تبليغاتX
روزنـــامــک

روزنـــامــک

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

داستانِ پُر آبِ چَشمِ گل نبشته های تخت جمشید

مسعود لقمان

دکتر ارفعی در حال خواندن یک گل نبشته  

گفتم: استاد! خبری ازتان نیست؟ نگاهی معنادار انداخت و شعرِ "جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی"*، شاعر سده ی ششم را به آرامی و با صدای مهربان و دلنشینش زمزمه کرد:

الحذار ای غافلان زین وحشت آباد الحذار / الفرار ای عاقلان زین دیو مردم الفرار

ای عجب دلتان بنگرفت و نشد جانتان ملول / زین هواهای عَفَن، زین آبهای ناگوار

"دکتر عبدالمجید ارفعی" را از زمانی که با نام کوروش بزرگ آشنا شدم، می شناسم. چراکه او تنها مترجم ایرانی «فرمان کوروش بزرگ» از بابلی نو به پارسی است.

دکتر ارفعی در سال 1318 در بندرعباس بدنیا آمده و دانش آموخته ی زبان و ادبیّات فارسی است. او توانست در سال 1353 از پایان نامه ی خود با عنوان «زمينه هاى جغرافياى فارس براساس گل نبشته هاى تخت جمشيد» در دانشگاه شیکاگو دفاع و درجه ی دکترای خود را از این دانشگاه اخذ کند.

ایشان در کارنامه ی پُربار خود، تجربه ی همکاری با فرهنگستان ادب و هنر ایران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، راه اندازی تالار کتیبه های موزه ملّی، همکاری با بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد و پایگاه پژوهشی شوش و ... را دارد. او تنها ایرانی است که در زبان های ایلامی و اَکَدی (بابلی - آشوری) تخصص و همچنین با زبان های سومری، پارسی باستان، اوستایی و پهلوی آشنایی دارد.

در یک روز پائیزی در دفتر کارش مهمانش بودم و با او درباره ی سرنوشت 30 هزار گل نبشته ی تخت جمشید در دانشگاه شیکاگو، فرمان کوروش بزرگ، جفای روزگار و ... صحبت کردم. آنچه می خوانید حاصل این دیدار است و ... 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 7  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

"دکتر حمید احمدی" استاد برجسته ی علوم سیاسی در دانشگاه تهران در نامه ای خطاب به من و دوست گرامی ام آقای علی رضا افشاری از مقبره ای در اورشلیم خبر داده اند که بسیار شبیه به آرامگاه کوروش بزرگ است. استاد احمدی برای ما چنین نوشته اند:

 

جناب آقای لقمان و افشاری

با سپاس از تلاش های فراوان شما در روزنامک و سایت سیوند برای آشنا ساختن همگان با فرهنگ ایرانی و تمدن و میراث آن.

اخیراً اینجانب در یکی از کنفرانس های مربوط به مسائل خاورمیانه شرکت داشتم. در مقاله یکی از استادان فلسطینی که به صورت پاورپوینت ارائه شد، تصور بسیار جالبی دیدم که از سر کنجکاوی آن را دنبال کردم. در بخشِ دیوار شرقی بیت المقدس یا اورشلیم، مقبره ای وجود دارد که کاملاً به آرامگاه کوروش بزرگ شباهت دارد. با آن استاد تماس گرفتم و خواهش کردم که آن عکس را برایم بفرستد. اکنون آن عکس شگفت انگیز را برایتان پیوست کرده ام تا آن را در سایت خود و در نشریات انتشار دهید تا عموم مردم از آن باخبر شوند.

اینکه چگونه این تقلید از آرامگاه کوروش و به چه انگیزه ای صورت گرفته است با پژوهشگران خواهد بود.

ارادتمند

حمید احمدی

 

با سپاس فراوان از دکتر حمید احمدی عزیز

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 12  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

نوشتاری که پیش رویتان قرار دارد کوششی است در راه شناخت آرا و عقاید مانی، فردی که در فرهنگ ایران مشهور است به پیامبر نقاش، تلاش ما در این جستار بیشتر معطوف خواهد بود به بازشکافی جهان بینی و آرمانهای درون فکری او، نهایت تلاش پژوهشگر بر آن بوده تا با حفظ خط مشی بی طرفی، بدور از راویگری، دو بعد استوره ای شخصیت باستانی مانی و بعد ایدئولوژیک و حقیقی وی را با تکیه بر آنچه میتوان بعنوان مستندات تاریخی پذیرفت، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد، امید آن میرود که آنچه آرمان پژوهنده بوده حاصل گردد...

 

حجاری مانی در تنگه چوگان در حالی که زیر پای بهرام افتاده است.

 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 آبان1386ساعت 15  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

 

 

سرانجام پس از حدود ۲۵۰۰ سال، يك ايرانى با دانشى جامع به معناى دقيق امروزيِ آن و همتى مردانه پيدا شد كه نه تنها به نقد كتاب «تواريخ» هرودوت كه مدت ۲۵ قرن يگانه منبع موثق و گرامى غربيان- و سپس نيز متأسفانه ايرانيان - در بررسى و شناخت روابط ايران و يونان در دوره هخامنشيان محسوب مى شد و مى شود، بلكه به سنجش و ارزيابى تقريباً همه نوشته هاى اروپائيان و آمريكائيان در اين زمينه - آن هم به زبان و روش اروپائيان - بپردازد.

اميرمهدى بديع كه در سال ۱۳۱۲ در سن ۱۸ سالگى براى ادامه تحصيل به اروپا رفت و تا پايان عمر در آن جا ماندگار شد، دانشمند و فلسفه دان بزرگى بود كه پس از تحصيل در رشته هاى رياضى، فيزيك، رياضيات عالى، مهندسى، فلسفه و ادبيات، با تاليف كتاب هايى به زبان فرانسه مانند «انديشه روش در علوم» (سوئيس، ۱۹۵۳) در ۷ جلد و «توهّم گسترش پذيرى بى پايان حقيقت» (سوئيس، ۶۰ -۱۹۵۷) در ۲ جلد و نيز «هگل و مبادى انديشه معاصر» (كه دو كتاب اخير با ترجمه زنده ياد «احمد آرام» به فارسى زبانان شناسانده شده اند.) پايه هاى پذيرش خود را به عنوان دانشمندى صاحب نظر در غرب استوار كرد و مورد ستايش قرار گرفت.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 27 مهر1386ساعت 22  توسط استاد مرتضی ثاقب فر  | 

اميد عطايي فرد

به نام خداوند جان و خرد

با سپاس از جناب ثاقب فر و آقای لقمان که نقدی بر کتاب «پیامبر آریایی» را بازتاب دادند٬ پاسخ خود را در دو بخش می فرستم تا در این میانه٬ خوانندگان بیش از پیش به ژرفا و گستره ی تاریخ و فرهنگ ایران زمین پی ببرند و فراموش نکنیم که همه چیز را همگان دانند. شادمان میشوم که از دیدگاه دیگران نیز آگاهی بیابیم. / پاینده ایران --- امید عطایی فرد. 


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 تیر1386ساعت 11  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

(پاسخ به نوشته دوم آرش خوشخو در بخش کافه روزنامه شرق)

 

بهرام روشن ضمیر

در جستار پیشین به اتهامات مطرح شده در مقاله نخست ایشان پاسخ داده شد و همچنین هوچی گری و جنجال آفرینی برنامه ریزی شده او نیز نمایان گشت. در این جستار به مباحث مطرح شده در مقاله دوم ایشان میپردازم.

نویسنده با عوامانه ترین لحن ممکن، با چنگ انداختن به چند جمله پراکنده از کتاب این و آن، فقط به لگدکوبی افتخارات گذشته به شکل مبهم و کلی پرداخته است. پاسخ دادن به این مقاله بسیار آسانتر از آنچیزیست که همیشه مجبور به آن بوده ام. فقط کافیست تصور کنم که در حال آگاهی دادن به یک نوجوان ناآگاه از تاریخ میباشم. تک تک جملات جناب خوشخو را بارها و بارها شنیده و خوانده و البته بارها پاسخ آنرا نیز دیده و یا خود داده ام. به جرات میگویم که نقد ایران باستان از این کلیشه ای تر و خام تر امکان نداشت و جناب خوشخو با اینکار و البته با پشتیبانی زایدالوصف سردبیر روزنامه وزین شرق بیش از اینکه به نقد این مقوله کمکی کند، به شهرت خویش کمک کرد.  

پاسخ جناب آرش خوشخو به من در ادامه این جستار افزوده شد.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 تیر1386ساعت 0  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

بهرام روشن ضمیر 

هنگامی از طریق یکی از دوستان آگاه شدم که در روزنامه شرق مقاله ای به شدت توهین آمیز نسبت به گذشته تاریخی ایران و بزرگان ایرانزمین درج شده است، گمان کردم که یکی از منتقدان سرشناس ایران باستان و یکی از یاران ایشان مقاله ای بر ضد مکتب ناسیونالیسم و ایرانگرایی به شکل فلسفی نگاشته و یا به شکل حرفه ای و سطح بالا به نقد تاریخ ایران باستان پرداخته است. ولی پیش فرض من نادرست بود.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 15 تیر1386ساعت 8  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

بهرام روشن ضمیر 

در تارنمای روزنامک، در روز 5 تیر 86 شاهد مطلبی بودیم با نام «گزندهای تعصب، نقدی بر کتاب پیامبر آریایی». استاد مرتضی ثاقب فر مترجم و پژوهشگر برجسته ادب و فرهنگ و تاریخ در این نوشته به نقد کتاب "پیامبر آریایی" نوشته "امید عطایی" پرداخته و در کنار آن موضوعاتی بسیار جذاب را مطرح ساخته و بحثی بزرگ را گشوده است.

بسیارم خوشحالم که نقدهای نویسندگان بر همدیگر را شاهدیم. بدین شکل خوانندگان کتابها با مطالعه نقدهای آن کتاب میتوانند بهتر داوری کنند. ایکاش که نقدهای یک کتاب در همان کتاب چاپ میشد ...


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت 2  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

پيامبر آريايي

ريشه هاي ايراني در كيش هاي جهاني

اميد عطايي

600 صفحه، وزيري

چاپ نخست، 1382، انتشارات عطایی

5900 تومان

 

حدود 20 سال پیش (گویا سال 64 بود) هنگامی که به توصیه ی دوستی تازه (علیرضا صدفی) به دیدار خانم پوران فرخ زاد رفته بودم، نزد ایشان با جوان 20-19 ساله ای به نام امید عطایی آشنا شدم که سخت تحت تاثیر شور ایران خواهی او قرار گرفتم و این شور خود مرا که بسیار خسته و درمانده بودم، به خصوص این که هیچ ناشری حاضر به چاپ كردن «شاهنامه فردوسی و فلسفه ی تاریخ ایران» نبود، گرما بخشيد و به آینده ای که این گونه جوانان خواهند ساخت امیدوار کرد. این جوان آن روزی و دانشور پژوهنده ی امروزی بالید و بالید و میوه ی سال ها مطالعه و كار او تاكنون برگزاری 500 جلسه شاهنامه خوانی و بحث درباره تاریخ و فرهنگ ایران باستان (به گفته خودش) و انتشار بیش از 20 مقاله در نشریات گوناگون و  پنج کتاب در عرصه های مختلف ایران شناسی کهن بوده است.

به هر حال آخرین کتاب امید عطایی «پیامبر آریایی» نام دارد با حجم عظیم 600 صفحه که در واقع دانشنامه یا دایرة المعارفی است که کوشیده کلیه ی اطلاعات مربوط به زرتشت را از تمام منابع موجود در زبان فارسی (که حدود 160 منبع است) در یک جا گرد بیاورد و به نتایجی برسد که به نوشته خودش "حتي استادان و محققان پر مایه را نیز غافلگیر می کند." (ص 24) این مجموعه از لحاظ این که خوانندگان (به ویژه انبوه جوانان بی اطلاع) را از رجوع به منابع پراکنده و بی شمار بی نیاز می کند، بسیار پر ارج و سودمند است و مایه ی همه گونه سپاس گزاری ایرانیان. اما هر گفته ی نو و غافلگیر کننده ای به صرف نو بودن و شگرف بودن نمی تواند درست باشد، به ویژه آنکه دریغ بود کوششی چنین سخت که سخنان استوار و درست فراوانی دارد، با جای به جای داعیه های بی پایه و عجیب و غریب خود باعث شود که خواننده،  گفته ها و ادعاهای درست را نیز جدی نگیرد و رنج های نویسنده بر باد رود.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 تیر1386ساعت 0  توسط استاد مرتضی ثاقب فر  | 

مزدك و يارانش

پس از درج «شرم تاریخی» نوشته ي دكتر مسعود اميرخليلي در روزنامك كه با استقبال خوانندگان روزنامك مواجه شد، دوستِ گرامي ام بهرام روشن ضمیر نيز مهر نمودند و نوشته اي از خودشان در اين زمينه براي درج در روزنامك فرستادند كه شما را به خواندن آن فرامي خوانم.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 2  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

Hunting scene showing king Khosrau I

شايد براي شما هم پيش آمده، زماني كه نوشته يي يا چيزي ذهنتان را به خود مشغول كرده است، مي بيني ازقضا دوستي با همان دغدغه ي مشترك، بدان پرداخته است.

پس از چندي كه به تارنماي دوست انديشمندم «دكتر مسعود اميرخليلي» جامعه شناسِ ايراني ساكن آلمان سر زدم و آخرين نوشته ي ايشان را خواندم، توگويي آنچه كه خود مي خواستم بنويسم اين فرزانه نوشته است. در اين نوشته نكته هايي مهم و قابل تاملي وجود دارد كه خود در گفت و گو با دوستان، شاهد اين ماجراها بوده ام.

از شما دعوت مي كنم نوشته ي دكتر اميرخليلي را بخوانيد و ديدگاه هاي خود را در اينباره بنويسيد.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت 17  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

آتن را فراموش نكن

مرتضی ثاقب فر 

درباره فيلم 300 نقدهاي بسيار نوشته شد و در نقدها به تحريف آشكار و پنهان تاريخ روابط ايران و يونان پرداخته شد، اما كمتر به اثر ارجمند و بي نظيري اشاره شد كه 50 سال پيش پرده از اين تحريف ها كنار زده و آينه یي گذاشته روبه روي تاريخ نگاري اروپا مدار.

 اين كتاب ارجمند «يونانيان و بربرها» نام دارد كه امسال براي اولين بار پس از 50 سال به طور كامل ترجمه فارسي آن به همت ناشري ايران دوست با نام توس در نمايشگاه بين المللي كتاب تهران عرضه شد.

اگرچه نخستين مجلد هاي اين مجموعه سال ها قبل توسط احمد آرام منتشر شد، اما نخستين جلد ترجمه جديد آن در سال 1382 آغاز و آخرين جلد آن روزهاي پاياني سال 1385 منتشر شد.

يونانيان و بربرها را امير مهدي بديع به زبان فرانسه نوشت و در لوزان سوئيس منتشر كرد. انتشار اين كتاب با واكنش هايي در غرب روبه رو شد كه بخشي از اين واكنش ها در پانزدهمين جلد اين مجموعه كه اكنون در دست ماست، منعكس شده است. 10 كتاب از اين مجموعه را به اضافه بخش هاي زيادي از جلد 15 قاسم صنعوي ترجمه كرده است، سه كتاب را مرتضي ثاقب فر و يك كتاب را ع. روح بخشيان. براي آشنايي بيشتر با كتاب سراغ مرتضي ثاقب فر و قاسم صنعوي رفتيم. صنعوي مترجم نام آشناي كشورمان در مشهد زندگي مي كند و گفت وگو با او تلفني انجام شد و علي القاعده به اختصار كه در روزهاي آينده تقديم مي شود، اما گفت و گو با پژوهشگر و مترجم برجسته مرتضي ثاقب فر حضوري بود و مفصل تر كه بخش هايي از آن در معرفي اين مجموعه تقديم مي شود. او اين روزها گرفتار ترجمه كتاب ديگري است كه در آن برجسته ترين مورخان و كارشناسان دوره هخامنشيان به بحث درباره زواياي مختلف اين دوره پرداخته اند و او معتقد است كه ردپاي تاثير بديع در اين مجموعه كاملا پيداست. اميدواريم پس از انتشار اين كتاب 9 جلدي بتوانيم در گفت وگويي ديگر اين بحث را ادامه دهيم.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 17  توسط استاد مرتضی ثاقب فر  | 

      

  دکتر شروین وکیلی           دکتر مسعود امیرخلیلی               بابک عباسی   

     

          دکتر حمید احمدی                              دکتر حسین افخمی

فیلم هالیودی 300 در بدبینانه ترین نگاه، تهییج افکار عمومی ضد ایرانی جهانیان و آماده سازی آنها برای حمله ی نظامی به ایران است و در خوشبینانه ترین وضع، نشان دهنده ی عدم مسئولیت و تعهد سازندگان آن در برابر حقایق تاریخی و تحریف تاریخ، تنها برای ساختِ فیلمی سرگرم کننده و جذاب می باشد.

اين فيلم آنچنان از واقعيت هاي تاريخي به دور است كه گاهي آنچه درباره ي تاريخ و فرهنگ ايران باستان صدق مي كند به اسپارتان ها نسبت داده مي شود و آنچه كه در شأن اسپارتان هاست به ايرانيان. از آن جمله است، مسئله ي برده داري كه در جاي جاي اين فيلم، ايرانيان بدين ناروا خوانده مي شوند. كوشش هاي فرانك ميلر نويسنده فيلم نامه ي 300، بسيار شبيه كوشش هاي همتايان او با افكار كمونيستي است كه مي كوشيدند برپايه ي نوشته هاي ماركس، تاريخ ايران باستان را دوران برده داري بنامند و آنان نه تنها هيچ سندي نيافتند كه گوياي اين موضوع باشد بلكه به عنوان مثال؛ يافتن بيش از 30 هزار لوح گلي از پارسه (تخت جمشيد) كه در آن به ميزان حقوق و دستمزد كارگران و حتا فراتر از آن بيمه ها و مرخصي هاي بارداري اشاره شده بود، آنها را بيش از پيش در ايدئولوژيشان سردرگم كرد.

شعارهايي كه در اين فيلم پشت سرهم داده مي شود بيشتر يادآور پُروپاگاندهايي (تبليغات سياسي) است كه از سوي كاخ سفيد به گوشمان مي خورد. به هر روي اين 300 چيزي نيست جز توهين به شعور مخاطبش و يك مشت شعارهاي عوام فريبانه ي امريكايي.

در اين مقال برآنم با كمك استاداني در رشته هاي تاريخ (دكتر شروين وكيلي، دكتراي جامعه شناسي و پژوهشگر تاريخ كه با مِهري فراوان، بخش هايي از کتابِ زير چاپش "تاریخ دروغین یونان" را در اختيارم نهاد)، جامعه شناسي (دکتر مسعود امیرخلیلی، جامعه شناسِ ایرانی ساکن آلمان، كه از نوشته شان سود جُسته ام) و گفت و گو با  بابک عباسی _ کارگردان و دانش آموخته ی سینما _ دکتر حسین افخمی _ کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی _ دکتر حمید احمدی _ استاد دانشكده‌ حقوق‌ و علوم‌ سياسي‌ دانشگاه‌ تهران‌ _ به گفته ي بيهقي در اندازه ي توان "داد تاريخ بستانم." 

این نوشته در روزنامه ی مردم سالاری امروز نیز چاپ شده است که می توانید آن را در صفحه های زیر بخوانید.

صفحه ی ۷ روزنامه ی مردم سالاری   صفحه ی ۸   صفحه ی ۹


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 15  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  | 

فیلم هالیودی 300 در بدبینانه ترین نگاه، تهییج افکار عمومی ضد ایرانی جهانیان و آماده سازی آنها برای حمله ی نظامی به ایران است و در خوشبینانه ترین وضع، نشان دهنده ی عدم مسئولیت و تعهد سازندگان آن در برابر حقایق تاریخی و تحریف تاریخ، تنها برای ساخت فیلمی سرگرم کننده و جذاب می باشد. 

نکته ی جالب اینجاست که يونانيان بر خلاف آنچه غالبا نوشته مي‌شود در ترموپيل ۳۰۰ نفر نبوده‌اند بلكه 7400 نفر بوده‌اند. براي آگاهي بيشتر بنگريد به «دييودور» ... 

برای خواندن ادامه ی نوشته و همچنین نامه ی دکتر پرویز رجبی درباره ی فیلم 300 روی ادامه ی نوشته کلیلک نمائید.


ادامه ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 فروردین1386ساعت 3  توسط مسعود لقمان (سردبیر)  |