تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...:: - تبارشناسی جنسیت در ایران (بخش سوم) جستاری از مصطفی اسدی

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

2. دوره کلاسیک

کما بیش از دوره صفویه با قدرت گیری حکومت مرکزی شاهد شکل گیری مکانیزم های مشخصی در جهت اعمال قدرت و کنترل بر سکس از سوی نهادهای اعمال قدرت هستیم. به سبب پیگیری مکانیزم های اعمال قدرت، رفته رفته شاهد ایجاد سامانه های جنسی معطوف به خود هستیم.

ماجرای خواب شاه اسماعیل وپس از آن جمع آوری وسایل وآلات موسیقی و طرب از دربار و بعد از آن سراسر شهر یکی از نشانه های ایجاد چنین مکانیزم هایی است.

اما در مطالعه جنسیت در گفتمانهای مختلف توجه به این نکات نیز ضروری است:

1-    مرز بین هر گفتمان خاکستری است و نباید تصور کرد با جابه جایی سلسله ها ما با ظهور یک گفتمان جدید روبرو هستیم بلکه ظهور و افول گفتمانهای جنسی تدریجی است.

2-                شکل گیری مکانیزم های اعمال قدرت به معنای حذف کامل سکس از عرصه عمومی نیست. بلکه به این معناست که سکسوالیته تحت تکنولوژی ویژه اعمال قدرت خویش کنترل شده بنابراین سامانه های ویژه خود را ترتیب می دهد.

3-                همواره در مطالعات تبار شناسی آنچه از آن تحت عنوان استثنائات تاریخی یاد می کنیم وجود دارد.

4-                تدوین قوانین حکومتی پیرامون سکس یکی از نمونه های ایجاد مکانیزم های اعمال قدرت در دوره کلاسیک هستند.

 

  • دكتر زرين كوب ضمن توصيف مناظري از زندگي اجتماعي مردم در عهد حافظ به عشرتخانه هاي آن دوران و عهد صفويه نيز اشاره مي كند: در اين عهد... از خرابات شيراز كه بيت لطف خوانده مي شد، مبلغي به عنوان ماليات به خزانه دولت مي رسيد، زنان خرابات كه مثل دختر زر از مستوري توبه مي كردند، مي توانستند با اجازه محتسب كار «دستوري» كنند، از اين گذشته همجنس بازي  رسم رايجي بود چنانكه حتي گوشه خانقاه و خلوت مدرسه هم ممكن بود صحنه آن باشد. تركان كه پادشاه و امراء عصر از آنها بودند، در اين ايام نامشان با اين رسم همجنس گرايي همه جا همراه بود.

 

ادبیات دوره کلاسیک:

ظهور صوفیه و سبک ادبی عراقی اساساً واکنشی بوده است به ادبیات غالب دوره پیش از خود. در واقع از این پس تلاش می شود ضعف ادبیات پیشین پیرامون مسائل جنسی از طریق اتصال آن بامسائل عرفانی و متعالی جبران شود. از این دوره به تدریج با صوفیانی مواجه می شویم که سبک ادبی پیشین را نمی پسندیده اند. مولانا در دفتر دوم معنوی ابیاتی دارد در این معنی که زیبایی در بشر عاریتی است و لذا چون معشوق پیر می شود و زیبایی خود را دست می دهد، محبت عاشقان هم فروکش می کند، لذا باید عاشق سرچشمه زیبایی (خدا)بود: (در بحث عشق افلاطونی توضیح دادیم که این سخنان از آموزه های افلاطونی است که در عرفان راه یافته است.)

چون زر اندودست خوبی در بشر                           ورنه شد شاهد تو، پیر خر

               چون فرشته بود همچون دیو شد                            کان ملاحت اندر عاریه بد

اندک اندک می ستاند (خدا) آن جمال            اندک اندک خشک می گردد نهال

(شمیسا. ص179.)

استاد فروزانفر در ضمن توضیح این ادبیات می نویسد: «گمان می رود که این ادبیات انتقاد است از کسانی که شاهدبازی پش گرفته و می گفته اند که ما در پرستش صورت نظر بر صانع داریم نه بر مصنوع و پیوسته با زیبارویان معاشرت داشته و آن را سبب کمال نفس می دانسته اند.این عقیده از قرن سوم در میانه صوفیان پدید آمده و تا روزگار مولوی عده ای بدان معتقد بوده اند از قبیل احمد غزالی و اوحدالدین کرمانی و فخر الدین عراقی. (قلیلی با برخی از بزرگان صوفیه صحیح است.) و بزرگان صوفیه این فکر را زاده تنگی نظر وکدورت مشرب شمرده اند و این گروه را که بی پروا و آشکار بر این روش سیر می کرده اند به دلیل عقل و نقل و شواهد طریقت رد نموده اند از آن جمله شیخ الاسلام احمد جام در کتاب انیس التابئین و سعدی درباب هفتم از بوستان و شمس الدین تبریزی و مولانا جلال الدین هم از این اندیشه فاسد دوری جسته و اوحد الدین کرمانی را نکوهش فرموده اند  » (خلاصة مثنوی ، ص263.)

 

  • در دوران صفويه بار ديگر زنان زير فشار مقامات ذي نفوذ قرار گرفتند و حقوق و آزادي هاي نسبي كه از عهد مغول به بعد به دست آورده بودند از كف دادند.

 

     موسیقی دوره کلاسیک

به رغم اينكه دوران فيگوارا، سفير اسپانيا كه در سال 1023 به درباره شاه عباس آمده و پيترو دلاواله ايتاليايي و شاردن فرانسوي، يادداشت هاي دقيقي از صحنه هاي رقص در دوره صفويه به رشته تحرير در آورده اند. پس از استقرار حكومت صفويه، موسيقي و آواز راه افول سپرد. شاه اسماعيل اول، كه بايد او را قهرمان خون ريزي شمرد، به حكم خلق و خوي استبدادي كه داشت به مسائل ذوقي و عقلي توجه نمي كرد. به همين مناسبت در عهد او ارباب علم و هنر خانه نشين بودند. در دوره شهرياري طهماسب، بازار ساز و آواز و موسيقي سخت بي رونق بود. در زمان زندگي طهماسب بيشتر ادعاي زهد و پاكدامني مي كرد در دوران كوتاه پادشاهي اسماعيل منفورتر از همگنان شد. طهماسب به ماموران سياسي و ديواني خود دستور مي دهد كه جز در نقارخانه ها، در جاي ديگر سرنا و ساز ننوازند... و اگر معلوم شود كه احدي سازي ساخته، هر چه باشد، جرم است. (راوندی.ص187.)

 

  • در دوره کلاسیک اولاً شاهد تحولاتی در نهاد مذهب هستیم و آن تشدید درگیری های میان اخباریون و اصولین است که طی آن توجه اساسی به اخبار واحادیث و روایات شد و در جمع آوری آن روایت و تاثیر آنها در شئون مختلف زندگی مسلمین تاکید گردید. از آن جمله می توان به بحار الانوار و حلیه المتقین مجلسی اشاره کرد که حاوی احکامی پیرامون زندگی جنسی انسان با تکیه بر احادیث و روایات است.

 

     سکسوالیته دوره کلاسیک

در این دوره گفتمانی مکانیزم هایی در جهت کنترل بیان جنسیت ایجاد گردید، به طور مثال در شواهدی که در ادامه ارائه خواهد شد با وضع قوانین مالیاتی و حکومتی به تدریج قصد تعدیل فاحشه خانه ها وجود داشت. نیز این مکانیزم ها از سوی مذهب و با جریان احکام مذهبی در مورد مسائل جنسی مومنین تحکیم یافت.  یکی از نهاد های بسیار مهم اعمال قدرت در تبار شناسی جنسیت مذهب است.

در دوره کلاسیک اولاً شاهد تحولاتی در نهاد مذهب هستیم و آن تشدید درگیری های میان اخباریون و اصولین است که طی آن توجه اساسی به اخبار واحادیث و روایات شد و در جمع آوری آن روایت و تاثیر آنها در شئون مختلف زندگی مسلمین تاکید گردید. از آن جمله می توان به بحار الانوار و حلیه المتقین مجلسی اشاره کرد که حاوی احکامی پیرامون زندگی جنسی انسان با تکیه بر احادیث و روایات است. یک چنین تحریراتی از نظر شیوه تحلیل گفتمان و پی گیریهای تبار شناسی بر گونه ای تغییردر شیوه اعمال قدرت؛ مکانیزم ها و در نهایت شیوه بیان و ظهور سکس دلالت دارد.

در دوران صفويه بار ديگر زنان زير فشار مقامات ذي نفوذ قرار گرفتند و حقوق و آزادي هاي نسبي كه از عهد مغول به بعد به دست آورده بودند از كف دادند. در سفر نامه پرياسيفيك مي خوانيم: «لباس زنان ايران آنچه در ظاهر پيداست، براي همه يكسان است، زيرا همه آنان فقط لباس گشاد سفيد در بر دارند كه از نوك سر تا پاشنه هاي پا همه جايشان را مي پوشاند.» در سفرنامه اولئاريوس (مسافرت به مسكو، تاتارستان و ايران، صفحه 819) چنين آمده است: «زنان در ايران هنگام گذشتن از كوچه ها، هرگز صورت خود را نشان نمي دهند، بلكه در زير يك چادر سفيد كه تا ساق پايشان مي رسد پنهان شده اند. از اين چادر فقط يك شكاف كوچك در محل چشمها باز است كه مي توانند راه خود را ببينند (مقایسه کنید با توصیفات پوشاک زنان در دوره گفتمانی پیش از این). در سفرنامه تونو مي خوانيم: وقتي كه آنان (زنان ايراني) در شهر راه  مي روند، چه فقير و چه غني خود را در يك چادر بزرگ يا كفني از پارچه سفيد خيلي نازك پوشيده اند...  (راوندی.ص89.) بدين ترتيب همه جاي آنها به جز چشم ها كاملاً در پارچه پوشيده است. در سفر نامه اوليويه (مسافرت در گرجستان، ايران، ارمنستان، بابل قديم و غيره، جلد اول، صفحه 127) گويد: وقتي زنان ايران از خانه خارج مي شوند، از سر تا پا در يك چادر گشاد آسيايي موسوم به چادر پوشيده مي شود...» نيز در همان كتاب مي خوانيم: وقتي به بازار و به طرف قلعه شهر مي رفتم، زنان بسياري را از طبقات مختلف ديدم كه در پناه چادر نفوذ ناپذير خود به تفرج مي رفتند؛ كشف اين نكته به آساني ميسر نبود كه در زير اين چادر نفوذ ناپذير چهره فقر نهفته است يا ثروت.» (فرهنگ البسه مسلمانان.ر.ب.آ.دزی. ترجمه:حسینعلی هروی. ص4.)

مجلسي، در پيرامون پوشيدن جامه با استناد به احاديث و اخبار مي نويسد: «... بدان كه بهترين جامه ها جامه ايست كه از پنبه بافته شده باشند و آن پوشش رسول خدا و اهل بيت است و بعد از آن كتان است كه پوشش پيغمبران است، اما لباس پشمينه، كراهت دارد... پوشيدن حرير و پارچه هاي ظريف، بر مردان حرام است و نيز حرام است بر مردان كه لباس زنان پوشند؛ همچنين پوشيدن لباس مردان بر زنان حرام است، بهترين رنگ ها براي لباس، رنگ سفيد، زرد، سبز و بعد از آن سرخ كم رنگ و كبود عدسي است...» (حلیه المتقین علامه مجلسی . به اهتمام شیخ عباس قمی.ص19.)

دكتر زرين كوب ضمن توصيف مناظري از زندگي اجتماعي مردم در عهد حافظ به عشرتخانه هاي آن دوران و عهد صفويه نيز اشاره مي كند: در اين عهد... از خرابات شيراز كه بيت لطف خوانده مي شد، مبلغي به عنوان ماليات به خزانه دولت مي رسيد، زنان خرابات كه مثل دختر زر از مستوري توبه مي كردند، مي توانستند با اجازه محتسب كار «دستوري» كنند، از اين گذشته همجنس بازي  رسم رايجي بود چنانكه حتي گوشه خانقاه و خلوت مدرسه هم ممكن بود صحنه آن باشد. تركان كه پادشاه و امراء عصر از آنها بودند، در اين ايام نامشان با اين رسم همجنس گرايي همه جا همراه بود، چنانكه قبلاً اشاره كرديم، در همين دوره هاي نزديك بود كه اتابك يزد «حاجي شاه» براي خاطر پسري خوبروي كه همراه برادر شاه شيخ، كيخسرو اينجو، به آنجا رفته بود چنان رسوايي به بار آورد كه حكومت او، يعني دولت اتابكان يزد بر سر وقت آن.» (از کوچه رندان .عبدالحسین زرین کوب.ص58.)

كارري، در سفرنامه خود از محله «قحبه‌ها» ياد مي كند و مي نويسد: بعضي از زنان فاحشه رسمي هستند و سالانه مبلغي به عنوان ماليات به صندوق دولت مي پردازند، اينان را در اصفهان «بازار نوش» گويند...

سفر نامه شاردن يكي از گرانبهاترين منابع تاريخ اجتماعي ايران در عهد صفويه است، اين سياح و بازرگان فرانسوي مانند هموطن خود تاورنيه بسياري از جنبه هاي مثبت و منفي زندگي طبقات مختلف مردم را در عهد صفويه مورد انتقاد و مطالعه قرار داده است و پاره يي از عادات ايرانيان را در نوشته هاي خود گوشزد كرده است. از جمله شاردن، در اين زمان نقصاني در جمعيت ايران مي ديد و مي گفت اين وضع دو علت دارد: اولاً به سبب تمايل ناشايسته ايرانيان است كه آن گناه نفرت انگيز و مخالفت طبيعت را، در مورد زن و مرد مرتكب مي شدند، ثانياً به سبب آزادي مفرط مردم است. زنان در آنجا بيش از موقع، آبستن مي شوند (منظور شاردن اين است كه در ايران گاه با دختران 9 يا 10ساله قبل از آنكه از نظر جسمي رشد كافي كرده باشند، عروسي مي كنند و در نتيجه اين عمل، زنان فقط مدت كوتاهي بارور هستند و به محض آنكه سنشان از سي گذشت، آنان را پير و فرسوده مي دانند.)

مردان نيز خيلي زود با زنان نزديكي مي كنند و در اين كار راه افراط مي پويند و اگر چه از چندين زن بهره مي گيرند ولي به همان نسبت بچه دار نمي شوند، همچنين تعداد زيادي از زنان هستند كه خود را عقيم مي كنند و داروهايي براي نازايي كار مي برند، زيرا هنگامي كه سه يا چهار ماهه حامله اند، شوهرانشان به زنان ديگر مي پردازند و شايسته نمي دانند كه با زناني همبستر شوند كه كودكي چند ماهه در شكم داشته باشند. با وجود كنيزداري، زنان روسپي بسيار ديده مي شدند...» (راوندی.ص464.)

به عقيده شاردن «روسپيان اصفهان در حدود دوازده هزار نفر بودند كه هر سال مبلغ هشت هزار تومان ماليات مي دادند، با آنكه روسپيگري و همخوابگي با روسپيان را از نظر مقتضيات عهد، ناديده مي انگاشتند، دست درازي به زنان با جوانان خانواده هاي نجيب مجازات هاي شديد داشت، چنانكه در بعضي موارد اين گونه متخلفين را خصي مي كردند.» شاردن در سفرنامه خود یکی از دلایل کمبود جمعیت در ایران را انحرافات جنسی ذکر کرده است. در این دوره امرد خانه هایی دایر شد که به صورت رسمی از آنها مالیات اخذ می کرد. گویا کاشی سر در یکی از همین امردخانه ها هنوز در بازار کاشان به جا مانده است. بازرگانان ونیزی در سفرنامه خود می نویسند: "زنان روسپی که در اماکن عمومی رفت و آمد می کنند نیز به نسبت زیبایی خود مالیات می پردازند و هر قدر زیباتر باشند باید بیشتر مالیات بدهند. اما بدترین رسمی که تاکنون از آن نام برده ام... این که در این شهر مکانی بر این پیروان لواط ( مخنث خانه) وجود دارد. مالیاتی به سود شخص تیولدار وصول می شود."  (سفرنامه شاردن .ج7.ص255.)

یکی از مراکز امردان در این دوره قهوه خانه بود. در سفرنامه شاردن در این مورد اطلاعات فراوانی آمده است. شاردن می گوید که من در تبریز و ایروان قهوه خانه های بزرگی دیدم که پر از پسرانی بود که خویشتن را به مانند زنان روسپی عرضه می داشتند و حتی شاه عباس دوم طفلی زیبا را به قهوه چی سپرد و پسر بر اثر تجاوزی که به او شد به قهوه چی حمله برد و او را زخمی کرد ولی شاه به جای تنبیه متجاوز قهوه چی، دستور داد شکم بچه را پاره   کنند. (سفرنامه شاردن، ج7،ص257) خدمتگزاران قهوه خانه ها، گرجی های 10 تا 16 ساله ای  بودند که به طرز شهوت انگیزی پوشاک به تن می کردند و زلفان آنان به مانند دختران بافته شده بود، اینان را به رقص و نمایش و... وادار می ساختند و بدین طریق به تحریک تماشاچیان می پرداختند و طالبین هر کدام از این بچه ها را به هر کجا که می خواستند می بردند و قهوه خانه ای که زیباترین و جذاب ترین کودکان را داشت، مشتری بیشتری به دست می آورند.

 

  • ظهور صوفیه و سبک ادبی عراقی اساساً واکنشی بوده است به ادبیات غالب دوره پیش از خود. در واقع از این پس تلاش می شود ضعف ادبیات پیشین پیرامون مسائل جنسی از طریق اتصال آن بامسائل عرفانی و متعالی جبران شود.

 

نتیجه

تلاش این پژوهش بر اساس الگوی تبارشناسانه فوکو، نمایش میزان سیاسی بودن سکس در جامعه ایران به مثابه مفهومی تاریخی و نمایش این نکته که چگونه قدرت می تواند سامانه های معطوف به سکسوالیته را شکل دهد و چگونه این سامانه ها با تغییر مکانیزم های اعمال قدرت  به طور تاریخی تغییر می یابند و گفتمان های جدیدی را شکل می دهند. پی گیری های نامتعارف این نوشتار علاوه بر تمرینی برای چنین متدهایی؛ بیشتر برای توجه به حوزه های سیاسی است که تحت مفهوم حوزه های نااندیشیده سیاسی مورد بحث قرار می گیرند. امید که فارغ از هر مطلب حاشیه ای به اهداف این نوشتار از جمله توجه به تحولات امر سیاسی، امکان به کار گیری شیوه های فرا مدرن (تحلیل گفتمان و تبارشناسی) در پژوهش های سیاسی، توجه به مفاهیم نااندیشیده سیاسی همچون جنسیت و تاکید بر سیاسی بودن آن و معطوف کردن حوزه توجه پژوهش های سیاسی از مفاهیم سنتی سیاسی به مفاهیم "دیگر" سیاسی در این مجال فراهم آمده باشد.                                                                 

مصطفی اسدی

20/7/86

 

بخش نخست این جُستار

 بخش دوم این جستار

 

بخش اندیشه ی روزنامک

بخش ادبیات روزنامک

 

برداشت از این تارنگار، تنها با یادکرد از نام نویسنده و نام روزنامک امکان پذیر است 

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 آذر1386ساعت 7  توسط تيرداد بنكدار  |