
بررسی منابع و مآخذ
بخش نخست
اشاره:
« تشخیص و ترتیب منابع، یکی از اساسی ترین کارها در پژوهش های تاریخی است. شناخت این منابع، پشتوانهء اعتبار هر پژوهش تاریخی بشمار می رود. بررسی منابع زندگی و عقاید عمادالدّین نسیمی (شاعر و متفکّر بزرگ حروفی) کوششی است در راه شناخت و شناساندن منابع تحقیق دربارهء یکی از بزرگترین شاعران و متفکّران ایران در قرن 8 هجری / 14 میلادی.»
(هفت گفتار، علی میرفطروس، ص6)
«روزنامک»، بنا بر خصلت علمی و آکادمیک مقالات خود، پس از انتشار دو بخش از کتاب «عماد الدّین نسیمی»، نشر ِ بخش «بررسی ِ منابع و مآخذِ» این کتاب را برای پژوهندگان و خصوصاً دانشجویان، بسیار مفید و آموزنده می داند.
در متن این مقاله، شمارهء سمت راست، تاریخ هجری و شمارهء سمت چپ، تاریخ میلادی است.
یادآوری می کنیم که چاپ اول و دوم کتاب نسیمی در سال های 1992 و 1999 منتشر شده و چاپ سوم این کتاب نیز اینک در دست انتشار است.
***
آمیختگی یا التقاطی بودن تعالیم حروفیّه، تحقیق در تاریخ و تعالیم این فرقه را دشوار می سازد. تعصّب ها و دشمنی های منابع مخالف نیز کار تحقیق را دشوارتر می کند. از این گذشته، سرّی بودن این فرقه و مِهی از رمز و راز که عقاید حروفیّان را پوشانیده، پژوهشگر را با مشکلات فراوانی روبرو می سازد.
حروفیّان، گنجینهء عظیمی از اشعار و رسالات منثور به زبان های فارسی و تُرکی از خود بیادگار گذاشته اند که بیانگر تعالیم، آئین ها و اعتقادات آنان است.[1]
آگاهی های اولیّه دربارهء زندگی و عقاید عمادالدّین نسیمی را در کتب اصلی حروفیّان- که در زمان عمادالدّین نسیمی تألیف شده اند- می توان یافت. خوشبختانه دو کتاب شعر (به فارسی و تُرکی)از عمادالدّین نسیمی باقی مانده که از خلال آنها می توان جوهر اندیشه ها و عقاید وی را شناخت. ما این منابع حروفی را «منابع دست اوّل خاص» می نامیم.
در کنار این منابع، مآخذی وجود دارند که توسط معاصران نسیمی نوشته شده و دارای اطلاعات تاریخی، جغرافیایی و سیاسی پرارزشی دربارهء دوران مورد مطالعهء ما می باشند. این منابع، «منابع دست اوّل عام» نامیده می شوند.
تعدادی از کتب تاریخی و تذکره های ادبی از زندگی و اشعار عمادالدّین نسیمی یاد کرده اند که عموماً تحت تأثیر برداشت های عرفانی و اعتقادات اسلامی نویسندگان شان قرار دارند.این دسته از منابع «منابع دست دوم» بشمار می روند.
بررسی جنبش حروفیّان از آغاز قرن بیستم در میان شرق شناسانِ غربی، محققّان جمهوری آذربایجان، نویسندگان عرب و تُرک و نیز در بین محققّان ایرانی از غنای فراوانی برخوردار بوده است. این تحقیقات، از دیدگاه های مختلف، ما را با محتوای اجتماعی و فلسفی عقاید حروفیّان و پاره ای با زندگی، عقاید و اشعار عمادالدّین نسیمی آشنا می کنند. ما این دسته از تحقیقات را «مطالعات و تحقیقات جدید» می نامیم.
گروهی از کتب تاریخی مربوط به قرن نهم / پانزدهم نیز برای درک شرایط سیاسی- اجتماعی عصر عمادالدّین نسیمی اهمیّت بسیار دارند. ما این آثار را «منابع عمومی» می نامیم.
منابع دست اوّلِ خاص
در شمار منابع دست اوّل، ابتداء باید از دیوان فارسی و تُرکی عمادالدّین نسیمی نام برد. اوّلین دیوان فارسی نسیمی در سال 1260 /1842 و سپس در سال 1298 /1878 در استانبول انتشار یافت. متن تُرکی دیوان نسیمی، ابتداء در سال 1926 و سپس در سال 1969، بمناسبت ششصدمین سالروز تولّد نسیمی، در باکو منتشر شد. چاپ نسبتاً خوبی از دیوان فارسی نسیمی (بر اساس نسخهء خطی کتابخانهء لنینگراد و کتابخانهء تفلیس) به همّت حمید محمدزاده به سال 1972 در باکو منتشر شده است[2] .در این متن، متأسفانه بسیاری از اشعار فضل الله نعیمی (بنیانگذار فرقهء حروفی) در شمارِ اشعار نسیمی آمده است. متن دیگری از دیوان نسیمی به همّتِ رستم علی اوف منتشر شده، در این چاپ، اشعار فضل الله نعیمی، جداگانه در ابتدای کتاب آمده است[3]. اما در نسخهء رستم علی اوف برخی اشعار نسیمی بنام نعیمی ثبت شده است. این متن، دارای اشتباهات فراوانی است که ما نمونه هائی از آنها را در زیرنویسِ مقدمهء کتاب (صص 9 و 14) و نیز در متن تحقیق خود بدست داده ایم.
اشعار نسیمی اگر چه بشکل رایج (بر اساس ترتیب الفبائی قافیه ها) تنظیم شده، اما مطالعهء این اشعار، دوره های متفاوتِ فکری و شاعری نسیمی را نشان می دهد.
در «بشارت نامه» (به تُرکی) که در سال 811 /1409 بوسیلهء یکی از شاگردان و پیروان نسیمی، بنام رفیعی[4] تألیف شده، مؤلف از عمادالدّین نسیمی به بزرگی و احترام عمیق یاد نموده است. رفیعی تأکید کرده که او بوسیلهء نسیمی با اندیشه های حروفی آشنا شده است[5]. رفیعی در منظومهء دیگر خود نیز از فضل الله نعیمی و عمادالدّین نسیمی یاد کرده است[6].«بشارت نامه» یکی از مهمترین آثاری است که در سراسر آن، وجود اندیشه های حروفی چشمگیر است.
در «استوانامه» نوشتهء امیرغیاث الدّین محمّد (تألیف 846 /1443) از عقاید فضل الله استرآبادی، خانوادهء وی و نیز از رهبران حروفی پس از قتل فضل الله و دسته های مختلف این فرقه در شهرهای ایران سخن رفته است. «استوا نامه» ضمن نقل بخش هائی از «جاودان نامه» و «محبّت نامه» (اثر فضل الله استرآبادی) از یکی از شعرهای نسیمی یاد کرده که بوسیلهء فضل الله نعیمی و پیروانش خوانده می شد. این رساله خصوصاً در شناخت عقاید دسته های مختلف حروفی پس از قتل فضل الله استرآبادی و انشعابات مربوط به این فرقه، اهمیّت بسیار دارد[7]. غیاث الدّین محمّد در سند دیگری از مصائب حروفیّان و دستگیری، شکنجه و محاکمه پسران فضل الله پس از سوء قصد به شاهرخ تیموری (830 /1427) یاد کرده است.[8]
در «شرح قصیدهء سید شریف» که در حوالی سال های 800 - 810 /1397 - 1407 تألیف شده، مؤلف بهنگام نسخه برداری از «جاودان نامه» و دیگر رسالات حروفی در شهر تبریز، از دیدار و صحبت خود با سید علی (عمادالدّین نسیمی) یاد کرده است.[9]
علاوه بر منابع فوق، در ذکر عقاید حروفیّان، ما از منابع دست اوّلی مانند «دیوان نعیمی»، «جاودان نامهء کبیر» و «محبّت نامه» (تألیف فضل الله نعیمی) «صلوات نامه» (اشقورت دَدَه) و «مجموعهء رسائلِ حروفیه» (گردآوری پروفسور کلمان هوار) استفاده کرده ایم.
منابع دست اوّل عام:
در این دسته از منابع، ابتداء باید از کتاب «اِنباء الغُمر بابناءالعُمر» تألیف ابن حَجَر عسقلانی (در گذشته بسال 852 /1449) یاد کرد. ابن حَجَر از فقهای بنام اهل سُنّت در قرن نهم / پانزدهم بود که مدت 21 سال در قاهره مسند قضاوت داشت.[10] کتاب او نوعی تاریخ است که شامل حوادث مهمّ سال های 773 تا 852 /1371 تا 1448 است. جلد هفتم این کتاب، حوادث دوران حکومت سلطان مؤیّد (خلیفهء مصر) و چگونگی محاکمه و قتل عمادالدّین نسیمی را گزارش کرده که بسیار ارزشمند است.[11]
احمدبن سبط ابن العجمی (در گذشته بسال 884 /1479) در کتاب ارزشمند «کُنوزالذّهب» شرح جالبی از وضعیّت جغرافیائی و اقتصادی شهر حلب و حوادث سیاسی- تاریخیِ این شهر ارائه داده است. ابن عجمی از فقهای بزرگ شافعی در شهر حلب بود. او در کتاب خود روایت ابن حَجَر را دربارهء محاکمه و قتل نسیمی نقل کرده است.[12]
کتاب «السّیف المُهَنّد فی تاریخ الملک المؤیّد» تألیف محمودبن احمدالعینی (تألیف حدود 830 /1427) منبع مفیدی دربارهء خاندان و حکومت سلطان مؤیّد (خلیفهء مصر و تأئید کنندهء فتوای قتل عمادالدّین نسیمی) می باشد. این کتاب تا حوادث سال 819 /1416 (یکسال قبل از قتل نسیمی) را گزارش کرده است.[13]
رسالهء «مجمع التّهانی» تألیف محمد طوسی واقعهء سوء قصد به سلطان شاهرخ تیموری بدست احمد لُر حروفی (بسال 830 /1427) را گزارش کرده. مؤلف این رساله، مدت ها در خدمت شاهرخ تیموری و پسرش (بایسنغُر) بوده و در رساله اش کینهء سوزانی نسبت به حروفیّان ابراز نموده است. وی همچنین از دستگیری و کشتار گروهی از حروفیّان پس از سوء قصد به شاهرخ خبر داده است.[14]
«زبدﺓالتواریخ»، اثر حافظ ابرو (تألیف سال 830 /1427) از منابع مهم این دوران است. مؤلف مدتی در خدمت سلطان شاهرخ تیموری بوده و مشاهدات خود را به رشتهء تحریر درآورده است. بخش چهارم این کتاب برای آگاهی از اوضاع اجتماعی و اقتصادی این زمان و خصوصاً فعالیت حروفیّان و جریان سوء قصد به شاهرخ تیموری توسط احمد لُر، اهمیّت بیشتری دارد.[15]
«مطلع السّعدین» تألیف عبدالرّزاق سمرقندی (بسال 876 /1471) یکی دیگر از منابع مهم دوران تیموری است که اطلاعات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ارزشمندی از قرن نهم / پانزدهم بدست داده. جلد دوم این کتاب (دوران حکومت شاهرخ) از تازگی و اهمیّت بیشتری برخوردار است زیرا مؤلف، خود، شاهد و ناظر بسیاری از حوادث بوده و جریان کارد خوردنِ شاهرخ بدست احمد لُر را گزارش کرده است.[16]
ابن ایاس در کتاب «بدائع الزّهور» ضمن ذکر حوادث ایّام سلطان مؤیّد به عقاید و چگونگی قتل نسیمی در شهر حَلَب اشاره کرده است.[17]
کتاب شمس الدّین محمد سخاوی (در گذشته بسال 902/1496) یکی از منابع مهم دربارهء شخصیّت های قرن نهم/ پانزدهم است. این کتاب در ذکر شرح حال فضل الله نعیمی، از عمادالدّین نسیمی نیز یاد کرده که بقول او: «در زمان حکومت سلطان مؤیّد پوست کنده شد و بقتل رسید».[18]
تذکرهء «مجالس العُشّاق» اثر کمال الدّین حسین گازُرگاهی (تألیف سال 908 /1052)، شاید نخستین تذکرهء فارسی است که از اشعار عمادالدّین نسیمی یاد کرده. موضوع این کتاب، توضیح عشق و عاشقی در نزد شاعران است که خالی از اغراق و مبالغه نیست. این مؤلف ضمن اشاره به چگونگی دستگیری، محاکمه و قتل نسیمی، به اقدامات و مبارزات حروفیّان در زمان شاهرخ تیموری نیز اشاره نموده است.[19]
«مجُمل التواریخ» تألیف فصیحی خوافی (بسال 846 /1442) درحقیقـت نوعی وقایع نامه یا سالشمار دوران تیموری است که به شاهرخ تیموری اهداء شده است. جلد سوم این کتاب به حوادث عصر شاهرخ اختصاص دارد و طی آن، به وقایع مربوط به حروفیّان و از جمله به حادثهء سوء قصد به شاهرخ تیموری بوسیلهء احمد لُر اشاره شده است.[20]
طاش کؤپری زاده (بسال 968 /1570) در «الشقایق النُعمانیّه» شرح حال 521 تن از علماء، فقها و عرفای اسلامی را آورده است. مؤلف، سالها قاضی القضات شهر استانبول بوده و گزارش ارزنده ای از فعالیّت، دستگیری، محاکمه و سوزاندن گروهی از پیروان فضل الله حروفی در زمان سلطان محمّد عثمانی بدست داده، اما از زندگی، عقاید و سرنوشت عمادالدّین نسیمی سخنی نگفته است.[21]
در همین زمان عبدالوهّاب شعرانی (در گذشته بسال 973 /1565) از قتل و کشتار زنادقه و از جمله از پوست کندنِ ابوبکر نابلسی در مصر خبر داده و سپس به پوست کندن و قتل عمادالدّین نسیمی در شهر حلب اشاره کرده است.[22]
تقی الدّین کاشی در تذکرهء مفصّل «خلاصـﺔ الاشعار و زبدﺓ الافکار» (تألیف سال های آخر قرن 10 /16)در ذکر اشعار و احوال شاعران قرن هشتم و نهم/ چهاردهم و پانزدهم، از عمادالدّین نسیمی و اشعار او نیز یاد کرده است.[23]
حافظ حسین کربلائی بسال 975 /1567 در «روضات الجنان» ضمن ذکر مزارِ پیر ترابی (حروفی) از عمادالدّین نسیمی یاد کرده است. این کتاب به قیام گروهی از حروفیّان (به رهبری دختر فضل الله نعیمی) در زمان جهانشاه قراقوینلو و قتل و سوزاندن آنان پرداخته است.[24]
در همین زمان، عاشق چلبی نیز در کتاب «تذکره» (به تُرکی) از عمادالدّین نسیمی یاد کرده که «منصوروار، سر بر دارِ ِ شهادت نهاد.» وی همچنین از شاعری بنام تمنّائی یاد کرده که در زمان سلطان بایزید دوم به جرم حروفی بودن، محکوم و سوزانده شد.[25]
«احسن التواریخ» اثر حسن بیگ روملو (تألیف سال 985 /1577) برای آگاهی از حوادث دوران حکومت شاهرخ تیموری بسیار ارزشمند است. این کتاب همچنین مأخذ ارزنده ای است برای شناخت اوضاع سیاسی- اجتماعی نواحی آذربایجان در زمان حکومت های قراقوینلو و آق قوینلو و وقایع حکومت عثمانی در این دوره. روملو گزارش ارزشمندی از چگونگی دستگیری و قتل فجیع عمادالدّین نسیمی بدست داده که گویا از «مجالس العُشاق» اخذ کرده باشد. او در ذکر وقایع سال 830 و 846 /1427 و 1442 از کارد خوردن سلطان شاهرخ بوسیلهء احمد لُر حروفی و نیز از قیام حروفیّان و کشتار آنان بدستور جهانشاه قراقوینلو یاد کرده است.[26]
لطیفی (در گذشته بسال 991 /1582) در کتاب «تذکره» (به زبان تُرکی) از عمادالدّین نسیمی سخن گفته است. بگفتهء او، عمادالدّین مقلّد شبلی و شاه نعمت الله ولی بوده و با علم حروف نیز آشنائی داشته است. لطیفی نیز از اشعار و احوال تمنّائی ِ شاعر یاد کرده که به اتهام تناسخ، الحاد و زندقه، در زمان سلطان بایزید دوم، محکوم به مرگ گردیده و سوزانده شد[27]. در همین زمان حسن چلبی در «تذکرﺓ الشعراء» ضمن اینکه نسیمی را اهل «نسیم» در حوالی بغداد دانسته، مختصراً به زندگی و سرنوشت نسیمی اشاره کرده است.[28]
«روضات الجنّات» تألیف معین الدّین اسفزاری (بسال 899 /1494) نیز از منابع ارزشمند این دوران است. مؤلف در روضهء سیزدهم، واقعهء کارد خوردن شاهرخ بوسیلهء احمد لُرِ حروفی را گزارش کرده است[29].
در سال 1007 /1698 مصطفی عالی افندی در کتاب «کُنه الاخبار» از دستگیری و آتش زدن گروهی از حروفیّان در زمان سلطان محمد عثمانی یاد کرده و طی آن به سرنوشت عمادالدّین نسیمی نیز اشاره کرده است.[30] مولانا حامدی، شاعرفارسی زبان دربار عثمانی نیز در قصیده ای به نام «اشارت به سوزانیدن حروفیّان در رُم» به این واقعه پرداخته است.[31]
مُلاحشری تبریزی بسال 1011 /1501 روایت «روضات الجنّان»- در اشاره به مزارِ میرترابی و کشتار حروفیّان در زمان جهانشاه- را در کتاب «روضهءاطهار» تکرار کرده است[32].
تقی الدّین اوحدی در تذکرهء «عرفات العاشقین» (تألیف حدود 1023 /1613) از اشعار و زندگی فضل الله نعیمی و عمادالدّین نسیمی یاد کرده و نام کوچک نسیمی را «سید جلال الدّین» و اصلِ وی را «شیرازی» دانسته است که «نزد دشمن و دوست برخلاف اولیای سابقه، کلمه ای چند بر زبان می آورد که صدق دعوی الوهیّت می شد.»[33]
حاجی خلیفه چَلَبی (در گذشته بسال 1067 /1657) در «کشف الظّنون» ذیل «دیوان نسیمی» به زندگی و قتل عمادالدّین اشاره کرده و تاریخ قتل او را سال 820 /1497 دانسته است.[34]
محمّد بن دارابی شیرازی بسال 1076 /1666 در «لطایف الخیال»[35] و نیز ابن عماد حنبلی بسال 1080 /1670 در «شَـذَرات الذّهب» به زندگی عمادالدّین نسیمی اشاره نموده و از کثرت پیروان او در شهر حلب یاد کرده اند.[36]
ادامه دارد
[1] - ما، در یک رسالهء دانشگاهی در مدرسهء مطالعات عالیهء دانشگاه سوربن (پاریس، 1993) آثار اصلی، منابع و تحقیقات مربوط به حروفیان را معرفی کرده ایم. نگاه کنید به:
MIRFETROUS, Ali: Le Mouvement Horufi, vol. 1, Etude des sources originelles et des recherches modernes, Edition Soleil, Canada, 1994.
همچنین نگاه کنید به ترجمهء این رساله در: ایرانشناسی، شمارهء 3، پائیز 1373، مریلند(امریکا)، صص 582-595؛ شمارهء 4، زمستان 1373، صص 842-854؛ شمارهء 1، بهار 1374، صص 206-217.
[2] - دیوان سید عمادالدّین نسیمی، با مقدمه، مقایسه و تصحیح حمید محمدزاده، باکو، 1972.
[3] - دیوان فارسی فضل الله نعیمی تبریزی و عمادالدّین نسیمی شیروانی، به اهتمام رستم علی اوف، با مقدمۀ س. جویا، تهران، 1354. دو چاپ دیگر از دیوان فارسی نسیمی، اخیراً به کوشش غلامحسین بیگدلی و یدالله جلالی پندری منتشر شده است.
[4] - دربارۀ رفیعی نگاه کنید به:
A History of Ottoman Poetry, by E. J.W.Gibb, volume 1,
[5] - بشارت نامه، نسخهء خطی کتابخانهء دانشگاه کمبریج، به شمارهء 569 OR، برگ های b11-a54
[6] - گنجنامه (به تُرکی)، استانبول، 1946، صص 4 و 9.
[7] - استوانامه، نسخه خطی کتابخانه ملی پاریس: Encien Fonds Persan, No 24
[8] - «نامه ای از پسر فضل الله حروفی»: نشریهء دانشکدهء ادبیات تبریز، سال 19، شمارهء 2، صص 175-197. این سند به همّت دکتر حسین آلیاری از بخش نسخ خطی فارسی کتابخانهء ملّت (استانبول) بدست آمده است. اما برخلاف نظر دکتر آلیاری و برخلاف تیتر این سند، نامهء مذکور متعلق به پسر فضل الله حروفی (نعیمی) نیست بلکه این نامه نوشتهء امیر غیاث الدّین محمّد، نویسندهء «استوانامه» است. در سراسر این نامه، نویسنده خود را «فقیر» و پسر فضل الله را «حضرت امیر» نامیده است. از این گذشته، در پایانِ نامه (ص197) نام غیاث الدّین محمّد و تاریخ تحریر نامه (836 /1433) آمده است. غیاث الدّین محمّد در «استوانامه» نیز از دستگیری، اسارت و مصاحبت خویش با «امیر نورالله» (پسر فضل الله نعیمی) در قلعهء بدلیس یاد کرده است. نگاه کنید به: استوانامه، برگ های a23 و b 26. همچنین نگاه کنید به:
Hurufilik Metinleri katalogu, Ankara, 1973, p. 56.
[9] - شرح قصیدهء سید شریف، نسخهء خطی کتابخانهء دانشگاه کمبریج، به شمارهء 62Or. ، برگ b 14. همچنین نگاه کنید به: Hurufilik Metinleri, p. 128
[10] - دربارهء ابن حَجَر عسقلانی نگاه کنید به دانشنامهء ایران و اسلام، ج 3، زیر نظر احسان یارشاطر، تهران، 1355، صص 493-498.
[11] - اِنباء الغمر بانباءالعمر، طبع الثانیه 1406 /1986 ، ج 7، صص 47 و 269 -271.
[12] - کنوزالذَهَب فی تاریخ حَلَب، نسخهء عکسی کتابخانهء دارالکتب قاهره، بشمارهء 38968 ح (در سه جلد)، نسخهء خطی کتابخانهء واتیکان، بشمارهءArabi, MS No 235. نسخهء واتیکان تنها شامل فصل 6-12 است که اطلاعاتی دربارهء مدارس، مساجد، خیابان ها و آبادانی شهر حلب بدست می دهد. با تشکر از دوست ایرانشناس ایتالیایی من، خانم «پائولا اورساتی» که فصل های نسخهء واتیکان را برایم فرستاده است.
[13] - السیف المهنَد فی تاریخ الملک المؤیّد، نسخهء کتابخانهء ملّی پاریس، بشمارهء ar.1723- خصوصاً باب دهم، برگ های 54-60.
[14] - از مؤلف این رساله، اطلاع چندانی در دست نیست. دولتشاه سمرقندی در تذکرﺓ الشعراء (صص 341-347) او را از شاعران و صاحب منصبان عصر شاهرخ تیموری و سلطان بابِر دانسته است. آگاهی ما از این رساله، ابتداء از طریق مقالهء ارزشمند استاد صادق کیا می باشد. نگاه کنید به: «آگاهی های تازه از حروفیّان»، نشریهء دانشکدهء ادبیّات دانشگاه تهران، سال دوم، دیماه 1333 ، صص 43-49. اصل این رساله بشمارهء 477، نسخهء خطی، جزء سوم، در کتابخانهء ملک تهران موجود است.
[15] - زبدﺓالتواریخ، نسخهء خطی کتابخانهء ملک تهران، بشمارهء 4164.
[16] - مطلع السعدین و مجمع البحرین، ج 2، چاپ لاهور، 1360 هـ. خصوصاً صص 583-592.
[17] - بدائع الزهور فی وقایع الدّهور، ج 2، طبع قاهره، 1404 / 1984، ص 36
[18] - الضوءاللامع لاهل القرن التاسع، ج 3 (جزء 6)، بیروت، بدون تاریخ، صص 173 –174.
[19] - مجالس العُشـّاق، نسخهء خطی کتابخانهء ملی پاریس، بشمارهء SUPPL, Persan, 1559، مجلس چهل و هشتم، برگ های a 165 تا a 168؛ نسخهء چاپ کانپور (هند)، 1314 /1897، مجلس چهل و هشت، صص 162 و 164
[20] - مجمل التواریخ، ج 3، مشهد، 1339 ، ص261
[21] - الشقایق النُعمانیّه فی علماء الدوله العُثمانیّه، بیروت، 1395
هـ/1975 م، صص 37 – 39.
[22] - الیواقیت و الجوهر فی بیان عقایدالاکابر، جزء اول، طبع مصر، 1378 هـ/1959 م، ص 15
[23] - خلاصـﺔ الاشعار و زبدﺓ الافکار، رکن سوم، نسخهء خطی کتابخانهء فخرالدین نصیری امینی. با تشکّر از دوست فاضلم دکتر رضا تورجانی که فتوکپی این نسخه را در اختیارم گذاشته اند.
[24] - روضات الجنان و جنّات الجنان، تهران، 1344، صص 478- 481
[25] - عاشق چلبی، تذکره سی (مشاعرالشعرا)، لندن، 1971، برگ a 133.
[26] - احسن التواریخ، تهران، 1349، صص 192-194 و 202، 210-211و 246.
[27] - تذکره (به تُرکی)، استانبول، 1314 هـ. صص 110-111 و 332 -333. دربارهء تمنائی همچنین نگاه کنید به تاریخ امپراطوری عثمانی، ج 1، ص 788.
[28] - تذکرﺓ الشعراء، ج 2، آنکارا، 1918، ص 985.
[29] - روضات الجنات فی اوصاف مدینۀ هرات، 1338، ج2،صص 84-86.
[30] - کنه الاخبار، رکن چهارم، کنستان تینوپل (قسطنطنیه)، بی تاریخ، صص 182 – 184.
[31] - کلیات دیوان مولانا حامدی، طبع استانبول، ص 284
[32] - روضهء اطهار، روضهء چهارم، چاپ سنگی، تبریز، 1303 هـ. ق، ص 72، برای نقد و بررسی این کتاب نگاه کنید به مقالهء عزیز دولت آبادی در: نشریهء دانشکدهء ادبیات تبریز، سال 18 (1345)، صص 133- 151.
[33] - عرفات العاشقین، نسخهء خطی کتابخانهء ملی ملک، بشمارهء 5324، برگ b 550.
[34] - کشف الظنون، ج 1، طبع بغداد، 1941، ص 817.
[35] - لطایف الخیال، نسخۀ خطی کتابخانه ملی ملک، بشمارهء 4325.
[36] - شَذَرات الذهب فی اخبار مَن ذَهَب، ج 7، طبع قاهره، 1351 هـ/1933 م، ص 144.


سایر نوشته های استاد میرفطروس در روزنامک

دکتر محمد مصدق؛ آسیب شناسی یک شکست
مصدّق؛ مُمكنات و محدوديـّتهای يك «دموكرات»


برداشت از این تارنگار، تنها با یادکرد از نام نویسنده و نام روزنامک امکان پذیر است
