
خبر از کجا به دست می آید؟
هر کسی که برای یک سازمان خبری کار می کند، از منشی گرفته تا رئیس کل، باید ایده های خبری خود را در اختیار رسانه اش بگذارد. اولین منبع گردآوری خبر، تمام کارمندان سازمان، هستند.
اما در اين ميان، خبرنگاران مسئولیت ویژه ای دارند.
روزنامه نگاری که صبر کند تا خبر به سراغ او بیاید، در کار خود کمتر موفق خواهد بود.
گردآوری خبر عمدتا یک روند فعال است: روندی برای شکار بهترین خبرها و تاييد صحت آنها.
کسانی که برای کسب خبر، عزم قوی و اشتهای زیاد دارند، بهترین خبرنگاران می شوند.
|
خبرنگار جوانی در يکی از شبکه های محلی بی بی سی شايعه ای را شنيد که بر مبنای آن، يکی از ورزشکاران مشهور محلی در فکر شرکت در انتخابات پارلمانی بريتانياست. او حدس زد که اين چهره مرموز، بوکسوری از اهالی محل است که قهرمانی بريتانيا را هم در کارنامه خود دارد و بر اساس همين حدس، با نوشتن نامه ای از او خواست که تماس بگيرد و نامه را از در خانه اش به داخل انداخت. اين ورزشکار با خبرنگار تماس نگرفت. خبرنگار دوباره به خانه او رفت. بوکسور در خانه نبود اما کسی که در خانه حضور داشت، شماره تلفن ديگری را به او داد. خبرنگار دوباره و دوباره زنگ زد تا آنکه نهايتا بوکسور جواب تلفنش را داد. او به خبرنگار گفت که بله، قصد دارد که وارد عرصه سياست شود. خبرنگار اين خبر را منتشر کرد و روزنامه ها و شبکه های راديويی و تلويزيونی در سراسر کشور به سرعت پی آن را گرفتند. اما بوکسور حاضر نشد تا با آنها مصاحبه کند. ساير روزنامه نگاران، ناگزير به سراغ خبرنگار بی بی سی آمدند. او در يک چشم به هم زدن شهرتی برای خود دست و پا کرد، زيرا کاری را انجام داد که خبرنگاران بايد انجام دهند؛ يافتن خبرهای اختصاصی. شهرت و توجهی که او به دست آورد، پاداش درخوری برای تلاش و کوشش بود. |
قاعده اول
اشتياق روزنامه نگاران برای آنکه خبرها را پيش از رقبايشان به دست بياورند، باعث می شود که نخستين قاعده روزنامه نگاری را فراموش کنند.
خبرها بايد درست باشند.
اطلاعاتی که به دست می آيد هميشه بايد مورد بررسی قرار گيرد و با منابع ديگر مقايسه شود، به ويژه در موقعيتهای حساسی که می تواند پيامدهای گسترده داشته باشد. برخی از منابع خبری بيش از ديگران قابل اعتماد هستند. يک منبع واحد ممکن است نکته ای را نادرست برداشت کند و اين خطا به سادگی می تواند به مطالبی که بر اساس اين اطلاعات توليد می کند سرايت کند. يک قاعده خوب اين است که حداقل دو منبع واحد داشته باشيد - رعايت اين قاعده، احتمال صحت اطلاعات را بيشتر می کند، اما باز هم به آن قطعيت نمی بخشد.
با اطلاعاتی که دريافت می کنيد، برخوردی دقيق و انتقادی داشته باشيد. سعی کنيد بپرسيد که چرا يک منبع، اطلاعات مشخصی را در اختيارتان می گذارد. آيا اين شخص می خواهد که بر شما تاثير بگذارد؟ فريبتان بدهد؟ از شما استفاده کند تا به رقيبش از طريق رسانه ها لطمه بزند؟ سعی کنيد زمينه و حواشی هر خبر را برای خود روشن کنيد.
به ياد داشته باشيد که کار روزنامه نگار انتقال واقعيتها و اطلاعات است، نه بازگو کردن هر آنچه که می شنود. کسب اطمينان از صحت و درستی اطلاعات، وظيفه روزنامه نگاران است نه منبع خبر.
وقتی درباره درستی اطلاعاتی که در اختيار داريد، مشکوک هستيد، از آن چشم پوشی کنيد!
اما حالا ببينيم که خبر را از کجا می توانيد به دست آوريد
چشم و گوش خود باشید
یک خبرنگار هر قدر هم که جوان و تازه کار باشد، می تواند یک "حيطه خبری" برای خود ایجاد کند که در واقع شبکه ای از ارتباطات خبری اوست. این کار را می توانید در فرصت های غیر اداری انجام دهید. برپا کردن اين شبکه و ايجاد حيطه خبری، اقدامی داوطلبانه است که رضايت دبیر بخش خبر را نيز به دنبال می آورد چون در هر حال او نمی خواهد که حس کند تنها کسی است که مسئولیت تولید خبر را بر عهده دارد.
این "حيطه خبری" می تواند دربرگيرنده منطقه ای باشد که خبرنگار در آنجا زندگی می کند. بسیاری از شهرها و شهرستان ها از لحاظ اداری به واحدهای کوچک تر تقسیم شده اند. شما می توانید تلاش خود را بر یکی از این واحدها متمرکز کنید: با جامعه آشنا شوید و مسائل مهم آن را شناسائی کنید:
· با تمام آدم های بانفوذ این حيطه آشنا شوید؛ کسانی مثل رئیس پلیس، مدیر مدرسه، اعضای شورای محلی و مقام های انتخابی، کسبه و غیره.
· با آن ها صحبت کنید و از مسائلی که برایشان مهم است و نگرانی هایشان باخبر شوید.
ارتباط های خود را تنها محدود به آدم های با نفوذ نکنید. خود را عادت بدهید که با همه صحبت کنید. در اماکن عمومی نظیر چایخانه، فروشگاه، بازار، ایستگاه اتوبوس یا هرجای دیگری که مردم اجتماع می کنند سرصحبت را باز کنید. در روزهای مختلف و در ساعات مختلف روز به این محل ها بروید تا افراد متفاوتی را ببینید.
خبرنگار باید بسیار کنجکاو باشد و پشت سر هم سوال کند. اما این سوال ها نباید تنها به منظور ارضای عطش شما برای چاپ اسمتان در نشريه يا انتشار خبرتان در روزنامه باشد. مردم از خبرنگارانی که از آن ها "استفاده" می کنند تا خوراک خبری به دست بياورند، حوصله شان سر می رود. خبرنگار باید با خلوص، علاقمند به موضوع باشد. در هر حال او هم خود در همان منطقه زندگی می کند. اگر این رویه را پیش بگیرید به زودی پاداش خود را می گیرید: مردم خودشان با شما تماس خواهند گرفت تا به شما خبر بدهند.
اگر شما در یک منطقه بیرون شهری زندگی می کنید، باز هم می توانید یک "حيطه خبری" ایجاد کنید و شبکه ای از ارتباطات را برقرار سازيد. در آنجا هم افرادی زندگی می کنند اما نوع خبرها متفاوت خواهد بود.
به جای ایجاد یک "حيطه" جغرافیايی خبری، شما می توانید سرگرمی های خود را هم به منابع کسب خبر تبدیل کنید. جمع آوری تمبر، فعالیت های ورزشی، موسیقی: همه این ها شما را در ارتباط با کسانی می دهد که هم داستان هايی برای تعریف کردن دارند و هم به دنبال گوش شنوايی هستند برای شنیدن نگرانی هایشان.
آیا خبرنگار همواره مشغول کار است؟
بله. به این معنا که قسمتی از مغز شما همیشه به دنبال ایده های جدید است. اما مراقب باشید. وقتی با دوستتان غذا می خورید او ممکن است بدون آن که یادش باشد شما خبرنگارید، خبری به شما بدهد.
حتما از او سوال کنید که آیا می توانید آن خبر را پيگيری کنید؟ بیشتر مواقع می شود او را قانع کرد اما اگر شما از اطلاعاتش بدون اجازه او استفاده کنید، ممکن است یک دوست را از دست بدهید.
گوش به زنگ بودن چه منافعی دارد؟
مخاطبان
شما برای تامين خبر، لشگری از پشتيبانان غیر فعال دارید که همان مخاطبان شما هستند. هرکاری که می توانید انجام دهید تا آن ها را تشویق کنید تا موضوعاتی را که در واقع خبرهای بالقوه هستند در اختیار شما بگذارند و در تهیه خبر به شما کمک کنند.
بعضی روزنامه ها، به ویژه روزنامه های مردم پسند پرفروش، از خوانندگان خود می خواهند که اطلاعاتی که دارند را در اختیار روزنامه بگذارند و چند خبرنگار، مسئول پاسخ دادن به این نوع تلفن ها هستند. چرا که نه؟
ممکن است روزنامه ای تنها هزاران شماره تیراژ داشته باشد اما ممکن است هر روزنامه ای را که فروخته می شود بیش از یک نفر بخوانند. به طور قطع از میان یک میلیون خواننده، چند نفری پیدا می شوند که خبر قابل انتشاری داشته باشند.
همیشه اطلاعاتی را که مردم در اختیارتان می گذارند با چند منبع چک کنيد تا صحت آنرا تاييد کنيد. آنها روزنامه نگار نیستند و ممکن است از وقایع تعبیر درستی نداشته باشند.
