جان گالتونگ" نظریه پرداز ساختارگرا، در نظریه امپریالیسم خویش، نظام بین الملل را متاثر از نظریه"نظام جهانی امانوئل والرشتاین"متشکل از دو گروه عمده "کانون" و "پیرامون" می داند ومعتقد است که در هر دو قسمت کانون و پیرامون، بخشهای کانونی و پیرامونی هم وجود دارد. به این ترتیب کانون خود شکل گرفته از "کانون کانون" و "پیرامون کانون" و پیرامون نیزمتشکل از" کانون پیرامون" و "پیرامون پیرامون" است. به نظر "گالتونگ" همواره میان هردو کانون، "همگونگی" به معنای اشتراک در منافع وجود دارد. در حالی که میان دو پیرامون چنین رابطه ای وجود ندارد. مدل "گالتونگ" به عنوان یکی از بهترین الگوها جهت ترسیم جایگاه کشورها درعرصه روابط بین المللی شان می باشد. (1) در این پژوهش، با استفاده ازاین مدل ، چگونگی روابط ایران و افغانستان از سال 1953 م/ 1332خ تاکنون بررسی میشود. از این روی مبدا بررسی را بر این سال نهاده ایم که –همانطور که اشاره رفت- در این سال در پی واقعه 28 مرداد 1332، ایران با فاصله گرفتن محسوس از رویکرد سنتی بی طرفی و ورود به عرصه بلوک بندیهای جنگ سرد، اولین گامها را در جهت گذار به موقعیت "کانونی پیرامون" را بر می داشت. این مقطع زمانی که به مثابه نقطه آغاز پژوهش در نظر گرفته شده، تا سال 1971 م/1350 خ که ایران موفق به تثبیت کامل موقعیت مورد اشاره گردید، ادامه دارد و از این سال با ارتقای قطعی جایگاه ایران در نظام بین الملل، به مدت کمتر از هشت سال یعنی تا سال 1979 م/1358خ که همزمان با وقوع انقلاب در ایران است، به بررسی این روابط در مرحله "تثبیت موقعیت کانونی پیرامون" ایران خواهیم پرداخت و در مرحله پایانی، چگونگی این روابط را از پیروزی انقلاب ایران تا زمان حاضر بررسی نموده و چگونگی جایگیری این رابطه در مدل "گالتونگ" را در این سالها واکاوی می نماییم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 دی1386ساعت 8  توسط تيرداد بنكدار  | 

نامه ی اعتراضی دوست گرامی ام "مهندس علیرضا افشاری" (دبير پايگاه اطلاع‌رساني براي نجات يادمان‌هاي باستاني) که چهارشنبه دوازدهم دي ماه به دبيرخانه روزنامه جام جم تحویل داده شده و شوربختانه هنوز این نامه را بازتاب نداده اند.

آقای افشاری این نامه را برای روزنامک فرستاده است تا خوانندگان روزنامک نیز در جریان امر قرار گیرند.

با سپاس از مهر ایشان شما را به خواندن آن فرامی خوانم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 8  توسط مسعود لقمان  | 

اثر سالوادور دالی

  • با يك جمع بندي مي­توان گفت كه عوامل مشخص كننده هويت يك ملت شامل: نظام فرهنگي مشخص، جفرافيا، حقوق و قواعد بين مردم و مردم و حكومت و زبان و ميراث تاريخي مي­باشد.
  • نمي­دانم چرا دانشمندان با نوعي وحشت از معرفي زرتشت به عنوان يك فيلسوف ولو فيلسوف كم مقدار ابا دارند. در حالي كه اگر تنها يك ديانت روحاني و فلسفي در دنيا وجود داشته باشد، ديانت اوست. چرا از قبول اين واقعيت خودداري مي­شود؟ علت قدمت زياد آن است؟ همه چيز بيش از تصور ما قديمي است به خصوص فلسفه. سيمون پترمان
  • هانري كربن معتقد است كه تداوم انديشه ايرانشهري در گذار به دوره اسلامي عامل اصلي در تداوم تاريخي (هويتي) و فرهنگي ايران زمين به حساب مي­آمد.
  • با ورود اعراب زبان عربي در همه جا حتي به ضرب شمشير فراگير مي­شود و حتي حديث­هاي جعلي زيادي نيز براي مقابله با زبان فارسي ساختند، مانند: حديث ابوهريره.
  • با توجه به گذشته اين مرز و بوم، ملت به تعبير اسميت و هوگ اتسون، با اين نمونه­هاي تاريخي ذکر شده، در اين كشور وجود داشته و به تبع آن نه تنها مفهوم هويت ملي بلكه آگاهي از آن نيز وجود داشته است وگرنه چگونه ممكن است فردوسي با رنج سي ساله در پي ساختن دوباره ايران باشد. هويت ملي ايران و آگاهي از آن بنا به ويژگي ملت‌هاي قديمي و كهن به طور مداوم و با فراز و فرود در دوره‌هاي تاريخي جريان داشته و هرچند در اين مسير گذار از بحرانها، تأثيراتي را پذيرفته اما عناصر ذاتي خود را حفظ نموده و پيوسته باز توليد نموده است.
  • هويت ايراني به مثابه انگاره‌ها و عناصر شناساگر توسط حاملان متعدد و مختلف گاه در خامه مورخان، شاعران و فيلسوفان و گاه در سايه تدبير وزراء و كارگزاران ايراني، خويش را به عنوان يك حقيقت زنده و پويا به منصه ظهور رسانده است. بديهي است كه در مسيرِ اين شدن‌ها، هويت‌ ايراني چند بعدي و چندلايه گشته و عناصر ذاتي آن پيچيده‌تر. اما هيچ‌گاه ارتباط خويش را از گذشته نبريده و همچنان پايه اي براي تعريف هاي جديد تر از «خودِ مليِ ايراني» است.

ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 12  توسط مسعود لقمان  | 

 

اين يادداشت را در روزنامه ي «مردم سالاري» هم می توانيد بخوانيد

 

روزنامه ي جام جم در مطلبي با عنوان «شهري ميان آتشکده هاي زرتشتي» که در روز پنجشنبه، ششم ديماه در صفحه 14 خود چاپ کرده با صراحت از آذربايجان ايران به نام «آذربايجان جنوبي» ياد نموده است. اين نام جعلي که داراي هيچ پيشينه ي تاريخي نيست، از سوي تجزيه طلبان به آذربايجان ايران اطلاق مي شود. در اين مطلب همچنين از تخت سليمان به عنوان «نماد وحدت کشور آذربايجان» ياد شده که بر اثر «تاخت و تاز اقوام وحشي پارس و عرب» ويران گرديده است. در اين نوشته که حتي يک رفرنس هم ندارد، آشکارا با جعل تاريخ طوري وانمود شده که آذربايجاني که هيچگاه تاريخش از تاريخ ساير مناطق ايران جدا نبوده، داراي شاهان، حاکمان، پايتخت و سپاهيان خاص خود بوده است.

انتشار اخبار و اطلاعاتي که تماميت ارضي يک کشور را نقض مي کند، در همه ي کشورهاي جهان با ممنوعيت روبروست. در فصل چهارم، ماده 6 قانون مطبوعات جمهوري اسلامي ايران نيز اين موضوع پيش بيني شده است.

لازم به ذکر است که اين روزنامه که از منابع عمومي براي انتشار استفاده مي کند، تاکنون هيچ پاسخي به اعتراض هاي خوانندگان خود درباره ي ترويج ادبيات تجزيه طلبانه و تحريف تاريخ نداده است.

 

 در این باره:

ادبیّات پان ترکیستی در روزنامه ی "جام جم" (یادداشتی از مسعود لقمان)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 21  توسط مسعود لقمان  | 

این هفت بند از نوشته ای به نام "شهری میان آتشکده های زرتشتی" که در روزنامه ی جام جم چاپ شده است را بخوانید:

1. ... بقایای این مجموعه بر روی جبهه ای از سنگ در 48 کیلومتری شمال شرق تیکان تپه (تکاب) در آذربایجان جنوبی قرار گرفته که در میان انبوهی از آثار طبیعی و مصنوعی مانند دریاچه ها، آب گرم ها، قبور کهنسال و ابنیه تاریخی دیگر احاطه شده است ...

2. ... تخت سلیمان امروزی باقی مانده ی قلعه و آثار بزرگ و عمارات مخصوص برای سکونت موبدان بوده است که در زمان اشکانیان در نهایت آبادی و اوج قدرت بوده و در نتیجه ی حمله ی رومیان و تاخت و تاز اقوام وحشی پارس و عرب ویران شده و آثار تمدن آن به میزان زیادی از بین رفته است ...

3. ... تخت سلیمان به عنوان نماد وحدت کشور آذربایجان، از احترام بالایی برخوردار بوده است ...

4. ... این ایوان بلند برای اقامت پادشاهان و آتابیگان آذربایجان در زمانی اجرای مراسم زیارت آتشکده ی سلیمان و بار عام احداث شده است ...

5. ... از برخی تاریخ نویسان و جغرافیدانان دنیای قدیم درباره ی شکوه، تزئینات سقف و ملزومات اشرافی به ویژه تخت جواهر نشان سلطنتی طاقدیس این ایوان یادداشت هایی باقی مانده که گویای توجه شاهان و حاکمان آذربایجان به رونق و شکوه این مکان مذهبی و سیاسی است ...

6. ... قلعه باعظمت تیکاب در سال 624 میلادی به واسطه ی حمله ی ارتش روم و شکست سپاهیان آذربایجان مورد غارت و تخریب و بی حرمتی و از اعتبار آن کاسته شد ...

7. ... در جغرافیای تارخی آذربایجان، شهر شیز از پایتخت های بزرگ آذربایجان است که بعدها مرکز بزرگ آتشکده ی عظیم آتابیگان آذربایجان شد ...

(شهری میان آتشکده های زرتشتی، فرشته مرادی، روزنامه ی جام جم، سال هشتم، شماره 2182، پنجشنبه 6 دی 1386، صفحه 14)

***

پس از خواندن این شبه نوشته در روزنامه ی وابسته به رسانه ی ملّی! که در آن به صراحت با جعل تاریخ، از آذربایجان ایران به آذربایجان جنوبی! یاد کرده و چنان تاریخ تحریف شده که توگویی آذربایجانی که هیچگاه تاریخش از تاریخ سایر مناطق ایران جدا نبوده، کشوری مستقل با شاهان و حاکمان و آتابیگان! و پایتخت خاصِ خود بوده است. این شبه نوشته که حتی یک رفرنس هم ندارد با بی شرمی تمام از تخت سلیمان بعنوان نماد وحدت کشور آذربایجان! یاد می کند.

طبعاً هر ایرانی از رسانه ای که از منابع عمومي بهره می برد، انتظار دارد در راستای حفظ تمامیّت ارضی ایران و بالا بردن سطح آگاهی ایرانیان از تاریخ و فرهنگ راستینش بکوشد نه اینکه به تحریف تاریخ و ترویج ادبیات تجزیه طلبانه روی آورد. بدین روی دوستداران تاریخ و فرهنگ و تمامیّت ارضی ایران انتظار دارند، روزنامه ی جام جم پاسخ قانع کننده ای به خوانندگانش بدهد و بابت این سهو از آنها پوزش بخواهد تا از پیگیری حقوقی این مسئله از طریق مراجع قانونی صرف نظر شود.

خوانندگان گرامی می توانند نامه های اعتراض آمیز خود را به نشانی سردبیر روزنامه ی جام جم (info@jamejamonline.ir) و دبیر صفحه ای که این نوشته در آن چاپ شده (society@jamejamonline.ir) بفرستند.

برای دیدن این صفحه ی روزنامه ی جام جم "اینجا" را کلیلک کنید

اين يادداشت را در روزنامه ي «مردم سالاري» هم می توانيد بخوانيد

درباره ی آتشکده ی آذرگشنسپ در روزنامک

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 دی1386ساعت 12  توسط مسعود لقمان  | 

 

چكيده:

فهم چيستي و چگونگي خود در برابر ديگري كه مشخصه هويت است نه تنها در ساختار رواني فرد بلكه در تكاپوهاي جامعه انساني نيز از اهميت زيادي برخوردار است. اين مقاله با توجه به اهميت بحث «هويت خود ملي» در نقش‌آفريني در كنشهاي يك كشور و اهميت بحث همبستگي ملي به عنوان پيش نياز ديگر اقدامات اجتماعي، سعي در بازشناسي عناصر هويت ملي ايران در دوره‌هاي تاريخي و بازشناسي حاملان آنها با استفاده از رويكرد جامعه‌شناسي تاريخي است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 دی1386ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

بهزاد عطارزاده

ايران، احمد قوام، استالين، فرقه ي دموكرات

بخش اول

تاريخ معاصر ايران يكي از حساس ترين دوره هاي تاريخي کشورمان است. تاريخي كه صحنه ي مجادلات و منازعات و گاه تعاملات دول زياده خواه و استعمارگر بود كه به قائده ي طبع اين دول، دامنه ي اين زياده خواهي ها به كشور هاي دور دست مي رسيد و منازعات و تعاملات آنها بر روند مسائل در كشورهاي ديگر تاثير مي گذاشت. كشور ايران نيز در چهار راه رقابت هاي استعماري قرار داشت و به طبع خصوصيات جغرافياي سياسي اش در موقعيت حساسي واقع شده بود. پس از شهريور 20، اشغال ايران و تبعيد رضا شاه پهلوي، دوره ي حساس ديگري از تاريخ معاصر آغاز مي شود. دوره اي كه پس منازعات دول متخاصم در جنگ جهاني دوم، و تعامل متفقين عليه نازيسم، پاي ارتش هاي روسيه، انگلستان و آمريكا را به ايران كشاند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 آذر1386ساعت 16  توسط مسعود لقمان  | 

سرگذشت فرقه دموکرات آذربايجان که حدود 60 سال پيش تأسيس شد و استان آذربايجان ايران را تا آستانه جدايی پيش برد، همچنان در پرده ابهام فرو رفته است.

به ويژه تاريخ يک سال تسلط فرقه بر آذربايجان، يعنی از آذر ۱۳۲۴ تا آذر ۱۳۲۵، تا حد زيادی از چشم تاريخ نگاران دور مانده ست.

دليل اصلی کمبود تاريخ نگاری عينی و بی طرفانه بی گمان از آنجاست که "جنبش آذربايجان" از آغاز حرکتی بود سخت بحث انگيز و "بودار". از ايرانيان کمتر کسی است که در برابر فرقه، مرام و حکومت آن بی تفاوت باشد. پديده فرقه چون خط سرخی از ميان آحاد ملت گذشت، خانواده ها، لايه های اجتماعی و گروه های سياسی را به دو اردوگاه موافق و مخالف تقسيم کرد.

دسته ای با تکيه بر "انترناسيوناليسم"، عدالت خواهی و حق طلبی از آن هواداری کردند و گروهی به نام ميهن پرستی و حفظ وحدت ملی با آن در افتادند. عده ای در راه آن جان باختند و گروهی تا پای جان با آن جنگيدند.

کمبود اسناد و مدارک و گواهان عينی نيز بر اين ابهام افزود. "فرقه" که خود تارومار شده و کارش به "تبعيد و مهاجرت" کشيده بود، به جای ارائه اطلاعات مستند، به نسل های بعد يا شعارهای بی محتوا تحويل می داد، يا شيون و استغاثه. اسناد و مدارک اصلی نزد کسانی ديگر، در آن سوی رود ارس، مهر و موم شده بود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 آذر1386ساعت 12  توسط مسعود لقمان  | 

 

"در حیاط میان دو ساختمانِ جدید و قدیم دانشکده ایستاده ام و پُکی به سیگارم می زنم."

چند روزِ پیش از یکی از کودکانِ فکری که در وادی بی صاحب مانده ی جنبش دانشجویی، گرداننده ی طیف موسوم به لیبرال یا فراکسیون مدرن دانشکده ی حقوق و علوم سیاسیِ دانشگاه تهران شده (چقدر اسامی در ایران بی محتوا شده!) شنیده بودم که چه برنامه هایی دارند و پیش بینی می کردم که امروز شاهد چه حماقت هایی خواهم بود. می دانستم که حضرات قرار است در تجمعی که به مناسبت بزرگداشت 16 آذر در روز 18 آذر برگزار می کنند، از قومگرایان کرد برای زینت بخشیدن به جمع واپس خورده و ورشکسته شان استفاده کنند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت 22  توسط تيرداد بنكدار  | 

چند روزِ پیش به ورق پاره هایم که شامل یادداشت هایی درباره ی موضوعات گوناگون است، نگاه می کردم. خواندنِ چهار تا از این یادداشت ها که در سالیان گذشته نوشته بودم، برایم تازگی داشت.

***

1. محدوده ی دم آقا

گفته ي علي اصغر شميم در رابطه با آقانجفي (مجتهد دوره ي قاجاري). اين آقانجفي از سرشناسان دوره ي قاجار است كه عملاً فرمان رواي بي مدعي اصفهان بوده است.

"هنگامي كه ظل السلطان، فرزند ارشد ناصرالدين شاه به حكومت استان هاى اصفهان و لرستان برگزيده شد، يكي از چاقوكشان اصفهان كه به جرم آدم كشى تحت تعقيب ماموران حكومت بود به خانه ي اين آقانجفي پناهنده شد. آقانجفي يا مجتهد بزرگ به ماموران حاكم تازه هشدار مي دهد كه بهترست كه شاهزاده پا روي دم ما نگذارد. ظل السلطان حاكم در پاسخ مي فرستد كه گفته ي آقا را اطاعت مى كنيم اما خوبست كه ايشان نيز حدودي براي دمشان معين كنند، زيرا از وقتي كه به اين شهر آمده ام به هر جا كه پا مي گذارم، مي گويند اينجا محدوده ي دم آقاست."

***

2. سفارت مآبا!

فتحعلي شاه قاجار در اوايل قرن نوزدهم، طی نامه ای به سفيرش در استانبول، ناآگاهی و بی خبری خود از دنيای غرب (فرنگستان) را چنين ابراز می كرد:

سفارت مآبا! ... وسعت ملك فرنگستان چقدر است؟ ثانياً: فرنگستان عبارت از چند ايل نشين يا چادرنشين است؟ خوانين و سركردگان ايشان كيانند؟ آيا فرانسه هم يكي از ايلات فرنگ است؟ بناپارت نام كافري كه خود را پادشاه فرانسه مي داند كيست و چكاره است؟ ... اينكه مي گويند (مردم انگليس) در جزيره اي ساكنند و ييلاق و قشلاق ندارند راست است يا نه؟ آيا لندن جزئي از انگلستان است يا انگلستان جزئي از لندن؟ احسن طرق براي هدايت فرنگيان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ايشان از اكل ميت و لحم خنزير كدام است؟ ...

***

سرگردان بر فراز دریای مه آلود

The wanderer above the sea of fog

3. ...

از سفرنامه ی رضاشاه

"همه چيز را مي‌شود اصلاح كرد. هر زميني را مي‌شود اصلاح نمود. هركارخانه‌اي را مي‌توان ايجاد كرد. هر مؤسسه‌اي را مي‌توان بكار انداخت. اما چه بايد كرد با اين اخلاق و فسادي كه در اعماق قلب مردم ريشه دوانيده، و نسلاً بعد نسل براي آنها طبيعت ثانوي شده است؟ ساليان دراز و سنوات متمادي است كه روي نعش اين مملكت تاخت و تاز كرده‌اند. تمام سلول‌هاي حياتي آنرا غبار كرده، به‌هوا پراكنده‌اند و حالا، من گرفتار آن ذراتي هستم كه اگر بتوانم، بايد آنها را از هوا گرفته و به تركيب مجدد آنها بذل توجه نمايم. اين هاست آن افكاري كه تمام ايام تنهائي مرا به‌خود مشغول، و يك‌ساعت از ساعات خواب مرا هم اشغال كرده است ... هيچ چيز در اين مملكت درست نيست. همه چيز بايد درست شود. قرن ها اين مملكت را چه از حيث عادات و رسوم، و چه از لحاظ معنويات و ماديات خراب كرده‌اند. من مسئوليت يك اصلاح مهمي را، بر روي يك تل خرابه و ويرانه برعهده گرفته‌ام. اين كار شوخي نيست و سر من در حين تنهائي، گاهي در اثر فشار فكر در حال تركيدن است."

***

4. خاطره ای از پروفسور محمد حسين پاپلي يزدي

"چند سال پيش در دانشگاه سوربن تدريس مي کردم. روزي در آخر ساعت درس يک دانشجوي دوره دکتراي نروژي، سوالي مطرح کرد: استاد، شما که از جهان سوم مي آييد، جهان سوم کجاست؟

فقط یک دقيقه به آخر کلاس مانده بود. من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم که روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي کنم.

به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب مي شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد، بايد در تخريب مملکتش بکوشد."

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 10  توسط مسعود لقمان  | 

 

نامِ "دکترحمید  احمدی" برای پژوهشگران مسائل قومی در ایران نامی آشناست. دکتر احمدی که دارای دکترای علوم سياسي‌ از دانشگاه‌ كارلتون‌ كاناداست با کوشش و پشتکاری ستودنی، مسائل قومی در ایران را (که غالباً بدان ها با دیدِ ایدئولوژیک، سطحی و عوامانه پرداخته می شود) در قالب کتاب ها و مقاله هایی پژوهشی و اکادمیک تئوریزه کرده و با ارائه ی الگوهای نظری برای پژوهش های علمی در باب این موضوع، راه را برای پژوهشگران مسائل قومی در ایران هموارتر نموده است.

روزنامک مفتخر است که مقاله ی ایشان را با نام "دولت مدرن و اقوام ایرانی: شالوده شکنی پارادایم های رایج" را در فایل ورد زیر به خوانندگان خود عرضه می دارد.

این مقاله بیان می کند که: «ظهور دولت مدرن یکی از مهم ترین تحولات ایران معاصر در قرن بیستم بوده است. گرچه پدیده دولت در ایران پدیده ای کهن است و برخی ایرانشناسان برآنند که اصولاً نخستین دولت متمرکز جهان، به معنی دقیق آن در دوران هخامنشیان در ایران ظهور کرد، اما دولت مدرن به مفهوم دقیق مورد نظر علوم اجتماعی مدرن، به ویژه آنگونه که در آثار ماکس وبر منعکس شده است، پس از کودتای ۱۲۹۹ شمسی در ایران به وجود آمد. یعنی دولتی تمرکزگرا که استفاده مشروع از قوه مشروع را تنها به خود اختصاص داده و منحصر کرده بود.

یکی از تحولات و تاثیرات مهم ناشی از ظهور دولت مدرن در ایران، پایان دادن به اقتدار محلی روسای ایلات و طوایف در مناطق گوناگون کشور بود. همین مسئله بعدها تاثیر مهمی بر ظهور حرکت های محلی گرا به جای گذاشت و در برخی مناطق، زمینه های ظهور جنبش های نخبه گرای قومی را فراهم ساخت. با این همه مسئله رابطه دولت مدرن ایرانی با پدیده ی قوم گرایی به طور خاص و اقوام ایرانی به طور عام، پیش از آنکه موضوع مطالعات علمی در حوزه های علوم اجتماعی ایران شود، به یکی از مبادلات و دعاوی سیاسی – ایدئولوژیک جریان ها، احزاب و گروه های سیاسی چپ گرا، گاه دارای گرایشات قوم گرایانه بدل شد. در این گونه مطالعات سیاسی – ایدئولوژیک، دولت مدرن مسبب همه مشکلات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران، به ویژه در مناطق مرزی و محل سکونت اقوام ایرانی شده و نویسندگان این گونه نوشته ها؛ با طرح شعارهای غیرعلمی تند و دعاوی عجولانه در رابطه با نقش دولت مدرن در تحولات مذکور مجموعه ای از ادبیات خاص را بوجود آوردند که بعدها نیز برخی پژوهشگران مورد استفاده قرار گرفت.

دکتر احمدی به منظور روشن ساختن جایگاه دولت مدرن در رابطه با تحولات مذکور و با استفاده از قرائت مبتنی بر متدلوژی بازخوانی تحولات تاریخی و اجتماعی، به شالوده شکنی پارادایم رایج و مسلطی پرداخته است که بیشتر حاصل دعاوی و مشاجرات اساسی و ایدئولوژیک میان جریان های گوناگون سیاسی معاصر ایران بوده است تا نتیجه پژوهش های عالمانه. این پارادایم های رایج و مسلط در شش محور طبقه بندی گردید:

  1. هیات ناسیونالیسم قومی و جایگاه اجتماعی پیشینه تاریخی آن در ایران؛
  2. دولت مدرن و توسعه مناطق قومی ایران؛
  3. ادعای تک قومی بودن دولت مدرن ایرانی؛
  4. دولت مدرن و مسئله فرهنگ و زبان در ایران معاصر؛
  5. دولت مدرن و ادعای جابه جایی های جمعیتی اقوام ایرانی؛
  6. دولت مدرن و ادعای کشتارهای قومی در ایران؛

دکتر احمدی با تکیه بر متدولوژی «جامعه شناسی تاریخی» به کنکاش دعاوی مذکور پرداخته و با ارائه نمونه ها و مدارک گوناگون بر این نکته تاکید دارد که بسیاری از این دعاوی، بیش از اینکه مبتنی بر داده ای تاریخی و رویدادهای واقعی باشد، بر ذهنیت پردازی گروه های سیاسی و جریان های گوناگون چپ گرا و قوم گرای ایرانی معاصر استوار بوده است.

در پایان، مدل مورد نظر ایشان برای تبیین تحولات قومی در ایران و به ویژه سیاسی شدن آن ارائه شده است. در این مدل سه متغییر عمده دولت مدرن، نظام جهانی و نخبگان سیاسی در یک رابطه پیچیده و چند لایه با یکدیگر، در ظهور گرایش های گریز از مرکز سیاسی در ایران معاصر نقش آفرینی کرده اند.

 

برای دریافت مقاله "دولت مدرن و اقوام ایرانی: شالوده شکنی پارادایم های رایج" از دکتر حمید احمدی اینجا را کلیک فرمائید. (شش مگابایت)

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 13  توسط مسعود لقمان  | 

یاهو، پربازدید کننده ترین تارنمای (سایت) اینترنتی به منظور ایجاد جنگ روانی علیه کاربران ایرانی، نام ایران را از فهرست کشورهای خود حذف کرد.

شوربختانه دامنه ی مشکلات سیاسی جمهوری اسلامی با غرب به جایی رسیده است که دامنگیر هویت ملی ایرانیان نیز شده است. از چند روز پیش به این طرف، هنگامی که ایرانیان به یاهومیل مراجعه می کنند تا ای میلی جدید برای خود ثبت کنند، هنگامی که می خواهند نام ایران را به عنوان کشوری که در آن زندگی می کنند، برگزینند، نه تنها نام کشور خود را نمی یابند، بلکه با شگفتی به جای نام ایران به نام "منطقه بیطرف عراق و عربستان سعودی" برخورد می کنند.

وبلاگ نویسان ایرانی که در چند سال اخیر با ساختن بمب های گوگلی نقش بسیار مهمی را در سازماندهی اعتراض ایرانیان نسبت به آنچه که هویت ملی آنان را تهدید می کند، داشته اند، این بار نیز با ساخت بمبی گوگلی "سلام یاهوبه این اقدام یاهو اعتراض کرده اند.

اين چندمین اقدام هماهنگ و گسترده وبلاگ نويسان ايرانی در گوشه و کنار جهان است که در واکنش به مسايل سياسی - اجتماعی سازماندهی شده است. پیش از این نیز بمب های گوگلی برای حفظ نام خلیج فارس در اعتراض به عربی خواندن این دریا از سوی "موسسه نشنال جئوگرافیک" و اعتراض به فیلم هالیوودی "300" از سوی وبلاگ نویسان ایرانی درست شده بودند که موفق شدند اعتراض گسترده ی ایرانیان را به مردم سراسرجهان برسانند.

لازم به ذکر است که بمباران گوگلی، در اصل بمباران کردن موتور جست و جو توسط پیوندهایی (لینک‌هایی) است که به یک صفحه ی خاص و با عبارتی خاص فرستاده می‌شوند، به ترتیبی که جست و جو بر اساس آن عبارت، جست و جوگر را در اولین مورد، به صفحه ی پیوند داده شده هدایت کند.

 

این یادداشت در روزنامه ی مردم سالاری امروز هم درج شده است. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 10  توسط مسعود لقمان  | 

* ملت پدیده ای تاریخی و جامعه شناختی، و ترکیبی است از گروههای نژادی، خویشاوندی، زبانی و عوامل عینی گوناگون که پس از فروپاشی جوامع برده داری و فئودالی در دوره عصر جدید (۱۴۹۲-۱۷۸۹م) و به ویژه پس از قرارداد وستفالیا (1648) پدیدار شده است. این اجماع و توافق عمومی هم وجود دارد که ملت جماعتی وابسته به سرزمین و جدا از گروه نژادی قبیله ای و دینی مردمان است.

* "ملت گرایی" پیامد مرحله ای نوین از رشد تاریخی گروههای قومی است که در پی پیدایش "اراده همزیستی " – خواه به صورت جبری و خواه اختیاری- پدید می آید و در پی آن همانگونه که پیشتر نیز گفته شد پیش از شکل گیری این "اراده همزیستی" می بایست که تا میزانی جامعه بهره مند از " آگاهی ملی" باشد. یعنی از موجودیت خود به عنوان یک "ملت" آگاه باشد.

* روسها با فرهنگی" دیگرگونه" از تمامی آنچه در ذهن ایرانی جای داشت اقدام به جداسازی قسمتی از سرزمین ایران نمودند و با ایجاد اخلالی به نسبت بلند مدت در رفت و آمد ایرانیان ناخواسته اقدام به تقویت "اراده همزیستی" ایرانیان نمودند. در این میان "مدرن" بودن نسبی روسهای درگیر با ایران که سبب تفوق نظامی اشان بر ایرانیان گردید بی تردید بیشترین اثر را بر ذهن ایرانی بر جای نهاد و او را به سوی کنکاشی از موقعیت زمانی اش سوق داد.

* بسیاری از روشنفکران مشروطه خواه پی بردند که برای پیشبرد امر استقرار "دولت ملی" (nation state)در ایران نیازمند رویکرد دیگری هستند و از همین روی بود که اینبار دولت ملی مدرن ایرانی در لوای یک "دولت مطلقه" و توسط "رضاخان پهلوی" پدید آمد و اینبار توانست که با شکل دهی بوروکراسی لازم برای ایجاد دولت متمرکز به پیدایش و تداوم یک "دولت ملی مدرن " در ایران تحقق ببخشد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 12  توسط تيرداد بنكدار  |