تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...:: - روشنفكر كرد، ارتش آمريكا را به ايران دعوت كرد (نوشته ي منوچهر يزدي)

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

چهره جنگ، سالوادور دالي

Salvador Dali

The Face of War
۱۹۴۰-۴۱

 

* روشنفكران تجزيه طلب در آرزوي ايرانستان، مرتكب هر جنايتي مي شوند

 

* جنگ قدرت بر سر تقسيم ايران ...!!

 

در پي مصاحبه "حسن شرفي" جانشين دبير كل "حزب دمكرات كردستان ايران" با "نيوز مگس" در پاريس، "صداي آمريكا" نيز براي آن كه از قافله دمكراسي عقب نيفتاده باشد، ايشان را به مصاحبه دعوت كرد. شايد انگيزه اين رسانه جهاني از اين دعوت، آن باشد كه فرمايشات گهربار اين روشنفكر كرد، به نمايندگي از سوي  همه كردها! سبب ذوق زدگي  زودهنگام صداي آمريكا گرديده. 

 شرفي در پاريس گفته بود:

" چهار ميليون كردهاي ايران كه مرزهاي شمال را با عراق در اختيار دارند هر آينه ايالات متحده گام هايي مهاجمانه تر در برابر ايران بردارد، از آمريكا پشتيباني خواهند كرد ..."

بايد از حسن شرفي سپاسگزار بود كه اين بار مثل دفعات قبل، استخوان لاي زخم نگذاشت و نيت باطني اش را در مورد آينده ايران بيان كرد و براي رسيدن به منصب رياست جمهوري در  كردستان ايران از لشگر آمريكا دعوت نمود كه گام هاي مهاجمانه تري نسبت به ايران بردارند ...!!  و قصه شيرين دمكراسي  را كه در عراق  به گوش برادران كرد خواندند براي برادران كرد ايراني هم زمزمه كنند ...!

البته براي روشنفكران تجزيه طلب در هر گوشه اي از سرزمين ايران اهميتي ندارد كه  وقتي از ملت هاي خود! سخن به ميان مي آورند، نمايندگي از سوي آن اقوام نداشته باشند و نيز براي آنان مهم نيست كه از هم پاشيدگي ايران درياي خون به راه خواهد انداخت، مهم آن است كه اينان در يك شهر يا روستايي به رياست جمهوري برسند ...!

شرفي در صداي آمريكا مبارزاتش را در چهارچوب ايران بيان مي دارد، ولي در كمال بي شرمي حاضر نمي شود از بيان "ملت هاي" ايران دست بردارد و سر سختانه از نسخه اربابانش دفاع مي كند.  غافل از آنكه تشبث به حيله هاي سياسي و پنهان شدن پشت نامِ ايران و دم زدن از ملت ها، خيلي كهنه و بي مصرف شده و ملت بزرگ ايران اين نوع شعبده بازي هاي سياسي را مي شناسد و دست اربابان اين تئوري ها، رو شده است.

هم نوايي آقايان "مايكل لدين" و "تيمرمن" با روشنفكران تجزيه طلب و فدرالخواه تازگي ندارد. زيرا هنوز داغ نهضت مشروطيت و پادشاهي خاندان پهلوي بر پيشاني ياران مايكل لدين در روسيه و انگليس خودنمايي مي كند.

چراكه در نهضت مشروطيت، حكومت هاي سر سپرده به ايلات و طوايف فرو ريختند و با پاشاهي خاندان پهلوي، سرزمين ايران از هر گونه گردنكشي، ياغي گري و وابستگي به بيگانگان پاك و منزه گرديد و مدرنيسم، سكولاريسم  و ناسوناليسم  گام به ميدان نهاد و اينك  كه به همت روشنفكران چپ و راست، همه آن دستاوردها به چالش كشده شده اند قرار است با استفاده از فرصتِ موجود، دستاورد مشروطيت نيز كه پايان بخشيدن به حكومت هاي محلي و ايلي بود، از نو احيا و تجديد شود.

حال فرض محال را بر اين بگذاريم كه  هم آغوشي روشنفكران فدرال طلب، تجزيه طلب و جيره بگيران اسراييل، آمريكا و انگليس با اربابان جنگ طلب به حجله وصال كشيده شود، نطفه اين حراميان چه خواهد بود.

فرض كنيم آذربايجان  و خوزستان و كردستان به كشور هاي مستقل تبديل شوند، در آن صورت  در كشور عربستان (خوزستان) تكليف مردم بختيار و ترك تباران خوزستاني كه عرب نيستند و زبان، آداب و رسوم، پوشاك و خوراك شان با عرب ها، فرق دارد، چيست؟ آيا همچنان كه تاريخ گواهي مي دهد با ضربِ شمشير و اسارت، تجاوز و قتل، آنها را به راه راست هدايت خواهند كرد؟ و يا بر اساس ادعاهايي كه عرب زبان هاي ايراني دارند، يك بار ديگر براي تصرف اراضي هرمزگان، سيستان و فارس، كه همه آنها غير عرب هستند به آن نواحي حمله خواهند كرد تا  حكومت خلق عرب تحقق يابد؟!  و يا دولت فدرال كردستان با مردم اروميه، باكو، خوي، سلماس و ...  چگونه كنار خواهد آمد و جواب پان توركيست ها را كه نصف ايران را مطالبه مي كنند، چه خواهند داد؟ و يا بر عكس حكومت فدرال آذربايجا ن در مقابله با كردها كه آذربايجان غربي را به حق كردنشين مي دانند، چه پاسخي جز گلوله براي آنها دارد؟

 هنوز آقاي مايكل لدين لب، تر نكرده، آقاي "هجري" دبير كل سابق حزب دمكرات در سال گذشته اعلام كرد :

" هيچگاه استقلال  كردستان را به عنوان يكي از اشكال حق تعيين سرنوشت نه تنها رد نكرده بلكه از آن بعنوان حق مسلم و مشروع ملت كرد در همه بخش هاي كردستان ياد كرده است "

منظور آقاي هجري از  "همه بخش هاي كردستان" همان  "الكردستان الكبري" مرحوم  بارزاني است كه در بر گيرنده بخش بزرگي از آذربايجان، لرستان، كرمانشاهان و ايلام است ..."

مراجعه به سايت هاي گروه هاي تجزيه طلب پرده از اين حقيقت بر مي دارد كه چه معضل بزرگي سر راه اينگونه خيال پردازي ها وجود دارد. نامه "نظمي افشار" روشنفكر تجزيه طلب ترك به برادر هجري  يكي ديگر از آن جاه طلبي هاست. ايشان مي نويسد:

" بهتر است كردها چشم به سرزمين آذربايجاني ها ندوزند و جلوي اين داوري هاي بيمار گونه و آرزوهاي توسعه طلبانه و دور از تحمل را بگيرد ... !

آقاي "حسن زاده" دبير كل سابق حزب دمكرات كردستان كه انشعاب كرد، در گفت و گويي با "پيك كردستان" به نظمي چنين پاسخ مي دهد:

"  هيچ كردي بخاطر هيچكس و هيچ ملتي دست از هيچ وجبي از خاك كردستان بر نخواهد داشت. مادامي كه در برابر دو امپراتوري ايران و عثماني مقاومت كرده و موجوديت ملي خود را پاس داشته، ممكن نيست از اين پس با تهديدهاي فردي چون  نظمي افشار ترس به دل ما راه دهد و دست از يك ذره از خاك كردستان برداريم ... از ديدگاه ما سرزمين كردستان شامل تمام شهرها – مناطق – روستاها – دشت ها  و كوه هايي  كه در تقسيمات كشور، استان هاي كوردستان، كرمانشاه، ايلام و آذربايجان غربي ناميده شده است، را در بر مي گيرد  ..."

از سوي ديگر، آقاي چهرگاني روشنفكر بريده از ايران در تارنماي خود چنين فرياد مي زند:

"عموميت مردم كرد از شعور جمعي جهت زندگي اجتماعي و مسالمت آميز برخوردار نبوده و دچار نا هنجاري هاي اجتماعي متعدد مي باشند ..."

همين بيمار رواني به آذربايجاني ها توصيه مي كند كه از ازدواج و داد و ستد با كردها پرهيز كنند.

حزب استقلال آذربايجان جنوبي به كردها هشدار مي دهد ... "كه اگر مي خواهيد در صلح و آرامش همسايه باشيم بايد از اين ادعاهاي ماليخوليايي دست برداريد در غير اينصورت به آذربايجان اعلان جنگ مي كنيد كه آن هم به نفع شما نخواهد بود."

آن چه كه به عنوان نمونه  اشاره شد نوع گفت و گو و ديالوگ سران احزاب ملت هاي تحت ستم فارس! مي باشد. حال بايد از آقاي شرفي سوال كرد: شما به نمايندگي از سوي چه كساني ارتش امريكا را براي تهاجم به ايران دعوت مي كنيد و بر کدامین خاک در خیانت به ایران  و سر سپردگی به بیگانگان جنگ قدرت براه انداخته اید؟ شماها ديگر بدان درجه سقوط كرده ايد كه براي پاسخگويي به شما بايد از سرزنش قلم نگران بود!!

منوچهر یزدی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 10  توسط مسعود لقمان  |