نمی دانید چه حال و هوایِ دردناکی، بهتان دست می دهد، هنگامی که با یک فعالِ سیاسی 94 ساله یی مصاحبه می کنی که چیزی جز یاد و خاطره، برایش نمانده است.
از میهن پرستی «رضاشاه» برایمان گفت، از همکلاسی اش «محمدرضا شاه»، از دوستِ صمیمی اش «خسرو روزبه» و این که هیچ نقشی در قتل «محمد مسعود» سردبیر «مرد امروز» نداشت، از مخفی کردن «حسین فاطمی» گفت و از «شعبون جعفری» و از وکالتش برای «محمد مصدق» در دادگاه، از بینان گذاریِ سازمانِ نظامیِ مخفیِ افسرانِ توده یی، از دوستی اش با «علی امید» و دستگیری امید هنگامی که به عنوان معاون اولِ کنگره جهانیِ کارگران عازم شوروی بود، گفت و نیز از امروز که وکالت زندانیان سیاسی را به رغم کهولت سن به عهده گرفته است. از همه جا گفت. چرا که براستی تاریخِ زنده ی معاصر ایران است.
سخن از کسی نیست جز «دکتر علی اکبر بهمنش».
اگر روزگار مجالی داد روزی نوار این گفت و گو را پیاده خواهم کرد تا شما نیز از زبان او داستانِ نسلی را بشنوید که ره به جایی نبرد جز به سرابی پوچ.


