تبليغاتX
روزنـــامــک - بررسی موسیقی تلفیقی ایران (یادداشتی از بهرام روشن ضمیر)

روزنـــامــک

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 در این مقاله به بررسی ابعاد گوناگون موسیقی تلفیقی ایران میپردازم.

موسیقی انقلابی :

با انقلاب 57 نه تنها چارچوب های نظارتی بر موسیقی تنگ تر شد، بلکه حتا کلیت آن زیر پرسش رفت. کسی تعریف میکرد که در چند ماه پس از انقلاب برای گرفتن مجوز به اداره مربوطه مراجعه کرده و با پاسخ منفی برای اجازه انتشار آلبومش مواجه شده بود. آن فرد به دنبال مسئول در آن اداره گشته و با جوانی شاید زیر 20 سال مواجه میشود!! هنگامی که دلیل توقیف شدن آلبومش را میخواهد، با این پاسخ مواجه میشود که کلا موسیقی حرام است!! فرد از آن مسئول میخواهد تا بگوید طبق چه قانون یا بخشنامه ای آلبومش اجازه انتشار ندارد؟ آن جوانک که در حال خواندن قرآن کریم بود، برگه ای از آنرا کنده و آنرا به فرد به عنوان بخشنامه به فرد میدهد!!

در همین زمان بود که «اداره موسیقی وزارت فرهنگ و هنر» به «اداره سرود و آهنگ های انقلابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» تغییر نام یافت. به هر حال هرچه بود این سالها گذشت و دست کم موسیقی سنتی و نوعی موسیقی اختراعی صدا و سیما که نه سنتی بود و نه مدرن (مشهور به آهنگ های گل و بلبل که موضوع ترانه آنها راجع به هوا و نسیم و دشت و دمن و پرنده و بهار و گل و بلبل بود و آواز آن چیزی نزدیک به آواز سنتی ولی با کیبورد و البته بدون «بیت سنگین» نواخته میشد) به رسمیت شناخته شد. هرچند همچنان چه تهیه آلبوم و چه اجرای زنده و چه پخش تصویر در تلویزیون با شدیدترین محدودیت مواجه بود.

گذشت تا سال 76 که با تغییرات بنیادینی که عطاءالله مهاجرانی در وزارت داد و حتا نام اداره موسیقی را نیز بازگرداند، موسیقی زیر نام «پاپ» به رسمیت شناخته شد. چراکه تیم نوین نیک میدانستند، علاقه مندان در ایران حتا در دهه 60 نیز با ورود نوارهای مغناطیسی لس آنجلسی و تکثیر نوارهای پیش از انقلاب نیاز خود را برآورده میکردند. چه برسد به میانه سال 76 که سی دی و ام پی تری تقریبا در حال جا افتادن بود و ماهواره و اینترنت در حال اوج گیری. بنابراین بهتر دیدند که حداقلی از آزادی را بدهند. خوب یادم هست که صدا و سیما نیز در نوروز 77 این جریان که برآمده از دولت اصلاحات بود را به رسمیت شناخت و با پخش کلیپ «من بهارم تو زمین» با صدای خشایار اعتمادی از شبکه 3 طلسم 20 سال ممنوعیت پاپ را شکست. همزمان آلبوم «فصل شادی» با صدای خشایار اعتمادی، علیرضا عصار، شادمهر عقیلی، حسین زمان و قاسم افشار به بازار روانه شد و سپس این خواننده ها به همراه دیگرانی چون محمد اصفهانی و ... نخستین آلبوم های مستقل پاپ را به بازار دادند. در آنزمان خوب یادم هست که دو جریان به شدت مقاومت کردند. نخست بخشی از هواداران دست اندر کار موسیقی سنتی و موسیقی گل بلبلی که میگفتند این آزادی باعث ضربه خوردن آنان میشود. البته در مورد موسیقی گل بلبلی صدق میکرد و این اتفاق افتاد و چهره هایی که پای ثابت رادیو و تلویزیون بودند، ناگهان به بیرون پرتاب شدند. ولی موسیقی سنتی همواره هواداران خود را داشته است. اشتباه هواداران موسیقی سنتی در آنجا بود که گمان میکردند، مردم به دلیل نبود موسیقی پاپ مجاز، موسیقی سنتی گوش میکنند. درحالیکه چنین نبود و در همان سال 75 و 76 هم کسانی که بیشتر سنتی گوش میکردند در اقلیت بودند. و از درصد آنان امروز که سالها از آزاد شدن نسبی فضا برای موسیقی پاپ میگذرد، به هیچوجه کاسته نشده است. بخش مخالف دوم، کسانی بودند که اصلا هیچ علاقه ای به موسیقی نداشتند و موسیقی های موجود را بد و پاپ را بدتر میدانستند.

  •  برخلاف آنچه تصور میکنیم، پاپ چه در غرب و چه در ایران یکی از نوین ترین ژانرهاست. در دهه های 20 و 30 و 40 آنچه به عنوان موسیقی غیرسنتی و غیرکلاسیک ایران شنیده میشد پاپ نبود. چراکه هنوز در خود غرب «پاپ مدرن» تثبیت نشده بود. به همین دلیل روانشاد «ویگن» که بیگمان نخستین کس در این عرصه بود را نه «سلطان پاپ»، بلکه «سلطان جاز» نامیدند.

 

با فشارهای وارد شده بر وزارت فرهنگ و ارشاد در سالهای 77 و 78 که به استیضاح مهاجرانی انجامید، سختگیری بیشتر شد. نمونه ای از این سختگیری ها را در فیلم پر پرواز با بازی شادمهر عقیلی دیدیم و چه جالب که آنچه در پایان فیلم میرفت تا اتفاق بیوفتد و به شکل کلیشه ای نیوفتاد (شادمهر در آخرین لحظه از مهاجرت به خارج از کشور منصرف شد) در عمل افتاد و شادمهر و بسیاری دیگر از فعالان موسیقی پاپ که قفس مجوز را مانع رشد خود میدیدند، به خارج از کشور رفتند. به طوریکه حتا بسیاری فقط هدفشان این بود که یک آلبوم در ایران بیرون داده و با کسب شهرت نسبی، بتوانند بهتر به خارج مهاجرت کنند.

درباره موسیقی پاپ مجاز ایران چیز دیگری نمیتوان گفت. اگرچه این موسیقی به طور کامل در صدا و سیما و در کل ارکان سیاسی نظام جا افتاد ولی هیچ حرکت موثری در روند آن تا امروز انجام نگرفته است. و همچنان چیزی نیست جز کپی از پاپ لس آنجلسی، پاپ ترکیه، پاپ مصر و لبنان و پاپ غربی. در دو سال اخیر با بنیانگذاری شبکه های ماهواره ای منحصر به موسیقی تولید داخل، نوعی موسیقی نوین پا گرفته است که اگرچه تولید داخل است ولی مجاز نیست. و گاهی شاهد حرکت های نویی در آن هستیم که البته به دلیل پولساز نبودن (اجازه فروش و اجرا نداشتن) سرنوشت خوشی در انتظار فعالان آن نبوده و نیست.

ژانرهای دیگر موسیقی مدرن :

ایرانیان از دیرباز ژانرهای موسیقی مدرن را تجربه کرده اند. برخلاف آنچه تصور میکنیم، پاپ چه در غرب و چه در ایران یکی از نوین ترین ژانرهاست. در دهه های 20 و 30 و 40 آنچه به عنوان موسیقی غیرسنتی و غیرکلاسیک ایران شنیده میشد پاپ نبود. چراکه هنوز در خود غرب «پاپ مدرن» تثبیت نشده بود. به همین دلیل روانشاد «ویگن» که بیگمان نخستین کس در این عرصه بود را نه «سلطان پاپ»، بلکه «سلطان جاز» نامیدند. کسانی همچون روانشاد «فریدون فروغی» و «کوروش یغمایی» و البته روانشاد«فرهاد» نیز تلاش کردند به یک تلفیق در موسیقی ایرانی و ژانرهای «کانتری»، «بلوز» و «آراندبی» و «راک» دست زدند که به نسبت موفق هم بود. آثار کسانی چون «شهرام شب پره» و ... نیز در آغاز نوعی ایرانی از «راک اند رول» بود که در دهه 50 خورشیدی (70 میلادی) آرام آرام به سمت پاپ رفته و «پاپ ایرانی» را استارت زد.

موسیقی مهاجران که بیشتر در لس آنجلس تمرکز یافته بودند، یک تثبیت تمام عیار در پاپ بود. و البته به جای تکیه بر تحولات جامعه ایران، تکیه بر تحولات جامعه غرب داشت. پاپ غربی به سمتی که رفت، پاپ لس آنجلسی نیز فقط پیروی کرد. زمانی بیت های کوبنده تکنو به آثار افزوده شد و زمانی رپینگ و جالب اینکه حتا بهتر دیدند که این رپینگ نیمه فارسی – نیمه انگلیسی باشد و سپس هم به کاملا انگلیسی تغییر یافت. امروز در پاپ لس آنجلسی در همه زمینه ها از کامپوزینگ و آرانژمان و اجرا فقط تقلید کننده از پاپ غربی است و البته پس از تاثیر این موسیقی بر موسیقی مجاز ایران، حالا شاهد یک تاثیر دو طرفه هستیم. برای نمونه منفی نگری نسبت به معشوق و ابراز تنفر و بی ارزش نشان دادن معشوق (که دیگر نام معشوق هم نمیتوان بر آن گذارد) از اینطرف آب به آنطرف رفت.

 

  • امروز در پاپ لس آنجلسی در همه زمینه ها از کامپوزینگ و آرانژمان و اجرا فقط تقلید کننده از پاپ غربی است و البته پس از تاثیر این موسیقی بر موسیقی مجاز ایران، حالا شاهد یک تاثیر دو طرفه هستیم. برای نمونه منفی نگری نسبت به معشوق و ابراز تنفر و بی ارزش نشان دادن معشوق (که دیگر نام معشوق هم نمیتوان بر آن گذارد) از اینطرف آب به آنطرف رفت.

فراموش نکنیم که پاپ در دهه 70 میلادی آغاز شد و موسیقی مدرن دست کم 60 سال پیش از پاپ وجود داشت. پاپ در اروپا موفقیتی نسبی داشته و در آمریکا به جز چند آلبوم مایکل جکسون و مدانا در دهه 80 میلادی هیچوقت جدی گرفته نشده است. اگر نگاهی به جهان امروز بیاندازیم جالب است که هرچه کشورها توسعه یافته هستند، میزان محبوبیت پاپ کمتر و ژانرهای دیگر مدرن محبوبند و در کشورهایی که توسعه نیافته هستند، فقط پاپ در آنجا حرف میزند. بنابراین از این نظر خرده ای نمیتوان گرفت که موسیقی پاپ در ایران موسیقی برتر است. چراکه ایران ما هم بخشی از جهان سوم میباشد. اما در همان دهه های 60 و 70 خورشیدی بودند کسانی که نه شیفته موسیقی سنتی بودند و نه شیفته موسیقی پاپ ، بلکه به ژانرهای دیگر موسیقی مدرن علاقه داشتند. که در میان آنها راک (محبوب ترین ژانر در کشورهای پیشرفته) جایگاه برتر را داشت. همچنانکه گفتم کارهای ایرانی در این سبک ها در دوران پیش از انقلاب محدود بوده و پس از انقلاب ممنوع گشت. بنابراین گوش هواداران این ژانر متمایل به آثار غربی (به زبان انگلیسی) شد. با آزاد شدن فضا برای پاپ مجاز، شاید انتظار این هواداران این بود که به این سبک ها هم اجازه داده شود ولی چنین نشد. در پایان دوره خاتمی شاهد چند آلبوم معدود راک مجاز بودیم که با آغاز به کار دولت نوین در نخستین بخشنامه، موسیقی راک نماد تمدن غرب و نتیجتا غدغن اعلام شد. به همین دلیل هواداران این موسیقی که دستی بر ساز و آواز داشتند از همان دهه 70 تلاش کردند تا راک ایرانی و راک فارسی به شکل زیرزمینی تولید کنند. کار برای رپ فارسی آسانتر بوده و هست. چراکه از نظر اجرا به ساز چندانی نیاز ندارد ولی موسیقی راک حقیقتا نیاز به یک زیرزمین دارد.

  • اگر نگاهی به جهان امروز بیاندازیم جالب است که هرچه کشورها توسعه یافته هستند، میزان محبوبیت پاپ کمتر و ژانرهای دیگر مدرن محبوبند و در کشورهایی که توسعه نیافته هستند، فقط پاپ در آنجا حرف میزند. بنابراین از این نظر خرده ای نمیتوان گرفت که موسیقی پاپ در ایران موسیقی برتر است. چراکه ایران ما هم بخشی از جهان سوم میباشد.

 زاده شدن موسیقی تلفیقی :

نمیدانم چه چیز باعث شد تا موسیقی تلفیقی راک – سنتی ایرانی آفریده شود. آیا این یک حرکت معتدلانه از سوی هواداران راک برای جا انداختن (و شاید مجوز گرفتن) این سبک در ایران بود و یا سازندگان آن حقیقتا هم شیفته راک بودند و هم شیفته موسیقی ایرانی؟

انتظارها در سال 1382 به پایان رسید و گروه «اوهام» آلبوم «نهال حیرت» خود را با آهنگ مشهور «درویش» ارائه کرده و تلفیق موسیقی ایرانی و راک غربی را نمایان ساخت. (دانلود آهنگ درویش) آهنگسازی کار به شکل هارمونیک برآمده از موسیقی ایرانی بود ولی برای راک تنظیم شده و غالب سازهای آن نیز سازهای راک (گیتار الکتریک، بیس و درامز) به همراه بهره گیری از سازهای سنتی ایرانی به شکل تزئینی بود. آواز نه آواز راک، نه آواز سنتی بلکه در عمل آواز پاپ بود. و برای جبران سنگینی کفه به سود موسیقی غربی، آهنگها همه از غزلهای حافظ برگزیده شده بود و بدین ترتیب اگرچه بخش موسیقیایی بیشتر راک بود تا ایرانی، ولی اشعار حافظ باعث دمیده شدن فرهنگی ایرانی در کار شده بود. نوازندگی گیتار یک استثناء در تاریخ کارهای ایرانی بود و به همه ثابت کرد که ایرانی نیز میتواند سولو گیتار الکتریک بنوازد. (دانلود آهنگ الا یا ایه الساقی) آلبوم مجوز نگرفت و توقیف شد ولی اینترنت شهرتی فراوان برای آن به ارمغان آورد. در مدتی کوتاه، آلبومی از گروه «میرا» که کاملا زیر تاثیر اوهام بود مجوز گرفت و حتا از رادیو، آهنگهای آن پخش گردید. آواز همان آواز اوهام بود. موسیقی نیز همان موسیقی. یک راک ضعیف که نوازنده لید گیتار تلاش خوبی برای بهبود کیفیت آن کرده و حتا از اوهام بالاتر ایستاده بود (گوشس کنید به آهنگ تبعیدی). اینبار اشعار دیگران (بیشتر شعر نو) به جای حافظ قرار گرفته بود و برای جبران چربش بخش غربی، از قطعات نوازندگی سازهای سنتی چون کمانچه به خوبی بهره گیری شده بود. این آثار اگرچه همچنانکه گفتم، با منظور ایجاد موسیقی تلفیقی ساخته شده بودند ولی برای جامعه راک ندیده ایران، حکم «راک عارفانه» را داشتند. اوهام آلبوم دوم خود را در سال 84 با نام «آلوده» ارائه کرد. (دانلود آهنگ بشنو) با اینکه تلاش شد تا تم های کار ایرانی تر از پیش شود و حتا به سمت باز تولید تصنیف ها هم پیش رفت ولی در کل هرگز موفقیت «درویش» را نیافت (البته در اینترنت).

در این سالها شاهد کارهای فراوان ایرانیان درون کشور در زمینه راک خالص، هوی متال و تلفیقی بودم ولی هیچکدام جز «کاوه یغمایی» فرزند کوروش یغمایی به همراه برادرش «کامیل» در راک خالص و فرشید اعرابی که نخستین کار هوی متال فارسی مجاز را ارائه داد، و همچنین رضا یزدانی در راک اند رول و البته کیوسک در کانتری - راک، آنقدر صاحب سبک نبوده اند که بتوانم به آنان بپردازم. تا اینکه با محسن نامجو آشنا شدم.

بهرام روشن ضمیر 

ادامه دارد...

در این نشانی میتوانید به آلبوم اوهام دسترسی پیدا کنید :

 http://www.mp3bamaram.blogfa.com

ضمنا آلبوم میرا و ... در بازار موجود است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 1  توسط مسعود لقمان  |