تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...:: - اعلام موجودیت کشور مستقل اسدآباد! نوشته ي میرزاآقاعسگری (مانی)

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

سخنرانی وزیر کشور اسدآباد درخرمنجا!
 
 یک توضیح:
 
پس از فروپاشی کشور ایران (سابق) و تجزیه ی آن به ۲۵۰۰ کشور کوچک و بزرگ، اسدآباد که قبلاً تحت سلطه ی استانی بنام همدان (سابق) بود، پس از فداکاری ها، جنگ ها و خون ریزهای فراون به کشوری مستقل تبدیل شد. این کشور نوپا که پس از ۲۵۰۰ سال مبارزه ی پاتیزانی با شوونیسم فارس توانست استقلال خود را بدست آورد، خود در آستانه ی تجزیه قرار گرفته و جدائی طلبان محلات آن برای استقلال کامل از اسدآباد بزرگ سرگرم هزار جور توطئه و جنگ و جدال هستند.

درحال حاضر کشورهای ملایر و بیستون و کنگاور از متحدین سیاسی کشور اسدآباد بشمار می روند و عمق استراتژیک آن به حساب می آیند. درمقابل، سه کشور کبوترآهنگ، نهاوند و بویژه تویسرکان با کشور اسدآباد درگیری های مرزی و نزاع مزمن سیاسی دارند. ما از امروز وقایع جاری در کشور اسدآباد را مرتباً با شما مردم جهان درمیان می گذاریم.

تیم خبری اسدآبادنیوز

 خبرگزاری اسدآباد نیوز:
 
 سخنگوی وزارت خارجه ی اسدآباد در یک کنفرانس مطبوعاتی در خرمنجای سفلی مواضع حکومت مقدس کشور اسدآباد را به اطلاع جهانیان رساند. وی اظهار داشت:
 
بسمه ی السدآباد.
         بیانیه ی استقلال
 
از آنجائی که موضوع تجزیه طلبی در اینجا و آنجای دنیا موضوعی مد روز، اشتها برانگیز و واگیر شده بود. فلذا اشتهای ما اسدآبادی ها هم بشدت تحریک گردید و تحت تأثیر این جوَ، اول تجزیه طلب گشتیم و سپس تجزیه شدیم! مدتی است که استقلال کامل کشور اسدآباد را اعلام فرموده ایم و اکنون و بدینوسیله مواضع دینی، جغرافیائی، تاریخی، سیاسی، فرهنگی و زبانی خود را به گوش جهانیان می رسانیم! 

امت ما از بدو پیدایش جهان، خلقی غیور و تجزیه طلب بود. این که اسدآباد کشور مستقلی است، باید توسط جهانیان درک شود و گرنه دچار ضربات سهمگینی خواهند شد. ام القرای اسدآباد زیر بار هیچ زوری نمی رود مگر آن که خیلی پر زور باشد!  ما برای نشان دادن حسن نیت خود به جهانیان شوونیست بار دیگر تأکید می کنیم که به پنج قاره ی جهان اجازه می دهیم چنانچه بخواهند به عنوان پنج استان از کشور اسدآباد در حوزه ی اقتدار سیاسی ما باقی بمانند اما موظف خواهند بود، سدآوایی حرف بزنند و فقط کرکه پاله و آش دوغ و ماس تیلیت و لویس و شپله بخورند!
 
این که می گویند اسدآبادی ها قادر به صدور انقلاب تجزیه طلبانه ی خود نیستند و نمی توانند جهان را مصادره و اداره کنند یک لیچار غیرمسئولانه است! ما به جهانیان اعلام می کنم که کشور ما ۶۰ هزارنفر نفوس دارد که در برابر هفت میلییارد جمعیت ضداسدآبادی و شوونیست جهان، بخش برتر به حساب می آید. این جمعیت با تقسیم دنیا به ۶۰۰۰۰ ولایت برای ۶۰۰۰۰ والي خواهد توانست جهان را به خوبی اداره و غارت کند.
 
هرچند که متأسفانه زبان ما فارسی است، اما خوشبختانه لهجه داریم! و همین لهجه برهانی قاطع است برای استقلال میهن ما! ما به آب می گوییم آو، به گاو می گوییم گَو! و به اسدآباد می گوییم سدآوا! برای این که زبان شناسان را هم روسیاه کنیم از آنها می خواهیم اگر می توانند این جمله را که به زبان رسمی سدآوایی اعلام می داریم برای سایر خلق های جهان ترجمه کنند: «کرکه پاله که بپقه، مِرَم سرِ خاکلانکو، النجمه موخارم و وهمه موام ای ملت سدآوا وخت ملچ ملوچه!» فکر می کنم حالا شوونیست ها خودشان بگویند:« اوه اوه! خوب شد که تجزیه شدن رفتن پی کارشان! اینا دیگه کی ان؟!»
 
کشور ما اسدآباد، از نظر جغرافیایی و سوق الجیشی در چهار راه جهان قرار دارد. این سرزمین باستانی، پایتخت و مرکز جهان است. هرکس قبول ندارد به قول ملانصرالدین بردارد متر کند! فرمانده قوای شش گانه ی اسدآباد دیروز گفت: اگر عده ای بخواهند تنگه ی هرمز را به روی ما ببندند، ما هم گردنه ی اسدآباد را به روی آنها می بندیم. وی اضافه کرد: ما اسلحه ای داریم که به خوبی می تواند در برابر موشک های کروز و بمب های اتمی دشمن مقابله کند. این اسلحه بیلاخ ۵ نام دارد که نوع پیشرفته ی بیلاخ ۴ است! این تنها یکی از انگشتان برافراشته ی ما است!
 
کشور باستانی اسدآباد منابع عظیمی از خاک، کوه، گرد، غبار، آسمان و ستاره دارد که همیشه توسط شوونیست های غیراسدآبادی غارت می شده است. ما با منابع عظیمی از مار، عقرب، چُسُنه، مگس، رطیل و ملخ که در بیابان ها و در سقف های چوبی خانه هامان داریم می توانیم خوراک ۱۰۰ سال مردم چین و ماچین (ژاپن) را بدهیم و با کسب دلارهای ماری و عقربی (به جای دلارهای نفتی که بوی گند نفت می دهند) به ساخت تأسیسات اتمی زیر کوهی خود ادامه داده و شعار دهیم: آلبالوی هسته ای، واجبی بسته ای، آن سوهان پسته ای حق مسلم ماست!
 
کشفیات باستان شناسی ثابت کرده که تمام جاهائی که امروزه خود را کشورهای جهان می نامند جزو خاک پاک اسدآباد بوده اند که طی زمان و با توطئه های بین المللی از کشور ما جدا شده اند. بزودی همه ی آنها را به خاک خود برخواهیم گرداند! همه می دانند که چاه های نفت مکزیک، کوه های ماچوپیچوی پاناما ، آبشار نیاگارا، صحرای سیبری و کوه های هیمالیا هم روزی در کشوراسدآباد بوده و توسط غارتگران بین المللی به غارت رفته اند. حتا دیوار چین هم دور کشور ما بود وبه دست چینی های شوونیست غارت شد و گذاشته شد دور کشور چین و ماچین. چینی ها بدانند که ما کشور چین را به موزه های خود برخواهیم گرداند. همه می دانند که ما به بشقاب های شکستنی مان می گوییم : چینی! یعنی شکستنی! ما آنها را درهم خواهیم شکست!
 
سخنگوی «وزارت جهانخواری» کشورمان دیروز در جمع خبرناگاران بین المللی گفت: این که می گویند کشور ما اسدآباد در آستانه ی تجزیه است، حرف مفتی بیش نیست. این که می گویند خالوصفات سبزی فروش اعلام کرده «کشور دموکراتیک اسدآباد شمالی خواهان سرنگونی حکومت اسدآباد جنوبی است» تاکنون از سوی هیچ خبرگزاری مستقلی تأیید نشده است. رئیس جمهوری فدرال اسدآبادجنوبی به خبرگزاری اسدآبادنیوز گفت: «ما موشک هایمان را به سوی پایتخت اسدآباد شمالی نشانه رفته ایم. و تمامی تحرکات دشمن را زیر نظر داریم!»
 
استقلال اسدآباد را مردم اسدآباد به رسمیت شناخته اند و نیازی به تأیید جهانخواران و اسدآبادخواران نداریم. حالا آن شوونیست هائی که اجازه نمی دادند ما با زبان و خط اسدآبادی بگویم و بخندیم و بنویسیم، و حتا موسیقی چوپانان ما، و کنسرت های جارچیان ما را هم ممنوع اعلام کرده بودند، بدانند که دوران فریب کشورها با عنوان «گفت و گوی تمدن ها» به سرآمده است و ملت ها بیدارند.

 
حضرت شنگول،- جد هفتصد وهفتاد و پنجم رمضان چوپان- که خود چوپانی اولوالعزم بود و بارها در کوه خان گورمز با خدای قوم اسدآباد آیه رد و بدل کرده و حتا با خدای خود  بازی زمله زو، لگدبازی و سه قاپ هم کرده بود، در لابلای یکی از خوروپوف های خود این آیه ی معروف و مقدس را از خود خارج فرمود: «خورررر...اسدآباد شرقی....پوف ف ف! اسدآباد غربی پیف ف ف چهارپایتخت در سدآوا پیف پاف خور خور بخور بخور فسسسسسسسسسسسسسس ! اسدآباد بشود اسدآبادستان؟ فسسسسس!» این آیات که توسط مفسران شوونیست به تقسیم اسدآباد به چهار کشور مستقل تعبیر شده را تاریخشناسان اسدآباد یک توطئه ی بین المللی و از ترفندهای حکومت سرکوبگر مرکزی جهان برای تسلط بر منطقه ی حساس و سوق الجیشی چاردولی دانسته اند.

در تازه ترین لوحی که در کوه های گردنه کشف شده، ثابت شد که حتا حضرت شنگول بر قلعه قوچان (به گفته ی شوونیست های فارس: بر شانه ی) خدای قوم اسدآباد سوار شده و طی الگردنه کرده است. خدای قوم در حالی که نفس نفس زنان شنگول اولوالعزم را می برد فرمود: «ما قوم خود را بر بقیه ی اقوام برتری دادیم و سرزمین مقدس اسدآباد را مرکز فرماندهی آنان بر کائنات و ارض مسکون قرار دادیم. علت این کارها بر خود ما هم روشن نبود! ما کشورها را مثل ریگ های بیابان زیر پای شما اسدآبادی ها خواهیم ریخت، زنان موطلائی را تشک قوم برگزیده ی خود خواهیم کرد. چرا اینقدر باد درمی کنی ملعون؟! خفه ام کردی! چندبار بگویم اینقدر تُرب کنگاور نخور! به راستی که ما بخشنده و خوش ذوق هستیم» (کتاب شنگول نبی. سوره ی فقره. آیه ی وسطی)
 
خلق بپاخاسته ی سدآوا مشت محکمی بر لب و لوچه ی شوونیست هائی که   نمی خواهند ما مستقل باشیم خواهند کوبید تا از آن کوفته ی اسدآبادی درست کنند! براساس تصمیمات شورای انقلابی و هماهنگی تجزیه طلبان غیور اسدآبادی، از همین امروز هرکس که می خواهد با ما طرف شود باید با زبان سدآوایی با ما وارد گفت و گو شود و با زبان خودش از آن خارج گردد!
 
گفته می شود که برخی ملیت ها و اقوام و ملت های دیگر هم  از مدل و ایده ی ما برای تجزیه و استقلال سوء استفاده می کنند و اصطلاحات ما را بکار می گیرند. به آنها تذکر می دهیم که بجای دزدی یا کپی طرح های ما،  به کشور ما بیایند تا خودمان راهنمائی شان کنیم! البته اجازه نخواهیم داد از سایت های اتمی پس محله و خنداب دیدن کنند.
 
اسدآباد تی وی (
ATV)، روز چهارشنبه را روز استقلال ملی اسدآباد اعلام کرد. به این خاطر که اگر بزودی اسدآباد به چهار کشور تقسیم گردید، هر کشور برای خودش یک عدد شنبه داشته باشد.
 
مرکز زبان شناسی و فرهنگستان اسدآباد نیز به مطبوعات کشور توصیه ی اکید کرد از اطلاق نفر برای شتر خودداری کنند. چون در شأن ما نیست که مثلا بگوئیم یک نفر اسدآبادی با یک نفر شتر همراه بود و نفیر می کشید!

۲۴ تير ۱٣٨۶

دنباله دارد...

ميرزاآقا عسگري (ماني) 

درباره میرزاآقا عسگری (مانی):

ﻣﻴﺮﺯﺍﺁﻗﺎﻋﺴگرﻯ(ﻣﺎﻧﻰ) ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۳۳۰ ﺩﺭ ﺍﺳﺪﺁﺑﺎﺩِﻫﻤﺪﺍﻥ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﺪ. ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺍﺩﺑﻰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﻰ ﺁﻏﺎﺯ ﻛﺮﺩ. ﺁﺛﺎﺭﺵﺩﺭ ﻧﺸﺮﻳﺎﺕ ﻭﻗﺖ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﻳﺎﻓﺘﻨﺪ. ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﺷﻌﺮﺵ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﻓﺮﺩﺍ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺭﻭﺯ ﺩﻧﻴﺎﺳﺖ ﺩﺭ ۱۳۵۴ﻣﻨﺘﺸﺮﺷﺪ ﻭ ﺗﺎﻛﻨﻮﻥ ۴۰ ﺟﻠﺪ ﺍﺯ ﺁﺛﺎﺭﺵ ﺑﻪ ﭼﺎﭖ ﺭﺳﻴﺪه‌اﻧﺪ. ﻣﺎﻧﻰ ﻧﻘﺪ ﺍﺩﺑﻰ ﻭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻢﻣﻰﻧﻮﻳﺴﺪ. ﺑﺮﺍﻯ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﺷﻌﺮ ﻭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﻰﺁﻓﺮﻳﻨﺪ. ﻋﺴگرﻯ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﻴﺰ ۱۳۶۳ درﺁﻟﻤﺎﻥ مقیم شد ﻭ ﺗﺎﻛﻨﻮﻥ ﺩﺭﺁﻥ ﻛﺸﻮﺭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻣﻰﻛﻨﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺕ ﺁﻓﺮﻳﺪه‌هاﻯ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﻰﻭ ﺑﺮﺧﻰ ﺯبان‌های ﺩﻳﮕﺮ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ، ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﺍﺷﻌﺎﺭ ﻭ ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎﻳﺶ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻧﺸﺮﻳﺎﻓﺘﻪﺍﻧﺪ. ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺎﻛﻨﻮﻥ ﻳﻚ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺷﻌﺮ ﻭ ﻧﺜﺮ ﺑﻨﺎﻡ « ﺳﻨﻔﻮﻧﻰ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ » ﺑﻪ ﺁﻟﻤﺎﻧﻰ، ﻭﺩﺍﺳﺘﺎﻥ « ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻬﺎﺭ » ﺑﺮﺍﻯ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﻤﺎﺭﻛﻰ ﻧﺸﺮ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ، ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﺳﺮﻭﺩه‌ها ﻭ ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎﻯ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﺯﺑﺎن‌هاﻯ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻰ، ﺳﻮﺋﺪﻯ، ﮊﺍﭘﻨﻰﻭ ﻧﺮﻭﮊﻯ ﭼﺎﭖ ﺷﺪه‌اﻧﺪ. مانی از سال ۱۳۶۷ وقت خود را ‌‌‌‌‌‌یکسره به فعالیت‌های مستقل اد‌‌بی ‌و فرهنگی اختصاص داد. او بنیانگذار و سردبیر ماهنامه‌ی الکترونیکی « ادبیات و فرهنگ »- و عضو اتحادیه نویسندگان آلمان است.
 
 يادداشت سردبير روزنامك

زماني كه اين نوشته ي ماني، شاعر و طنزپرداز برجسته ايراني را خواندم، لختي احساسِ اينكه نوشته ي طنزي را مي خوانم، نكردم، چراكه بارها و بارها در گفت و گوهايي كه با تجزيه طلبان داشته ام، با اين ادبيات، كه "ماني" به زيبايي در نوشته اش آورده، برخورد كرده ام. شما نيز كافي است به يكي دوتا از تارنماهاي اين ها سر بزنيد تا اين ادبيات طنز را در نوشته هاي جدي آن ها، مشاهده كنيد.

در اينجا تنها بخش هايي از نوشته ي ماني را آورده ام، شما مي توانيد اصل نوشته و دنباله ي آن را در تارنماي www.nevisa.de پيگيري كنيد.                                                

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 تیر1386ساعت 11  توسط مسعود لقمان  |