تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...:: - به‌یادِ شیر درّه پنجشیر «احمد شاه مسعود» (محمدعلی بهمنی‌قاجار)

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

ساعت 10 صبح روز هجدهم شهريورماه ۱۳۸۰ (ه .ش) (نهم سپتامبر ۲۰۰۱ ميلادى) احمد شاه مسعود فرمانده مجاهدين افغانستان بنا به اصرار و توصيه بعضى از دوستان و همرزمانش دو خبرنگار عرب مراكشى تبار مقيم بلژيك كه مدت‌ها در افغانستان در انتظار مصاحبه با وى بودند را جهت مصاحبه به دفتر كار خود در قريه «خواجه بهاءالدين» ايالت «تخار» دعوت مى‌كند. خبرنگاران عرب وقتى وارد اتاق ۳*۷ مترى فرمانده مسعود مى شوند، وسايل خبرنگارى خود را جمع وجور مى كنند و يكى از آنان دوربين فيلمبردارى M3000 را روى ميز گذاشته، لنز آن را به طرف احمد شاه مسعود ثابت كرده و اولين سئوال خود را از مسعود مى پرسد كه: «اگر بار ديگر شرايط لازم فراهم شود كه سراسر افغانستان به تصرف شما درآيد، موضعتان در مقابل بن لادن چه خواهد بود؟» بلافاصله پس از اين سئوال هنگامى كه احمد شاه مسعود براى پاسخگويى به اين پرسش زبان مى گشايد، يكى از آن دو خبرنگار، بمب قوى، آتش زا و احتمالاً حاوى گاز سمى كه زير لباسش جاسازى كرده بود را همزمان با بمب ديگر تعبيه شده در داخل دوربين فيلمبردارى منفجر مى سازد.
به دنبال اين انفجار، خبرنگاران قلابى در دم جان سپرده و احمد شاه مسعود بنا به اظهار نزديكانش پس از شش روز تحمل درد جراحت، درگذشت. قتل احمد شاه مسعود بازتاب وسيعى در سرتاسر جهان داشت و ابراز انزجار شديد مردم افغانستان و جامعه جهانى را در پى داشت. ترور احمد شاه مسعود به وسيله القاعده طراحى و اجرا شد و خود اين گروه نيز پس از دو سال سرانجام مسئوليت اين عمل را به عهده گرفت. نقشه ترور مسعود توسط شخص «اسامه بن لادن» رهبر گروه القاعده طراحى شده بود و بنا به گفته «وحيد مژده» از كارمندان ارشد وزارت خارجه حكومت طالبان، بن لادن در جواب سرزنش‌هايى كه بعضى از مقامات طالبان از دردسرهايى كه براى طالبان ايجاد كرده است، به آنها وعده داده بود كه دشمنان بزرگ طالبان را نابود كرده و راه را براى تسلط كامل طالبان بر سرتاسر افغانستان، هموار خواهد كرد و براى عملى كردن وعده‌اى كه به طالبان داده بود، تصميم گرفت تا احمد شاه مسعود مهم‌ترين فرمانده نظامى و بزرگ‌ترين شخصيت سياسى مخالف طالبان را ترور كند. براى اين منظور دو نفر عرب مراكشى به نام هاى «محمد كريم» و «محمد قاسم» را كه داراى پاسپورت بلژيكى بودند و از اعضاى القاعده به شمار مى رفتند، مامور كرد تا طى عملياتى انتحارى احمدشاه مسعود را به قتل برسانند. اين دو مرد ۲۸ ساله و ۳۴ ساله مراكشى كه با جعل مدارك و اسناد خود را خبرنگار معرفى مى كردند، از مرز «تورخم» - جلال آباد پاكستان با افغانستان - وارد قلمرو حكومت طالبان شده و پس از ملاقات با بن لادن وارد منطقه تحت تسلط نيروهاى وفادار به احمد شاه مسعود در محدوده پروان و كاپيسا شده و پس از جلب اعتماد و فريب بعضى از شخصيت هاى مهم جهادى و بعد از اينكه با مهارت تمام توانستند آنها را نسبت به خبرنگار بودن خود و اينكه هيچ وابستگى به طالبان و القاعده ندارند مطمئن سازند، موفق شدند تا از احمدشاه مسعود وقت مصاحبه بگيرند و چنانچه ذكر شد نقشه ترور مسعود را عملى سازند.
با وجود حذف فيزيكى احمدشاه مسعود، شخصيت كاريزماتيك وى به آنچنان درجه‌اى‌ از شهرت و اقتدار رسيد كه به تدريج به يك خط فكرى تبديل شده و دوستان و پيروانش را براى نيل به آمال و آرزوهاى مسعود يارى مى رساند. زندگى احمد شاه مسعود، بينش سياسى و سابقه مبارزاتى او از مسعود شخصيتى ساخته است كه با وجود تمام اشتباهات سياسى كه در دوران حيات سياسى‌اش انجام داد و نيز انتقادات جدى كه عليه وى وجود دارد، به اسطوره اى تبديل شده است. احمد شاه مسعود، فرزند دوست محمدخان، در تابستان ۱۳۳۲ هجرى شمسى در قريه «جنگلك» پنجشير ديده به جهان گشود و پس از گذراندن تحصيلات ابتدايى و متوسطه در پنجشير، هرات و كابل براى تحصيلات عاليه وارد دانشكده پلى تكنيك كابل شد. از سال ۱۳۵۲ (ه .ش) با پيوستن به حزب جمعيت اسلامى افغانستان فعاليت سياسى خود را آغاز كرد و در سال ۱۳۵۴ (ه .ش) عليه رژيم «محمد داوودخان» در پنجشير قيام كرد ولى اين قيام شكست خورد و وى مجبور شد تا به پاكستان برود. در پاكستان بود كه تفاوت‌هاى بزرگ مسعود با ساير رهبران احزاب اسلام‌گراى افغانستان به ويژه «گلبدين حكمتيار» هم دانشگاهى سابقش آشكار شد. مسعود برخلاف حكمتيار و همفكرانش نسبت به حكومت پاكستان و به ويژه شخص ضياءالحق كه از سال ۱۳۵۶ (ه .ش) رهبر پاكستان شده بود داراى استقلال فكرى كامل بود و پيشنهادهاى ضياءالحق را براى تشكيل كنفدراسيون افغانستان و پاكستان كه در واقع طرح الحاق افغانستان به پاكستان و سرپوشى براى جاه طلبى هاى ضياءالحق بود، رد كرد. احمدشاه مسعود حتى با واسطه‌گرى پاكستانى‌ها براى رساندن كمك هاى آمريكا به مجاهدين افغانستان نيز مخالفت كرد و بدين ترتيب خشم بيشتر حكومت پاكستان و طرفداران آنها را برانگيخت. اما مسعود بى‌اعتنا به اين گونه مسائل در خردادماه ۱۳۵۸ (ه .ش) به افغانستان بازگشته و موطن خود پنجشير را از سلطه حكومت كمونيستى كابل آزاد كرد. وى از آن هنگام به بعد مقاومت همه جانبه‌اى را در برابر كمونيست هاى حاكم بر كابل و حاميان روس آنها انجام داد و در سال ۱۳۶۳ (ه .ش) شوراى «نظار» را براى هماهنگى بين فرماندهان مجاهدين در 9 ايالت شمالى افغانستان ايجاد كرد و عملاً رهبرى مجاهدين را در سراسر مناطق شمالى افغانستان به عهده گرفت. روس ها در برابر اين تحركات احمد شاه مسعود چند بار به لشكركشى به پنجشير مبادرت ورزيدند ولى هر بار شكست خورده و مجبور شدند تا با پذيرش شرايط فرمانده مسعود از پنجشير عقب نشينى كنند. مقاومت پيروزمندانه احمدشاه مسعود در برابر نيروهاى شوروى موجب شد تا مسعود به شير پنجشير مشهور شود. اما مخالفان مسعود مثل حكمتيار اين پيروزى هاى مسعود را همواره زير سئوال مى بردند و وى را به همراهى با روس ها متهم مى كردند. مسعود بدون توجه به اين ادعاها به مقاومت خود ادامه داده و سرانجام در سال ۱۳۷۱ (ه .ش) با سقوط حكومت كمونيستى كابل، توانست كابل را تصرف كند. مسعود از اين زمان تا چهار سال بعد كه با حمله طالبان مجبور شد از كابل به سمت پنجشير عقب نشينى نمايد سخت‌ترين دوران حيات سياسى خود را تجربه كرد. وى موفق شد تا دوست خود برهان الدين ربانى را در كابل به عنوان رئيس جمهور حفظ كند و مانع سقوط كابل به وسيله حكمتيار شود، اما نتوانست كه در سراسر افغانستان امنيت برقرار كند و در جلب همكارى كامل سران موثر قبايل پشتون كه اكثراً نيز مخالف حكمتيار بودند، موفق شود. همه اين مسائل باعث شد تا بعضى از صاحبنظران مسائل سياسى افغانستان نظير احمدرشيد وى را سياستمدارى ناموفق و ناكارآمد بدانند اما در حقيقت اين مسائل اجتماعى و جبر معادلات سياسى بود كه مانع از موفقيت سياسى «مسعود» شد. وى هيچ پشتيبان موثر خارجى نداشت و در جامعه قوم‌گرا، قبايلى و سنتى افغانستان مسعود كه هيچ پايگاه اجتماعى عمده‌اى به جز شور ميهن دوستى، آرا و نظريات سياسى بزرگ و قدرت جنگاورى بى نظير خويش نداشت، با وجود دشمنى دولت‌هاى پاكستان و عربستان سعودى و حرف شنوى آمريكا از اين دولت‌ها مجال پيدا نكرد تا بر سراسر افغانستان تسلط پيدا كرده و ريشه جنگ‌هاى داخلى افغانستان را از بين ببرد. به هر حال مسعود در مهرماه ۱۳۷۵ (ه .ش) كابل را بر اثر فشار حملات طالبان تخليه كرده و به پنجشير بازگشت تا بار ديگر كانونى از مقاومت را در افغانستان و اين‌بار در برابر طالبان و حاميان آنها كه طيف وسيعى از استخبارات (ISI) پاكستان، گروه هاى فرقه گراى ديوبندى، جنگاوران عرب مستقر در افغانستان از جمله گروه القاعده را شامل مى‌شدند راه اندازى كنند. در مدت پنج سال توانست تا در برابر طالبان مقاومت كرده و مانع از تسلط كامل آنها بر شمال افغانستان شود. مسعود از منطقه تحت كنترل خود در پنجشير و طالقان تقريباً به طور كامل دفاع كرده و مانع از نفوذ طالبان در اين مناطق شد و علاوه بر آن موفق شد تا رهبران شكست خورده ساير گروه هاى جهادى افغانستان را در درون ساختار جبهه متحد اسلامى سازماندهى نمايد و در واقع وى نقش اصلى را در تشكيل حكومت موقت افغانستان بعد از سقوط طالبان داشت و اگر رهبرى او نبود، افغانستان بعد از سقوط طالبان سرنوشتى بهتر از عراق بعد از صدام نداشت.
پس از نابودى حكومت طالبان سازمان هاى سياسى‌اى كه با ابتكار مسعود ايجاد شده بودند يعنى شوراى نظار و جبهه متحد اسلامى براى نجات افغانستان موفق شدند تا حتى در نبود مسعود كه دو ماه قبل از سقوط طالبان، ترور شده بود افغانستان را از خلاء قدرت نجات داده و به تاسيس حكومتى فراگير در سرتاسر افغانستان يارى برسانند. به همين دليل احمدشاه مسعود به مثابه پدر معنوى ملت افغانستان و موسس واقعى دولت جديد اين كشور مطرح شده است و حتى رئيس دولت انتقالى افغانستان نيز بارها از نقش مسعود در وحدت ملى افغانستان تجليل كرده است. در حال حاضر نزديكان احمد شاه مسعود راه او را ادامه مى‌دهند. مسعود تا هنگامى كه زنده بود در شبانه روز ۱۸ ساعت كار مى كرد و در ميان سربازانش غذا مى خورد، در كنار آنان مى جنگيد، در جمع آنان مى خوابيد و در نبردهاى بزرگ در خط مقدم مشاهده مى شد. احمد شاه مسعود به تاريخ، فرهنگ و گذشته سرزمينش تعلق داشت و با عشق وافرى به مفاخر فرهنگ و ادبيات فارسى به ويژه حافظ شيرازى زندگى مى كرد كه اين موضوع نشانه‌اى از آرا و افكار و منش سياسى وى بود. احمدشاه مسعود نظراتى صريح درباره حكومت آينده افغانستان داشت و آمال سياسى وى مبتنى بر ايجاد حاكميت ملى در افغانستان بر پايه تاريخ و فرهنگ اين كشور بود. او در مصاحبه‌اى اظهار كرده بود كه: «حكومت آينده بايد از طريق انتخابات و آراى مستقيم مردم كه در آن زنان و مردان اشتراك داشته باشند، به وجود آيد. يگانه طرز حكومتى كه بتواند عدالت اجتماعى را بين اقوام مختلف برقرار سازد دموكراسى و انتخابات مردمى است.»

افغانستان در روزنامک

میهن واقعی و مشترک ما، یک میهن فرهنگی است! (دکتر علی میرفطروس)

نظریۀ حوزۀ تمدن ایرانی و بازتاب های منطقه ای آن (1) (محمدعلی بهمنی قاجار)

نظریۀ حوزۀ تمدن ایرانی و بازتاب های منطقه ای آن (2)

بررسی روابط ایران و افغانستان در شش دهه اخیر ( بخش یکم) تیرداد بنکدار

بررسی روابط ایران و افغانستان در شش دهه اخیر ( بخش پایانی)

جشنواره تئاتر افغانستان برگزار شد (مسعود لقمان)

دکتر اکرم عثمان، نویسنده نامدار افغان ۷۰ ساله شد (گزارش از سپیده زرین پناه، سوئد)


تارنمای احمد شاه مسعود


برداشت از این تارنگار، تنها با یادکرد از نام نویسنده و نام روزنامک امکان پذیر است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 9  توسط محمدعلی بهمنی‌قاجار  |