تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...:: - قاچاق فيلم و کپي رايت (نوشته ای از بابک عباسي)

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

مژده! بالا خره دست اندرکاران سينما به خود آمدند. بالا خره همه ديديم که در ايران هم سنديکا و اتحاديه حمايت کننده وجود دارد و بالا خره مسوولا ن بلند پايه فرهنگ  و هنر ايران، گرچه نه چندان تاثيرگذار و بلند مدت بلکه براي لحظاتي کوتاه، به اين مسئله فکر کردند که هنر احتياج به حمايت دارد.
مسئله قاچاق فيلم معضلي نيست که فقط ايران به آن دچار باشد. تقريبا سينماي تمام جهان با اين مشکل مواجه است. حتي بسياري از آثار سينمايي شرکت هاي بزرگ هاليوود نيز همچنان که روي پرده هاي سينماهاي آن کشور در حال پخش هستند، در بسياري از کشورها از جمله ايران به فروش مي رسد. ولي متاسفانه اين معضل در هيچ کشوري مثل ايران نيست. به عنوان مثال فيلمي که در آمريکا در حال اکران است، به صورت ضبط از روي پرده و حتي در مواردي از آکادمي هاي رسمي به کشورهاي ديگر قاچاق مي شودولي هيچ گاه در خود آن کشور پخش سي دي فيلم در حال اکران صورت نمي پذيرد. در صورتي که در ايران حتي در مواردي ديده شده که در شب اکران خصوصي فيلم، سي دي همان فيلم به صورت مطلوب و با کيفيت بسيار خوب به فروش مي رسد. متاسفانه اين معضل در هنر ايران فقط مختص سينما نيست بلکه بسياري از هنرها به خصوص موسيقي نيز از کپي غير مجاز مصون نمانده است. همه مي دانيم مشکل از کجا است. ايران عضو کنوانسيون جهاني کپي رايت نيست و اين بزرگترين مشکلي است که براي مبارزه با قاچاق آثار هنري با آن روبه رو هستيم. در هر کدام از کشورهاي عضو کپي رايت اگر چنين مسئله اي پيش بيايد طبق قانون هاي وضع شده با متخلفين برخوردي جدي مي شود ولي متاسفانه برخوردها در ايران نهايتا به بسته شدن چند مغازه و گرفتن چند فروشنده ختم مي شود و هيچ گاه نفر اصلي که عامل پخش فيلم است ديده نمي شود.
مسئله قاچاق فيلم و ضبط از روي پرده سينما سال ها است که در ايران حاکم است و هيچ کس حتي صاحبان فيلم ها به اين کار اعتراضي نمي کردند يا اين که اعتراض ها آنقدر کمرنگ بود که ديده و شنيده نمي شد. البته در سال هاي پيش کپي فيلم باکيفيت نامطلوبي در اختيار مصرف کننده قرار مي گرفت و به همين دليل آن چنان که امروز با آن مواجهيم به بازار صاحبان فيلم لطمه وارد نمي شد. اما امروز به يقين مي توان گفت اغلب فيلم هايي که درحال اکران است توسط دستفروشان کنار سينما با کيفيت مطلوب عرضه مي شوند. اين مسئله بيش از آن که متصور شويم به ضرر اقتصاد امروز سينماي ما تمام شده است و به همين دليل است که صاحبان اثر بيش از پيش متوجه موضوع شده اند. شايد اگر آنها و مسوولين با اين مسئله در همان زماني که فيلم ها با کيفيت نامطلوب عرضه مي شد با شدت و قاطعيت برخورد مي کردند امروز شاهد چنين مسائلي نبوديم. فراموش نکنيم که ضرر اقتصادي به سينما تنها يک وجه موضوع است و تمام موضوع نيست. عمل کپي غيرمجاز آثار هنري در هر صورتي عملي قبيح است که بايد با آن برخورد شود.
در ماه هاي گذشته بارها اظهارنظر دست اندرکاران سينماي ايران را شنيده و خوانده ايم. بسياري از آن ها مانند آقاي آشتياني پور تهيه کننده فيلم نقاب و آقاي حميد اعتباريان گفته اند که ديگر فيلم نمي سازند زيرا فيلم سازي در اين اوضاع را دور ريختن سرمايه مي دانند و چند تن ديگر از تهيه کنندگان اذعان داشته اند با اين دشمنان سينما برخورد مي کنند و تا آخرين نفس ايستاده اند و فيلم توليد مي کنند. دست اندرکاران سينما حتي مراسمي تحت عنوان حلوا خوران يا فاتحه خواني براي سينما را ترتيب دادند که در آن مراسم افرادي چون علي معلم و منوچهر محمدي سخنراني کردند و از معضلاتي که قاچاق فيلم براي آثار سينمايي به وجود آورده گلايه کردند که اين گلايه ها بيشتر متوجه دولت موقت بود. زيرا اعتقاد داشتند که دولت در مقابله با اين افراد هيچ کاري انجام نداده است و حتي در سخناني مسعود ده نمکي اظهار داشت: با اين وضعيت بايد سينماها را تعطيل کرد زيرا ديگر نمي توان فيلم ساخت و اين نقطه تاريکي براي دولت وقت است و در  پايان کار هم طوماري توسط اعضاي شرکت کننده در جلسه امضا شد. هر چند که هم اکنون قاچاق سي دي فيلم هاي در حال اکران اندکي کمتر شده اما اين وضعيت را همچون آتشي زير خاکستر مي توان قلمداد کرد.
تصور مي کنم که به جاي مراسم سخنراني و کارهاي اين چنيني که تجربه نشان داده زودگذر است و در نهايت هيچ فايده اي در بر نخواهد داشت، ما بهتر است به فکر راه چاره باشيم. مسئله اي که بسيار مهم تر از سخنراني و جلسه براي نجات دادن سينما از اين معضل است ورود هر چه سريع تر ايران به کنوانسيون کپي رايت و تشکيل شوراي رسمي براي مبارزه با اين عمل غيرهنري است. اگر اين قانون و مفاد آن در ايران اجرا شود به يقين مي توان گفت معضل قاچاق حل مي شود. زيرا مفاد قرارداد کپي رايت فقط مربوط به ضبط فيلم از روي پرده سينما نيست بلکه بسياري از موارد ديگر که گاهي باعث ناراحتي فيلمسازان مي شود را نيز در بردارد. در قانون کپي رايت آمده است که کليه سهام يک فيلم اعم از پخش، کپي، ارائه به هر موسسه يا سازمان و همچنين تغيير در فيلم يا دست بردن در اثر يک شرکت، سازمان يا شخص که ارائه مي شود، فقط صاحب اثر مي تواند در مورد آن تصميم گيري کند که البته متاسفانه مساله احترام به اثري هنري و حفظ حقوق فيلمساز و صاحب اثر در ايران حتي توسط سازمان هاي رسمي از جمله صدا و سيما زير پا گذاشته مي شود. در اينجا ذکر اين نکته ضروري به نظر مي رسد، قبل از اينکه فيلم توليد شود صدا و سيما بابت حق پخش فيلم مبلغي را به صاحب اثر که تهيه کننده باشد پرداخت مي کند و با اين پرداخت حق پخش اثر را مي خرد ولي در بسياري از موارد صدا و سيما طبق سليقه خود يا به قول برخي مسوولين «به دليل اينکه مخاطب تلويزيون عامه مردم مي باشند و نشان دادن بعضي صحنه ها براي مردم دليلي ندارد يا در منافات با صلاحديد مسوولين است»  هر گونه که مي خواهند با اثر هنري برخورد مي کنند که اين مساله بزرگترين معضل است براي پذيرش قانون کپي رايت. زماني که يک سازمان رسمي اين قانون را رعايت نمي کند که در مواردي باعث اعتراض کارگردانان نيز شده است چگونه مي توان انتظار داشت که اين قانون در جامعه پذيرفته شود؟
البته جوابيه سازمان به مسوولين آثار هنري و کارگردانان توجيهي نسبتا منطقي دارد. اين درست است که بعضي از مسائل که در آثار سينمايي بدان پرداخته مي شود براي مخاطب آن سنگين و غيرقابل هضم است و ممکن است باعث سوتعبير شود ولي اين توجيه دليل بر دست بردن و شکستن يک اثر هنري نمي شود بلکه اگر فيلمي يا اثري با توجه به سياست هاي سازمان غيرقابل پخش است يا پخش آن با سانسور ممکن است، مسوولين اجباري براي پخش فيلم ندارند و به عبارت ديگر مجبور نيستند اثري را که مغاير با شئونات جامعه است، حال چه داخلي يا چه خارجي روي آنتن بفرستند که گاهي سانسورها آنقدر زياد باشد که مضمون اصلي اثر از دست برود.
متاسفانه به غير از صدا وسيما بسياري از ارگان هاي ديگر نيز هستند که هيچ توجهي به حق پخش فيلم ندارند. به عنوان مثال شرکت هاي مسافربري که در اتوبوس ها فيلم هايي را که فقط براي پخش از ويدئوهاي خانگي در اختيار رسانه هاي تصويري قرار مي گيرند به راحتي پخش مي کنند و هيچ نظارتي هم بر آنها نيست.
امروزه با گذشت بيش از دو ماه از برخوردها و سخنان دست اندرکاران و مسوولين در باره قاچاق فيلم و قول وزارت ارشاد در مورد برخورد با قاچاقچيان آثار هنري همچنان شاهد فروش سي دي ها در کنار خيابان هاي شهر هستيم. اين موضوع حل نمي شود مگر با قانوني مدون و برخوردي جدي و اين قانون حاکم نمي شود مگر با ياري مسوولين. 

 

پیوند این نوشته در روزنامه ی مردم سالاری

 

یادداشت سردبیر:

دوست گرامی ام "بابک عباسی" که دانش آموخته ی کارگردانی سینماست، بناست زین پس با جُستارهایی درباره ی سینمای ایران و جهان، نقد فیلم و ... در روزنامک حضور داشته باشد. حتما نوشته های ایشان به غنای روزنامک در بخش هنر و سینما خواهد افزود.

+ نوشته شده در  شنبه 3 شهریور1386ساعت 11  توسط   |