تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

دین‌كرد

 نامه‌ی فرزانگی

دین‌كرد، نامه‌ی فرزانگی، گفت‌وگویی است كه در دو بخش، پیرامون دین‌كرد، یكی از نامه‌های كهن ایرانی، سخن می‌گوید.

 بخش نخست این گفت‌وگو كه با پروفسور فریدون فضیلت، استاد ارشد فلسفه، فرزانش‌پژوه و پژوهشگر زبان‌های باستانی، انجام شده ‌است را چندی پیش در روزنامک خواندید. بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو در زیر می‌آید...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 20  توسط دکتر شروین وکیلی  | 

بر پایه ی گزارشِ دیگری در همان رسانه، مجلسِ نمایندگانِ تاجیکستان با از تصویب گذراندن قانونی، نام زبانِ رسمی‌ی آن کشور را تاجیکی دانست و کاربُردِ فارسی‌ی تاجیکی را ممنوع شمرد!


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 19  توسط مسعود لقمان  | 

 

سومین شماره از فصل‌نامه‌ی ایران‌شناسی و ایران‌پژوهی فروزش منتشر شد. این شماره نیز هم‌چون دو شماره‌ی پیش دارای هفت بخشِ «تاریخ و فرهنگ»، «ایران‌شهر»، «جهان ایرانی»، «زبان فارسی»، «ایران‌گردی»، «یادگارهای فرهنگی و طبیعی» و «چکامه» است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 10  توسط علیرضا افشاری  | 

پژوهشگر حکمت و عرفان ایرانی و استاد برجسته زبان‌های پارسی، اوستایی، پهلوی، سانسکریت و عربی

نخستین بار در اواخر سال 81 بود که جلد سبزرنگ دفتر اول از کتاب سوم دینکرد در قفسه کتاب‌فروشی بین الملل اهواز نظر مرا به خود جلب کرد. برای شخص من که نگاه ویژه‌ای به متون پهلوی دارم، دیدن به نوعی یک شروع از ترجمه بزرگترین متن پهلوی که لبریز از مباحث فلسفی و عرفانی است، بسیار هیجان‌انگیز بود. تلاش‌هایی صورت دادم تا با پژوهنده ارتباط برقرار کنم که متاسفانه بنا به دلایلی میسر نشد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 18  توسط فرید شولیزاده  | 

آگاهی‌ها، ناآگاهی‌ها و چالشها

 

محمّدمهدی مرادی

کارشناس و مدرس زبان انگلیسی

·        دو منظر

·        چرا زبان انگلیسی؟

·        خانه یا مؤسسه؟

·        تفاوت یادگیری کودکان و بزرگسالان

·        آنچه آموزشگاهها از آن رنج می‌برند

·        نقدی بر اهداف و شیوه‌های آموزش زبان انگلیسی در مدارس

·        مقصود


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 21  توسط محمدمهدی مرادی  | 

 

سالنمای تمدن ایرانی

طرح اولیه

سالنمای تمدن ایرانی کوششی است تازه به قصد شناساندن موقعیت کنونی تمدن ایرانی به مفهوم وسیع کلمه. این سالنما به دو صورت انتشار خواهد یافت. نخست به صورت گزارش‌های موردی که به تدریج در تارنمای این سالنما در اختیار دوستداران حوزه‌ی تمدن ایرانی قرار می‌گیرد و سپس به شکل مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته و سالانه.

از آنجا که برای نخستین بار در طول تاریخ ایران احساسی آگاهانه در ارتباط با تمدن ایرانی شکل گرفته است و به گونه‌های مختلف در میان مردمان این منطقه رواج گرفته و می‌گیرد چند نفری برآن شده‌اند رویدادهای جاری و حتی اطلاعات تاریخی را در زمینه‌ی تمدن ایرانی گردآوری کنند و در دسترس دوستداران این حوزه‌ی تمدنی بگذارند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 23  توسط نیلوفر لقمان  | 

مدتی است شماره‌ی بهار فصل‌نامه‌ی فروزش بر روی پیشخوانِ کیوسک‌های مطبوعاتی، در دسترس علاقه‌مندان به تاریخ و فرهنگ ایران است. بر روی جلد آن، تصویری جذّاب از رستم، نگاه‌بان ایران‌زمین به چشم می‌خورد که اثری است از استاد حجت‌الله شکیبا. این تصویر نشان از آن دارد که در درون فصل‌نامه نیز نوشتارهایی درباره‌ی شاهنامه و فردوسی بزرگ می‌یابیم.

این شماره نیز – همانند شماره‌ی پیش - دارای هفت بخش است که به ترتیب عبارت‌اند از: «تاریخ و فرهنگ»، «ایران‌شهر»، «جهان ایرانی»، «زبان فارسی»، «ایران‌گردی»، «یادگارهای فرهنگی و طبیعی» و «چکامه».


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 9  توسط علیرضا افشاری  | 

·         كسی كه از كتابی انتقاد می‌كند پیش از انتقاد یك كار مهم انجام داده است كه خواندن آن كتاب است. این مسأله نشان می‌دهد كه منتقد برای كار نویسنده یا مترجم ارزش قایل بوده است.

·         از یاد نبریم كه حتی ترجمه‌های استادان بزرگ و بی‌بدیل كه بی‌گمان شناخت خود و بخشی از جهان را مدیون كوشش‌های آنان هستیم، نیز از مقابله با متن اصلی به وسیله یك ویراستار زبردست و زبان‌دان بی‌نیاز نیستند.

·         واژگان و گویش‌های محلی می‌توانند به کار هر چه غنی‌تر کردن زبان ملی ایران(زبان فارسی) بیایند ولی به طور طبیعی نباید پنداشت که می‌توان این زبان‌ها را به جای زبان ملی کنونی به کار گرفت.

·         این واقعیت که این زبان‌ها در شکل‌‌هایی ابتدایی به‌سر می‌برند، نباید مانع از این شود که سرودن شعر یا ترانه و کاربرد آن‌ها به عنوان یادگارهایی فرهنگی از ایران فراموش شود. کوشش برای حفظ و بالندگی این زبان‌ها خود نوعی یاری به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی است.

·         یک بخش از کوشندگان و آفرینندگان زبان فارسی در خارج از مرزهای سیاسی کنونی ایران هستند که این افراد در گسترش و شکوفایی زبان فارسی و ادبیات آن در زمانی که ایران پهنه‌ای به اندازه چند برابر وسعت کنونی خود را داشت موثر بوده‌اند، حفظ ارتباط فرهنگی با فارسی‌زبانان که به راه‌های گوناگون باید از سوی دولت و ملت انجام شود، از وظیفه‌های ملی ماست.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 16 خرداد1388ساعت 11  توسط عقاب علي‌احمدي  | 

پس از چاپ گفت‌وگویم با استاد داریوش آشوری درباره‌ی زبان و مدرنیّت در روزنامه‌ی فرهنگ آشتی و روزنامک و سپس در تارنماهای گویا، انسان‌شناسی و فرهنگ، برای یک ایران، عصر نو و ... دو نقد؛ درباره‌ی کتاب تازه‌ی استاد آشوری - «زبان باز» - و این گفت‌وگو به روزنامک رسیده است.

بی‌شک نشر این دو نقد بمعنای موافقت با دیدگاه‌های نویسندگانشان نیست، بلکه مرادِ من بدیده‌ گرفتن نقدهای منتقدان و بازتاب دیدگاه‌های کارشناسان درباره‌‌ی مقوله‌ی بسیار مهمِ زبان پارسی است. همچنین همانگونه که کارنامه‌ی پُربار علمی استاد آشوری نشان می‌دهد، ایشان همواره پذیرای نقدها بوده‌اند و در صورت امکان پاسخ‌های درخوری نیز بدانها داده‌اند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 12  توسط مسعود لقمان  | 

داریوش آشوری

زبان و مُدرنیت

اندیشیدن به معنا و ماهیّتِ مدرنیت از سویی و گرفتاریِ ما در چنبره رابطه با آن، از دگر سو ذهن و ضمیر بسیاری از روشنفکرانِ ما را به خود مشغول کرده است. یکی از این روشنفکران داریوش آشوری‌ست که تاثیر چند دهه‌ای حضور او در فضایِ روشنفکری ایران غیرقابل انکار است. داریوشِ آشوری کوشش‌هایِ نظری خویش را در مکتبِ زنده‌یاد خلیل ملکی آغاز کرد و با گذر از کنش‌های سیاسی، اجتماعی، ادبی و فلسفی، اکنون در «خانه‌ وجود» یعنی عرصه زبان، به تعبیر مارتین هایدگر، به سر می‌برد و کوششی خستگی‌ناپذیر از دهه‌های پیش برای بالا بردن سطح گفتمانی پیرامون مباحث زبانی در ایران آغاز کرده که کتاب‌هایی چون فرهنگ علوم انسانی، بازاندیشی زبان فارسی و زبانِ باز دستاورد این کوشش‌ها و کنش‌هاست.

به‌هر روی می‌توان با دیدگاه‌های آشوری موافق بود یا مخالف؛ ولی هرگز نمی‌توان او را نادیده گرفت.

در زیر گفت‌وگوی ما را با داریوش آشوری درباره‌ی زبان، مدرنیت و چالش زبان فارسی با دنیای مدرن بخوانید:


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 

فیروز منصوری، پژوهشگر معاصر در کتاب مطالعاتی درباره‌ی تاریخ، زبان و فرهنگ آذربایجان، به بررسی تاریخ آذربایجان از زمان ورود سلجوقیان تا روزگار معاصر می‌پردازد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آبان1387ساعت 6  توسط عقاب علي‌احمدي  | 

 

دیروز نامه‌ای از دوست گرامی‌ام «رامن» که از نویسندگان نوجوان روزنامک نیز هست، دریافت کردم که بسان همیشه حاوی پرسش‌هایی درباره‌ی تاریخ و فرهنگ ایران بود. اما پرسش‌های دیروز رامن از جنس دیگر و به باورم، خود او بیش از من به پاسخِ پرسش‌هایش واقف بود.

از آنجا که بخشی از خوانندگان «روزنامک» استادان زبان و ادب پارسی هستند و یا دغدغه‌ی بهسازی زبان پارسی را دارند، از رامن خواستم که پروانه دهد تا نامه‌اش را در روزنامک منتشر کنم تا این گروه از خوانندگان ارجمندِ ما با دغدغه‌های یک نوجوان درباره‌ی زبان فارسی آشنا شوند تا شاید چاره‌ای بیندیشند.

مسعود لقمان


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت 8  توسط رامن  | 

زبان مادری معبد قدسی این روزگار

هیوا مسیح


«اگر جامعه‌یی در روزهای تعطیل/ پزشکان آماده به خدمت / داشته باشد، می تواند/ زبان خود را نجات دهد.»

برناردو آچاگار نویسنده اهل باسک

زبان مادری ما از قرن ها پیش می خندد، می بالد، افتخار می کند، افتخار می آفریند، بزرگی و عظمت می بخشد، انسان ها و اندیشه های والا تولید می کند و حالا مدتی است که می گرید، مدتی است که تنها است، در کاغذ روزنامه یی مچاله می شود، گاه در برابر زبان های خارجی تحقیر می شود و... اما همچنان صبور، عرق ریزان و آهسته، در حال بازتولید خود است. حتی زیر سم اسبان زبان های مسلطی چون زبان انگلیسی که از هر کوچه و خیابانی، از هر اداره یی و خانه یی، از هر کیف و کتاب و موبایلی، می گذرد.
ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 8  توسط مسعود لقمان  | 

زبان فارسی و هویت ایرانی

مسعود لقمان

دکتر ماشاالله آجودانی

  • بنیاد ناسیونالیسم سیاسی در هر شکل آن بر محور این اندیشه شکل می گیرد که حقّ حاکمیت از آنِ ملّت هاست و دولت وقتی ملّی است که منتخب ملّت و مورد حمایت و موافقت ملّت باشد. ... مفهوم وطن در معنای جدید بیانگر یک واحد سیاسی مشخص است. ملّت در معنای جدید حقّ حاکمیّت دارد. چنین ملّتی به لحاظ فرهنگی و تاریخی هم باید مشترکاتی داشته باشد. چون در ایران از دیرباز، زبان فارسی نقش زبان مشترک را داشت و به نوعی مفهوم ایران در معنای فرهنگی و گاه کم و بیش سیاسی در دنیای پیش مدرن استمرار تاریخی و فرهنگی داشت، ما نسبت به دیگر کشورهای آسیایی زودتر توانستیم با مفهوم جدید ملّت آشنا شویم. به برکت نهضت مشروطیت و تحولات اجتماعی پس از آن بود که مفهوم جدید ملّت پدیدار شد و جا افتاد. مفهوم جدید از قید وابستگی به شریعت و دین آزاد گردید. اما به گوهر اتحاد با دولت دست نیافت یعنی درست برخلاف کشورهای غربی دولت مدرن را در غیبت مشارکت سیاسی ملّت شکل دادیم.

ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 27 مهر1387ساعت 3  توسط مسعود لقمان  | 

انتشار این کتاب گام اول است، برای پژوهش‌های بنیادین در زمینه‌ی شناخت و ریشه‌یابی پیوستگیِ گویش‌هایِ گونه‌گون در پهنه‌ی گسترده‌ی ایران فرهنگی و الگوئی درست، برای آنانی که هرچند در حال حاضر به دلیل تقسیم‌بندی‌های سیاسی، خارج از مرزهای کنونی ایران بسر می‌برند، ولی از دیدگاه جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی در بستر باورها، آئین‌ها و زبان مشترک ایرانی برای بالندگی این فرهنگ کهن و گرانمایه می‌کوشند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 6 مهر1387ساعت 2  توسط مسعود لقمان  | 

دکتر جلال خالقی‌مطلق

سرگذشت زبان فارسی

دکتر جلال خالقی‌مطلق

از آنجا که در نجد پهناور ایران، هر یک از تیره‌های ایرانی به یکی از زبان‌ها و گویش‌های ویژه‌ی خود سخن می‌گفتند، از دیرباز، وجود یک زبان فراگبر که وسیله‌ی تفاهم میان آنان باشد، نیازی سخت آشکار بود. ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 9  توسط نیلوفر لقمان  | 

دکتر جلیل دوستخواه

زبان فارسی از آشوب تا سامان

دکتر جلیل دوستخواه

١ . درآمد

زبان فارسی یا فارسی ِدَری، ستون ِاستوار تاریخ و فرهنگ و شناخت نامه‌ی ِایرانیان، افغانان، تاجیكان و برخی تیره‌های فارسی زبان در دیگر كشورهای آسیای باختری و مركزی و سرمایه‌ی ِمشترك معنوی‌ ملت‌ها و تیره‌های یاد كرده است. این زبان، شاخه‌ای از زبان‌های ایرانی است كه خود به شاخه‌ی بزرگترِ گروه زبان­های هندو - ایرانی می­پیوندد و در كلید واژه‌های زبان شناختی، از آن به نام فارسی‌ نو یاد می‌شود. (در برابر فارسی‌ ِ باستان / كهن، زبان روزگارِ هخامنشیان كه نوشته‌های اندك شماری به خط ِ میخی از آن بر جا مانده است و فارسی‌ میانه، زبان روزگار پارتیان/ اشكانیان كه پهلویك / پهلوی‌ ِ شمالی/ پهلوی‌ اشكانی / پارتی و پارسیك / پهلوی‌ ِجنوبی / پهلویِ ساسانی، كه شمار بیشتری سنگ نوشته و كتاب به دبیره (خط) پهلوی از آن در دست داریم.)

این زبان (فارسی) در زمان ساسانیان ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 9  توسط نیلوفر لقمان  | 

تهران، فرودگاه مهرآباد، 12 آذر 1329. ذبيح بهروز، صادق هدايت، همسر و فرزند بهروز

شمع فروزانی كه سوخت

علیقلی اعتماد مقدم

خلاصه:سرگذشت استاد ذبیح ‌بهروز و نظریات وی درباره تاریخ زبان‌شناسی و ریاضیات و روش آموزش آن به كودكان و واژه‌سازی.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 14  توسط مسعود لقمان  | 

پراکندگی پارسی زبان ها در جهان

سره نویسی یا مقابله با آن یکی از داغ ترین بحثهای مربوط به حوزه زبان فارسی در سده گذشته بوده است. جریان ادبی دوره پهلوی، زبان فارسی را خانه تکانی کرد و پس از آن دیگر هیچ خردمند فارسی دوستی نیست که فارسی پیش از آنرا ادامه دهد. شما و همگان را به خواندن نثر دوره قاجار دعوت میکنم. به ویژه آثار دینی آن دوره (توضیح المسائل ها و رساله های علمای شیعه و نامه های روحانیون و یا کتابهای بهایی که دیگر فاجعه اند.) بیرون از بحث زیبایی و زشتی، نکته اینجاست که چرا باید آن زبان را فارسی و آنرا بخشی از ادبیات فارسی دانست؟ کجای آن زبان فارسی بود؟ با نگاهی سطحی پی خواهید برد که نزدیک به 90 درسد واژگان دفترهایی که از آن زمان به دست ما رسیده فارسی نیست و آن 10 درسد نیز چیزی نیست جز حروف ربط (از، که، را، تا، برای، چون، در) یا ضمیرها (من، تو، او، ما، شما، ایشان) یا فعل های اصلی (است، بود، شد، گشت، گردید) یا قیدها و اعداد. این است آنچه به نام "فارسی سنتی" به دست ما مردمان ایران پس از مشروطه رسیده است.

نویسندگان فارسی "صفوی تا پهلوی" خود نمیدانستند که چه میکنند. ولی پژوهشگران پسین تر با اندکی اندیشه در دفترها و نامه های فارسی پی بردند که مشکل از کجاست. جریان فرهنگستان یکم (رضا شاهی) نه ادامه جنبش پارسی سره، که تاثیر پذیرفته از آن بود. و خود میدانید که چه مقاومتها و درگیری هایی از سوی ادیبان سنتی ایران و متجددان روشنفکر با فرهنگستان یکم شد و پس از تعطیلی آن چه جشنی گرفتند. ولی گذشت تاریخ، درستی جریان فرهنگستان را اثبات کرد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 7  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

داستانِ پُر آبِ چَشمِ گل نبشته های تخت جمشید

مسعود لقمان

گفتم: استاد! خبری ازتان نیست؟ نگاهی معنادار انداخت و شعرِ "جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی"*، شاعر سده ی ششم را به آرامی و با صدای مهربان و دلنشینش زمزمه کرد:

الحذار ای غافلان زین وحشت آباد الحذار / الفرار ای عاقلان زین دیو مردم الفرار

ای عجب دلتان بنگرفت و نشد جانتان ملول / زین هواهای عَفَن، زین آبهای ناگوار

"دکتر عبدالمجید ارفعی" را از زمانی که با نام کوروش بزرگ آشنا شدم، می شناسم. چراکه او تنها مترجم ایرانی «فرمان کوروش بزرگ» از بابلی نو به پارسی است.

دکتر ارفعی در سال 1318 در بندرعباس بدنیا آمده و دانش آموخته ی زبان و ادبیّات فارسی است. او توانست در سال 1353 از پایان نامه ی خود با عنوان «زمينه هاى جغرافياى فارس براساس گل نبشته هاى تخت جمشيد» در دانشگاه شیکاگو دفاع و درجه ی دکترای خود را از این دانشگاه اخذ کند.

ایشان در کارنامه ی پُربار خود، تجربه ی همکاری با فرهنگستان ادب و هنر ایران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، راه اندازی تالار کتیبه های موزه ملّی، همکاری با بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد و پایگاه پژوهشی شوش و ... را دارد. او تنها ایرانی است که در زبان های ایلامی و اَکَدی (بابلی - آشوری) تخصص و همچنین با زبان های سومری، پارسی باستان، اوستایی و پهلوی آشنایی دارد.

در یک روز پائیزی در دفتر کارش مهمانش بودم و با او درباره ی سرنوشت 30 هزار گل نبشته ی تخت جمشید در دانشگاه شیکاگو، فرمان کوروش بزرگ، جفای روزگار و ... صحبت کردم. آنچه می خوانید حاصل این دیدار است و ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 7  توسط مسعود لقمان  | 

امروز پانزدهم بهمن ماه، روز تولّد دوست گرامی محمد جلالی چیمه (م.سحر) است.

نویسندگان روزنامک این روز فرخنده را به ایشان و دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران شادباش می گویند و امیدوارند قلمِ م.سحر عزیز همواره پرتوان و استوار باشد.

به بهانه ی این روز، کتابِ الکترونیکی "زبان فارسی و هویت ایرانیان" نوشته ی محمد جلالی را به خوانندگان گرامی روزنامک پیشکش می کنیم. باشد که پسند افتد.

کتاب "زبان فارسی و هویت ایرانیان" را به گونه ی پی.دی.اف از

"اینجا"

بارگذاری فرمائید. (900 کیلوبایت، 149 صفحه)

زبان فارسی و هویت ایرانیان

کتابی از محمد جلالی چیمه (م.سحر)

"زبان فارسی ستون ِ فقراتِ يک ملّت عظيم است."

دکتر غلام حسين ساعدی (الفبا، شماره 7، چاپ پاريس)

نخستین مطلبی که در این دفتر می خوانید در سال 1992 نوشته شد و در یکی دو نشریهء چاپ پاریس انتشار یافت.

اما مقالات سه گانهء بعدی در سال جاری نوشته و در اختیار انتشارات الکترونیکی فارسی زبان قرار داده شده اند.

استقبال ِ بسیاری از نشریات ...
ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 7  توسط مسعود لقمان  | 

چندی پبش دکتر ناصر فکوهی دو گفت و گو با عنوان های "خودشیفتگی و هویت" و "مطالبات قومی و منطق خشونت" با تارنمای "برای یک ایران" داشت که با پروانه ی ایشان بخش هایی از این دو گفت و گو با عنوان "مساله ما باید حفظ و تقویت زبان فارسی باشد" در روزنامک بازنشر می شود.

  • متاسفانه ما در سطح زبان با نوعی تخریب سروکار داریم که با گونه‌ای از «شلختگی» وضعیت بدتری پیدا کرده است. اینکه می گویند «هویت خواهی» قومی «واکنشی» به «هویت خواهی ملی» است، خود نمونه‌ای از این تخریب است. به گمان من باید در گفته های خود به ویژه در زمینه‌هایی چنین حساس بسیار دقیق‌تر بوده و وسواس بیشتری به خرج بدهیم.
  • ایده دولت در ایران ایده جدیدی نیست، و هر چند ایده ملت به نظر من متاخر است اما لااقل به شکل سیاسی تا تاریخی دور دست در این کشور وجود داشته است، ما ادبیاتی غنی و منابع بی پایان اسطوره‌ای و تاریخی داریم که می توانیم برای ساختن دولت و ملت از آنها استفاده کنیم، البته مشروط بر آنکه خود تحت تاثیرعمل «ساختن»ی که در حال انجامش هستیم قرار نگیریم و مفاهیم قراردادی دولت و ملت را با مفاهیمی ذاتی و «طبیعی» یکی نگیریم چون در این صورت یا در دام قدرتمداری می افتیم و یا در دام نوعی ملی گرایی سطحی و عامیانه. و البته این نافی آن نیست که ما به هر دو این ایده‌ها و به تحقق در آمدن کامل آنها احتیاج داریم.
  • نقش زبان میانجی در ایران، یعنی زبان فارسی که نه یک زبان قومی بلکه زبانی میانجی است که اقوام را به یکدیگر متصل کرده و منسجمشان می کند، نقشی حیاتی است. ایرانی بودن بدون فردوسی، حافظ، مولوی، سعدی و حتی در دوران مدرن بدون نیما و هدایت و ساعدی و شاملو و ... معنایی ندارد و همه این ها یعنی زبان فارسی. افزون بر این زبان فارسی چیز دیگری نیز هست و آن بزرگترین ابزار ما در سطح بین المللی برای بقا و دوام آوردن به مثابه یک سیستم تمدنی است.
  • مساله ما باید حفظ و تقویت زبان فارسی به مثابه ابزار قدرتمندی باشد که هویت ملی ما را در سطح بین المللی نمایندگی می کند. انگلیسی نوشتن برای حضور در محافل علمی بین‌المللی البته کاری درست است اما می توان این کار را به مترجمانی واگذار کرد که متون فارسی را به انگلیسی منتشر کنند، ولو آنکه این مترجمان خود ما باشیم. منظور من آن است که برای ما باید اهمیت بیشتری داشته باشد که فرهنگ را در زبان خودمان تقویت کنیم و نه در زبان انگلیسی.
  • ما خوشبختانه زبان فارسی را داریم که دو حسن دارد نخست آنکه هزاران سال است یک زبان رسمی و سیاسی است و در عین حال میانجی است و دوم اینکه یک زبان قومی نیست. اینکه رابطه زبان میانجی با سایر زبان ها چه باشد، به نظر من، اگر در سطح حوزه‌های بزرگ تمدنی ما با یک جنگ روبروئیم، در سطح ملی جنگی در کار نیست، بلکه زبان‌های محلی و قومی ما در واقع مواد و زیر مجموعه‌هایی هستند که می‌توانند به زبان میانجی کمک کنند که قوی تر شود و زبان ملی نیز می‌تواند آنها را در تداوم یافتن و قدرتمندتر شدن هر چه بیشترشان کمک کند. سیاست‌های ما باید سیاست‌های چند زبانی باشد، ولی با محور قرار دادن زبان میانجی که همانگونه که گفتم ابزار اصلی ما برای حضور موثر در جهان است.

روزنامک شما را به خواندن این گفت و گو دعوت می کند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 29 دی1386ساعت 8  توسط مسعود لقمان  |