تبليغاتX
روزنـــامــک - گزارش سفر آذرگشنسپ و همدان

روزنـــامــک

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

فرتوره ها از آیدا، ایمان، کاوه و نیلوفر

 

این گزارش، پیشکش به دوست گرامی ام "کیانوش سلطانی پور" می شود. کسی که جمع های پُرمهر ما به مدد او پا می گیرد.

 

هنگام "گاهان بار پَـتيَـه‌شَـهيم" که به باور نیاکانمان، گاهِ پیدایش زمین است، فرصتِ خوبی دست داد، تا با گروهی از دوستان، سفری به آتشکده ی آذرگشنسپ در نزدیکِ تکاب (آذربایجان باختری) و همدان داشته باشیم.

فرتوره های 1 تا 35، فرتوره هایی هستند که دوستان ما از آتشکده ی آذرگشنسپ گرفته اند.

"پرفسور ریچارد نلسون فرای" ایران شناس بزرگ روزگار ما که از سوی علامه دهخدا نام "ایران دوست" را گرفته است و هفته ی پیش نیز از دولت ایران درخواست کرد، پس از مرگ در سرزمین مورد علاقه ی خود، ایران و در کنار زاینده رود به خاک سپرده شود، در کتاب "میراث ایران" چنین می نویسد: "بنابر بررسی های جدید باستان شناختی (آذرگشنسپ) از زمان مادها یا حتا پیش از ایشان مکانی مقدس بوده ولی به نظر می رسد که در دوره ی ساسانیان اهمیتی پادشاهی و مذهبی یافته است." بنابراین هر چند بنای نخستین این آتشکده به هزاره ی نخستین پیش از میلاد باز می گردد، اما دوران شکوه این بنا مربوط به دوره ی ساسانیان است که پادشاهان بزرگ ساسانی چون خسرو پرویز و انوشیروان دادگر با پای پیاده به سوی آذرگشنسپ می رفتند. همچنین "آتش جاودان دین بهی" نیز برای نزدیک به هفت سده در این آتشکده نگهداری می شد.

نیاکان ما برای پاسداشت این آتشکده از ترکتازی تازیان، ترکان و مغولان، نام "تخت سلیمان" را بدان دادند تا گزندی به این بنای کهن و مقدس نرسد.

در فرتوره 25، شما شاهد یک بنای مربوط به دوره ی ایلخانی در درون آذرگشنسپ هستید. استاد ثاقب فر که افتخار همراهی با او را در این سفر داشتیم، با دیدن آثار دوره ی ایلخانی فرضیه ای را مطرح کردند که قابل توجه است. ایشان گفتند: "با توجه به این بنای ایلخانی که نشیمنگاه سلاطین مغول بوده، بی شک هیچ گاه این سلاطین وجود مخروبه هایی را در کنار کاخ خود برنمی تافتند و درصدد از بین بردن این مخروبه ها برمی آمدند. بنابراین گمان می کنم بناهای درون محوطه ی آذرگشنسپ تا دوره ی ایلخانیان قابل استفاده بوده است."

در درون این آتشکده دریاچه ی بسیار زیبا و شگفت انگیزی وجود دارد که چشم هر بیننده ای را خیره می کند. آب این دریاچه از چشمه هایی که در زیر آن می جوشد، تامین می شود. (فرتوره های 4 تا 7)

از بخت نیک ما "عزیز عاشیقی" پیرمرد 92 ساله ای که بیشتر عمر خود را صرف نگهبانی از آتشکده کرده، در آذرگشنسپ حضور داشت و ما توانستیم با او از نزدیک گفت و گو کنیم و در این گفت و گو بود که پی به فرزانگی های این انسان شریف بردیم. (فرتوره 31 و 32 )

***

دومین جایی که از آن بازدید کردیم، گودال میان تهی ژرفی بود که "زندان سلیمان" نام داشت. (فرتوره های 37 و 38) بقاياي آثار معماري پيرامون دهانه زندان با توجه به اشياء تاريخي بدست آمده، از آنِ مانايي ها مي باشد كه از 830 تا 660 پیش از ميلاد در اين منطقه از ايران فرمانروايي داشته اند.

به نظر مي رسد كه جايگاه مقدس فقط تا زماني رونق داشته كه درياچه ی كوه زندان، آب داشته است و پس از خشك شدن آبِ آن، اين جايگاه متروكه مي گردد و تا مدتي بعد از اين واقعه از برخي واحدهاي معماري آن به صورت قلعه ی نگهباني استفاده مي شود. خشك شدن آب گودال ميان تهي نيز به طور ناگهانی نبوده بلكه سطح آب در زمان طولاني و به آرامي كم شده است و دليل آن هم سخت تر بودن رسوبات لايه هاي زيرين است که سبب شده ورودی چشمه ی جوشان، اندک اندک كوچك شود.

***

پس از زندان سلیمان روانه ی همدان شدیم. در همدان نخست به دیدار "بابا طاهر" شتافتیم. (فرتوره 39 تا 41) گروهی از دوستداران بابا بر سر مزار او گرد آمده بودند و با موسیقی، ترانه های او را می خواندند. (فرتوره 41)

بابا طاهر همدانی، معروف به "بابا طاهر عریان" از شاعران سده ی پنجم هجری ایران و هم روزگار طغرل بیک سلجوقی بوده‌است. "بابا" لقبی بوده که به پیروان وارسته می‌داده‌اند و "عریان" به دلیل بریدن وی از تعلقات دنیوی بوده ‌است.

آرامگاه او در شمال شهر همدان در میدان بزرگی به نام وی قرار دارد. بنای آرامگاه بابا طاهر در گذشته چندین بار بازسازی شده‌است. در سده ششم هجری برجی آجری و هشت ضلعی بوده که در دوران رضا شاه بزرگ نیز بنای آجری دیگری به جای آن ساخته شده است. در جریان این بازسازی لوح کاشی فیروزه‌ای رنگی مربوط به سده هفتم هجری بدست آمد که دارای کتیبه‌ای به خط کوفی برجسته و آیاتی از قرآن است و هم اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود. ساختن بنای جدید در سال ۱۳۴۴ خورشیدی با همت انجمن آثار ملی و شهرداری وقت همدان و توسط مهندس محسن فروغی انجام شده‌ است.

***

پس از بازدید از آرامگاه بابا طاهر به "گنج نامه" همدان رفتیم. جایی که دو پادشاه بزرگ هخامنشی یعنی داریوش بزرگ و خشایارشا سنگ نبشته هایی از خود به جای گذارده اند. (فرتور 42 تا 46)

ترجمه سنگ نبشته ی داريوش هخامنشي به پارسی امروز چنین است: "خداي بزرگ است اهورامزدا که اين سرزمين را آفريد، که مردم را آفريد، که شادي را براي مردم آفريد، که داريوش را شاه کرد، يگانه شاه از ميان شاهان بسيار و يگانه فرمانروا از ميان فرمانروايان بسيار. من (هستم) داريوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهاي با ملت هاي بسيار، شاه اين سرزمين بزرگ دور دست پهناور، پسر ويشتاسب هخامنشي."

متن هر دو سنگ نبشته يکي است، فقط در سنگ نبشته ی خشايارشا به جاي داريوش، خشايارشا آمده و به جاي ويشتاسب، داريوش.

براستی که نمی توان این بند را خواند و به بلند نظری نیاکانمان درود نفرستاد. "خداي بزرگ است اهورامزدا که اين سرزمين را آفريد، که مردم را آفريد، که شادي را براي مردم آفريد."

هنگامی که دوست گرامی ام عماد برقعی فرتوره های گنج نامه را دید، از قباد شیوا گرافیست ایرانی سخنی را نقل کردند که دریغم آمد برای شما ننویسم. شیوا می گوید: "حرفه ای ترین و مدرن ترین پوستر امروزی را، ما از هزاران سال پیش در گنج نامه داشته ایم. در گنج نامه، ما شاهدِ شکلی هندسی و ارگانیک بر روی شکلی غیر ارگانیک هستیم که اکنون گرافیست های اروپایی و امریکایی به این سمت رفته اند هر چند که از دیدِ آنان این یک کار بسیار ریسک پذیر است."

***

پس از گنج نامه به آرامگاه "استر و  مُردخای" که دومین جایگاه مقدس یهودیان پس از بیت المقدس است، رفتیم. از آنجایی که گویا در یک روز ویژه ای به آنجا وارد شده بودیم ما را به درون آرامگاه راه ندادند اما دربانِ مهربان آنجا توضیحات کاملی درباره آرامگاه به ما داد. (فرتوره های 47 و 48)

آرامگاه استر و مردخای در همدان متعلق به سده سوم هجری است که به نظر می‌رسد در سده هفتم تجدید بنا شده‌ است.

این آرامگاه که جزء مهم‌ترین زیارتگاه های یهودیان ایران و جهان است، جزء آثار میراث فرهنگی ایران ثبت شده است. وجود این زیارتگاه، عامل مهمی در شکل گیری و تداوم حضور جامعه ی یهودی در همدان بوده است.

بایسته ی یادآوری است که افسانه ی «استر و مُردخای» یک افسانه ی مذهبی یهودی است و نه یک واقعه ی مستند تاریخی. افسانه‌ای بودن داستان استر و مردخای سال‌هاست که در جهان آکادمیک اثبات شده و حتا دانشگاهیان یهودی نیز آن را پذیرفته اند. بنابراین، اگر این آرامگاه در شهر همدان وجود دارد و ثبت هم شده است، بنای آن را در دوران نسبتاً اخیر ساخته‌اند (اخیر به نسبت دوران هخامنشی) و هیچ ربطی به واقعیات تاریخی همدان ندارد. همچنین باید یادآور شد که در افسانه ی یهودی "استر و مردخای" نامی از همدان (یا هگمتانه و یا هر گونه ای از این نام) برده نشده است.

هنگام بیرون شدن از آرامگاه، همان دربان مهربان از ما خواست که پولی برای کمک به آرامگاه به او بدهیم و اینجا بود که فهمیدم که چگونه این جماعت، دنیا را زیر بالِ قدرت اقتصادی خود نگه داشته است.

***

پس از آرامگاه استر به دیدن "آرامگاه پورسینا" شتافتیم. (فرتوره های 49 تا 51)

ابن سینا (شیخ الرئیس ابو علی سینا) یا پورسینا (1037-980) دانشمند، فیلسوف و پزشک برجسته ی ایرانی بود. وی ۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته ‌است که تعداد زیادی از آن‌ها در مورد پزشکی و فلسفه ‌است. "جرج سارتون" او را مشهورترین دانشمند سرزمین‌های اسلامی می‌داند که یکی از معروف‌ترین‌ها در همه ی زمان‌ها و مکان‌ها و نژادهاست. کتاب معروف او کتاب قانون است.

به دلیل آنکه در آن عصر، عربی، زبان رایج آثار علمی بود، پورسینا و سایر دانشمندان ایرانی که در آن روزگار می‌زیستند، کتاب های خود را به زبان عربی نوشتند.

پورسینا گویا در شعر هم دستی داشته که نمونه ای از آن، این است:

می‌حاصل عمر جاودانی است بده/ سرمایه ی لذت جوانی است، بده

سوزنده چو آتش است لیکن غم را/ سازنده چو آب زندگانی است، بده

***

در پای آرامگاه پورسینا، آرامگاه شاعر و تصنیف ساز بزرگ ملی، "عارف قزوینی" است. (فرتوره های 52 و 53)

او تا اواخر عمر تصنیف‌ها و شعرهای ملی سرود. تصنیف‌های او از دوران مشروطیت و جنگ‌ جهانی نخست تا امروز نیز برسرزبان‌ها است. وی در اواخر عمر به افسردگی دچار شد و در روز یکشنبه، یکم بهمن ۱۳۱۲ خورشیدی در همدان درگذشت.

به دلیل سادگی و نداشتن اوج در تصنیف‌های عارف و اینکه غالب تصنیف‌ها قابل اجرا روی یک یا دو گوشه است، تصنیف‌های عارف را به سادگی، مردم می‌توانستند بخوانند. از زمان سروده شدن تصنیف‌ها تا به امروز به وسیله خوانندگان غیرحرفه‌ای و حرفه‌ای بارها این تصنیف‌ها خوانده شده، از جمله خوانندگان پرآوازه که برخی تصنیف‌های عارف را اجرا کرده‌اند: قمرالملوک وزیری، عبدالله دوامی، محمدرضا شجریان، صدیق تعریف و محسن کرامتی هستند.

***

آخرین جایی که ما بازدید کردیم، "تپه ی هگمتانه" بود. (فرتوره های 54 تا 61)

هِگمَتانه نام باستانی شهر همدان و معنایش "جای گرد آمدن مردمان" است. برخی هگمتانه را "دژ مادها" برگردان کرده اند. این شهر از نخستین شهرهای باستانی ایران امروزی است که ما از آن آگاهی داریم و همچنین پایتخت مادها بوده است. این نام را یونانیان اِکباتان می‌‌خواندند که یونانی شده هگمتانه است. هرودوت این شهر را ساخته دیااُکو می‌‌داند و می‌‌گوید که هفت دیوار داشته که هر کدام به رنگ یکی از سیاره‌ها بوده اند.

هگمتانه پذیرای دو اثر تاریخی دیگر در خود می باشد. کلیسای "مریم مقدس" که در سال 1852 میلادی ساخته شده است و کلیسای "گریگور استپان" که پیشینه ی بیشتری دارد. (فرتوره 58 و 59)

در همه ی جاهایی که بازدید کردیم سنتی برای سفرهای پسین پایه گزاردیم و آن خواندن سرود "ای ایران" بود که در همه مکان هایی که ذکرش رفت، نوای آن طنین انداز شد. (فرتوره های 31، 44، 60 و 61)

 

*منبع برخی داده های این گزارش، دانش نامه ی آزاد ویکی پدیاست.

 

گزارش از: مسعود لقمان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت 0  توسط مسعود لقمان  |