تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...:: - گفت و گوی "مهدی جلیل خانی" سردبیر "بوی کاغذ" با "مسعود لقمان"

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

برای بازشناسی و آسیب‌شناسی فرهنگ ملّی خویش می‌کوشیم

فقر خردگرایی و سلطه‌ی تقلید مهم‌ترین عامل عقب‌ماندگی ایرانیان است

 

اشاره: چندگاهی است که مسعود لقمان و تارنگار وزین روزنامک‌اش را که سردبیری آن را نیز بر عهده دارد، می‌خوانم و علایق و اهداف روشنگرانه‌اش را می‌ستایم. آن‌چه در پی می‌خوانید، گفت‌وگوی این قلم با اوست. 

 

مهدی جلیل خانی - آقای لقمان! اندکی درباره‌ی خود برای خوانندگان ما بگوئید:

مسعود لقمان - بسان همه که روزی متولد می شوند، من نیز در 16 آذر سال 1361 در کاشان، چشمم به جمال این جهان روشن شد.

دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی ام و اکنون مشغول تدوین پایان نامه ام با موضوع «ایران گرایی و منطقه گرایی در مطبوعات دوره ی قاجار (تحليل محتواي مطبوعات آذربايجان از 1230 (آغاز) تا 1300 (کودتاي سوم اسفندماه 1299 خورشيدي))» هستم.

روزنامه نگارم و برخلاف بیشتر همکارانم، روزنامه نگاری برایم هدف نیست، بلکه ابزاری است برای رسیدن به هدف.

- از کی به وبلاگ نویسی پرداخته‌اید؟

- اردیبهشت ماه سال 1383 بود که به کمک همسرم که هر دو در آن زمان دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران بودیم، نخستین شماره ی گاهنامه ای به نام "درفش کاویانی" را با مشی فرهنگی منتشر کردیم. پس از یک ماه تصمیم گرفتیم برای یافتن خوانندگانی گسترده تر از فضای دانشگاه، نوشته های درفش کاویانی را روی اینترنت نیز منتشر کنیم. بدین روی تارنگاری با همین نام – درفش کاویانی – در پرشین بلاگ راه انداختم که تا پایان سال 1384 مطالبِ گاهنامه را در خود جای می داد.

پس از آن یکسالی از تارنگار نویسی دست شستم ولی همواره راه اندازی تارنگاری جدید با رویکردهایی تازه مدنظرم بود، تا اینکه بلاخره "روزنامک" را از نوروز امسال (1386) راه اندازی کردم. کم کم از دوستان نیز کمک خواستم که خوشبختانه علاوه بر همسر همیشه یارم و دوست بسیار عزیزم تیرداد بنکدار که فعالانه در بروز کردن روزنامک به من کمک می کنند، دوستان و  استادانِ دیگری چون استاد مرتضی ثاقب فر، عقاب علی احمدی و به تازگی دکتر صادق جوکار نیز به گروه نویسندگان روزنامک پیوسته اند.

البته در کنار نویسندگان روزنامک بسیاری از پژوهندگان و استادان برجسته ی تاریخ و فرهنگ ایران نیز ارتباط نزدیکی با روزنامک دارند. علاوه بر این روزنامک افتخار همکاری و نشر نوشته های آنها را نیز در کارنامه ی خود دارد.

- شما امروز به عنوان سردبیر نشریه‌ی فعال اینترنتی روزنامک، دغدغه‌ی اصلی و علاقه‌ی ویژه‌ای دارید که در این راه می‌کوشید. این دغدغه کدام است و چه ضرورت‌هایی در پرداختن به آن‌ها حس می‌کنید؟

- مهم ترین دغدغه ی من و همکارانم در روزنامک "بازشناسی و آسیب شناسی فرهنگ ملّی" ماست. این هدف بدان روی اتخاذ شده که ما عمیقاً براین باوریم که پایه ی یک جامعه ی ملّی و مدنی ریشه در آگاهی ملّی ما دارد و این آگاهی ملّی نیز حاصل نمی شود مگر با بازشناسی و آسیب شناسی مداوم و پیوسته ی فرهنگِ ملّیمان.

- آقای لقمان! امروز چه وظایف و کارکردهایی را برای وبلاگ، که شما نیز آن را به عنوان ابزاری برای انتقال دانش انتخاب کرده‌اید، متصور هستید؟

- یکی از ویژگی های دوران ما، گردش آزادانه ی اخبار و اطلاعات در فضای سایبر و مجازی است. یعنی چیزی که انسان های گذشته در رویا می دیدند، اکنون رختِ واقعیت به تن پوشانده.

از یکسو تارنگارها صمیمانه ترین و بی ریاترین دغدغه های انسانی را بی هیچ مصلحت اندیشی و محدودیت های اعمال شده از سوی صاحبان قدرت بیان می کنند و فضایی برای گفت و گو و شنیدن سخنان یکدیگر و حرف های مخالف پدید می آورند و این برای جامعه ای چونان ما که کمتر سنّت دیالوگ یا گفت و گو در آن جریان داشته، تمرینی بایسته در عرصه ی تحمل عقاید مخالف است. ولی از دیگر سو این تارنگارها به نوعی هوچی مشربی در همه ی عرصه ها دامن زده اند. این جریان که شوربختانه دست بالا را در تارنگارنویسی دارد، سبب مهجور و منزوی شدن اندیشه های اصیل شده و عنان ترکتازی را بدست هوچی گران یک شبه معروف شده سپرده. البته این جریان ها در جوامعی که اخلاقیات در آنها نهادینه شده، کم کم از سوی خوانندگان به انزوا کشیده می شوند ولی در جوامعی چونان جامعه ی ما که حتی روشنفکرانش چندان پرنسیبی برای خود قائل نیستند، بسیار خطرناک است و به جای اشاعه ی شعور، شور جامعه را قلقلک می دهند.

اما درباره ی روزنامک، واقعیت این است که اگر از شکل ظاهری روزنامک بگذریم، روزنامک از کارکردهای متداول تارنگار یا به قول شما وبلاگ عدول کرده است. تارنگارها عموماً جایی اند برای بیان دغدغه های شخصی که به ندرت دارای اهدافی مشخص و از پیش تعیین شده اند. به این جهت است که می گویم روزنامک چندان وبلاگ محسوب نمی شود.

- چه کوشش‌ها و همکاری‌هایی را از مخاطبان خویش متوقع هستید؟ آیا اصلاً وظایفی برای مخاطب تعریف کرده‌ یا در نظر می‌گیرید؟

- بی تعارف باید عرض کنم که رکن اساسی روزنامک مخاطبانش هستند. خوشبختانه یکی از موهبت هایی که نصیب روزنامک شده، این است که خوانندگانی فرهیخته دارد. بارها با خود می گفتم که " آتش همان بهتر که خاکستر نشین باشد" ولی بازخورد مناسب نوشته های روزنامک در میان اهالی فرهنگ این سرزمین مرا واداشت که به رغم دشواری ها و غم نان که کمابیش همه ی ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم، با جدیّت بیشتری به کار روزنامک بپردازم.

- به نظر شما مهم‌ترین دلایل عقب‌ماندگی ایران - در دوران معاصر - آغازه‌ها و تقویت‌کننده‌های آن‌ها کدام‌ها بوده‌اند و چه راهکارهایی برای برون‌رفت از این وضعیت پیشنهاد می‌کنید؟

- به باور من مهم‌ترین دلیل عقب‌ماندگی ایران در دوران معاصر، خرد باختگی جمعی ماست. فردوسی بزرگ چه زیبا این مسئله را بیان می کند:

به یزدان که گر ما خرد داشتیم

کجا این سرانجام بد داشتیم

بررسی دلایل عقب ماندگی ایران نیاز به بحث مفصلی دارد که بی شک در این مجال نمی گنجد.

اگر راهی هم برای برون رفت از این بن بستی که گرفتار آنیم، باشد، تنها با اتکا به خرد جمعی جامعه ی ایرانی بدست می آید و در این بین وظیفه ی ما مطرح کردن پرسش های عینی و درست برای جامعه ی ایرانی است. به باور من اگر ما بتوانیم به این پرسشگری در جامعه دامن زنیم، وظایف خود را به نحو احسن انجام داده ایم.

- آمار و نتایج نظرسنجی‌ای که در وبلاگ شما در این زمینه انجام یافته چه بینشی از مخاطبان را به نمایش می‌گذارد؟

هدف اصلی این نظرسنجی دامن زدن به همین مسئله ی رواج فرهنگ پرسشگری درباره ی چرایی عقب ماندگی میهنمان است.

واقعیت این است که نمی توان بدرستی دیدگاه های خوانندگان روزنامک، درباره ی این مسئله را با یک پرسشنامه ی بسته سنجید. با این وجود امّا اطلاعات جالبی می توان بدست آورد. مثلاً بین 10 گزینه ی موجود، خوانندگان ما مسئله ی "فقر خردگرایی و سلطه ی تقلید" را مهم ترین علت عقب ماندگی ایران دانسته اند. و این همان چیزی است که من نیز عمیقاً به آن باور دارم.

- اقوام مختلفی امروز در ایران زندگی می‌کنند که مطالبات و انتظارات ایشان از حاکمیّت، هر از گاهی چون آتش زیر خاکستر، با عصبیّت خاصی نیز سر بر می‌آورد. به نظر شما این خواسته‌ها و اختلافات کدام‌ها هستند و از کجاها ناشی شده‌اند؟

- باید بگویم که تنها تبعیض میان اقوام ایرانی در حال حاضر، تبعیض نکوهیده ی مذهبی است، نه تبعیض های نژادی، قومی، زبانی و ... که مسبب آن نیز روشن است.

- آیا اصلاً دامن زدن به این خواسته‌های ملّیت‌پرستانه در شرایط حاضر، منطقی و روشنفکرانه به نظر می‌رسد و یا در راه جنبش دموکراسی‌خواهی خللی وارد نمی‌کنند؟

پرسش بسیار خوبی مطرح کردید.

کاربرد درست واژگان در این مورد بسیار ضروری است. شما نمی توانید گروه های فروملّی را که فاقد ویژگی ملّت هستند، چنین بنامید. لازمه ملّت نامیدن یک گروه انسانی هم به لحاظ حقوقی و هم به لحاظ سیاسی، تشکیل دولت توسط آن گروه انسانی است. از همین روست که جامعه شناس برجسته انگلیسی "آنتونی گیدنز" ملّت نامیدن گروه های فاقد دولت را امری نادرست می داند.

 آنچه که هویّت ملّی ما را می سازد، زبان پارسی، آداب و سنن و تاریخ مشترک اقوام ایرانی است. این مولفه ها در واقع شکل دهنده "فرهنگ ملی" ما نیز هستند که مهمترین ویژگی یک ملّت است. اگرچه در ایران همواره گروه های زبانی در کنار یکدیگر به سر برده اند اما این زبان ها همواره دارای مناسبات تنگاتنگی مابین خود بوده اند. گذشته از این در ایران قرن هاست که زبان پارسی – و پیش از آن پهلوی- نقش زبان واسطه میان تمام اقوام ایرانی را بازی کرده و از این روی زبانی ملّی و متعلق به همه ایرانیان است و در گسترش و نقش آفرینی این زبان همه ی اقوام ایرانی نقش داشته اند.

اما دو مولفه های آخر که مهمترین پیش زمینه های ذهنی را برای تشکیل یک ملّت شکل می دهند، اقوام ایرانی نه قرن ها که هزاره ها از آن بهره مند بوده اند. توجه به همین دو مولفه است که ما را متقاعد می کند که امروز یک تبریزی با یک اصفهانی یا رشتی تشکیل "ملّت" می دهند، چون از "فرهنگ ملّی" یکسانی بهره مندند، نه با یک اهل باکو که دو قرنی است که در شرایط و فرهنگی متفاوت به سر میبرد. پس بهتر است که من آنچه را که شما ملّیت پرستانه نامیده اید، "قوم پرستانه" بنامم.

مذهب نیز هرچند که جزو هویت ملّی ما نیست، امّا جزو فرهنگ ملّی ما هست. در مورد مقوله مذهب نیز اگرچه همگونگی خوبی در جامعه ایرانی وجود دارد، اما این مولفه رفته رفته در عصر سکولاریسم، اهمیت پیشین خود را از دست داده است.

شوربختانه شاهدیم که به جای نسبی نگری و گفتمان های نظیر دمکراسی، حقوق بشر، ارج گذاری به منافع ملّی و مسایلی از این دست، گروهی با جعل تاریخ در پی هویّت سازی برای اقوام ایرانی هستند که به گواه تاریخ، چندین هزار سال با دوستی و اعتقاد به سرزمینی واحد به نام ایران در کنار هم زیسته اند. این قوم گرایی با ترویج فرهنگ خشونت در جامعه نوید بخش آینده ی خوبی نیست. به شما اطمینان می دهم که این گرایشات قوم پرستانه هم در مسیر دستیابی به دموکراسی و هم در مسیر دستیابی به توسعه، مانعی بسیار بزرگ خواهد بود. چرا که با معطوف کردن کنش های سیاسی و اجتماعی فرد به تعلقات پیشامدرن قومی، از اساس ذهنیّت وی را بر اساس غیریت سازی با دیگر هم میهنانش شکل داده و آن را از هرگونه مسئولیت شهروندی و رفتار مدنی به دور می سازد. گسترش این افکار انحرافی نه تنها سودی عاید "ملّت ایران" نخواهد کرد، بلکه سبب میشود که انسان هایی که قرن ها در کنار یکدیگر زیسته اند، بی تفاوت و حتی دشمن یکدیگر شوند.

اما با توجه به آنچه گفته شد، باید از "ملّت واحد ایران" سخن گفت که اتفاقاً در شرایط امروز ملّی گرایی ایرانی به تعمیق و گسترش "آگاهی های ملّی و اجتماعی" می انجامد که  پیامد آن دستیابی به حقوق شهروندی تمام شهروندان ملّت ایران فارغ از قومیّت و مذهبشان خواهد بود.

ملّی گرایان برخلاف جریان های دیگر در پی تحقّق خواسته های عینی جامعه هستند و در پی آنند که دولت را از نهاد سرکش به نهادی در اختیار ملّت درآورند تا آن دولت تجلّی خواسته های عینی ملّت باشند. بنابراین ملّی گرایی ایرانی نه تنها با دموکراسی و توسعه در تضاد نیست، که کاملاً همسو با اینهاست.

- پیش‌بینی شما از تحولات آتی ایران و خاورمیانه چیست؟ آیا به انتخابات پیش‌‌روی مجلس نهم و ریاست جمهوری دهم خوش‌بین هستید تا تحولاتی به نفع فرهنگ و پیشرفت‌هایی در حوزه‌ی آزادی‌های مدنی رخ دهد؟

- در خود چندانی صلاحیتی برای پاسخ به این پرسش نمی بینم ولی تا این اندازه می دانم که خانه از پای بست ویران است.

- چشم انداز آینده ی روزنامک را چگونه می بینید؟

باید عرض کنم که روزنامک به زودی شاهد تغییراتی بنیادین خواهد بود.

بناست با یاری دوستان و استادان تاریخ و فرهنگ ایران، تارنمایی پژوهشی برای آسیب شناسی تاریخ و فرهنگ ملّی ایران راه اندازی کنیم که این تارنما بزودی جای روزنامک را خواهد گرفت.

- بابت حوصله و دقتی که به خرج دادید سپاسگزارم.

- من نیز سپاس گزارم و برای شما و خوانندگان تارنگار "بوی کاغذ" روز و روزگار خوبی آرزو می کنم.

 

 


در این باره:

بوی کاغذ (تارنگار مهدی جلیل خانی)


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 11  توسط مسـعود لـقـمـان  |