تبليغاتX
روزنـــامــک

روزنـــامــک

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 زنده ياد محمود محمودي خوانساري

يادي از مرغ شباهنگ

حميد رضا صانعي

مرغ شب خوان كه دم از پرده ي عشاق زند   گو نوا از من شب خيز بياموز امشب

عرصه ي فرهنگ ايرانزمين همواره مرهون مهرورزي بزرگاني است كه هر چند بسياري از آنان امروز خموشند، ولي نرفته فروغ از آشيان پرمهرشان، "چرا كه آيين چراغ خاموشي نيست."

بي شك زنده ياد محمود محمودي خوانساري استاد نامدار آواز ايراني، شمعي است كه هرچند محبوب زيست و زبيم اغيار خموشانه فرونشست وليكن نور او كه ريشه در اصالت كم نظيرش دارد، همواره روشني بخش تشنگان فرهنگ مينوي اين سرزمين اهورايي بوده و هست


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

احمد عاشورپور

"If I can't dance I don't want to be in your revolution".
Emma Goldman

خبر مرگ عاشورپور هنرمند محبوبم را روى سايت بى بى سى خواندم.
كامپيوتر را خاموش كردم، مثل اينكه مى خواستم با خاموشى كامپيوتر مرگ او را باور نكنم! جلوى صفحه سياه كامپيوتر غرق در كودكيم شدم، دورانى كه جز مدرسه، بازى و شيطنت كار ديگرى نداشتم. چهره جوان، زيبا و مهربان پدرم به يادم آمد كه مثل هميشه در مهمانى ها و جمع هاى دوستانه و خانوادگى با حكايت خاطراتش مورد توجه همه حاضرين بود. از خيلى جوانى هايش مى گفت كه چگونه عاشق ژيمناستيك بود و با پشتكار توانست مدال قهرمانى كشور را بگيرد و واجد شرايط براى رفتن به المپيكك كه در آن سال در يكى از كشورهاى بلوك شرق بود. اما بدليل افكار سياسيش و اعتراض به بي عدالتى از حضور در المپيك محروم و به زندان افتاد. يادم نمى آيد هرگز افسوس گذشته را خورده باشد بلكه هميشه از آن با سربلندى ياد مى كرد.
بعد از خاطره گوئى و انواع و اقسام بحثهاى سياسى و غير سياسى از پدرم تقاضا مى شد تا با صداى گرمش براى ما بخواند. اين تنها وقتى بود كه حتى بچه ها هم آرام و قرار مى گرفتند، برايمان گيلكى مى خواند و فارسى. آنقدر زيبا مى خواند كه شنيدنش خستگى نداشت و پدرم با سخاوت كه ذاتى وجودش بود با ترانه هايش ما را از زيبائى گيلان لبريز مى كرد.
او ترانه هاى را مى خواند كه هرگز در آن دوران از راديو پخش نمى شد ... 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 14  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

سرنوشت تراژیکِ زن ایرانی

زمستان است ... شاید چونان همیشه ... هرچند سوز سرما تا نه توی استخوان هایت رخنه کرده، امّا شور دیدن نمایشی از "بهرام بیضایی" – اتفاقی که چند سال یکبار می افتد - کافیست که تو را وادارد، شال و کلاه کنی و خودت را به تالار رودکی که چند صباحی است، وحدت نامیده می شود، برسانی.

نمایش آغاز می شود ... جوانی در زیرِ نوری کم سو، پشت میزی نشسته و چنین می نماید که گزارش ها و اعتراف های اشخاص را یادداشت می کند.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386ساعت 1  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 بهرام بیضایی

پنجم دی ماه، استاد برجسته ی هنرهای نمایشی ایران "بهرام بیضایی" 69 ساله شد.

بهرام بيضايى به سال ۱۳۱۷ در تهران به دنيا آمد. خانواده اش اهل كاشان بودند و آنگونه كه خود بيضايى نوشته در كار تعزيه بوده اند. بهرام بيضايى يكى از معدود هنرمندان ايرانى است كه هم در صحنه تئاتر كارنامه اى درخشان دارد و هم در سينما. در عين حال او هميشه به پژوهش در زمينه تئاتر هم علاقه داشته و در سال هاى دهه ۱۳۴۰ كتاب هايى را درباره تئاتر در چين، ژاپن و ايران منتشر كرده كه هنوز هم منبع درسى دانشجويان تئاتر محسوب مى شود. بيضايى آنچه بر صحنه آورده و يا به فيلم درآورده و قلمى كرده، برگى زرین به فرهنگ و هنر ايران افزوده است.

به مناسبت 69 ساله شدن استاد، نوشته ای خواندنی از او، با نام "پس از صدسال" که به مناسبت صد ساله شدن سینمای ایران در فصل نامه ی ايران نامه، سال چهاردهم، شماره سوم چاپ شده، انتخاب کرده ام. در این مقاله استاد، به مشکلات دیرینه و تازه ی هنرهای نمایشی در ایران اشاراتی دارد که بسیار ژرف و خواندنی است.

نیلوفر لقمان

 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386ساعت 9  توسط نيلوفر لقمان  | 

محسن نامجو در ونیز

محسن نامجو

نامی که باید به خاطر سپرد

و صدایی که باید شنید

  • آثار نامجو سهل و ممتنع است و می تواند بسیاری از کژفهمی ها را موجب گردد. از این رو متأسفانه روش او نطفه های  انواع « تالی فاسد » را نیز در خود می پرورد.
  • بخش مهم هنر او مرهون ذهن  گیرنده و بارور و ذوق ِ بازیگر و بازیگوش  و نگاه رندانهء او به جهان پیرامون و روحیه تسخر زن و طنز پرداز اوست  که نخست همچون موهبتی از آن برخوردار بوده و نیز آگاهانه در تقویت و توسعه و جهت دادان به آن همچون شاگردی جستجوگر و پر کار کوشیده  و بدینگونه  بسیاری از دقیقه ها و ظرائف حرفه ای کار خویش را کسب کرده است.
  • بازیگری و بازیگوشی او که از رندی خیامی و شیطنت قهقه زن و طنز شکلک ساز و شیرینکار عبید بهره ای دارد نزد نامجو همه در خدمت  آوازخواندن وی قرار می گیرد با هدف و به قصد ترکیب و تألیف یک موسیقی اوریژینال (ریشه دار اما بی سابقه) و مؤلف.
  • با شنیدن برخی آواز های او هم می توان به یاد مثلا ژاک برل Jacques Brel بلژیکی یاجونی هالیدی Johnny Hallyday فرانسوی افتاد و هم یاد و خاطرهء دوردست شمرخوانان چیره دست و قهار تعزیه های ایرانی یا مرشد زورخانه یا پرده دار و معرکه گیر یا دراویش خانقاهی یا قلندران و شمایل گردانان کوچه و بازار را در ذهن خود تداعی کرد، بی آنکه لحظه ای به عواطف ِ دینی یا فضاهای حسّی و خاطرات ِ پنهان شدهء مذهبی یا عارفانهء خود رجوع داده شد و آنها را در خود زنده کرد.

ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 آذر1386ساعت 8  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

مژده! بالا خره دست اندرکاران سينما به خود آمدند. بالا خره همه ديديم که در ايران هم سنديکا و اتحاديه حمايت کننده وجود دارد و بالا خره مسوولا ن بلند پايه فرهنگ  و هنر ايران، گرچه نه چندان تاثيرگذار و بلند مدت بلکه براي لحظاتي کوتاه، به اين مسئله فکر کردند که هنر احتياج به حمايت دارد.

پیوند این نوشته در روزنامه ی مردم سالاری 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 3 شهریور1386ساعت 11  توسط   | 

در این مقاله به بررسی ابعاد گوناگون موسیقی تلفیقی ایران میپردازم.

اوهام

موسیقی انقلابی :

با انقلاب 57 نه تنها چارچوب های نظارتی بر موسیقی تنگ تر شد، بلکه حتا کلیت آن زیر پرسش رفت. کسی تعریف میکرد که در چند ماه پس از انقلاب برای گرفتن مجوز به اداره مربوطه مراجعه کرده و با پاسخ منفی برای اجازه انتشار آلبومش مواجه شده بود. آن فرد به دنبال مسئول در آن اداره گشته و با جوانی شاید زیر 20 سال مواجه میشود!! هنگامی که دلیل توقیف شدن آلبومش را میخواهد، با این پاسخ مواجه میشود که کلا موسیقی حرام است!! 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 1  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

موسيقي ايراني در مشرق زمين حرف اول را مي زند

 گروه درویش خان

گروه درويش خان

«محمود جاهد» در سال ۱۳۴۸ در قائم شهر به دنيا آمد و به سنت خانوادگي، گام در راه موسيقي نهاد.

جاهد با برگزاري كنسرت هايي در قفقاز و آسياي ميانه و در آينده يي نزديك در اروپا، كوششي فراوان در شناساندن اين بخش غني از فرهنگ ايران به جهانيان دارد.

آنچه در پي مي آيد، گفت و شنودي است با محمود جاهد _ سرپرست گروه درويش خان _ درباره ي كوشش ها و كنش هاي هنري او.

 

این گفت و گو در روزنامه ی «مردم سالاری» چاپ شده است. برای خواندن آن در روزنامه (اینجا) را کلیک نمائید.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 0  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

جشنواره تئاتر افغانستان از سوي ریاست معارف هرات و ریاست اطلاعات و فرهنگ اين كشور، هفته ي گذشته در هرات برگزار شد.

اين جشنواره تئاتر، نشان دهنده رویکرد نو نسل تازه افغانستان به هنرهای نمایشی است كه توانست حرکت جدیدی در تئاتر نه چندان زنده افغانستان ایجاد کند.

اين جشنواره نشانگر دگرگوني هايي در فضای محدود اجتماعی حاکم بر هرات است چراكه براي نخستين بار، دختران دانش آموز در برابر تماشاگران زن و مرد به اجراي تئاتر پرداختند تا زمینه های اجتماعی برای به رسمیت پذیری این هنر به ویژه با اجرای دختران و زنان را آماده كنند هر چند كه برخی گروه های تئاتر مدارس دخترانه نمایش آثارشان را به روزهای بعد و برای تماشاگران زن موکول کردند.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 16  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

نقاشی های «محمد صالحی زاده» براي حمايت از تنگه بلاغی و دشت پاسارگاد از سوي کميسيون ملی يونسکو در تهران برگزار مي شود.

اين نمايشگاه از هشتم تا يازدهم خرداد ماه از ساعت سه تا هفت بعد از ظهر در تهران، بلوار ميرداماد، روبروی مسجد الغدير، خيابان شهيد حصاری (رازان جنوبی)، خيابان يکم، شماره 17، برپا خواهد شد.

 

چند جُستار فرهنگي در تارنماي شاهنامه و ایران

داستان بی بی شهربانو (مازیار قویدل)

داستان معمار محلاتی، دخترش و پيرِ سبز (مازیار قویدل)

ديدارِ "سِِتی پير و ديگر جاها"

استاد خالقی مطلق و شاهنامه ی فردوسی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 12  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

موسيقيِ رپ يا هيپ هاپ، از دلِ مردم كوچه و بازار برخاسته و سرشار از مفاهيمِ اعتراضي و اجتماعي است. رقص هاي پرتحرك و لحنِ بياني تند و آهنگين از وي‍‍ژگي هاي بارز اين سبك موسيقي است.

نخستين آهنگ رپ جهان از گروه «فوریوس فایو» است (اواسط دهه ي 70 ميلادي) كه بيانگر شرایط نابسامان طبقه های فقیرنشین جامعه است و شايد نخستين  آهنگ رپ ايراني «یک یاری دارم» از «بدیع زاده» باشد.

***

چندي است موسيقي رپ فارسي در ميان جوانان ايراني هواداران بيشماري يافته است، هر چند خاستگاه اين موسيقي به سياهان امريكا و اعتراض به تبعيض ن‍ژادي كه عليه آنان به كارگرفته مي شد برمي گردد، اما در ايران اين موسيقي زيرزميني كم كم دارد به سوي انديشه هاي ميهن پرستانه و پاسداري از فرهنگ و هويت ايراني مي رود كه اين وي‍ژگي، رپ فارسي را از ساير رپ هاي انگليسي، فرانسوي و آلماني آن جدا مي كند.

 

يكي از بهترين و بي نظيرترين ويديوهايي كه تاكنون در اين زمينه ساخته شده «غمنامه» است كه بيانگر داستان نبرد رستم و سهراب از شاهنامه ي فرزانه توس است كه «تهم» خواننده ي رپ ايراني اجرا كرده است.

پيشنهاد من اين است كه حتما اين موزيك ويدئوي زيبا را دريافت كنيد و ببينيد كه چه كار زيبايي، تهم انجام داده است.

دريافت موزيك ويدئو غمنامه (13 مگابایت) (از تارنمای رپ بی رپ)

دريافت غمنامه به گونه ي Mp3  (از تارنمای رپ بی رپ)

آهنگ «هنوز نمرده نفس» کاری دیگری از تهم که در پاسخ به فیلم ۳۰۰ اجرا کرده.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 13  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

«بهرام بیضایی» کارگردان برجسته سینمای ایران عطای ساختِ فیلم جدیدش "لبه ی پرتگاه" را به لقای نساختنش بخشید و هوادارانش از دیدن شاهکاری  دیگر از او محروم ماندند.

وقتی این خبر را شنیدم به اندازه یی دلم به درد آمد که تمامِ شیرینی انتظار دیدن فیلمی از بیضایی به تلخی گرائید.

پس از "سگ کشی" گذشت شش سال بس بود! آیا بس نبود؟ آیا باز باید انتظار 10 ساله ی مسافران را کشید؟ یا اینکه دیگر هیچگاه فیلمی از او  نخواهیم دید؟  اما نه! استاد! این انتظار هر اندازه  به درازا بکشد آنقدر شیرین است که با همه ی وجود تحملش می کنیم.

به امید روزی که لبه پرتگاه، مقصد، افرا، حقایق درباره ی لیلا دختر ادریس و ...را روی پرده ی سینما ببینیم.

در این رابطه نگاه کنید به نوشته ی رضا درمیشیان در روزنامه ی اعتماد

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 0  توسط نيلوفر لقمان  | 

مجله بخارا سي و دومين شب از سلسله « شب هاي بخارا » را با همكاري انجمن موسيقي ايران به فرانك شفر،  فيلم ساز هلندي، اختصاص داده است. شفر به همراه مايكل دراير مديربخش فستيوال شرقي آلمان در اين شب شركت مي كند.

فرانك شفر را بيشتر به عنوان مستند ساز، كارگردان و تهيه كننده يي مي شناسند  كه اختصاصا  در زمينه موسيقي و هنر فيلم مي سازد. از فيلم هاي فرانك شفر مي توان به چند فيلم بلند او كه در مورد آهنگسازان ساخته اشاره كرد: « آهنگساز امروز مرگ را نمي پذيرد» ، « نت بزرگ » و « هزار توي زمان».

از ديگر ساخته هاي شفر مي توان به  « حلقه واگنر » ، « مستند از جان كيج » ، « رهبري گوستاو    مالر » و « ايگور استراوينسكي » اشاره كرد.

در « شب فرانك شفر »، نادر مشايخي درباره ويژگي هاي مستندهاي موسيقيايي اين كارگردان سخنراني خواهد كرد. همچنين مايكل دراير در زمينه مستند سازي سخن مي گويد و مهشيد ميرمعزي متن سخنراني اين دو كارگردان را از زبان آلماني ترجمه مي كند.

در « شب شفر » برگزيده اي نيز از مستندهاي اين كارگردان به نمايش درخواهد آمد.

پنج شنبه 6 ارديبهشت ماه، ساعت 5 بعد از ظهر، خانه هنرمندان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 15  توسط نيلوفر لقمان  | 

آگاه شدیم دوست گرامیِ مان حسن نقاشی توانست لوح افتخار و تنديس سيمين بخش پژوهشِ  نخستین دوره ي جايزه مستند برتر سال ایران را برای فیلم مستند مشي و مشيانه به دست آورد.

حسن نقاشي از آن دست كارگردان هايي است كه اگر همين گونه به مسير خود ادامه دهد، بي شك خواهد توانست به زودي سبك و سياقي نوين در سينماي ايران ايجاد كند. سبك و سياقي كه پژوهش در فرهنگ مليمان و آئين ها و استوره هاي ايراني در آن جايگاهِ ويژه يي دارد.

با آرزوی بهترین های از سوي من و همسرم برای حسن نقاشی و بانوی گرامی شان.

ويدئوي از حسن نقاشي به هنگام دريافتِ تنديس

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 12  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  |