
نامِ "دکترحمید احمدی" برای پژوهشگران مسائل قومی در ایران نامی آشناست. دکتر احمدی که دارای دکترای علوم سياسي از دانشگاه كارلتون كاناداست با کوشش و پشتکاری ستودنی، مسائل قومی در ایران را (که غالباً بدان ها با دیدِ ایدئولوژیک، سطحی و عوامانه پرداخته می شود) در قالب کتاب ها و مقاله هایی پژوهشی و اکادمیک تئوریزه کرده و با ارائه ی الگوهای نظری برای پژوهش های علمی در باب این موضوع، راه را برای پژوهشگران مسائل قومی در ایران هموارتر نموده است.
روزنامک مفتخر است که مقاله ی ایشان را با نام "دولت مدرن و اقوام ایرانی: شالوده شکنی پارادایم های رایج" را در فایل ورد زیر به خوانندگان خود عرضه می دارد.
این مقاله بیان می کند که: «ظهور دولت مدرن یکی از مهم ترین تحولات ایران معاصر در قرن بیستم بوده است. گرچه پدیده دولت در ایران پدیده ای کهن است و برخی ایرانشناسان برآنند که اصولاً نخستین دولت متمرکز جهان، به معنی دقیق آن در دوران هخامنشیان در ایران ظهور کرد، اما دولت مدرن به مفهوم دقیق مورد نظر علوم اجتماعی مدرن، به ویژه آنگونه که در آثار ماکس وبر منعکس شده است، پس از کودتای ۱۲۹۹ شمسی در ایران به وجود آمد. یعنی دولتی تمرکزگرا که استفاده مشروع از قوه مشروع را تنها به خود اختصاص داده و منحصر کرده بود.
یکی از تحولات و تاثیرات مهم ناشی از ظهور دولت مدرن در ایران، پایان دادن به اقتدار محلی روسای ایلات و طوایف در مناطق گوناگون کشور بود. همین مسئله بعدها تاثیر مهمی بر ظهور حرکت های محلی گرا به جای گذاشت و در برخی مناطق، زمینه های ظهور جنبش های نخبه گرای قومی را فراهم ساخت. با این همه مسئله رابطه دولت مدرن ایرانی با پدیده ی قوم گرایی به طور خاص و اقوام ایرانی به طور عام، پیش از آنکه موضوع مطالعات علمی در حوزه های علوم اجتماعی ایران شود، به یکی از مبادلات و دعاوی سیاسی – ایدئولوژیک جریان ها، احزاب و گروه های سیاسی چپ گرا، گاه دارای گرایشات قوم گرایانه بدل شد. در این گونه مطالعات سیاسی – ایدئولوژیک، دولت مدرن مسبب همه مشکلات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران، به ویژه در مناطق مرزی و محل سکونت اقوام ایرانی شده و نویسندگان این گونه نوشته ها؛ با طرح شعارهای غیرعلمی تند و دعاوی عجولانه در رابطه با نقش دولت مدرن در تحولات مذکور مجموعه ای از ادبیات خاص را بوجود آوردند که بعدها نیز برخی پژوهشگران مورد استفاده قرار گرفت.
دکتر احمدی به منظور روشن ساختن جایگاه دولت مدرن در رابطه با تحولات مذکور و با استفاده از قرائت مبتنی بر متدلوژی بازخوانی تحولات تاریخی و اجتماعی، به شالوده شکنی پارادایم رایج و مسلطی پرداخته است که بیشتر حاصل دعاوی و مشاجرات اساسی و ایدئولوژیک میان جریان های گوناگون سیاسی معاصر ایران بوده است تا نتیجه پژوهش های عالمانه. این پارادایم های رایج و مسلط در شش محور طبقه بندی گردید:
- هیات ناسیونالیسم قومی و جایگاه اجتماعی پیشینه تاریخی آن در ایران؛
- دولت مدرن و توسعه مناطق قومی ایران؛
- ادعای تک قومی بودن دولت مدرن ایرانی؛
- دولت مدرن و مسئله فرهنگ و زبان در ایران معاصر؛
- دولت مدرن و ادعای جابه جایی های جمعیتی اقوام ایرانی؛
- دولت مدرن و ادعای کشتارهای قومی در ایران؛
دکتر احمدی با تکیه بر متدولوژی «جامعه شناسی تاریخی» به کنکاش دعاوی مذکور پرداخته و با ارائه نمونه ها و مدارک گوناگون بر این نکته تاکید دارد که بسیاری از این دعاوی، بیش از اینکه مبتنی بر داده ای تاریخی و رویدادهای واقعی باشد، بر ذهنیت پردازی گروه های سیاسی و جریان های گوناگون چپ گرا و قوم گرای ایرانی معاصر استوار بوده است.
در پایان، مدل مورد نظر ایشان برای تبیین تحولات قومی در ایران و به ویژه سیاسی شدن آن ارائه شده است. در این مدل سه متغییر عمده دولت مدرن، نظام جهانی و نخبگان سیاسی در یک رابطه پیچیده و چند لایه با یکدیگر، در ظهور گرایش های گریز از مرکز سیاسی در ایران معاصر نقش آفرینی کرده اند.


