تبليغاتX
روزنـــامــک - دو یادداشت درباره ی جشن آبانگان

روزنـــامــک

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

 

آبان روز از آبان ماه، جشن آبان، بر همگان خجسته باد (مازیار قویدل)

 

آبـان روز است روز آبـان            خـرم گـردان به آب زر جان

بنشيـن به نشاط و دوستان را            ای دوست به عـز و ناز بنشان

 

 ابان گان يا آبان گان، همچون ديگر جشن های سالانه به يادگار مانده از پيشينيان مان است که در آبان روز از آبان ماه به جشن اش می نشسته اند.

 در سال شمار کهن که هر ماه از سال دارای 30 روز بود، آبان روز، همواره برابر بود با روز 10 آبان ماه، که آنرا ابان گان می ناميدند. با روی آوردن به سال شماری که آن را سال شمار جلالی (و يا خيامی نيز) می شناسيم، شش ماه نخستين سال، دارای 31 روز شدند. بنابراين، روز آبان از ماه آبان که برابر با دهم آبان ماه در سال شمار کهن بود، شش روز پيش کشيده شد و اينک در روز چهارم آبان ماه برابر با 26 ماه اکتبر، جشن آبان يا آبان گان را برگزار می کنند.

 

 جشن آبان با ستايش و نيايش و شادمانی و در کنار چشمه سارها و رودها برگزار شدنی بوده و می تواند بود. اين جشن نيز به مانند بيشتر جشن های کهن ديارمان نزديکی روانی ايران زمينيان با پرهام يا طبيعت را نمايان می سازد.

آنانی که در چندين هزار سال پيش از اين به پاسداری و پرستاری از آب، خاک، باد و آتش نامی شده بودند. کاری که اگر چه در اين هنگام به پرداختن به آن بر خود می بالند و فخرش را به ديگران می فروشند.

در آن زمان دور از برداشت ها و انديشه های پيرامونيانشان بود و بنا بر همين انگيزه نيز آنان را پرهام و طبيعت پرست می ناميدند و اگر چه اين نام واژه به راستی زيبنده ی آنان بود، ولی آن ديگران، اين نام واژه را نه با چنين باری که با اين برداشت به کار می بستند که ايرانيان کهن و يا ايرانيان، افغانان، تاجيکان و ... امروزی، پرهام يا طبيعت را خدای گون می پندارند و می ستايند و اين درست وارونه ی باورهای پيشينيان اين بوم و بر بود که نخستين باورمندان به "اهورامزدا"، دانش بزرگ و کامل شناخته شده اند.

 

آبانگان، جشن ِ آبهاي جهان خجسته باد! (دکتر جلیل دوستخواه)

 

در گاه شمار ِ ايرانيان روزگار باستان، آبان روز ِ آبان ماه (دهمين روز ِ ماه ِ هشتم) آبانگان خوانده شده و ويژه ي ستايش و بزرگداشت ِ آبان (نام ِ ديگر ِ ارِدْوي سورَ اَنَهيتَه/اَناهيتا) ايزدْبانوي ِ آبهاي روي زمين و نگاهبان ِ پاكي و بي آلايشي در جهان ِهستي است. اناهيتا در اسطوره هاي ايراني، يكي از تابناك ترين چهره ها و يكي از كارآمد ترين نقشْ وَرزان است و در اوستا، سرود بلند و زيبايي به نام آبانْ يَشت با خيالْ نقش هايي دل پذير، ويژه ي نيايش و ستايش اوست:

"... اوست بَرومندي كه در همه جا بلندْ آوازه است.

اوست كه در بسيار فَرّه مَندي، همچند ِ همه ي ِ آبهاي روي زمين است.

اوست زورمندي كه از كوه ِ هُكَر به درياي ِ فراخْ كرت ريزد.

*

بدان هنگام كه ارِدْوي سورَ اناهيتا -- آن دارنده ي ِ هزار درياچه و هزار رود، هريك به درازاي ِ چهل روز راه ِ مردي چابك سوار --

به سوي ِ درياي فراخْ كرت روان شود، سراسر ِ كرانه هاي آن دريا به جوش درافتد و ميانه ي آن برآيد.

*

از اين آبي كه از آن ِ من (اهوره مَزدا) ست، به هريك از هفت كشور، رودي روان شود؛ رودي از آبي كه از آن ِ من است و در زمستان و تابستان، يكسان روان است.

او براي من، آب را و تخمه ي مردان را و زِهدان و شير ِ زنان را پاك كند.

*

من -- اهوره مَزدا -- او را به نيروي خويش، هستي بخشيدم تا خانه و روستا و شهر و كشور را بپرورم و پشتيبان و پناه بخش و نگاهبان باشم ..."

(آبانْ يَشت، بندهاي 3- 6 در اوستا، كهن ترين سرودها و متنهاي ايراني، گزارش و پژوهش جليل دوستخواه، چاپ نهم، جلد يكم، ص 298).

*

در دوره اي از تاريخ ايران باستان، ايزدبانو اَناهيتا، يكي از مينَويان ِ سرآمد و پرستيدني به شمار مي آمده و پرستشگاههاي ويژه ي خود را داشته است. پيشكشي هايي كه پهلوانان و شهرياران به نزد ِ او مي برده اند -- و گزارش ِ آنها را در بندهاي 21 تا 83 آبان يشت مي خوانيم -- گواه ِ پايگاه والاي ِ ايزدينه ي اوست.

گل ِ نيلوفر آبي (لوتس) ويژه ي اين ايزدْبانوست و دليل اين همه سنگ نگاره از اين گل در تخت جمشيد و جاهاي ديگر، چيزي جز بزرگداشت او و نمايش ِ حضور ِ فراگيرش در زندگي ي ايرانيان نمي تواند باشد.

*

برخي از تنديس هاي برجامانده نيز به اناهيتا نسبت داده شده است كه شناخت ِ درست و دقيقي از آنها نداريم. يكي از آنها كه تصويرش در جاهاي زيادي نشريافته است و بسياري با قطع و يقين، آن را نمادي از اين ايزدبانو مي شمارند، اين است:

 

 

بخش جشن های ایرانی در روزنامک 

 

برداشت از این تارنگار، تنها با یادکرد از نام نویسنده و نام روزنامک امکان پذیر است  

 

+ نوشته شده در  جمعه 4 آبان1386ساعت 9  توسط مسعود لقمان  |