تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...:: - مهرگان؛ جشن مهـر (جُستاری از مهندس مازيار قوي دل)

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 


فـريدون و کاوه
يــلانِ دليــر
به‌ يـاری مـردم
خـروشان چو شيـر
کشيدند از تختِ ظلمش به زيـر
...
به البــرز، ضحـاک در بنــد شد
سـراسـر جهـان شاد و خرسند شد
چنين روز  مانـد از يــلان يادگار
ز خاطر تو اين روز  پنهـان مـدار

 

مردمان سرزمين های پُشته ايران، جشن های فراوانی را بنياد نهاده اند که نمايانگر و يادآور ديد و باور آنان به يادبودهای ملی- ‌ميهنی، استوره‌ای، حماسی، تاريخی، آيينی و يا طبيعی (پرهامی) و همانند آن ها می باشند.

بازتاب های آن جشن‌های فراوان و روان‌افزايی بودند که مادران و پدران ما را، انسان‌هايی سرخوش، خرسند، شادمان، نيک‌انديش، سرزنده، پيروز و سربلند می‌ساختند!

شمار جشن‌های ايرانی را بيش از ۷۳ جشن در سال برآورد کرده‌اند. اين خود می رساند که مردمان پُشته ‌ايران در هـر روزشان جشن داشته‌اند، يا روز پيشش به جشن نشسته و يا چشم به راه برگزاریِ جشن روز آينده‌شان بوده‌اند! از ميان اين جشن ها  می‌توان از جشن های ماهانه نام برد. جشن هايی که با هم زمان شدن نام روز با نام ماه برگزار می‌شوند و اگر چه شماری از اين جشن ها می‌رفتند که به بوته‌ی فراموشی سپرده شوند، که با کوشش ايرانيان فرهنگ‌ دوست از فراموش شدن رهايی بخشيدند، جانی تازه يافته و دوباره برگزار می شوند.

 يکی از اين جشن ها که اگر چه از بزرگترين جشن های کهن بوممان بود، ساليان درازی از درخششِ درخورش به دور مانده بود، مهـرگان، جشن مهـر است. اين جشن جايگاهی چون نوروز دارد. از ميان انگيزه های چندی که برای برگزاری اين جشن بر شمرده اند. بسياری از سرايندگان، نويسندگان و انديشمندان، پيروز شدن مردم ايران، به سرکردگی فريدون کيانی و با خروش کاوه آهنگـر بر ضحاک ماردوش  و ستمگـر را انگيـزه ی برگـزاری اين جشن بـر شمرده اند.

 

مهرگان؛ جشن مهـــر؛ يا به گفته بيرونی‌، جشنِ‌«دوستیِ‌جان»

واژه مهر
واژه مهـر را می‌توان:
۱. مهر و عشق و محبت و دوستی دانست، چنانکه حافظ گويد:

     کمتر از ذره نيی «مهر بورز »

تا به خلوتگه خورشيد رسی چرخ زنان

۲. آنرا نامِ مهـر پاسدار پيمان ميان مردمان برشمرد.



مهرگان يا جشنِ مهر

در آغاز با ارج گزاری و سپاس از پژوهنده ارزنده، "هاشم رضی" که در درازای دوران زندگيش دمی را به دور از پژوهش در راه فـرهنگ پربار ميهن نمی گدراند، يادآور می شويم که ايشان واژه‌ی "گان" را پسوندی می‌داند برابر با معنی جشن، بنا براين يا بايد گفت جشن مهـر و يا مهرگان.

جشن مهـر يا مهرگان همانند و همپايه نوروز و يکی از کهـن ‌ترين و بزرگترين جشن هایِ‌ ملی مردمانِ پشته يا فلاتِ ايران است.

اين جشن در روز مهـر از ماهِ مهـر که در سال شمارِ کهن ايرانی روز شانزدهم مهـر‌ماه بود و در سال شمار نوين در روز دهمِ مهـر‌ماه می‌باشد، برگزار می شود. بر همين پايه‌است که بيرونی در التفيم آورده است:

"شانزدهم روز است از مهـر ماه" .

مهرگان، همانند نوروز که روز نخستش هنگامه‌یِ برابری روز و شب بهاری (اعتدال ربيعی)، است، در هنگام برابری روز و شبِ پاييزی جای دارد.

مهـرگان همانند نوروز دارای خوان يا سفره‌ای است که آنرا به نامِ خوان يا سفره مهرگانی می‌شناسيم.
اگر‌چه مهرگان را با برابر و همزمان شدن نام روز مهـر با نام ماه هفتم ايرانيان يعنی مهر ماه به جشن می‌نشيند و خود از جشن های ماهيانه اشت، ولی انگيزه ها ی ديگری را نيز برای برگزاری آن بر می‌شمارند.

(در سال شمار کهن ايرانيان روز شانزدهم ماه، مهـر روز نام داشت. ولی در سالشمار نوين، روز دهم مهرماه، نام مهـر را بر خود دارد. ‌همچنان که پيشتر و برای نمونه در خردادگان نيز ياد آور شديم، در بيش از هزار سال پيش از اين، هـر يک از دوازده ماه ايرانی، دارای ۳۰ روز بودند که روي هم رفته ۳۶۰ روز می‌شدند و در پايان ۵ روز ديگر نيز بر ‌آن می افزودند که آن را بهيزک، پنجه دزديده ‌شده يا به زبان عربی پنجه مستقرقه می ناميدند. در سال شماری تازه که با پشتکار خيام نيشابوری بررسی و برآور و جايگزين سال شمار کهن شد. ۶ ماه نخست سال ۳۱ روز، ۵ ماه پس از آن ۳۰ روز و ماه دوازدهم ۲۹ روز دارند و از آنجا که درازای سال  ايرانی، ۳۶۵ روز و ۶ ساعت و ... دقيقه و  ... ثانيه می‌باشد.  ٦ ساعت های هـر سال را تا چهار سال روی هم می گزارند تا بشود ٢۴ساعت يا يک شبانه روز،  سپس آن يک روز را در سال ِ چهارم بر ٢٩ روز ماه  اسفند، اسپند و يا سپندارمز، می افرايند و ماه دوازدهم  را نيز ۳۰ روز بر می‌شمارند و آن سال را کبيسه می‌نامند).

درميان جشن های ايرانيان دو جشن مهر، يا مهرگان و نوروز از ارزش ويژه‌ای برخوردارند. يکی از مهمترین اين ويژگي ها، آغاز شدن سال نو با هـر يک از آن ها بسته به دوران مختلف تاريخ بوده‌، چرای که  شماری باور دارند در روزگاران رفته ساليانی نيز مهرگان سرِ سال نو بوده است و سال نو با مهرگان آغاز می‌شده‌است. ولی پس از آن آغار سال نو دوباره به آغازِ فـروردين ماه باز گشت که جای درست آن می باشد. در فرهنگ جهانگيری در باره ی مهرگان آمده است که:

« جشنی از اين بزرگتر بعد نوروز نباشد.»



مسعود سعد سلمان نيز چه مهربان درباره مهرگان می‌سرايد:

روز مهر و ماه مهر و جشـن فرخ مهرگان
مهر بيفزای نگار ماه چهر مهربان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر
مهربانی کن به روز مهـر و جشن مهـــرگان
جـام را چون لاله گـردان از نبيد باده ‌رنگ
ونـدر آن منگر که لاله نيست اندر بوستان



برگزاری مهرگان همانند نوروز از شايسته ها و بايسته ها به شمار می آمده است. برای اينکه نمادی از ارزش گـزاری به اين روز را از ديد دانشمندان دوران اسلام پذيرانندگی ايرانيان برايتان نمونه آوريم. نگاهی می اندازيم به کوتاه نوشته هايی همانند شهـروزی  که در باره ی بيرونی آورده و يا مری بويس و ...ديگران که برای نشان دادن ارزش مهرگان در ميان مردمان نوشته اند:

«دست و چشم و فکر او هيچگاه از عمل باز نماند، مگـر به روز نوروز و مهرگان و يا برای تهيه  احتياجات معاش».



"مری بويس" به نقل از کتزياس پزشک و درباره ارزش اين جشن نزد شاهان هخامنشی می نويسد:

"اين تنها موقع سال است که شاهان پارس مي توانند و حق دارند تا می توانند شراب بنوشند".

«مسعود سعد سلمان»، می‌نويسد:

تا دايم است جنبش گردون و آفتاب

تا واجب است گردش نوروز و مهرگان

 

جای پای مهرگان در ميان مردمان کشورهای ديگر

تازی يا عرب زبانان مهرجان يا مهرگان به چم فستيوال و جشن به کار می برند. در زبان عربیِ تونسی!‌:

پارسی اشاره درخور نگرشی دارد به کار بردن نامِ واژه‌ی ايرانی مهرگان در زبانِ عربی تونسی برای جشن:
ْ". . . و شايان توجه است واژه مهرگان که معرب آن مهرجان است در کشورهای عرب زبان به چم جشن بکار برده می شد. در سفری که در سال ۱۹۹۷ به تونس داشت مهرجان هم چنان به چم فستيوال و جشن کاربرد داشت."

 



سکوی سده و نوروز و به باور فراوان مهرگان

در دوران گذشته، در شهرهای ايرانی سکوهايی برای برگزاری جشن‌ها می‌ساختند که چيزی همانند سن‌های نمايش تئاتر و يا آمفی تئاترهای امروزی می‌توانسته‌اند باشند. فراموش نکنيم که در هنگام فرمانروايی بهرام گور يا بهرام پنجم درآمد ايرانيان به اندازه ای فراوان بود که به مردم پيشنهاد شد که تنها نيمی از روز را به کار بپردازند و نيمه ديگر را به آسايش و شادی و شادمانی و در پی همين پيشهاد و پديده های آن بود که بهرام از پادشاه هند درخواست هنرمندانی را کرد و به شمار دوازده هزار تن خواننده و نوازنده و دست افشان و پای کوب که به هنرهای دستی نيز آراسته بودند به سرزمين های زيـر فرمان شاهنشاه ايران آمدند که به گمانی "جيپسی" ها که "کولی" نيز به آنان گفته می شود، از همان گروهند.

از سکو هايی که همچون آمفی تاتر های امروزی بودند می گفتيم، اين سکوها را برای برگـزاری جشن ها، به ‌ويژه نوروز ، سده  و به گمان فراوان مهرگان، تدارک می‌ديده‌اند و می‌ناميده‌اند.

در شاه نامه و هنگامی که اردوان در نبرد با اردشيـر کشته می شود و در پی آن اردشير در جايی که چشمه ی آب بزرگ و پُر آبی هست، خره ی اردشير را بنا می کند آمده است:

يکی  چشمه ی بی کران اندروی

فـراوان از آن چشمه بنهاد روی

بــر آورد بـــر چشمــه آتشکــده

بر او تازه شد مهر و جشن سده

در دنباله ی همين  داستان آمده است:

ز پُر مايه تـر هـر چه بُـد دلپذيـر

همی تاخت تا خــره ی اردشيـــر

بکــرد انـدر آن کشور آتشکــده

بر او تـازه شد مهـرگان و سـده

و يا در هنگامب که در بار کارهای دوره ی پادشاهی لهراسب سخن می گويد، آورده است:

به هر برزنی جای جشن ِ سده

همه گِرد بـر گِرد آتشکده

به هرروی و با رويکردی به داستان بهرام گور که اندکی از آن رل پيشتر خوانديد و اميد که در هنگامه ای ديگر بسيار بيشتر در باره اش بياوريم، بودن چنان جاهايی برای گرد آمدن مردم و با شادی و شادمانی نشستن شان دور از راستی نمی تواند باشد.

ناگفته نماند که اين شادی خواهی در رگ و خون و باورهای ايرانی جای دارد. بيهوده نيست که در سنگ نبشته ی داريوش بزرگ می خوانيم:

"... سپاس اهورامزدا را که جهان بر آفريد،

که مردمان را آفريد،

که شادی را برای مردم آفريد ..."

 



انگيزه‌های برگزاری

برای اين جشن که برای سپاس‌گزاری از داده‌های پروردگاری برگزار می‌شود، انگيزه‌هايی چند را بـر می‌شمارند که:

۱. مهرگان روز پيروزی فريدون بر ضحاک است.

اين انگيزه که پيروزیِ فريدون بر ضحاک ماردوش باشد را، به ويژه استاد سخن، فردوسی نامدار،  کسی که اگـر دامن همت برای نوشتنِ شاه نامه به کمر نزده بود ما اکنون به زبان پارسی سخن نمی‌گفتيم يادآور می‌شود و می‌نويسد:

فريــدون چــو شد بر جهان کامکار

نـدانست جــز خـويشتـن شهـــريار
به رسـم کيان تـاج و تخـت و مهـی

بيـاراســت بـا کـــــاخِ شــــاهنشهی
به روز خُـجستـه سـرِ مهــــرمـــــاه

به سـر بَــر نهــاد آن کيــــانی کــلاه
بفـــرمــود تا آتــش افــــــروختنـــد

همـه عَنبــــر و زعفــران ســوختند
کنون يادگار است از او ماهِ مهـــــر

بکـوش و به رنج ايچ منمای چهــر



بيرونی نيز همين انگيزه را برای بر گزاری اين جشن بر می شمارد و در التفيم می نويسد:

"شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهـر. و اندرين روز افريدون ظفر يافت بر بيوراسب جادو آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند باز داشت. و روزها که سپس مهرگان است همه جشن اند بر کردار آنچ از پس نوروز بود و ششم آن مهرگان بزرگ بود و رام روز نام است و به دين دانندش".



چون از بيرونی سخن به ميان آورديم، بد نيست يادآور شويم که بيرونی در باره درازای زندگی ضحاک مار دوش يا "بيوَر‌اسب" و در "آثاارالباقيه" می‌نويسد:

"بيوَراسب هزارسال زيسته و يا فرمانروايی کرده و اندکی پيش از آن زيسته است. پس مردم می‌پندارند که امکانِ هزارسال زيستن وجود دارد و بر اين اساس است که مردم به همديگر می‌گويند هزارسال بزی و آنرا در حد امکان می‌دانند."

از ديدگاهِ نگارنده بدين انگيزه هزار سال زندگی و زيستن را به ضحاک نسبی داده‌اند که بنمايانند که اگر ستم گر و نامردمی، حتا هزار سال هم زندگی کند و دستک و درگاه بسازد، در پايان اسيرِ دست و پنجه‌یِِ داد و داگری يا عدالت خواهد گشت.



۲. مهرگان به انگيزه بزرگداشت مهـر، ايزد پيمان وعهد: 

ميتراييان يا پاسداران مهر، مهرگان را به ايزد مهر که او را از ايزدانِ آريايی می‌شناخته‌اند نسبت می‌دهند.
ايرانيان و هنديان کهن، مهر را ايزد پيمان يا عهد و دشمن دروغ و دروغگويی و پيمان شکنی بـر می‌شمرده‌اند و می‌پنداشته‌اند که اگر کسی پيمان شکنی کند ايزد مهر او را پادافره يا کيفـر خواهد داد.



۳. هم زمانی روز مهـر و ماهِ مهـر:

مهرگان همچنين يکی از دوازده جشن ماهانه ايرانی که با برابر شدن نام روز با نام ماه برگزار می‌شوند نيز می‌باشد که در هنگام گردآوری و به انبار سپاریِ فـرآورده‌های تابستانی که خود انگيزه‌ای طبيعی می‌تواند به شمار آيد به جشن نشسته می‌شود.

ناگفته نماند که اين جشن به جز از گاهنبار سوم که در سی‌ام شهريور‌ماه و گاهنبار چهارم که در سی‌ام مهرماه برگزار می‌شوند و چگونگیِ برگزاری ويژه خود را دارند می‌باشد.

۴. آغاز زمستان بزرگ:

در گذشته آرياييان سال را به يک تابستان هفت ماهه و يک زمستان پنج ماهه بخش می‌کردند که مهرگان به پيشباز زمستان بزرگ رفتن می‌توانسته ‌باشد.

تابستان بزرگِ هفت ماه بودند، فروردين، ارديبهشت، خورداد، تير، امرداد، شهريور و مهر ماه، و زمستان بزرگِ پنج ماه بودند، آبان، آذر، دی، بهمن و اسفند. و همچنان که در شهريورگان آمد، بهار و پاييزی را نمی شناختند مگر تابستان و زمستان را.

۵. جشنِی کشاورزی و هنگام برداشت و به انبار سپاری برداشت های تابستانی.

 گرديزی در اين پيوند می نويسد: "و مهر روز برگزاری جشن خرمن است".

دکتر فرهنگ مهر - رئیس پیشین دانشگاه پهلوی شیراز - در  ديدی نو از آيينی کهن، به اين روز نيز اشاره می کند و می نويسد: "ْدر پنجاه سال اخير روز مهرگان روز دهقان هم به شمار آمد که البته مناسبت دارد «چرا‌که در زبان پارسی‌هخامنشيان ماه پاييزی مهر‌و‌شهريور "بااگياادی Bagayadi " گفته می‌شد که معنای ساده‌ی آن چنين است که در اين ماه زمين کشاورزی ( باغ ) را بايستی ورز داد. به مناسبت آغاز سال تحصيلی و به صدا در آمدن زنگ مدرسه ها نيز نام معلم به خود گرفت که آن نيز پسنديده است."

 

چگونگی برگزاری مهرگان

 پيش از رسيدن روز مهـر، بايد به پالودن و پاکيزه ساختن خانه و کاشانه پرداخت و همانند نوروز خانه تکانی کرد. و آنگاه آماده برگزاری جشن شد و به گستردن خوان مهرگانی پرداخت.

 شوربختانه امروزه بسياری از مردم ميهنمان، آيين و رسم نيکوی خانه تکانی در مهر‌ماه را از ياد برده‌اند و به جز شمار اندکی از ايرانيان و به ويژه زرتشتيان، همه‌ی آداب و آيين های مهرگانی را به جا نمی‌آورند.

کاش همانگونه که هم ميهنان و به ويژه جوانان به راز برگزاری و گاه باز آفرينی آيين های کهن ديارمان می پردازند. آيين خانه تکانی مهرگانی را نيز زنده تر سازند.

ناگفته نماند که بسياری از آيين های کهن را، خواهـران و برادران هم فرهنگ ديگر بخش های اين پشته ی کهن و به ويژه تاجيکان، بسيار بهتر از ما و با شايستکی، شکوه و ارزش در خورجايگاهشان برگـزار می کنند.

مهرگان را در گذشته ها در پنج روز به جشن می نشستند که روز پنجم را با شکوه بيشتری برگزار می کردند.
شايانِ‌نگرش‌است‌که در‌گذشته در‌سوئد هم سال به‌دو‌بخش‌تقسيم می‌شده است.

در روز جشن که همان مهر روز از مهرماه باشد، همه‌ی هموندان يا اعضا خانواده، رخت نو بر تن، دورخوان يا سفره مهرگانی گرد می‌آيند و هنگاميکه خورشيد به ميان آسمان رسيد، در برابر آيينه به يکديگر شادباش می‌گويند، همديگر را در آغوش می‌کشند، نقل و شيرنی نثار همديگر می‌کنند، بر سر و روی همديگر بوسه می‌زنند و مهرباني های کردگاری را سپاس می‌گويند. در اين هنگام شماری نيز، سرمه بر چشم می‌کشند و بهر روی همگی به شادی و شادمانی پرداخته، همانند نوروز به انجام ديد وباز می‌پردازند.در اين روز برای نوعروسان ‌(اروسان) و تازه دامادان پيشکش يا هديه می‌فرستند.

پروفسور مری بويس در باره مهرگان و سفره ی آن نزد زرتشتيان می نويسد:

« در چنين روزی رخت نو پوشيده و به ديد و بازديد هم می‌روند و به يکديگر شادباش می‌گويند. بر سفره‌ی مهرگانی کتاب اوستا، آيينه، سرمه، شربت، گلاب، شيرينی، ميوه و به ويژه انار و سيب می‌گذارند در آوندی آب آويشن با چند سکه نقره و سنجد و بادام و پسته ريخته و کنار خوان مهرگانی را با شمع های فروزان آرايش داده و فضا را با اسپند و کندر که بر آتش ريخته می شود سرشار از زيبايی و خوشبويی می سازند.



افزون بر آنچه که بر شمرده شد، شکم مرغ را با مواد غذايی پر کرده و بر سفره می نهند به هنگام نيمروز با شادی در جلو آينه ايستاده، سرمه بر چشمان کشيده و نقل و سنجد و آويشن به سر هم می ريزند و مهرگان را به هم شادباش می گويند."



در باره برگزاری مهرگان در روزگاران کهن و در تاريخ بيهقی آمده‌است:

روز آدينه شانزدهم زالقعده مهرگان بود، امير، رضی‌الله‌عنه (بامداد) به‌جشن (مهرجان* بنشست، اما شراب نخورد و نثارها و هديها آوردند، از حد (و) اندازه گذشته و پس از نماز نشاط شراب کرد و رسم مهرگان بتمامی بجای آوردند، سخت نيکو، با تمامی شرايط آن وصينی ‌(از پيش سلجوقيان بيامد و در خلوت)، (بعد از مراجعت)، با وزير و صاحب ديوان رسالت گفت که: "سلطان را عشوه دادن محال باشد، اين قوم را بر بادی عظيم ديدم، اکنون که شدم و می‌نمايد که در ايشان رسيده‌ام.

* مهرجان با گويش تازی = مهرگان

 

دستگيری از نيازمندان

از ديگر آيين های بسيار پسنديده و درخور نگرش مهرگانی، دستگيری از نيازمندان و رسيدگی به حال و روز دوستان و آشنايان است که به همگامی همگانی مردم در دست افشانی و پايکوبی‌های مهرگانی می سرانجامد.

 

دادن پيشکش به نو خانمان ها

نگارنده، خود به ياد دارم که در چنين روزها و جشن هايی، در خيابان ها و کوچه‌های شهر بروجرد خنچه برانی يا خنچه کشانی را می می‌ديدم که سبد و خنچه هايی را برای نو عروسان و تاره دامادان می بردند. آنچه که بيش از هر چيز در درون خنچه ها خود نمايی می کرد، کله قندی بود که در زرورق سبـزرنگ بسيار بسيار زيباي و درخشانی پيچيده شده، در کنار  شيرينی و پارچه و ... به خود نمايی می پرداختن و راهی خانه‌های اروس ها (عروسان) بودند.

اميد که اين آيين ها و رسم ها همواره و هميشه و هم چنان که از هزاران سال پيش ار اين برجای مانده است بر جای و استوار بماند و ما نيز چون گذشتگانمان، توانمان را در به آيندگان سپاری اين آيين ها به نمايش بگزاريم. چرا که:

"ديگران کاشتند و ما خورديم

ما بکاريم و ديگران بخورند"

 

خوان يا سفره‌یِِ مهرگانی
خوان مهرگانی همانند خوان يا سفره نوروزی بسيار زيبا و رنگارنگ است و آنچنان که سعدی شيرازی می‌گويد:

برگ درختان سبز در نظــر روزگار

هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

پر از گل و گياه و برگ سبز و ميوه و خشگبار است که هر يک از آنها بيش از سد کتاب هنر آفرينش را گويايند.



بر خوان مهرگانی ميوه های تابستانی و خشگبار، شاخه‌های بيد، زيتون، به، انار، مورد، کاج، مورد و سرو و همانند آنها که گويا هر يک از آنها نمودار يکی از استانهای شاهنشاهی بوده‌اند می‌نهند و چوبهای خوشبو و اسپند می‌سوزانند.

بر اين خوان هم چنين، آينه و سرمه‌دان، لاله روشن، مجمر آتش، اسپد و کُندُر بر آتش نهاده، شمع، شکر، شير، شراب، شربت و شيرينی، جامی از آب که می تواند با نارنجی شناور در آن زيباتر شود، گلاب، گلدان و گل های رنگارنگ و سبزی و ريحان و لـرک، عَناب، گياه خوشبوی آويشن (هم به تنهايی و هم شناور در آب)، آوند آبی که سکه‌ای سيمين يا نقره‌ای در آن نهاده‌اند، خشگبار يا سنجد، پسته، بادام، گردو و فندق و همچنين برگه‌های گوناگون و انجير و دانه‌های گياهی "حبوبات" می‌گذارند.

ميوه‌های خوانِ مهرگانی همان ميوه‌های تابستانی هستند مانند به، سيب، ترنج (نگارنده، در هنگام گستردن خوان مهرگانی چون ترنج و بالنگ و همچنين به نيافتم، مربای ترنج و مربای به را بر خوان نهادم). انار و خوشه يا خوشه‌های از انگور سفيد از بايسته های خوان نشين هستند.

بر اين خوان نانی  نيز می نهند که "سيروک" نام دارد و در بسياری از جشن های ديگر نيز پخته می شود.  خمير اين نان از آرد هفت دانه(و يا همان آرد گندم) فراهم آمده، ولی در آوندی پر از روغن سرخ می گردد. دوستداران می‌توانند چگونگی تهيه آنرا از نگارنده بگيرند.

"چنگ مال" و يا "ناخنک‌ مال" که از خرما و دانه‌هايی تهيه‌‌می‌شود و همچنين حلوا را نيز به ويژه در جای های که گرمسيری هستند بر خوان مهرگانی می گذارند. يک بار در هنگام گستردن خوان مهرگانی ما چنگمال شيرازی بر خوان نهاديم و جايتان سبز که چه خوان زيبا  شيرينی  شد.

اين خوان آشی را نيز بر خود دارد که "دونو"، يا "درونش" می‌نامند و چيزی مانند شله ‌قلمکار می‌باشد که از هفت دانه گوناگون همانند گندم، جو، برنج، عدس، لوبيا، ماش و نخود و همانند آن تهيه و پخته می‌شود.

يادمان نرود که جای پای شماره ی هفت را در شش فروزه ی اهورايی و اهورامزدای يگانه می توان جست.

 

کهنگی و يا قدمت مهرگان و برگزاريش حتا در نزد تازيان

کهنگی اين جشن به زمان آرياهای هند و ايرانی باز می‌گردد. اين جشن پيش از شاهنشاهی هخامنشيان نيز با شکوه و بزرگی زيادی برگزار می‌شده‌است. در باره تاريخ روز برگزاريش همانگونه که آمد پيشترها و بنا بر سالشمار کهن در روز ۱۶ مهر ماه بوده که سپس به روز ۱۰ مهرماه جابجا شده‌است.

از زمان هخامنشيان تا به امروز اين جشن کهن ‌را چه به‌گونه‌ای بزرگ و‌گسترده و چه کوچک و مختصر به جشن می‌نشينند.

بنا بر نوشته‌ها، اين جشن پس از يورش تازيان، نه‌تنها نزد ايران همچنين در ميان خلفای‌بغداد نيز ‌بر گزار ‌می‌شده‌است.

ابوالفضل بيهقی در نسک دوم تاريخ خويش و در پيوند با از برگزاری بسيار باشکوه اين جشن فرخنده در برابر مسعود غزنوی  در تاريخ ۴۲۷ هجری آگاهی هايی را در دسترس ما  می گزار‌.

در دربارهای خلفای عباسی جشن های نوروز و مهر با بزرگی بسياری برگزار می شده‌اند و در اين باره نوشتارهايی وجود دارند.

تاريخ نويسان آورده‌اند که در زمان حکومت عمر خطاب، هرمزان استاندار خوزستان که مسلمان شده‌بود، پاره‌ای از شيرينی‌ها و ساير چيزهای خوان نوروزی را پيشکش وار و به چهره خوانچه‌ای برای علی‌ابن ابی‌طالب می‌فرستد. ايشان ‌از ‌آورندگان سبب فرستادن خوانچه ‌را می‌پرسد ‌و هنگامي که مناسبت آنرا جشن نوروز درمی‌يابد ‌می‌گويد: "کل يوم ‌نيروزنا"، يعنی ‌هر‌روز‌‌ را‌ برايمان‌‌ نوروز سازيد!

سلمان پارسی‌(دينيار پارسی) در باره ارزش و بزرگی اين دو جشن گفته‌است: خداوند ياقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان پديد آورد.و بزرگی اين دو بر ديگر روزها همانند بزرگی ياقوت و زبرجد است به ساير گوهر‌ها!

در باره چگونگی برگزاری جشن مهـر کسانی همچون، جاحظ تبريزی، سيد محمود شکری، ابن خلف تبريزی و گرديزی و ديگران نيز نوشتارهايی دارند.



 درخور يادآوری است که تنی چند در باره دينی و آيينی بودن يا  بستگی جشن های نوروز، مهرگان و سده با "اشو زرتشت" می‌پرسند، برای آگاهی اين دسته از هم ميهنان بايد يادآوری شد که اگر چه اگـر  زرتشتيان نبودند شايد شماری از اين جشن ها نيز به دست فراموشی سپرده می شدند. چنان چه آنان به شاهنامه فردوسی نگاهی بياندازند درخواهند يافت که نوروز در هنگامِ شاهنشاهیِ جمشيد، مهرگان در دوره فريدون و سده در هنگامِ شاهنشاهی هوشنگ کيانی بنيان گزاری شده‌اند که در آن زمان هنوز "اشوزرتشت" زاده نشده بود.

 

نام گذاری کودکانِ زاده‌ی ماهِ مهر، با پيشوند و يا پسوندی از واژه‌ی مهر

از رسم های درخور يادآوری مهرگان، نامگذاری کودکانی است که در مهرگان ديده باز می‌کنند و زاده می‌شوند. بدين گونه که برای کودکان زاده شده در مهرگان نامی بـر می‌گزيند که واژه مهـر در آن باشد. نام هايی مانند: مهر، مهراب، مهرداد، مهرزاد، مهرشاه، مهـراد رنگ، مهرگان، مهرنوش، مهرشهر، مهراندخت، مهرانگيز، مهربانو، مهرناز، مهران، مهربان، مهرو يا ماهـرو، مهرآيين، مهرآور، مهـرپرور، مهـريار، نوش‌مهر، کوش‌مهر و همانند آن ها. بنا بر پژوهش تورج پارسی، و بر پايه‌ی گزارش هـرودوت اين گونه نام گذاری از دوره هخامنشيان رسم بوده است.

 



ْسرچشمه ها:
۱. شاهنامه فردوسی.
۲.گاهشماری و جشن های ايرانی کار ارزشمند هاشم رضی.
۳. تاريخ بيهقی.
۴ . تاريخ اجتماعی ايران، کار مرتضی راوندی.
۵. زندگی ايرانيان در خلال روزگاران.
۶. ديدی نو از آيينی کهن از دکتر فرهنگ مهر.
۷. گفتار‌ها و نوشتار‌های استاد علی‌اکبر جعفـری.
۸. کليات تاريخ و تمدن ايران پيش از اسلام از دکتر عزيزالدين بيات.
۹ تاريخ و تاريخ‌ گزاری از مهندس علی‌ محمد‌ کاوه.
۱۰. فرهنگ دهخدا
۱۱. مری بويس، تاريخ کيش زرتشت، ترجمه همايون صنعتی، رويه ۵۳، فروردين ۷۴، انتشارات توس
۱۲.  Meri Boyce, Mithraice Stadies Vol 1; p 106
۱۳. بيرونی، التفهيم، به تصحيح همايی، رويه ۲۵۵̃ - ۲۵۴، موسسه نشر هما، ۱۳۶۷
۱۴. بيرونی، آثار باقيه، برگردان اکبر دانا سرشت رويه ۲۹۰، سال ۱۳۵۲ انتشارات ابن سينا
۱۵. گرديزی، تاريخ، به تصحيح عبدالحی حبيبی، رويه ۳۹، چاپ اول ۱۳۶۳، دنيای کتاب
۱۶. مری بويس، تاريخ کيش زرتشت جلد دوم هخامنشيان، رويه ۴۲، نوروز ۱۳۷۵، توس
۱۷. نوشتار‌های دکتر تورج پارسی






 

ياد آوری روزهای ِ ويژه مهــر ماه

۱.  مهرگان، جشن مهـر که يکی از کهن ترين جشن های می باشد و در باره اش به گستردگی می خوانيد

۲. روز های نَبُـر: يا روزهای که ايرانی ماندگانِ زرتشتی از خوردن گوشت و آلودن دست به خون جانداران بی گناه بيش از پيش دوری می کنند برابر هستند با روزهای:  ٦ مهـرماه، "ماه" روز، برابر با روز ۲۸ سپتامبر، ۸ مهـرماه، "گوش" روز، برابر با۳۰سپتامبر، ۱۵مهـرماه، "رام" روز،  برابر با  ۷ اکتبـر، و همچنين ۲۶ مهـرماه، "وهمن" روز، برابر با ۱۸ اکتبـر.                                     

۳. گاهان بار چهارم، "ايا سرم گاه"، که پنج روز و روزهای "اشتاد"، "آسمان"، "زامياد"، "مانتره سپند" و    "انارام"  روز می باشند و از ۲۰ تا و ۲۴ مهـرماه برگزار می شود.                

 "ايا"، به چمِ و معنی آغاز و "سَرِم" به چمِ "سرما" است که گاه آغاز سرما را می شناساند.

روز های نَبُــــر

يا روزهای که به ويژه، ايرانی ماندگانِ زرتشتی از خوردن گوشت و آلودن دست به خون جانداران بی گناه بيش از پيش دوری می کنند چهار روز هستند. 

ايرانيان اين روزها را، روز های پرهيز و دوری از لاشه خواری بر می شمارند و به آن روزهایِ نبر گويند. ايرانيان کهن و آزاده، در اين روز ها نه گوشت می خورده، نه به شکار کردن می رفته اند. اين روزها، روزهای: "ماه"، "گوش"، "رام" و "وهمن" يا بهمن هستند که هنوز زرتشتيان در اين روز ها گوشت نمی خورند و دست به کشتار گاو و گوسفند و ... نمی آلايند.

اين روزها برابر هستند با روزهای:                                                               

٦ مهـرماه، "ماه" روز، برابر با روز ۲۸ سپتامبر، ۸ مهـرماه، "گوش" روز،  برابر با ۳۰سپتامبر، 15 مهـرماه، "رام" روز،  برابر با  ۷ اکتبـر، و همچنين ۲۶ مهـرماه، "وهمن" روز، برابر با،    ۱۸ اکتبـر.                        

گاهان بار چهارم، "اياسرم گاه"

گاهان بار چهارم: "اياسرم گاه"، نام دارد. اين گهن بار نيز در پنج روز و روزهای "اشتاد"، "آسمان"، "زامياد"، "مانتره سپند" و "انارام"  روز و از ۲۰ تا و ۲۴ مهـرماه برگزار می شود.                

   اين گاهان بار و همچنين گاهان بار ميانه تابستان که "ميديو شهيِم" گاه باشند از گاهان بارهایِ کهن و نخستين بايد باشند. چرا که در گذشته هایِ دور، مردمان پشته ايران، سال را به دو بخش کرده بودند، تابستان بزرگِ هفت ماهه (فروردين، ارديبهشت، خورداد، تير، امرداد، شهريور و مهر ماه)، و زمستان بزرگِ پنج ماهه (آبان، آذر، دی، بهمن و اسفند). و همچنانکه در شهريورگان آمد، بهار و پاييزی را نمی شناختند مگر تابستان و زمستان را.                                          

"ايا سَرَ" يا "ايا سَرِم" همان آغار سرماست.

"سَـرِ" در زبان کهنمان همان "ره سپاری" ره سپار شدن" و  "سفر" به زبان امروزيمان است. و "ايا سَرَ" يا "اياسرم" می شود "نا رهسپاری" و ره سپار نشدن و "نه سفر" می باشد که هدف همان سفر نکردن می شود. چرا که با پايان يافتن تابستان هفت ماهه، زمستان پنح ماهه آغاز شد و از آنجا که سفر های آن روزگاران دراز و چند ماهه بودند. اين گاهان بار يا جشن که از ۲٦ تا  ۳۰ مهـرماه و نه از ۲۰ تا و ۲۴ مهـرماه برگزار می شده است برابر می شد با آغاز زمستان پنح ماهه و هنگام سرما که آغاز به ره سپاری و سفر درست نيز نمی بود.

              

مازياز قويدل

 مهرگان ۳۷۴۵ خورشيدی زرتشتی، ۲۵۶۶ خورشيدی شاهنشاهی،  ۲۰۰۷خورشيدی ترسايی و ۱۳۸۶ خورشیدی اسلامی. 

 

با آرزوی مهرگانی پر از شادی، خرسندی، پيروزی و سربلندی

برای همه