تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...:: - ابوریحان بیرونی؛ پدر جغرافیای نوین و دانش تجربی (آزمایش) (فرشید ابراهیمی)

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

تندیس ابوریحان بیرونی در بوستان لاله

«بیرونی بزرگترین نابغه‏ای است که تاریخ نشان داده است.»

(ادوارد زاخاو- Edvard saxchau)

1- از هم میهنان بیرونی چه کسی او را می شناسد؟!

ابوریحان محمد پوراحمد بیرونی خوارزمی (362-440ه) نابغه‏ی بزرگ «ایرانی» و نه عرب!، همان کسی است که سده‏ها پیش، پدران اروپاییان به هنگامه‏ی نوزایی (رنسانس)، او را به انگیزه‏ی بهره‏مندی از نگرش‏های دانشی‏اش: «استاد بیرونی» = «Maitr ALbiron» می خواندند. و دیدگاه‏هایش را رای پایانی هر گفتگو کارشناسی در اروپا به شمار می بردند. و سال‏ها پیش از آن که ما در این جستار به شناسایی او برای فرزندان امروزینش بپردازیم، تمامی پژوهش‏هایش را با اشتهایی سرشار می بلعیدند؛ و پس از پشت سرگذاشتن دادگاه‏های کلیسایی (انکیزیسیون)، اندیشه‏هایش را دوای توشه‏ی بی خردی و یکسونگری (تعصب) می ساختند!

او که در شهر «بیرون» (از بخش‏های خوارزم) دیده به دیدار گشوده بود، شاگردی و پژوهش را در خوارزم به انجام رساند و به گفته‏ی نامه‏ی دانشوران: در تمام مدت تحصیل و تعلیم، نه زبانش از بیان فراغت یافت و نه دستش از قلم. ابوریحان از آموزش‏دیدگان راستین آموزه‏های ابونصر پور علی پور عراق ریاضی­دان نامبردار زمان خود بود. و پس از چندی به دربار شمس المعالی قابوس پور و شمگیر رفته و در نزد او جایگاه ویژه‏ای یافت و نگارش: «آثارالباقیه» را که بسیار از آن خواهیم گفت به نام او (به سال 391) ساخت.

گفته‏اند سالی نیز به همراه محمود غزنوی به دیار هندوستان شد.

نگارنده، درباره‏ی سفر فرزانه‏ی پژوهنده‏ی خوارزمی به هندوستان گمانی ندارم، اما این که در ملازمت محمود نادان بسر می‏برده، سخت بیمناکم.

در هر روی، بی گمانیم که سرگذشت و پژوهش‏های شگفت ابوریحان در میان هندوکان و بررسی جهانبینی‏های ایشان و آموختن و بررسی سنسکریت، سبب نگارش شاهکاری شگفت آور به نام «تحقیق ماللهند» می گردد؛ که از چگونگی آن نیز خواهیم گفت.

در سرتاسر سرگذشت زندگی ابوریحان بیرونی سخن از پژوهش و سفر و آزمایش است و سخن از چگونگی پژوهش و آزمایش‏های او و رخنه‏ی شگفت انگیزش بر دانش امروز بیشتر از روایت همیشگی فراز و نشیب زندگانی او، شایسته‏ی ارزشی امروزی است.

تردید نکنید!، بیرونی مرد امروز است، نه مرد دوران محمودی.

2- دیدگاه‏های ابوریحان بیرونی :

این شگفت ترین مرد روزگاران، به گونه‏ی چشمگیری بر تمامی دانش‏های دانشگاهی روزگار ما همچو: تاریخ، ادبیات، فلسفه، طبیعیات، ریاضیات، هندسه و ستاره شناسی چیرگی داشته است.

«وی معتقد بوده است که همراه با هر گونه استدلال علمی، آزمونی نیز بایستی انجام شود تا درستی یا نادرستی نقل قول‏ها و برداشت‏ها و استدلال‏ها معلوم گردد به کار گرفتن روش‏های تجربی در علوم که از نوآوری‏های ابوریحان بیرونی است، چندین سده بعد در اروپا توسط دانشمندان دیگری چون بیکن و دکارت پیشنهاد شد و شالوده‏ی روش علمی امروزی را تشکیل داد. ابوریحان بیرونی صاحب متجاوز از 113 کتاب و مقاله است که در زمینه‏های علم هیئت، نجوم، فیزیک، دستگاه‏های علمی، گاه شماری، ادبیات و مذهب و غیره نوشته است.»(1)

بیرونی در پژوهشی بسیار ارزشمند با نام «لمعات» (در علم مناظر) در زمینه‏ی دانش نورشناسی (optic)، به ویژه ساختار نور، بررسی‏های بسیار گرانسنگی را بر دوش دارد.

ابوریحان در چگونگی دیدن اجسام به وسیله‏ی چشم، برابر با نگره‏ی ابن هیثم است که: پرتو نور از جسم دیده شده(مرئی) به چشم باز می گردد. و نکته‏ی شگفت انگیز این که در این بررسی بیرونی سرعت نور را پیش از شتاب آوا (صدا) دانسته که دانش غربی چند سده پس از ابوریحان بدان دست یافت.

او گونه‏ی بالارفتن آب‏ها را از فواره‏ها و چشمه‏ها بیان کرده و روشن کرده است که چگونه چشمه‏ها جوشان می شوند و چگونه می توان آب‏ها را از ژرفای چاه‏ها و چشمه‏ها به قلاع و منارها جریان داد.

او برابری و ترازمندی سطح آب دریاها و آب‏های زیرزمینی را با ارتفاع زمین در نقاط گوناگون بررسی کرده است.

او اندازه‏ی روی زمین را به دست آورده و در بخش پایانی کتاب «اسطرلابات» معادله‏هایی برای اندازه گیری نیمکره‏ی زمین آورده که دانشمندان غربی این معادله‏ها را به نام او نوشته‏اند.

او ماه و سال و روزهای هفتگانه را در میان اقوام و تمدن‏های گوناگون بیان کرده و تاریخ بسیاری از کشورها را گزارش داده و بلندای سرزمین‏های گوناگون را از هنگام خسوف ماه و دیدن آن در سرزمین‏های دیگر به دست آورده است.

او نخستین کسی است که همانند دانش امروزی، جغرافیا را بررسی کرده و تجربه و بررسی را در این رشته پذیرفته و اساس علم طبیعی را بر پایه‏ی ریاضی استوار ساخته است.

«بیرونی در زمینه‏ی نقشه برداری نیز روش‏های ابداعی خاصی داشته که بر اساس تلفیق دانش‏های ریاضی و هندسه استوار بوده است. عرض جغرافیایی شهر بلخ که توسط بیرونی اندازه گیری شده برابر 41/36 درجه است که با سنجش امروزی (45/36 درجه) نزدیکی شگفتی دارد. پیش از وی، خوارزمی این عرض جغرافیایی را برابر 40/38 درجه تعیین نموده بوده است. بیرونی اندازه‏ی درازای نصف النهار زمین را برابر 4/11062 کیلومتر تعیین نموده که آن نیز با توجه به مقدار دقیق امروزی (0/11110 کیلومتر) دارای دقت فوق العاده‏ای است. روش ابداعی بیرونی در مساحی مبتنی بر تعیین و اندازه گیری زاویه انحطاط افق است. غربیان پیش از آن که به این شیوه برخورد کنند ابداع این روش را به شخصی به نام رایت در قرن هفدهم میلادی نسبت می داده‏اند.»(2)

هزار سال پس از بیرونی : «انیشتین معتقد است که نور از ذرات بسیار ریزی تشکیل شده است و نام آن ذرات را «فوتون» نهاد. و ابوریحان عینا همین نظر را داده است و نام آن ذرات را «اجزاء لطیفه» نهاده است.»(3)

در همین روند استاد عبدالحمید نیرنوری می نویسد: «ابوریحان به آزادی هر چه تمامتر درباره‏ی امکان گردش زمین به دور خورشید صحبت می کرد و در پاسخ آنهایی که زمین را ساکن می دانستند و استدلال می کردند....، می گفت: کسانی که زمین را متحرک و خورشید را ساکن فرض می کنند، گویند علت این که اشیایی که در سطح زمین است به فضا پرتاب نمی شود این است که قوه‏ای در مرکز زمین است که اشیا را به سوی خود جذب و در حین حرکت زمین مانع پرتاب اشیا به فضا می شود... و این گفته مربوط به صدها سال پیش از نیوتون و داستان ساختگی افتادن سیب از درخت و کشف قوه‏ی جاذبه توسط او با همین افتادن سیب از درخت است و چنان که دیده می شود قرن‏ها پیش از کوپونیک و گالیله موضوع گردش زمین به دور خورشید به آزادی و بدون هیچگونه مخالفتی از طرف روحانیون اسلامی مورد فحص و بحث قرار می گرفت.»(4)

ابوریحان ویرایش‏هایی در گاهشماری انجام داد که از ویرایش‏های پاپ گریگوری که شش سده پس از او انجام گرفت درست­تر و برتر است. او به گردش، نیروی گرایش، و گرد بودن زمین و گردندگی آن به دور کانون خود، و گردش سالانه دور خورشید که شش سده پس از آن کپرنیک، کپلر و نیوتون به آن پی بردند، پرداخته است.

قانون وزن مخصوص و وزن ویژه‏ی 18 گونه از سنگ‏های گرانبها را در فیزیک نمایان و جدولی در این باره ساخته است. همچنان که او فرهنگ نامه‏ای بزرگ نیز در هیئت و ستاره شناسی و ریاضی دارد که همواره دانش اروپایی از آن بهره‏مند بوده است.

این شگفت ترین نابغه‏ی روزگاران روش سنجش و شمارشِ نتیجه‏ی جمع تصاعد هندسی را پیدا کرد، روش کار چاه آرتزین (چاه‏های آبفشان – فواره) را به نیکی بررسی کرد. شعاع دایره‏ی زمین را اندازه گرفت، و شیب مدار خورشید را در برابر سطح استوا با نبود ابزارهای امروزی، 23 درجه و 35 دقیقه اندازه گیری کرده و امروزه 23 درجه و 27 دقیقه اندازه گیری می شود!

و به همین انگیزه‏ها او را مرد امروز می نامیم.

3- نگاهی به برخی از نوشتارهای ابوریحان:

- آثار الباقیه عن القرون الخالیه:

که با ترجمه‏ی انگلیسی: Chronology of Ancient Nationsدر اروپا منتشر شده، از بزرگترین شاهکارهای تاریخنویسی جهانی است که همچنین در بخشی از آن به بررسی ریشه‏های اعداد و روش «تسطیح کره» (stereographic projection) نیز پرداخته و در آن راه پاسخ مبتکرانه و تازه‏ای را برای نگاشتن نقشه‏های جغرافیایی به دست می دهد. و برابر با نگارش او آشکار می شود که بی گمان این ابوریحان بوده که نقشه‏ی «مرکاتور» (Gerard kremer mercator) را که پایه‏ی آن تسطیح استوانی است، نخستین بار ساخته است.

و اگر همه‏ی کوشش‏های بیرونی را در این دفتر همچون کاوش در تاریخ و سرگذشت و گاهشماری‏های سرزمین‏های باستانی و.... را کنار گذاریم، تنها همین کار بزرگ، برجستگی اندیشه و دانش او را در بستره‏ی دانش امروز نشان می دهد.

آثارالباقیه در 1887م به وسیله‏ی ادوارد زاخائو در لندن منتشر شد.

- تحقیق ماللهند من مقبوله مقولة فی العقل اومرذولة:

که به راستی نماد پیشرفت شگفت انگیز دانش زمین شناسی در میان دانشمندان مسلمان در روند سفرهای گوناگون آنان به گوشه گوشه‏ی جهان و شناسایی سرزمین‏های گوناگون به شمار می رود و نتیجه‏ی کوشش ابوریحان پیرامون نگرش‏های ریاضی و ستاره شناسی هندی و اندیشه‏ها و جهان بینی‏های هندوکان و ویژه گی‏های جغرافیایی و زمین شناخت این سرزمین است.

نگرش میسیو رینود (m.Reinaud) در 1839م به این کتاب بر اساس نسخه‏ی خطی بود که به سال 1816 م در آرشیو ملی پاریس شماره خورده بود.

او در 6-1844 در «روزنامه‏ی آسیایی»، جستارهایی را با نام: نامه‏های منتشر نشده‏ی جغرافیایی و تاریخی و علمی به عربی و فارسی درباره‏ی هند، منتشر کرده در 1849 آنها را به گونه‏ی یک گفتار جداگانه چاپ کرد. این گفتار دارنده‏ی بخش‏های 18، 40 و 41 از «تحقیق ماللهند» است.

ژول مول در 1860 به انجمن آسیایی پاریس پیشنهاد کرد که نشر و ویرایش «ماللهند» را به چندین تن واگذار کنند.

الکساندر فون‏ هامبلت (Alexander von Hambolot) در آلمان نخستین کسی است که فهرستی از دانش‏های تجربی و زیست شناختی و گفتارهای وابسته به آن را با نام «cosmos»(= هماهنگی، نظم) در 1847 به نگارش درآورد و در آن دیدگاه همه کارشناسان و دانشمندان را به تحقیق ماللهند گرایش داد.

و بی گمان به وسیله‏ی این کوشش ابوریحان بود که مغرب زمین به شناخت بیشتر هندوستان رسید.

چنان که بر نگره‏ی ویلیام دورانت:

«کتاب تاریخ الهند بیرونی یکی از بزرگترین پژوهش‏های علمی ادبیات قرون وسطی می باشد.»(5)

- القانون المسعودی فی الهیئته و النجوم:

یک دانشنامه‏ی ستاره شناسی، جغرافیا، هیئت، و ریاضی در یازده بخش که بهترین گواه پیشرفت علمی دانشمندان اخترشناس مسلمان به شمار می رود و بیرونی در آن کوشیده تا جنبش پیچیده‏ی سیاره‏ها را بررسی کند.

«بیرونی در کتاب القانون المسعودی به ابتکارهای شگفتی در دانش مثلثات دست زده و معادله‏ای (فرمول) برای بسط سینوس یک زاویه به دست آورده که هرگاه به علائم جدید نمایش دهیم ملاحظه خواهیم کرد که فرمول بیرونی نزدیکی زیادی به معادله‏ی نیوتون دارد و جدایی آن دو بسیار کم است.» (6)

بیرونی در «القانون المسعودی» در هماهنگی اندازه‏های جغرافیایی (Geographilal coordinates) هرگونه بی گمانی و یقین و پیروی و تقلید را کنار زده و تنها بر پایه‏ی آزمایش و پژوهش و تجربه استوار گشته است. به همین انگیزه جدول‏های ساخته شده بسیار شایسته‏ی نگرش‏اند و به همین سبب نیز زکی‏ولید طوفقان (پژوهشگر ترک) بخش جدول‏ها را جداگانه به پیوست بخش‏هایی از چند نامه‏ی دیگر بیرونی منتشر ساخت. وپس از آن دکتر جورج سارتون در نشریه‏ی «Isis» (4-1943، ش 34) آن را از نگاه علمی سنجید.

القانون المسعودی در 1929 م به وسیله‏ی دانشگاه اسلامی علیکره (هند) به انگلیسی ترجمه شد که سبب پژوهش‏هایی در این باره از سوی کارل شوی گشت.

از این کتاب دو نسخه‏ی خطی (در کتابخانه‏ی برلین و گنجینه‏ی بریتانیا) در دست است.

ماکس کراوزه (max Krause) خاورشناس آلمانی با برابری هفت نسخه‏ی قدیمی تر از نسخه‏ی آکسفورد آن را ویرایش و منتشر کرد و همان نسخه به کوشش شادروان مولانا ابولکلام آزاد (وزیر فرهنگ هند) در 6- 1954 در سه دفتر در حیدرآباد (دکن) منتشر شد.

- تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکن:

درباره‏ی ریاضی در رشته‏ی جغرافیا بررسی‏هایی شده و در آن به پژوهش‏هایی همچو اندازه گیری شعاع زمین و ویژه گی‏های اندازه‏های جغرافیایی سرزمین‏ها و... پرداخته است.

بنابراین برخی بر این نگره‏اند که او را می باید بنیانگذار دانش «ژئودزی» (Geodesie) بدانیم.

این پژوهش به وسیله‏ی جمیل علی به انگلیسی ترجمه و از سوی دانشگاه امریکایی بیروت در 1968 منتشر شده است.

- کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم:

بیرونی درباره‏ی ستاره شناسی و اخترماری به سال 420 هجری در غزنین این پژوهش را به خواهش دختر حسین خوارزمی انجام داد که به راستی درآمدی شگفت بر دانش ستاره شماری است. و در آن چهار دانش کلیدی در نجوم : هندسه، ریاضی، هیئت و احکام (و یک فن کوچک : استرلاب) را به گونه‏ی بسیار ستایش برانگیز بررسی کرده است. و نگرش‏هایی همچو: فراز و فرود خورشید، چگونگی شب و روز، سپیده و شفق، ساعت‏ها، اندازه‏ی میانه‏ی روز، منطقه البروج، چگالی زمین، استوا، درازا و پهنای جغرافیایی شهرها، انگیزه‏ی بلندی و کوتاهی شب و روز، سوی نماز(قبله)، خسوف و کسوف و گاهشماری را در آن گنجانده است.

ابوریحان این دفتر را به هر دو زبان دانش آن روز: پارسی و تازی نگاشته است.

این پژوهش گرانسنگ در 1934 م به وسیله‏ی رایت (R.R. Wright) به انگلیسی (لندن) منتشر شد. و اگر به لاتین نیز بر می گشت بی گمان پایگاهی برابر با قانون بوعلی در اروپا می یافت.

- استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاسطرلاب:

در این پژوهش با تیزنگری شگفتی به بررسی پرسش امکان حرکت زمین، حرکت وضعی این کره، و اندازه‏ی تقریبی محیط کره‏ی زمین به وسیله‏ی اتساع افق که امروزه به «قاعده‏ی بیرونی» بنام می باشد، پرداخته است.

این پژوهش ابوریحان به وسیله‏ی ویدمان (E.Wiedemann) به آلمانی ترجمه شده است.

- استخراج الاوتار فی الدائره: بخواص خط المنحنی الواقع فیها:

درباره‏ی اندازه‏ی درازای وترها و انگیزه‏های ابوریحان در این باره و گردآوری بررسی‏های ابوسعید سجزی، ابوعلی بطری، ابونصرعراق، ابوالحسن مصری، سلیمان بن عصمة و ابو جعفر خازنی می‏باشد.

این دفتر ابوریحان در 11- 1910 م به وسیله‏ی دکتر ‏هاینریش سوتر (Heinirich Suter)، با نام:

Das Buch Der Auffindung Der sehnen به آلمانی ترجمه و کوشش‏های برجسته‏ای بر آن شده است. و به تازگی نیز بخش‏هایی از آن به انگلیسی روایت و تفسیر شده است.

و همچنان می توان از دیگر پژوهش‏های ارزشمند او در زمینه‏ی ستاره شناسی نیز «تمهید المستقرلتحقیق معنی الممر» را نام برد. که به سال 1951 به وسیله‏ی دو پژوهشگر عرب به انگلیسی ترجمه شده است.

کلمنت موله نیز، وزن مخصوص بسیاری از جسم‏ها را که بیرونی نمایان ساخته بود به فرانسوی ترجمه کرد :

J.J.Clement mullet, pesanteur de Diversis surstances Miner – ales procde pour 11. obtenir Dapres Abou – rihan albirouny

4- ابوریحان، کاشف راستین قاره‏ی امریکا(7):

برابر با گفتارهای گذشتگان، پیشنیان بر آن بودند که بخش خشکی و شایسته‏ی زیست در زمین ویژه‏ی یک چهارم شمالی است که آن را ربع مسکون می نامیدند و تمام 90 درجه‏ی عرض شمالی را خشکی نمی‏دانستند.

اما ابوریحان بیرونی نخستین دانشمندی است که در ایران زمین با نیروی شگفت انگیز دانش و خرد بر این نگره بود که در نیم کره‏ی جنوبی زمین (ربع شمالی دیگر) درست در نقطه‏ای برابر قطرهای یک چهارم شمالی نیز خشکی هست و دو ربع دیگر زمین را آب فرا گرفته و همین آب‏ها میان دو قاره را جدایی افکنده است.

و این پرسش که چرا نیاکان تنها یک ربع شمالی زمین را دارای خشکی می دانستند، پرسش چهارم از هشت پرسش ابوریحان از پورسینا است.

نگرش ابوریحان را به قاره‏ی نوین در دو جا از «تحقیق ماللهند» و یک جا در قانون مسعودی می توان دید و برابر با آنچه ابوریحان گفته، هر پژوهشگری بی گمان می شود که ربع شمالی (خشکی مقاطر) که ابوریحان با چشم خرد بدان نگریسته، همان سرزمینی است که میان دو اقیانوس آرام و اطلس بوده و 462 سال پس از ابوریحان و 600 سال پیش از این به وسیله‏ی کریستوفر کلمبوس اسپانیولی که بی گمان بود به هندوستان رسیده، تنها به گونه‏ی ناگهانی و از روی اشتباه پیدا گشت!

«یک بازرگان فلورانسی: «امریکو وسپوچی» که جزو همراهانی کریستف کلمب بود، به نام پادشاه پرتغال در 1492 سفری به سرزمین جدید نمود، و نشان داد که دریانوردان اسپانیولی بر خلاف تصورشان به جزیره‏ای در کرانه‏ی جنوب خاوری آسیا نرسیده، بلکه آنها به کرانه‏های قاره‏ی جدید راه یافته بودند. به همین جهت سرزمین جدید به نام «امریکو» خوانده شد، و امریکا نام یافت.»(8)

بیرونی همچنین در «تحدید نهایات الاماکن» پیرامون این که آیا در نیمکره‏ی جنوبی زمین نیز خشکی هست؟ بررسی‏های بسیار ارزنده‏ای نموده است.

5- نگاه دانشمندان اروپایی به بیرونی:

- جورج سارتون (Georg sarton)، استاد پیشین دانشگاه ‏هاروارد امریکا:

«ابوریحان مردی بود باهوش سرشار و آگاهی‏های گسترده و ژرف، ابوریحان فیلسوفی بزرگ و ریاضی‏دان نیرومند است و در دانش جغرافیا سرآمد و از تمامی شاخه‏های دانش زمان خویش آگاهی داشت... او مردی پژوهشگر، فیلسوف، ریاضی دان، جغرافی دان، چهره‏ای با فرهنگ و دارای آگاهی‏های گسترده بود، که از بزرگان مطالعات اسلامی و از بزرگترین دانشمندان جهان بوده است.»(9)

- اسمیت (D.E. Smith):

«بیرونی درخشانترین چهره‏ی علمی زمان خود و ریاضیات بود و غربیان در آگاهی‏های خود درباره‏ی علوم هند خود را مدیون او می دانند.» (10)

- آلدومییلی (Aldo mieli)، شرق شناسی ایتالیایی:

«شخصیت بیرونی در حقیقت ما را با فرد سرکشی در جهان علم مواجه می کند که با آن که چگونگی دانشی او شایسته ستایش و بزرگداشت فراوان بوده، باز هم آنچنانکه باید و شاید بزرگی او به خوبی نشان داده نشده است.» (11)

- کارادوو (carrade vaux) پژوهنده‏ی دانش اسلام شناسی، در: «متفکران اسلامی» چنین می نویسد:

«اکنون به یک چهره‏ی معنوی و نخستین که پایگاه بلند و ویژه‏ای در یادگارهای علمی قرون و سطی دارد، برمی خوریم و آن بیرونی است. با آن که از دوره‏ی بیرونی سال‏ها گذشته اما اندیشه‏ی او هنوز تازه و جوان است. دارنده‏ی این اندیشه‏ها، به دانشمندان روزگار ما نزدیکتر است تا به دانشمندان زمان خود. روش ذهنی و اوج فکری او همانند شیوه‏ی پژوهش و پیشرفت دانشمندان امروز است.» (12)

و همچنین از دیگر چهره‏های علمی اروپا که به ستایش ابوریحان پرداخته‏اند می توان به میسیورینود که در 1839 نوشتارها و نگرش‏های ابوریحان را بررسی کرده و بسیار او را ستوده اشاره کرد و همچنین پژوهش‏های ارزنده‏ی «م. اسن. موسک» در 1843 که درباره‏ی ابوریحان سخن گفته است.

پانویس‏ها :

1- تاریخ مهندسی در ایران، پروفسور مهدی فرشاد، نشر بلخ، 1376، صفحه‏‏ی 390 تا 391

2- همان، صفحه‏‏ی 392 تا 393

3- کارنامه‏ی ابن سینا، فریدون جنیدی، بنیادنیشابور، 1360، پاورقی صفحه‏‏ی 23

4- سهم ایران در تمدن جهان، عبدالحمیدنیرنوری، نشریه‏ی بررسی‏های تاریخی، شماره‏ی ویژه، س6، ش پیاپی 33، مهر 1350، صفحه‏ی 292

5- بخشی از سخنرانی دکتر ویلیام جمز دورانت (نگارنده‏ی تاریخ تمدن) در روز 1 اردی بهشت 1327خ، در انجمن روابط فرهنگی ایران و امریکا، ترجمه‏ی دکتر مهدی فروغ

6-Al – biruni and Trigonometry, by M.A.Kazim

7- برای آگاهی بیشتر بنگرید به: ابوریحان بیرونی، کاشف قاره امریکا، فرشاد فرشید راد، پژوهش‏های ایرانی، نشرنویدشیراز، 1380، صفحه‏ی 37

8- تاریخ تمدن، ج1، دکتر نظام الدین مجیرشیبانی، نشرامیرکبیر، 1347، صفحه‏‏ی 212

9- George Sarton: An Introduction to the History of Scienc, vol.1, Baltimore, 1650

10 - David Eugen Smith: history of mathematics. Vol.1, Neywyork, 1951

11 – Aldo; mieli: La Science Arabe et son rote dans I'evolution seientifque mondial, leiden, 1966

12 – جبر و مقابله‏ی خیام، پیوست تاریخ ریاضیات، دکتر غلامحسین مصاحب، تهران، 1317

یارنامه:

1. بررسی‏هایی درباره‏ی ابوریحان بیرونی، مجتبی مینوی و. . .، شورای عالی فرهنگ و هنر، 1352

2-David Eugen Smith: history of mathematics. Vol.1, Neywyork, 1951

3- George Sarton: An Introduction to the History of Scienc, vol.1, Baltimore, 1650

4- نقش ایران در فرهنگ اسلامی، شادروان علی سامی، نویدشیراز، 1365

فرشید ابراهیمی

korshid.iran@gmail.com


در این باره:

ابوریحان بیرونی (ویکیپدیا)

اندیشه در روزنامک


برداشت از این تارنگار، تنها با یادکرد از نام نویسنده و نام روزنامک امکان پذیر است.


+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 14  توسط فرشید ابراهیمی  |