
Salvador Dali - Birth of a New World
یکی از اندیشمندانی که خوانش نوشته هایش، حظی دلپذیر و وافر در من ایجاد می کند، دکتر امیرخلیلی است، ایشان در پانوشت جستار "چنین گفت هدایت" دیدگاهشان را نوشته اند که حیفم آمد بر روی صفحه ی اصلی روزنامک نگذارم. ایشان چنین نوشته اند:
اختلاف صادق هدایت با "... جمالزاده و بزرگ علوی و چوبک از پیشگامان.." که آقای دکتر رجبی به آنها اشاره کرده اند در سبک داستان نگاری نیست. اگر بزرگ علوی و یا جمالزاده و ... نویسندگان با استعدادی هستند هدایت، بقول غربی ها، یک نویسنده کلاسیک است، یعنی نویسنده بدون زمان. امروز دیگر فردی در باره "چشم هایش" علوی اظهار نظری نمی کند و شاید این نول بدست فراموشی نیز سپرده شده است، "سنگ صبور" چوبک داستان خواندنی خوبی باشد که خواننده را مدت زمانی کوتاه تحت تاثیر خود قرار می دهد و یا "یکی بود یکی نبود" که داستان بامزه ای است، اما بوف کور هدایت خواننده را رها نمی کند. هدایت برعکس بیشتر نویسندگان دوران پهلوی داستان های خود را بطور غیرارادی نوشت، بدین معنا که با قصد و نظر (سیاسی) بخصوصی، بطور مثال، سگ ولگرد را بتحریر در نیاو
تارنمای دکتر امیر خلیلی (چوبینه)



