
درک ضرورت نوسازي (تجدد يا مدرنيزاسيون) از سوي ايرانيان پس از شکست در جنگهاي ايران و روس اتفاق افتاد. چنان که مي دانيم، با همۀ دلاوريهاي ايرانيان، ايران در اين جنگها شکست خورد و بخشهاي بزرگي از سرزمين هاي ايران، طي دو قرارداد گلستان و ترکمنچاي، از پيکر آن جدا شد. پس از آن، نخست وزيراني چون قائم مقام فراهاني, ميرزا تقيخان اميرکبير و سپهسالار، تا آنجا که فرصت يافتند، از يکسو اقداماتي را درجهت برقرارنمودن نظم و قانون براي محدود کردن قدرت پادشاه انجام دادند، و از سوي ديگر تدبيرهايي براي دريافت عناصر تمدني جديد به کار بستند. اين کوششها تا آنجا دوام يافت که قدرت سياسي خودکامه روز آن را تاب آورد؛ و چون تحمل شاه و درباريان در برابر پيشروي هاي اين نخست وزيران که حقوقي براي ملت قائل بودند به پايان رسيد، اينان راه هلاک و برکناري پيمودند.
در اين دوره ايرانيان چونان ملتي باتمدن با اتکا به پيشينۀ خود در بده بستان فرهنگي، با ياري سرآمدان فکري خود، و در حد مقدور، به انتخابي آگاهانه دست زدند؛ انتخابي که بر پايۀ اصل حفظ تشخص ملي و فرهنگي شان استوار گرديده بود. گذار از سنت و زيستن در جهان نو (مدرن)1 به ناگزير تاسيس کانونهاي آموزشي و دريافت ياريهاي علمي خارجيان را مي طلبيد. چنين بود که در آغاز مدرسۀ دارالفنون و سپس آموزشگاههايي چون مدرسۀ علوم سياسي پاي گرفتند.
دکتر چنگيز پهلوان
کتاب ريشه هاي تجدد که در اصل پژوهشي موردي است و هدف از تاليف آن اين بوده است تا به شناخت انديشۀ حاکم بر ايجاد اين موسسه ياري برساند، دربرگيرندۀ اطلاعات و اسنادي دربارۀ اين نهاد آموزشي مدرن ايران معاصر است. اين کتاب در يک پيشگفتار و هفت بخش تدوين شده است: تاريخچۀ مدرسه علوم سياسي، رسالۀ حقوق اساسي، بخشي ديگر از اسناد مدرسۀ علوم سياسي، چند سند ديگر، چند سند از کتاب دولت عليۀ ايران، متن سخنراني محمدعلي فروغي و فهرست برخي از مدرسان مدرسۀ علوم سياسي.
دکتر چنگيز پهلوان در مقدمۀ اين کتاب به نکته اي مهم اشاره مي کند که پرتوي بر دشواريهاي موجود در عرصۀ انديشۀ اجتماعي در دوران معاصر مي افکند: «در ايران گرايش نيرومندي وجود دارد که همواره به تاريخ ايران با اتکاء به ارزشهاي امروزين مي نگرد و از فهم رويدادها در هر مرحلۀ تاريخ مي گريزد. امروزينکردن نگاه تاريخي، ضمن آن که ما را از درک پديده ها و معناي دروني آنها در دوره هاي مختلف باز مي دارد، آسانپسندي در عرصهي تفکر اجتماعي را نيز رواج مي دهد و تاريخ گذشته را پوچ و بي معنا مي سازد. گويي مردمان گذشته يکسر غافل بودهاند و مردمان امروز همه خردمند و بصير. بسياري از مباحثي هم که در ارتباط با تجدد به راه افتاده اند، گرفتار چنين نگرشهايي هستند.»2
و در جايي ديگر از مقدمۀ کتاب، درباره برخورد برخي گرايشهاي فکري موجود در ايران معاصر به مقولۀ تجدد، چنين مي گويد: «اغلب فکر ترجمه بر مباحث جاري حکمفرماست .گويي يک الگوي عام وجود دارد که هر چه با آن نخواند، از مدار تجدد خارج مي شود. مفاهيمي را که در بستر فرهنگ و تمدني ديگر شکل گرفته اند، بر ميگيرند و با مطلقنگري از آنها ياد مي کنند. برخي مفاهيم حتي از نو تفسير نمي شوند. بدين سان در عرصۀ مباحث تجدد، نوعي انديشه شکل گرفته است که به صورت عکسبرگردان عمل ميکند. کم نيستند، کساني که فکر ميکنند همه چيز در سوي ديگر، مسيري هموار و منطقي را پيموده است و همه چيز در تاريخ ايران در پرتو استبداد و وابستگي، خميده و منهدم گشته است.»3 اما از بررسي مطالب و اسناد کتاب ريشههاي تجدد چنين برميآيد که ايرانيان نيز مانند هر ملت بافرهنگ ديگري، راه نوسازي (تجدد) را به شيوه ويژه خود پيمودند:4«ايرانيان در اين دوره به تحول تدريجي دل مي بندند و گذار از سنت را امري يکباره و زود گذر تلقي نمي کنند. هنگامي هم که در آغاز قرن بيستم، کوششهاي تجدد طلبانه با سد استبداد برخورد مي کنند، دست به انقلاب ميزنند و براي نخستين بار در تاريخ ايران، حقوق مردم را به صورت قانون عام و اساسي تدوين ميکنند.»5 و «تاريخ نوسازي در ايران تاريخي است در اساس تدريجي، که انقلاب مشروطيت هم در بطن آن ميگنجد و جزئي از آن به شمار مي رود. انقلاب مشروطيت کوشيد دو عنصر تداوم و تغيير را به هم بياميزد و ترکيبي يکّه و ممتاز پديد آورد. تاريخ تجدد در ايران تاريخي است نسبتاً طولاني که به بيش از يک قرن پيش بازميگردد و حکايت از آن دارد که تجدد، نوسازي يا به اصطلاح مدرنيزاسيون دفعتاً در جامعه جا نمي افتد. کوششهاي متعدد لازم است تا بتوان جامعه را از درون نو ساخت و سنتها را با روح زمانه هماهنگ و سازگار کرد.»6
تاسيس مدرسۀ علوم سياسي در ارتباط با نيازي بود که به تربيت نمايندگان سياسي آگاه به وضع روز جهان در آن دوره احساس ميشد؛ چرا که « نمايندگان ايران در خارج در آن هنگام هر چند به آداب درباري و رسوم کشوري مملکت خود واقف بودند، لکن از آداب و مقررات و اصول معمول در کشورهاي اروپايي اطلاع نداشتند و اين مسئله به حق يکي از بزرگترين علل زيانهاي وارد بر ايران در طول دورۀ سلطنت پادشاهان قاجار بوده است.»7
انديشۀ تاسيس مدرسۀ علوم سياسي از ميرزا حسن خان مشير الملک، فرزند مشير الدوله بوده است که پس از بازگشت از تحصيل در خارج، چون در ارتباط با شغل خود با دستگاه وزارت امور خارجه آشنا شد، «دانست که کار از ريشه خراب است و تا مبناي علمي براي اعضاي وزارت امور خارجه دست و پا نشود، هر چه بکند نقش بر آب خواهد بود.»8
براي آشنايي با فضاي فرهنگي زمانه اي که اين مدرسه تاسيس شد، بخشي از خاطرات مردان سياسي در اين کتاب آمده است:«آن زمان هنوز با کفش به اطاق آمدن قبيح بود و روي صندلي نشستن معمول نشده بود. بدون لباس بلند از قبيل عبا يا لباده به حضور بزرگان رفتن ،بيادبي و اصلاً بيلباس بلند بودن جلف و سبک بود .... عينکزدن جوانها آن زمان خيلي به نظر غريب مي آمد و حمل بر خودنمايي و فرنگيمآبي مي شد.... با کارد و چنگال غذاخوردن آن زمان معمول نبود و با دست غذا مي خورديم . تازه که شروع به استعمال کارد و چنگال کرده بوديم، رفيقي داشتيم خوشصحبت و مضمونگو. براي فرنگيمآبي ما مضمون ميگفت که آقايان سکنجبين را با کارد و چنگال ميل مي فرمايند.»9
در اين شرايط به استناد خاطرات يکي از مدرسان مدرسۀ علوم سياسي «شکاف ژرفي ميان آموزش مقدماتي و آموزش عالي حقوق در ايران وجود دارد. هر چند که مدرسۀ آليانس فرانسه و هيئت لازاريستها جوانان ايراني را آموزش مقدماتي و حتي آموزش مقدماتي پيشرفته مي دهند، اما فاصلۀ اينها با آموزش عالي حقوق زياد است»، محمدعلي فروغي براي نخستين بار رساله اي در زمينۀ حقوق اساسي با عنوان حقوق اساسي (يعني) آداب مشروطيت دول مي نگارد که جزء درس هاي اين مدرسه قرار مي گيرد. رساله اينگونه آغاز مي شود: «بسم الله الرحمن الرحيم، بعد الحمد و الصلوه. علم حقوق که در معني، داشتن سياست مُدن باشد، الزم و اهم علوم و فنون است زيرا که بدون دانستن اين علم و فن احدي به درستي از عهده رتق و فتق امور مملکت برنيايد و پيشرفتي چنان که بايد و شايد ننمايد و چون کار ملک و ملت مختل ماند کار دنيا بي سامان خواهد بود و اختلال کار اين جهان البته اسباب اغتشاش کار جهان ديگر خواهد شد. يعني دنياي هر قوم خراب باشد آخرت ايشان نيز خراب است.» 10
از آنجا که به پيروزي رسيدن جنبش اصلاحي مشروطيت به حاکميت دموکراسي نيانجاميد و درگيري ميان روشنفکران و قدرت سياسي تا به امروز همچنان ادامه دارد، اين وضع سبب گشته است که گروه هايي از روشنفکران، نقش موثر برخي از نهادهاي تمدني که در دست دولت بوده اند را نديده بگيرند: «مخالفت با دولت در ميان روشنفکران آنچنان نيرومند بوده است که به ناديده انگاشتن تاثير تحولات در ساختار دولت انجاميده است. بسياري از تاسيسات دولتي در مقاطعي در تاريخ معاصر به خصوص در عصر مشروطِيت و در دوره پس از آن, درواقع، پيشروِ يا مروج انديشه هاي نو بوده اند و درون خود افرادي را تربيت کرده اند که در همان مقطع يا بعدها دست به نوآوري به اين يا آن شکل زدهاند.»11و «بسياري از اهل دانش و شمار فراواني از متخصصان در دوره اي طولاني در تاسيسات اداري مدرن مشغول به کار بوده اند و هر سازماني به سهم خود، سياستها و برنامه هايي را پي گرفته است که بر احوال جامعه و حتي انديشه تأثير نهاده است.»12
به اين ترتيب با انتشار کتاب ريشه هاي تجدد، کتابي در دسترسي خوانندگان قرار گرفته است که توفيق نويسنده را - که از چهره هاي برجستۀ روشنفکري بومي و اصيل ايران است- در به دست دادن تصويري کامل تر از روند نوسازي ايران در دورۀ پس از مشروطيت مي نماياند.
پي نوشت ها:
1- از جمله تعريفهايي که براي مدرن بودن و زيستن در جهان مدرن داده شده است، يکي هم اين است: مدرن بودن يعني تعلق داشتن به جهاني که در آن، به قول مارکس، « هر آنچه سخت و استوار است، دود مي شود و به هوا مي رود» از: برمن، مارشال. تجربه ي مدرنيته. ترجمۀ مراد فرهادپور، تهران، انتشارات طرح نو، چاپ چهارم،، 1383، ص 14.
2- پهلوان، چنگيز، ريشه هاي تجدد، تهران، نشر قطره، 1383،ص ده.
3- همان،ص نه وده
4- در سالهاي نخستين قرن بيستم، فوکوتساوا، فيلسوف ژاپني نظريه اي براي وام گيري عناصر تمدني جديد از غرب براي ژاپنيان تدوين کرد. اين آموزۀ به ياد ماندني از او برجاي مانده است: «چيزهاي غربي را بگير، با نيروهاي ژاپني پالايش کن و آنها را به پيش بران.» براي آگاهي از نظريات فوکوتساوا در اين باره نگاه کنيد به : فوکوتساوا، يوکيچي. نظريه ي تمدن. ترجمۀ چنگيز پهلوان، تهران، نشرگيو،1379.
5- پهلوان، چنگيز. ريشه هاي تجدد. تهران ، نشر قطره، 1383. ص يازده.
6- همان, ص دوازده
7- همان، ص 4
8- همان ص 6
9- همان ص 38- 36
10- همان ص 113
11-همان ص 15
12 -همانجا
نمونه مدرسه علوم سیاسی و رساله حقوق اساسی اثر محمد علی فروغی و مجموعه از اسناد مدرسه
پژوهش: چنگيز پهلوان
ناشر : قطره
چاپ اول، 1383 شمسى (شومیز)
بها: 3000 تومان

