
نقش ِ ساز و موسیقی در دیوان حافظ
بی گمان، هم فردوسی و هم حافظ با موسیقی آشنایی بسیار زیادی داشته اند. و آنچنان که بررسی شد، جایگاه موسیقی و سازهای آن، نزد این دو بزرگوار، از شایستگی والایی برخوردار بوده است. هر دو با هنرمندی ِ بسیار شگرف و کم نظیری و با ظرافت و ذکاوت خاصی به این هنر متعالی پرداخته اند.
همچنین، هدف از این پژوهش مقایسۀ نقش ساز و موسیقی بین اشعار فردوسی و حافظ نبود. هرچند که اگر نیک بنگریم آن شادابی و جوش و خروشی را که سازهای موسیقی در شاهنامۀ فردوسی واجد آن هستند دیگر هرگز در دیوان حافظ شاهد آن نیستیم. از آن بزم ها و پایکوبی ها و دست افشانی های باشکوه آئین های ایرانی، که فردوسی این چنین شرح می دهد:
نیاید سر مرغ و ماهــی بــه خواب از آن بـــزم و آواز چنگ و ربــاب
یا:
بـه هر جـــای جشنـــی بیــاراستند مِی و رود و رامشگـران خـواستند
می رسیم به آنجا که حافظ روزگار خود را اینچنین به تصویر می کشد:
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند پنهان خورید باده که تعزیر می کنند
چه بر سر این سرزمین آمد که از آن "غریویدن چنگ و بانگ رباب" در بزم های شاهنامه، به این بیت خواجه رسیدیم که اندوه وار می سراید:
برگ نـــوا تبه شـد و ســاز طـرب نمـاند ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن
باری، آسیب شناسی و پرداختن به این واقعیت که چه شد که شادی های جمعی مراسم های ایرانیان تا پایان دوران ساسانیان، به سماع صوفیانۀ فردی دگرگون گشت، خود پژوهشی عمیق، و ژرف اندیشی ِ دقیقی را می طلبد، که براستی باید بدان پرداخت.
ادامه ی نوشته













.jpg)

.jpg)





