
در بارگاه سعدی
از در که وارد می شوی صدای شجریان را می شنوی که غزلی از سعدی می خواند. دوستداران سعدی نیز کم کم از راه می رسند و جایی برای نشستن، جست و جو می کنند.
برنامه با نمایش فیلمی از کارنامه ی «مرکز سعدی شناسی ایران» آغاز می شود. بر صفحه ی نمایش، فرهیختگان زبان و ادب پارسی یک به یک ظاهر می شوند و سخن از سعدی می گویند.
شاعرانی در قلب ملت
نخستین سخنرانِ سی و یکمین شبِ بخارا «دکتر ضیاء موحد» بود. موحد با یادی از کتابِ «گفتار طرب انگیز» زنده یاد «عمران صلاحی» گفت: "او بیشتر از بسیاری از افرادی که دربارهی طنز سعدی صحبت کرده اند به طنزهایی که در بوستان و گلستان آمده، بسیار دقیق و نکته سنج اشاره کرده است." موحد، سپس افزود: "سعدی شاعر کلاسیک ماست و مثل همهی کشورهایی که سابقهی فرهنگی و شاعران کلاسیک دارند، این شاعران دوام مرموزی دارند. امروز، نه مثل شکسپیر کسی نمایشنامه مینویسد و نه مثل سعدی کسی بوستان و گلستان می گوید، اما اینها زندهاند. تیراژ کتاب های شاعران کلاسیک، اصلا قابل قیاس با شاعران معاصر نیست، چراکه آنان در قلب ملت جای دارند. این ماندگاری رازش در چیست؟"
نویسنده ی کتاب «شعر و شناخت» افزود: "من به جد معتقدم امروز نباید غزل گفت. زبان شناسان می توانند با این دلیل که زبان امکاناتش بی انتهاست به من خرده بگیرند. من نیز در پاسخ خواهم گفت که این راه، راهِ امروز شعر ما نیست. ما امکاناتِ بیشتری داریم، چرا خود را در قافیه و ردیف گیر بی اندازیم. می توانیم فضا را وسیع بگیریم و تکنیک را بالا ببریم."
موحد برای بیان مفهوم شعر با استناد به ویتگنشتاین، چنین گفت: "ویتگنشتاین فیلسوفی که همه ی عمر به دنبال معنا بود، می گوید: اگر یک جمله یی را بگویند که معنی کنم جمله یی مترادف آن می گویم اما اگر یک جمله یی را بگویند معنی اش چیست؟ می گویم معنای آن، همین ترتیب نوشتن و موسیقی کلمات است و همان چیزی است که روی کاغذ می بینیم، این، شعر است. یعنی شعر چیزی نیست که بتوانی معنا کنی."
وی ادامه داد: «حرف آخر این است که شاعر، از زبان، شیئی میسازد. سعدی در قالب یک فرهنگ، در قالب جهانی که در آن بود، این کار را کرده است. یعنی آن شکلی که سعدی کلمات را پهلوی هم میگذارد و شیئی میسازد، کاری است که نبوغ وی این کار را انجام داده که شیئی میآفریند که دیگران نمیتوانند بیافرینند. حال اگر زمانش هم گذشته، مهم نیست. او در محدوده امکانات خودش کاری کرده که نَفَس بعدیها را بریده است."
نویسنده کتاب «سعدی» گفت: "یکی از کارهایی که سعدی کرده، شعرِ گفتاری است. سعدی کاری می کند که تمام صنایع بدیهی، وزن و قافیه و مجاز را دور میزند و شعر میگوید. سعدی طبع روانی دارد، شعر او به مانندِ آب، هر جا رهایش کنی تمام مانعها را دور میزند و رد میشود. سعدی به گونه یی به زبان فارسی مسلط است که از موانع وزن و قافیه و ردیف، به آسانی رد میشود."
پس از ضیاء موحد «عبدالکریم تمنا» شاعر افغانستانی و رئیس پیشین کتابخانه ی هرات، قطعه یی به نام «در بارگاه سعدی» برای باشندگان خواند.
دهه ی سعدی
«کوروش کمالی سروستانی» مدیر مرکز سعدی شناسی ایران، به گزارش فعالیت های 10 ساله ی این مرکز پرداخت و بیان کرد: "در سال 1376 پیشنهاد نام گذاری اول اردیبهشت به نام روز سعدی و بیستم مهر ماه به نام روز حافظ ارائه شد و دو سال بدون موافقت رسمی، این روزهای دلنشین را در شهر شیراز و در جوار آرامگاه شاعران بزرگ ایران زمین به جشن نشستیم. در سال 1378 برگزاری چنین برنامه هایی، بهانه یی شد که شورای فرهنگ عمومی کشور علاوه بر پذیرش و تصویب این پیشنهاد، 10 روز فرهنگی دیگر را نیز به نامِ نام آورانِ سخن، اندیشه، حکمت و فلسفه بی افزاید و روزهای فرهنگی، زینت بخش تقویم ایران گردد."
سروستانی افزود: "برگزاری پیاپی یادروزِ سعدی، فرصت مغتنمی بود که بتوان از یکسو داشته ها و کاستی های این عرصه را در هر سال به قضاوت نشست و از سویی دیگر شعله ی سعدی پژوهی را پر نورتر کرد."
مدیر مرکز سعدی شناسی با بیان این که این مرکز سال 1385 تا 1395 را به عنوان دهه ی سعدی شناسی نام گذاری کرده است، درباره موضوع های ویژه یی که هر سال این مرکز بدان خواهد پرداخت، چنین گفت: "سال 85 دوران شناسی سعدی، سال 86 زندگی، اندیشه، زبان و شخصیت سعدی، سال 87 گلستان، سال 88 بوستان، سال 89 غزلیات، سال 90 قصاید، مجالس و قطعات، سال 91 نسخه شناسی سعدی و انتشار کلیات او به عنوان نسخه ی اساسی مرکز سعدی شناسی همراه با بزرگداشت مصححان برجسته ی کلیات، سال 92 سعدی در معارف اسلامی و فرهنگ ایرانی، سال 93 سعدی و مفاهیم اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، فرهنگی و ادبیات عصر ما، سال 94 هنر سعدی، سنت و نوآوری و سال 95 سعدی در حدیث دیگران و دیگران در حدیث سعدی همراه با برگزاری کنگره ی بین المللی سعدی شناسی با حضور سعدی پژوهان و مترجمان آثار سعدی از سراسر جهان و آماده سازی گزیده یی از کلیات به 10 زبان زنده ی جهان.
در این سال ها مرکز سعدی شناسی خواهد کوشید از کتاب های منتشر شده درباره ی سعدی و پایان نامه های دانشجویی حمایت کند و برآن است که در این دهه باغ موزه ی سعدی و ساختمان سعدی شناسی در جوار آرامگاه او ساخته شود. همچنین تلاش برای ساختن فیلم های سینمایی از زندگی و آثار سعدی پیگیری می شود."
سروستانی در پایان سخنرانی اش با برشمردن خدمات ارزنده «دکتر مظاهر مصفا» به زبان و فرهنگ ایرانی، لوح سپاسی از طرف مرکز سعدی شناسی به مناسبتِ سال ها تلاشِ دکتر مظاهر مصفا برای گسترش فرهنگ سعدی شناسی و تفسیر و انتشار دیوان کامل سعدی، به او پیشکش نمود.
اکثریت کاسب و اقلیت عاشق
«دکتر اصغر دادبه» سخنانش را در بزرگداشت استادش دکتر مصفا چنین آغاز کرد: "اگر در یک کلام از من بپرسند که چگونه این مرد بزرگ را که جهانی است بنشسته در گوشه یی، وصف خواهی کرد؟ خواهم گفت: مجسمه ی عشق و معلم عاشق."
دکتر دادبه درباره ی کار معلمی گفت: "من سال ها پیش گفته ام و باز نیز خواهم گفت که معلمانِ عاشق، محدودند. با اینکه معلمی کاریست بزرگ و سترگ، معلمان دو دسته اند: اکثریتی کاسب که راه را اشتباه آمده اند، چرا که این حرفه کاسبی خوبی نیست و اقلیتی عاشق که فرهنگ، وامدار آنان است، هر چند که امروزه بر این باورم که کاهل ترین معلمان در این مُلک، جهاد و جانفشانی می کنند."
دادبه درباره ی دکتر مصفا، چنین گفت: "استاد مصفا را از آن زمان که می شناسم مجسمه ی عشق و معلمی عاشق است که آثار ایشان را می توانیم به آثار آفاقی و انفسی تقسیم بندی کنیم."
دادبه درباره ی مُراد خود از آثار انفسی دکتر مصفا، چنین گفت: "زمانی که می خواستند به علامه اقبال لاهوری، لقب سِر (Sir)بدهند و مجلسی بدین مناسبت برایش آراسته بودند، اقبال دست پیرمردی را با خود گرفت و بدان مجلس آورد و گفت: تا لقب سِر به این پیرمرد ندهید من این لقب را نمی پذیرم. مجلسیان برآشفتند و گفتند: آثار این پیرمرد چیست تا شایسته لقب سِر باشد؟ اقبال رو به حاضران کرد و گفت: یکی از آثار این پیرمرد منم. ببینید مراد من از آثار انفسی استاد مصفا، شاگردان بزرگی هستند که خود اکنون استادند و پیام فرهنگ ایران را به گوش فزرندان ایران زمین که امیدوارم امروز بیش از هر روزِ دیگر گوش هایشان را برای شنیدن باز کنند، می رسانند.
این استاد زبان و ادب فارسی با بیان این که" ما کوته قامتانی هستیم که بر دوش غولانی سترگ ایستاده ایم که آنان ما را از زمین بلند کرده اند و افق های دیدمان را گسترده اند" به سخنانش پایان داد.
پس از دادبه دکتر مظاهر مصفا برای سپاس از شاگردان و همکارانش منظومه ی دوبیتی بسیار زیبایی خواند که حاضران را به ستایش برانگیخت.
پس از استاد مصفا «صدیق تعریف» هنرمندی که به گفته ی «علی دهباشی» صدایش در هر جا که زبان فارسی است شنیده می شود، با خواندن این غزل از سعدی، شور و شعفی بی نظیر به حاضران، برای ترک سالن داد:
سزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال شب فراق نخفتیم لاجرم زخیال
تو در کنار فُراتی و ندانی از این به راه بادیه داند قدرِ آب زلال
جماعتی که نظر را حرام می گویند نظر حرام بکردند و خون خلق حلال
گزارش؛ مسعود لقمان
عکس؛ نیلوفر لقمان
این گزارش در روزنامه ی مردم سالاریِ چاپ شده است. برای خواندن آن در روزنامه می توانید روی «اینجا» و «اینجا» کلیک کنید.
تارنماهایی که به این نوشته پیوند دادند:


