
يادداشت برداری: از دفترچه های يادداشت تا کامپيوتر
بايد سوابق کامل فعاليتهايی را که برای گردآوری خبر انجام داده ايد نگاهداری کنيد. دفترچه های تان بايد شماره صفحه داشته باشد و روی جلد آنها بايد بنويسيد که هر دفترچه شامل يادداشتهايتان از چه تاريخی تا چه تاريخی است. هر يادداشت بايد بطور جداگانه تاريخ داشته باشد و دفترچه را بايد در جای مطمئنی نگاهداری کنيد.
ممکن است کار خسته کننده ای بنظر برسد اما اين سوابق بعنوان مرجع شخصی برای شما ارزشمند خواهد بود. ممکن است بعدا برای حصول اطمينان از دقت گزارش تان به آنها احتياج داشته باشيد.
بايد هميشه ياداشتهای روشنی درباره مصاحبه هايی که می کنيد داشته باشيد که در موقع لزوم بتوانيد بخاطر بياوريد اين مصاحبه ها را در کجا و در چه زمانی انجام داده ايد. اگر از موقعيتی که به سرعت در حال تغيير و تحول است گزارش می دهيد، بايد تا آنجا که می توانيد مطالب را بنويسيد يا ضبط کنيد. شرحی از صحنه، تعداد افرادی که در آنجا هستند، حضور پليس يا نيروهای امدادی و عوامل خدمات عمومی از مواردی است که در اين يادداشتها می نويسيد.
اگر حادثه ای ساعتها يا روزها طول می کشد، زمان هر يک از رويدادهای مهم اين حادثه را ياداشت کنيد. اگر اين کار را نکنيد، ممکن است بعدها بخاطر آوردن جزئيات حادثه يا ترتيب وقوع آنها مشکل باشد.
برای اين کار در دوطرف صفحات دفترچه های تان حاشيه های پهنی در نظر بگيريد. تاريخها، زمانها و مکان مصاحبه ها را می توانيد در اين حاشيه ها يادداشت کنيد.
همين دقت را هم بايد در مورد نوارهای صدا به کار ببريد. اگر مکالمات يا ملاقاتها را ضبط می کنيد، اطمينان حاصل کنيد که روی نوارها با برچسب، تاريخ و موضوع مطالب را مشخص کرده ايد. نوار را در جای مطمئنی قرار دهيد. نوارهای مهم را بايد غيرقابل ضبط کنيد تا از احتمال پاک شدن يا ضبط مطلب ديگری روی آنها بطور اتفاقی جلوگيری شود. ممکن است بعد ها به اين نوار ها برای اينکه بدانيد اشخاص در يک مورد خاص چه گفته اند، احتياج پيدا کنيد.
آيا می دانيد که چطور از کامپيوترتان استفاده کنيد؟ اگر نمی دانيد از همکاران تان کمک بگيريد. هنگامی که داريد خبری را می نويسيد و می خواهيد آن را به موقع برسانيد، نمی خواهيد که ناآشنايی با تکنولوژی، سرعت کار شما را کم کند. اگر می خواهيد از خارج از محل کارتان گزارش تهيه کنيد، اطمينان حاصل کنيد که نحوه انجام اين کار را می دانيد. تهيه گزارشی از يک ماجرای بسيار هيجان انگيز، اگر نتوانيد آن گزارش را بفرستيد و به خواننده منتقل کنيد، فايده ای ندارد.
شيوه نامه
بيشتر روزنامه ها به روزنامه نگاران خود يک شيوه نامه می دهند. شيوه نامه برای اين است که کارها را هم برای شما و هم برای خواننده راحت تر کند. اگر در موردی ممکن است نظرات و شيوه های مختلفی رايج باشد و بايد دست به انتخاب بزنيد، شيوه نامه به شما می گويد که کدام گزينه را انتخاب کنيد.
چند مثال:
· آيا علامت جمع را به صوت پيوسته می نويسيم يا جدا؟ (مثلا کتابها يا کتابها)
· اگر اصولا دشنام و کلمات توهين آميز در مطلب خود به کار می بريم؛ آيا آنها را در گيومه می گذاريم يا نه؟
· اعداد و ارقام را چگونه می نويسيم؟ در روزنامه ها معمولا:
1. اعداد از يک تا نه را با حروف می نويسند ( مثلا "هشت سگ" درست و "8 سگ" نادرست است). اما در رسانه های فارسی غالبا برای جلوگيری از اشتباه شدن عدد 9 با حرف نفی (نه)، آن را با حروف نمی نويسند و فقط تا عدد هشت را با حروف می نويسند.
2. ارقام ميليونی را تا نه ميليون با حروف و از 10 ميليون با عدد می نويسند. در اين مورد هم رسانه های فارسی، تا هشت ميليون را با حروف و از 9 ميليون را با عدد می نويسند.
3. مبالغ را در رسانه های غربی همراه با علامتهای ويژه واحد پول (مثل $ برای دلار و £ برای پوند) می نويسند اما برای ريال يا تومان، استفاده از علامتی مرسوم نيست و رسانه های فارسی برای واحدهای پول غربی هم از علائم ويژه استفاده نمی کنند.
4. هرگاه جمله ای با عدد شروع شود، هميشه عدد را با حروف می نويسند.
هميشه ببينيد شيوه نامه روزنامه شما چه می گويد و هميشه برابر با آن عمل کنيد.
کتابخانه
بسياری از موسسات رسانه ای کتابخانه خوبی دارند که شما بايد از آن استفاده کنيد. اگر درباره نکته يا اطلاعاتی اطمينان نداريد، به حافظه خود اتکا نکنيد. حتما در باره آن تحقيق کنيد. ممکن است صرفا به دنبال نام کامل و صحيح شخصی باشد که اخيرا در خبرها مطرح شده است، اما همين را هم بايد بتوانيد در کتابخانه پيدا کنيد.
يک کتابخانه خوب منابع گسترده ای دارد که از آن می توانيد مطالب بيشتری در زمينه سابقه خبر يا گزارشی که می نويسيد تهيه کنيد. اگر اطلاعات خود را از منابع و مراجعی برداشت می کنيد که در حوزه اطلاعات عمومی محسوب می شوند، می توانيد آنها را بدون هيچ محدوديتی نقل کنيد اما اگر مطالب يا اطلاعات خود را از انتشارات خصوصی برداشته ايد بايد حتما منبع نقل قول را ذکر کنيد و مطالبی را که از آن نقل می کنيد در حد اقل ممکن نگهداريد.
چنين امکانات تحقيقاتی ممکن است هنگامی که در بيرون از اداره کار می کنيد در دسترستان نباشد. راه ديگری که برای کسب اين اطلاعات وجود دارد اينترنت است اما هميشه بايد با احتياط با اينترنت برخورد کنيد.
البته سايتهای قابل اعتماد بسياری هستند که اطلاعات دقيقی در مورد مطالب مختلف به شما عرضه می کنند. اما هزاران سايت هم هستند که يا به تبليغات می پردازند، يا خيال پردازی می کنند، يا تعمدا اطلاعات غلط در اختيار ديگران می گذارند و يا دلبسته تئوريهای توطئه هستند. کمترين خطر استفاده از اطلاعات مشکوک اين است که بعد ها ممکن است مجبور شويد در برابر قانون اين اطلاعات را توجيه کنيد.
چند نکته جزئی پيش از آنکه دست به قلم ببريد
اطمينان حاصل کنيد که توضيحات مقدماتی را که به شما می دهند درک می کنيد. سردبيران خبر از جمله گرفتار ترين اشخاص در تحريريه ها هستند. گاهی آنها خبرنگاران را خيلی سريع و بدون دادن جزئيات درباره مطلب توجيه می کنند. تا موقعی که مطمئن نشده ايد که از شما چه می خواهند کارتان را شروع نکنيد. اطلاعاتی را که گرفته ايد برای سردبير خبر تکرار کنيد تا اطمينان حاصل کنيد که مطلب را درست فهميده ايد. يادتان باشد که حتما بپرسيد چند کلمه بايد بنويسيد. در صورت لزوم پيش از آنکه شروع به نوشتن کنيد از ديگر خبرنگاران باسابقه راهنمايی بخواهيد. چند دقيقه خجالت کشيدن بهتر از نوشتن خبر يا گزارشی است که به درد نخواهد خورد. اگر مطلبی بنويسيد که به کار هيچکس نيايد، بعدا بيشتر شرمنده خواهيد شد.
اگر به شما ماموريتی داده اند که ممکن است برای خودتان خطری داشته باشد، ريسک موجود را افزايش ندهيد. تا جايی که می توانيد، با يک يا چند نفر از همکاران تان کار کنيد. اطلاعات کاملی درباره اينکه به کجا می رويد و چه موقعی قرار است برگرديد به جا بگذاريد. اين احتياط ها از شما، خانواده و کارفرمايتان مراقبت می کند. شما که نمی خواهيد اداره تان بی جهت به پليس اطلاع بدهد که شما سربه نيست شده ايد!
گردآوری اطلاعات
هميشه به خاطر داشته باشيد که صرف نظر از عقايد شخصی شما، اين مسئوليت شماست که ديدگاه متوازنی را نسبت به آنچه ديده ايد و متوجه شده ايد اتخاذ کنيد.
(مباحث مربوط به دقت، انصاف و بيطرفی را به خاطر بياوريد).
از همان آغاز هرچه می توانيد اطلاعات مشروح تری گردآوری کنيد. البته همه اين اطلاعات در گزارشی که چاپ می شود به کار نخواهد آمد. اما شما به هنگام گردآوری اطلاعات اين موضوع را نمی دانيد و اگر مقداری از اطلاعات را از دست بدهيد يا نتوانيد جمع آوری کنيد، بعدا گردآوری آن مشکل خواهد بود.
مهم نيست که خبر شما تا چه حد کوتاه است. به پرسيدن و جستجو ادامه بدهيد تا جايی که موضوع را از همه زوايا ارزيابی کرده باشيد. تسلط بر اطلاعات لازم، نوشتن خبر را برای شما بسيار آسانتر خواهد کرد. در مراحل اوليه کار سعی کنيد خود را به جای خواننده بگذاريد و ببينيد چه اطلاعات بيشتری می خواهيد داشته باشيد.
گردآوری اطلاعات: آنچه مخاطبان می خواهند
بياييد يک حادثه تصادف قطار را مثال بزنيم. خوانندگان شما به چند دسته تقسيم می شوند:
· بعضی ها به دنبال آن هستند که بدانند آيا از اعضای خانواده شان کسی در قطار بوده است؟ آنها می خواهند بدانند آيا جراحتها جدی و وخيم بوده؟ آيا قربانيان را به بيمارستان برده اند و اگر چنين است، کدام بيمارستان.
· ديگرانی هستند که ممکن است در صدد باشند با قطار و در همان مسير مسافرت کنند. آنها می خواهند بدانند که آيا رفت و آمد در آن مسير مختل شده است يا نه.
· و همه می خواهند بدانند که آيا اين يک رويداد استثنايی بوده؟ آيا اخيرا حوادث مشابهی رخ داده است و اينکه آيا اقدامات ايمنی برای جلوگيری از حوادث بعدی صورت گرفته يا نه؟
در مورد تحولات سياسی، مخاطبان می خواهند بدانند يک وزير کابينه چند بار وعده خاصی را داده و اينکه آيا شواهدی در دست هست که او به وعده خود عمل کرده باشد يا نه. آنها همچنين ممکن است بخواهند بدانند که اشخاص آگاه و مطلعی که در ميان مخاطبان رسانه هستند، درباره آخرين اظهارات اين وزير چه نظری داده اند.
از کسانی که دانش تخصصی دارند، اطلاعات باارزشی می توان کسب کرد اما شرکت دادن آنها در امر گرد آوری اطلاعات بايد با احتياط صورت پذيرد. گاهی آنها ممکن است متخصصان کارآمدی باشند که نظرات شان موثق است.
اين نکته اهميت بسياری داد که اطلاعاتی که از هر منبعی کسب می شود، به همان منبع نسبت داده شود. بنابراين به مخاطبان خود بگوييد که چه کسی اين اظهارنظر را کرده است. برای آنها فرق می کند که بدانند آيا پروفسور ايکس در زمينه تخصصی خود اظهارنظر کرده يا آنکه صرفا در زمينه ای عمومی و خارج از حيطه تخصص خود نظر داده است. زيرا در زمينه های عمومی، نظر هر يک از مخاطبان هم به اندازه نظر اين پروفسور معتبر خواهد بود.
روايتهای شاهدان عينی
روايت شاهدان عينی که از ميان مردم عادی هستند اغلب می تواند جزئيات مهم و چشمگيری را به گزارش اضافه کند. اما بايد به خاطر داشته باشيد که حرف شاهدان در اغلب موارد قابل اتکا نيست. آنها ممکن است هنوز شوکه باشند. بايد تا جايی که می توانيد از آنها اطلاعات شخصی هرچه بيشتری بگيريد به طوريکه بتوان به راحتی آنها را شناسايی کرد. اگر آنها نمی خواهند که نامشان افشا شود، بهترين کار اين است که شهادت آنها را ناديده بگيريد.
هنگامی که متوجه شديد با چه کسی می خواهيد صحبت کنيد، دقت کنيد تا دريابيد موقع وقوع حادثه در کجا بوده است. همه شاهدان لزوما هنوز از حادثه فاصله نگرفته اند، بخصوص اگر عواطف آنها درگير حادثه باشد. بنابر اين طبيعی است که در روايتهای مختلف، اختلافهايی ديده شود.
شما هرگز نبايد سعی کنيد که اين روايتها را به هم نزديک کنيد زيرا بعيد است بتوانيد دريابيد که کداميک از اين روايتها دقيقتر است. بنابراين ترجيح دارد که يک تصوير کلی از حادثه را از خلال روايتهای متعدد ارائه کنيد تا اينکه صرفا به يک روايت اکتفا کنيد که ممکن است سرانجام سوال برنگيز هم باشد.
برخی افراد تنها به شرطی حاضر به دادن اطلاعات هستند که ناشناس بمانند. آنها اطلاعاتی را به خبرنگاران ارائه می کنند و می گويند: "اين محرمانه است." در مورد پذيرفتن چنين اطلاعاتی احتياط کنيد. سعی کنيد آن شخص را تشويق کنيد که با معرفی خودش به شرح روايتش بپردازد. بايد از نوشتن خبرهايی که شامل عبارت "منابع مطلع می گويند..." هستند؛ خودداری کنيد. خواننده چنين جملاتی را دوست ندارد. او شک می کند که منبع شما چه کسی می تواند باشد يا اينکه اصلا چنين منبعی داشته ايد يا نه.
اگر کسی که با او مصاحبه می کنيد نمی خواهد که شناخته شود، از اطلاعات او به عنوان زمينه و تنها برای درک بهتر ماجرا برای خودتان استفاده کنيد.
چطور خبر را بنويسيم؟
با فکرکردن شروع کنيد. بله، فکر کردن. فشار و شتابی که ناشی از کمبود زمان هنگام گزارش کردن خبرهاست، می تواند شما را به شلختگی در فکر و ضعف و بی سليقگی در به کار بردن زبان وادار کند. پيش از نوشتن بايد چند دقيقه ای فکر کنيد. اطلاعاتی را که جمع آوری کرده ايد سبک و سنگين کنيد. ببينيد چه چيزی را دل تان می خواهد در خبر بگنجانيد و مهمترين قسمتهای رويداد چه بوده اند. در وضعيت مطلوب بايد اول اين قسمت از ماجرا را بنويسيد تا شکل کلی گزارش در ذهن شما روشن شود. اگر بعدا اين اطلاعات برای نوشتن گزارش لازم شود، اين کار به شما کمک می کند. همينطور انجام اين کار باعث می شود که دريابيد چه اطلاعاتی را جا انداخته ايد.
از به کاربردن کلمات يا عباراتی که به خواننده می گويند بايد درباره اين خبر چه فکرکند خودداری کنيد. آنها خودشان می توانند تصميم بگيرند و داوری کنند که آيا اين رويداد احساس برانگيز، تراژيک يا قهرمانانه بوده است. زبان اغراق آميز نه تنها خواننده را آزار می دهد، بلکه می تواند بشدت غيردقيق باشد. بنابراين بايد از آن اجتناب کرد.
"شش خادم امين کنار خود حفظ می کنم که هرچه می دانم از آنها آموخته ام: نامشان هست چه و چرا و کی، و چطور و کجا و چه کسی" - روديارد کيپلينگ
خبر بايد شامل چه عناصری باشد؟
بسياری از مواقع، خبر مطابق يک فرمول نوشته می شود. اين فرمول تعيين می کند که چه عناصری و با چه ترتيبی در خبر وجود دارند.
خبر بايد شامل چه چيزهايی باشد؟
شش پرسش چه کسی؟، چه؟، چگونه؟ کجا؟ کی (چه وقت؟) و چرا؟ فهرست مفيدی از آنچه را که بايد درخبر وجود داشته باشد به شما ارائه می دهد. وقتی متن خبر را نوشتيد، ببينيد آيا به اين پرسشها پاسخ داده ايد يا نه. اگر نه، آيا پاسخ ندادن به برخی پرسشها خبر شما را ضعيف کرده است؟ اگر پاسخ دادن به پرسش خاصی واقعا اهميتی ندارد، لازم نيست وقت تان را صرف آن کنيد.
مثلاً:
اگر برای يک هفته نامه کار می کنيد، لازم نيست مطالب تان را با پاسخ دادن به پرسش کی (چه وقت) شلوغ کنيد. احتمالا معلوم است که اين اتفاقات در هفته گذشته افتاده اند.
ترتيب درستی برای اينکه اين پرسشها را چطور بايد پشت سر هم آورد؛ وجود ندارد. در واقع اين به خبر بستگی دارد. اما بين خبرهای چه کسی که در آن شخص است که مطرح است و خبرهای چه که تکيه اصلی آنها بر رويدادی است که واقع شده، تفاوتی اساسی وجود دارد.
بعد، نوبت به ترتيب ارائه اطلاعات می رسد. مهمترين اطلاع را در سطر اول خبر بدهيد و بعد، بقيه اطلاعات را به ترتيب اهميت مطرح کنيد. اين يک ساختار هرمی است که در آن می توان خبر را بدون نگرانی از بی معنی شدن آن به ميزان دلخواه کوتاه کرد. درست همانطور که اگر هرمقدار از قاعده هرم کم کنيم، باز هم حجم حاصله، هرم خواهد بود. خبر طوری نوشته می شود که خواننده بتواند وقتی کنجکاوی اش ارضا شد؛ دست از خواندن بکشد يا اينکه دبير خبر بتواند هرچه را که می خواهد از آخر خبر حذف کند بی آنکه نکته مهمی از قلم بيفتند.
پاراگراف اول يا مقدمه را چگونه بنويسيم؟
مجبور نيستيد پاسخ همه پرسشها را در مقدمه بدهيد. با اين حال، در اين حکايت قديمی انگليسی که اغلب به عنوان مثالی شوخ طبعانه نقل می شود، سعی شده است که به همه پرسشها پاسخ داده شود:
"روز گذشته (کی) ليدی گاديوا (چه کسی) برهنه (چطور)، سوار بر اسب از کوچه های کاونتری (کجا) گذشت (چه) تا خواهان کاهش مالياتها شود(چرا)."
مقدمه بايد توجه خواننده را جلب کند. اگر توجه خوانندگان در مقدمه جلب نشود، آنها ديگر دنباله خبر را نخواهند خواند.
اما پيدا کردن بهترين شروع يا زاويه مورد نظر برای نزديک شدن به موضوع آسان نيست. حتی باتجربه ترين نويسندگان می گويند که نوشتن مقدمه سخت ترين قسمت خبرنويسی است. اما اين موضوع نبايد شما را بترساند.
چند قاعده مفيد:
1. با يک جمله روشن و شفاف شروع کنيد که که همه ماجرا را به اختصار تمام بيان می کند.
2. مقدمه را در حد بيان يک نکته محدود کنيد. به دو موضوع نپردازيد. بهتر از اين نمی توان تاکيد کرد که يک مقدمه خوب بايد کوتاه و ساده باشد. توجه داشته باشيد که قرار است خبر سريع خوانده شود.
3. مقدمه را با سوال يا نقل قول مستقيم يا حروفی که مخفف يا نشانه اختصاری کلمات ديگری هستند (آی تی، نزاجا و ...) شروع نکنيد.
4. مقدمه را با چيزهايی که خواندن را دشوار می کند (مثل عدد، حروف ايتاليک يا ايرانيک، يا نقل قول مستقيم) شروع نکنيد.
5. مقدمه را با جملات تابع يا با پرانتز يا کلمات دراز، مشکل يا خارجی شروع نکنيد.
پاراگراف اول را چطور بنويسيم: مثالها
"شانزده مسافر روز گذشته پس از آنکه قطار اينجا به آنجا در نتيجه رانش زمين از خط خارج شد مجروح شدند."
"يک قاضی که پنج برابر حد مجاز برای رانندگی مشروب خورده و تصادف کرده بود، روز گذشته برای مدت پنج ماه زندانی شد."
"اولين برف زمستانی روز گذشته رفت و آمد را در بيشتر نقاط کشور متوقف کرد."
اين هم، سه مقدمه مختلف برای يک خبر که هر سه در يک روز (9 مارس 2005) در مطبوعات بريتانيا چاپ شده:
"آنها بايد به خودشان تزريق کنند. اغلب روزی پنج بار. به ران، بازو، شکم يا قسمت ديگری از بدن شان. اما اينک برای بيش از 250 هزار بيمار ديابتی بريتانيايی، اميد برای پايان دادن به تزريق روزانه انسولين رو به افزايش است."
"روز گذشته دانشمندان پس از آنکه يک بيمار ديابتی بريتانيايی با استفاده از پيوند سلولی معالجه شد، جشن گرفتند."
"پزشکان نخستين بيمار مبتلا به ديابت در بريتانيا را با استفاده از يک عمل جراحی انقلابی معالجه کردند."
درباره اين مثالها فکر کنيد و يادداشت برداريد. از نظرشما کداميک موثر تر است و چرا؟
ساختار
يک بار ديگر به مثالهای صفحه پيش نگاه کنيد.
اين مقدمه مربوط به روزنامه گاردين است که خواننده های تحصيلکرده ای دارد: "آنها بايد به خودشان تزريق کنند. اغلب روزی پنج بار. به ران، بازو، شکم يا قسمت ديگری از بدن شان. اما اينک برای بيش از 250 هزار بيمار ديابتی بريتانيايی، اميد برای پايان دادن به تزريق روزانه انسولين رو به افزايش است."
اين مثال از روزنامه ديلی اکسپرس است که روزنامه ای از قشر ميانی بازار روزنامه هاست: "روز گذشته دانشمندان پس از آنکه يک بيمار ديابتی بريتانيايی با استفاده از پيوند سلولی معالجه شد، جشن گرفتند."
و اين مثال از روزنامه سان است که به بازار روزنامه های عامه پسند تعلق دارد و خوانندگانش تحصيلات پائين تری دارند: "پزشکان نخستين بيمار مبتلا به ديابت در بريتانيا را با استفاده از يک عمل جراحی انقلابی معالجه کردند."
هر سه مقدمه توجه خواننده را جلب می کنند و نيازهای آنها را برآورده می سازند. بنابر اين احتمالا مقدمه ای که شما پسنديده ايد نشان می دهد که برای چه نوع روزنامه ای می نويسيد.
ساختاری که برای بقيه خبر اتخاذ می شود، يکسان است. هر پاراگراف بعدی جزئيات بازهم بيشتری را به مطلب اضافه می کند. بهترين راه انجام اين کار، پاسخ دادن به پرسشهايی است که نوعا خواننده خواهد پرسيد؛ به همان ترتيبی که شما فکر می کنيد خواننده اين پرسشها را مطرح خواهد کرد.
تفاوت اصلی در طول خبر است. گاردين که يک روزنامه جدی است بيشترين فضا را به اين خبر داد و بنابراين بيشترين جزئيات را درآن گنجاند. سان کمترين فضا را به آن اختصاص داد: شش پاراگراف، و در نتيجه کمترين جزئيات را هم مطرح کرد.
ساختار: يک مثال
بياييد نگاهی به ساختار مورد نظر گاردين بيندازيم:
مقدمه:
"آنها بايد به خودشان تزريق کنند. اغلب روزی پنج بار. به ران، بازو، شکم يا قسمت ديگری از بدن شان. اما اينک برای بيش از 250 هزار بيمار ديابتی بريتانيايی، اميد برای پايان دادن به تزريق روزانه انسولين رو به افزايش است."
پاراگراف 2
"ريچارد لين مرد 61 ساله اهل براملی در کنت، به زودی اتکای تقريبا سی ساله اش به انسولين را کنار خواهد گذاشت. انسولين برای مقابله با کمبود اين هورمون طبيعی که گلوکز خون را در سلولها به انرژی تبديل می کند لازم است. به اين ترتيب او نخستين بيماری در بريتانيا خواهد بود که استفاده از انسولين مصنوعی را کنار می گذارد."
معلوم است که آقای لين در اين خبر اهميت دارد. گاردين بر اين اعتقاد است که اين مرد به قدر کافی مهم هست که در کنار اين خبر، مصاحبه جداگانه ای را با او ترتيب بدهد. اين بدان معناست که عامل "علاقه انسانی" را می توان در مطلب جداگانه ای بسط داد بی آنکه روند بيان اين پيشرفت علمی را که نکته اصلی خبر است کند کنيم.
در مطلبی که در حاشيه خبر اصلی می آيد، درمی يابيم که آقای لين، 30 سال بود که هر روز به خودش انسولين تزريق می کرد اما اين کار ديگر موثر نبود. به همين علت بود که او تصميم گرفت رضايت دهد تا برای آزمايش درمان جديد بعنوان "موش آزمايشگاهی" از او استفاده شود (يا اجازه دهد نحوه درمان تازه را روی او آزمايش کنند). او از انجام اين کار راضی است زيرا احساس می کند که حالش خيلی بهتر است.
به خبر اصلی بازگرديم؛ جايی که گزارشگر وارد جزئياتی درباره اين پيشرفت علمی می شود: روشی انقلابی و جديد برای پيوند سلولی که دانشمندان طی 15 سال گذشته تلاش کرده اند آن را تکميل کنند.
پاراگرافهای 6-8
اين پاراگرافها به اين نکته اشاره می کنند که روش درمانی جديد تنها برای 20 درصد بيماران ديابتی مناسب است و اشکال آن اين است که بيمار بايد تعداد بيشماری قرص مصرف کند که برای جلوگيری از "پس زدن" عضو پيوندی تجويز می شوند. اين داروها می تواند تاثيرات درازمدتی داشته باشد که هنوز بر کسی روشن نيست. به علاوه، درهرسال تنها حدود 400 بيمار می توانند از اين شيوه درمان استفاده کنند زيرا برای هر عمل پيوند، به لوزه المعده ده مرده نياز است و اين رقم بزرگی است!
پاراگرافهای 9-11
اين پاراگرافها شرح می دهند که چرا انجام نخستين پيوند اين قدر طول کشيده است و هزينه پژوهش در اين زمينه چقدر است.
به راحتی می توان درک کرد که اين خبر، پنج يا شش پاراگراف اول را لازم دارد. بقيه مطالب اختياری است و بستگی به اين دارد که شما فکر کنيد خواننده تان تا چه حد به جزئيات امر علاقمند است.
زبان و لحن
از به کار بردن کلمات و عباراتی که به خواننده القا می کند که درباره موضوع بايد چگونه فکر کند، خودداری کنيد. آنها خودشان می توانند تصميم بگيرند و داوری کنند که آيا اين رويداد، احساس برانگيز، تراژيک يا قهرمانانه بوده است. زبان اغراق آميز نه تنها خواننده را ناراحت می کند، بلکه می تواند به شدت غيردقيق باشد. بنابراين بايد از آن اجتناب کرد.
از به کاربردن کلماتی که بارمعنايی غيرضروری دارند خودداری کنيد. وقتی کسی حرفی می زند، نوشتن اينکه او "اعتراف کرد" يا اذعان کرد" با مقدار زيادی پيشداوری همراه است. فقط بنويسيد "او گفت" و بگذاريد خواننده خودش در اين باره تصميم بگيرد.
به همين اندازه هم بايد در انتخاب کلماتی که برای توصيف گروههايی از مردم به کار می روند دقت کنيد. گزارشگران بايد شاهد بيطرف باشند. نويسندگان ديگری مسئول اظهارنظر هستند. اگر يک طرف درگيری را "جمعيت" و طرف مقابل را "دسته اغتشاشگران" بناميد، نحوه گزارشگری شما بسيار ضعيف و نامتوازن خواهد بود.
هنگامی که درباره موضوعات پيچيده مطلبی می نويسيد از به کار بردن کلمات تخصصی و زبان فنی خودداری کنيد چون اين کلمات برای خواننده (و چه بسا برای نويسنده نيز) بی معنی هستند. بعنوان مثال، دنيای سياست و ديپلماسی پر از سازمانهايی است که امروزه به جای نام آنها از مخفف يا حروف اختصاری آنها استفاده می کنند.
بيشتر مردم می دانند UN اشاره به سازمان ملل متحد است، اما عده کمی نام کامل اين سازمانها را می دانند:
· UNCTAD که مخفف (United Nations’ Conference on Trade and Development) کنفرانس سازمان ملل درمورد بازرگانی و توسعه است،
· UNCAST که مخفف (United Nations' Conference on the Application of Science and Technology) کنفرانس سازمان ملل در مورد دانش و فن آوری است.
اين توجه و دقت تنها در دنيای سياست نيست که لازم می شود؛ مثلا بسياری از خوانندگان می دانند که فيفا، فدراسيون جهانی فوتبال و تشکيلات حاکم بر مناسبات اين ورزش در سطح جهان است. اما در مورد فيلا (فدراسيون جهانی کشتی)، فيبا (فدراسيون جهانی بسکتبال) يا FIVB (فدراسيون جهانی واليبال) چنين شناخت و اطلاع عمومی ای وجود ندارد. همچنين درباره اصطلاحاتی همچون آی تی سی (گواهی نامه نقل و انتقال بين المللی) که در خبرهای ورزشی درباره انتقال بازيکنان از يک باشگاه به باشگاهی خارجی بسيار به کار می رود، چنين توضيحاتی ضروری است
بايد نام کامل هر سازمان را در نخستين باری که اين نام مطرح می شود بنويسيد. مگر آنکه اين اسامی مثل BBC برای همه آشنا باشند.
در بريتانيا، هفته نامه اکونوميست از نويسندگانش می خواهد که هرگاه از سازمانی ياد می کنند آن را به طور خلاصه در يک يا چند کلمه توصيف کنند. مثلاً: گاردين، روزنامه بريتانيايی يا جنرال موتورز، سازنده خودرو. ممکن است اين توضيح زايد به نظر بيايد، اما ترديد و ابهام را برطرف می کند.
بايد درباره نحوه توصيف اشخاص با دقت فکر کنيد. هرکسی در زندگی نقشهای متفاوتی ايفا می کند: همسر، پدر يا مادر، کارگر، ماليات دهنده، راننده. دست کم گرفتن فرديت آنها عموما ناپسند و گاهی برخورنده است. نقشی که افراد در خانه ايفا می کنند به ندرت با نقشی که بيرون از خانه به عهده دارند ربطی دارد.
گزارشی در باره زنی که کيفش را در خيابان زده اند با اين توضيح اضافی که آن زن مادر چهار فرزند است يا از شوهرش طلاق گرفته يا چشمهايش آبی است (بخصوص در شرايطی که چنين اطلاعاتی در مورد مردها داده نمی شود) غنی تر نمی شود. از سوی ديگر، می توانيد ادعای او را مطرح کنيد که فرد مهاجم مثلا ريش داشته، موهايش قرمز بوده و لهجه داشته است. اين اطلاعات ممکن است در پيدا کردن دزد به پليس کمک کند.
به طور کلی، بهترين کار اين است که از برچسب زدن به مردم بخصوص اگر توصيفات شما متضمن ارزيابی ارزشی است، خودداری کنيد.
آيا بايد از فعالان سياسی به عنوان "آزاديخواهان" ياد کنيم يا به عنوان "تروريست"؟ پاسخ اين پرسش ساده نيست. بخصوص اگر درباره رويدادی صحبت می کنيم که به از دست رفتن جان و مال بسياری منجر شده است. اما راه حل های ديگری وجود دارد. کلماتی مانند "شورشی"، "پيکارجو" يا "ناراضی" از انتخاب های ممکن در اين زمينه اند. در بسياری از شرايط شايد بهترين کار اين باشد که از اين افراد به عنوان عضو سازمان مربوطه شان ياد کنيم.
اعداد و ارقام
ارقام درشت برای اغلب مخاطبان بی معنی هستند. از مردم بپرسيد از روزی که ژوليوس سزار در سال 44 پيش از ميلاد در رم کشته شده چند روز گذشته است. بيشتر مردم خواهند گفت که ميليونها روز از زمان سوء قصد به قيصر گذشته است. اما در واقع اين مدت به 750 هزار روز هم نمی رسد.
هرگاه که ممکن باشد، ارقام بسيار درشت را بايد به چيزی قابل درک تر ربط بدهيد و مقايسه کنيد؛ مثلا برای توصيف يک مبلغ آن را با "دستمزد ده سال يک کارمند متوسط الحال" مقايسه کنيد يا مساحت يک سطح را با "چهار زمين فوتبال"، ارتفاع را با "دوبرابر بلند تر از ارتفاع قله اورست" و فاصله را با "از اينجا تا کره ماه" ربط دهيد..
اين نکته بخصوص در خبرنويسی برای راديو و تلويزيون اهميت بيشتری دارد چون مردم اغلب اعداد بزرگ و پيچيده را هنگام شنيدن به خاطر نمی سپارند و کاربرد تعدادی عدد، پشت سر هم می تواند باعث ابهام و سردرگمی شود.
آمار، اعداد و رقمها را با دقت درنظر بگيريد و بررسی کنيد؛ اگر گفته شود که کسی مثلا 189 ساله است، فورا معلوم می شود که يک جای کار ايراد دارد. بايد با همه آرقام و آمار هايی که داده می شود با ترديد برخورد کنيد هر چند که گاهی مشکل ممکن است آنقدرها هم آشکار نباشد. جز در مواردی - مثل ده فرمان يا هفت روز هفته - که در مورد عددی اطمينان کامل داريد، حتما عددها را مجددا کنترل کنيد يا از يک فرد صلاحيت دار بخواهيد که در آن مورد به شما کمک کند.
اجازه بدهيد مثالی بزنيم که معلوم شود گاهی اعداد با هم جور در نمی آيند:
يک راننده اتوبوس بعد از 25 سال کار در يک شرکت، دارد بازنشسته می شود. کارفرمايش می گوييد که او طی اين 25 سال بيش از 4 ميليون مايل مسافت را پيموده است. اين حرف نمی تواند درست باشد چون اگر درست باشد به معنای اين است که اين راننده هميشه اتوبوسش را با سرعت 60 مايل در ساعت می رانده، هيچوقت مرخصی نگرفته و هرگز مريض نشده است. هيچوقت هم توقف نکرده تا مسافری را سوار کند.
بنابر اين نخستين پرسشی که با ديدن هر آماری مطرح می شود اين است که : "آيا اين اصلا امکان پذير است؟" پرسش دوم اين است که "از کجا معلوم؟"
در بسياری از موارد اين ارقام را سازمانهای معتبری با دقت اعلام کرده اند. در اين موارد اين سازمانها اندازه جامعه آماری شان را اعلام می کنند و می گويند که چظور به اين ارقام رسيده اند.
تحقيقات ديگر ممکن است کمتر چشمگير باشند. اگر نام سازمان آمارگيرنده آشنا نيست، بايد به آمار شک کنيد. ببينيد آنها کی هستند. پول شان را چه کسانی می دهند، اندازه نمونه آماری شان چقدر بوده و از چه روشی برای آمارگيری يا نظرسنجی استفاده کرده اند (نظر سنجی تلفنی، نمونه اتفاقی، مصاحبه ميدانی و غيره) .
مثلا:
ادعای اينکه 90 درصد از رانندگان خواهان از ميان برداشتن محدوديت سرعت در شاهراهها هستند، ادعای چشمگيری است. بعد شما متوجه می شويد که اين نظرخواهی تنها با مراجعه به ده نفر انجام شده. از آن بد تر اينکه همه آن ده نفر از کسانی بوده اند که اخيرا به خاطر سرعت بالا جريمه شده اند.
بازهم درباره اعداد و ارقام: درصدها و ميانگين ها
مراقب اين موارد هم باشيد:
درصدها
وقتی دولتی ماليات را از 10 درصد به 15 درصد افزايش می دهد، اعلام می کند که 5 درصد به مالياتها اضافه کرده است اما در واقع نرخ ماليات 50 درصد بالاتر رفته است. خواننده چندان علاقه ای به درصد ندارد. او می خواهد بداند که صورتحساب مالياتی اش چقدر افزايش يافته است.
ميانگين ها
اين شاخص می تواند مفيد باشد. اگر می خواهيد ميانگين يا متوسط درجه حرارت هوا را در ماه ژوئن حساب کنيد، بايد درجه حرارت 30 روز را با هم جمع کنيد و رقم حاصل را بر 30 تقسيم کنيد. آنوقت يک ميانگين مفيد به دست خواهيد آورد.
اما گاهی ميانگين می تواند گمراه کننده باشد. اگر ميانگين (معدل يا متوسط) دستمزدی را که يک شرکت محلی می پردازد محاسبه کنيد، رقم حاصل مخدوش است. اين مخدوش بودن هنگامی به اوج می رسد که برخی دستمزدها خيلی بالا و برخی ديگر خيلی پائين باشند. حقوق روسا خيلی بالا و دستمزد نظافتچی ها خيلی پائين است. در اين صورت ميانگين يا متوسط دستمزد بی معنا می شود. در اين حالت بهتر است از ميانه يا حدوسط استفاده شود. در اين روش، همه دستمزد ها را از بالا به پائين فهرست می کنيد و بعد می بينيد حد وسطش کجاست.
مثلاً:
دو رئيس شرکت هريک سالی 100 هزار دلار می گيرند.
نظافتچی 10 هزار دلار می گيرد.
بقيه کارکنان بين 25 تا 35 هزار دلار می گيرند.
فهرست ارقام به اين شرح است:
10, 25, 25, 30, 30, 35, 35, 100, 100
معدل اين مبالغ می شود:
(10 + 25 + 25 + 30 + 30 + 35 + 35 + 100 + 100) / 9 = 43.33
به اين ترتيب، معدل دستمزدها 43 هزار دلار در سال است .
اما اين رقم نشان دهنده دستمزد اغلب کارکنان نيست.
حد وسط يا ميانه دستمزدها در اين فهرست 30 هزار دلار در سال است. يعنی نيمی از کارکنان کمتر از 30 هزار دلار و نيم ديگر بيشتر از اين مبلغ درآمد دارند. اين رقم تصور بهتری از ميزان دستمزد ها در شرکت به دست می دهد.
بازهم درباره اعداد و ارقام: نرخها يا نسبتها
خبرنگاران به طور مداوم با نرخها يا نسبتها سر و کار دارند: نرخ جنايت، نرخ مرگ و مير، نرخ طلاق و نرخ يا نسبت مرگ نوزادان. اين نسبتها چيزی بيشتر از ارقام خام به ما می گويند زيرا آنها عواملی مانند جمعيت را در نظر می گيرند.
به عنوان مثال دو دانشگاه را دريک شهر در نظر بگيريد. يکی از آنها دانشگاه دوشس و ديگری دانشگاه دوک نام دارد. در سال 2004 تعداد 1556 تلفن موبايل از دانشجويان دانشگاه دوشس به سرقت رفته و در همين سال تعداد 992 تلفن موبايل هم از دانشجويان دانشگاه دوک دزديده اند.
اگر فقط ارقام خام را نقل کنيد، به نظر می رسد که دانشگاه دوشس برای دانشجويانی که تلفن موبايل دارند جای خطرناکی است.
اما حالا به نسبتها يا نرخها نگاه کنيد. دانشگاه دوشس چهل هزار دانشجو دارد و دانشگاه دوک تنها 12 هزار و چهارصد دانشجو. برای اينکه به نسبتی دست پيدا بکنيم، حساب می کنيم ببينيم در هر دانشگاه از هر هزار دانشجو چند تلفن دزديده اند:
دانشگاه دوشس: 40000 دانشجو تقسيم بر 1566 تلفن دزديده شده = 39.15 تلفن از هر هزار دانشجو
دانشگاه دوک: 12400 دانشجو تقسيم بر 992 تلفن مسروقه = 80 تلفن از هر هزار دانشجو
به اين ترتيب احتمال اينکه تلفن يک دانشجو در دانشگاه دوک دزديده شود دو برابر دانشگاه دوشس است. متوجه شديد؟ نه؟ يک بار ديگر آهسته و با دقت ارقام را مرور کنيد. به زحمتش می ارزد.
خبرنويسی: خلاصه
از دفترچه ها و يادداشتهای خود مراقبت کنيد: روی آنها تاريخ و شماره بگذاريد و از آنها خوب نگهداری کنيد.
اگر روزنامه شما شيوه نامه دارد، از نکات مندرج در آن پيروی کنيد.
اطمينان حاصل کنيد که توضيحاتی را که پيش از شروع به تهيه گزارش به شما می دهند خوب درک کرده ايد.
تا جايی که می توانيد هرچه بيشتر اطلاعات جمع کنيد. البته همه اين اطلاعات به کار شما نخواهد آمد اما شما به هنگام تحقيق برای نوشتن يک خبر هنوز اين را نمی دانيد و پر کردن جاهای خالی بعد ها مشکل خواهد بود.
اطمينان حاصل کنيد که نقل قولها را به کسانی که بايد نسبت بدهيد، نسبت داده ايد. از نقل قولهايی که منبع آنها مشخص نيست پرهيز کنيد. گاهی می توان آنها را توجيه کرد اما چنين نقل قولهايی در بيشتر موارد اعتبار خبر شما را کم می کنند. خواننده از چنين نقل قولهايی خوشش نمی آيد و فکر می کند مبادا شما آنها را از خودتان جعل کرده باشيد!
خبر بايد به شش پرسش پاسخ بدهد: چه کسی، چه، چرا، کی، کجا و چگونه؟
خبر را بايد به شکل يک هرم نوشت. سطر بالايی بايد شامل مهمترين اطلاعات باشد و جزئياتی که کمترين اهميت را دارند بايد در آخر بيايند. اين امر، اين امکان را به وجود می آورد که اگر جا کم باشد بتوان مطالبی را از انتهای خبر کم کرد. در عين حال، اين بدان معناست که خوانندگان می توانند هرگاه که جزئيات کافی کسب کردند از خواندن خبر دست بکشند.
مقدمه شما بايد توجه خواننده را جلب کند. مقدمه بايد کوتاه و ساده باشد.
زبان: به خواننده نگوييد که چگونه فکر کند. از لحن اغراق آميز استفاده نکنيد. اسم کامل سازمانها را در نخستين باری که هر اسمی مطرح می شود بنويسيد و تنها پس از آن از حروف اختصاری استفاده کنيد. درباره چگونگی توصيف مردم، احتياط و دقت کنيد.
اعداد خيلی خوبند! ياد بگيريد که از آنها خوشتان بيايد. استفاده صحيح از ميانگين، ميانه و نسبتها را ياد بگيريد.
دوره هاي آموزش روزنامه نگاري در روزنامك و منبع این دوره
جُستارهای پیشین
مباني روزنامه نگاري (1) درس نخست، روزنامه نگاري خبري
مباني روزنامه نگاري (1) درس دوم، خبر چيست؟
مباني روزنامه نگاري (1) درس سوم، منابع خبری
مباني روزنامه نگاري (2) درس نخست، دقت و صحت
بخش دانش ارتباطات و روزنامه نگاریِ تارنگارِ روزنامک
برداشت از این تارنگار، تنها با یادکرد از نام نویسنده و نام روزنامک امکان پذیر است
