
پيشقدم يا منصف؟
در کار خبري رقابت زياد است. بسياري از خبرنگاران وقتي خود را موفق مي دانند که زودتر از ديگران به خبري دست يابند. اما مسابقه براي پيش افتادن در رسيدن به خبر مي تواند خطرناک باشد، خطري که ممکن است معيشت و يا حتي جان ديگران را تهديد کند.
· منبع شما در اداره پليس در مورد فساد در آن اداره به شما خبر مي دهد. شما به او قول مي دهيد که هويتش را فاش نکنيد اما فراموش مي کنيد و در گزارشتان از او نام مي بريد. روز بعد او از اداره پليس اخراج مي شود.
· براي آزمايش ضبط صوت ديجيتال جديدي که در اختيارتان است، صداي يکي از دوستانتان را ضبط مي کنيد که در يک تالار کنسرت کار مي کند. او براي شما شايعات دست اول و شگفت انگيزي را درباره زندگي خصوصي يک ستاره مشهور که قرار است در همين تالار به اجراي برنامه بپردازد بازگو مي کند. بعدا تصميم مي گيريد که بدون اطلاع دوستتان اين مکالمه را منتشر کنيد. دوست شما به شدت خشمگين مي شود، خانم خواننده هم همينطور؛ تا جايي که در کنسرتي که براي همان شب برنامه ريزي شده و قرار بود به طور زنده در راديوي شما پخش شود، حاضر نمي شود.
· يک پناهنده سياسي موافقت مي کند به شرطي که محل زندگي او را فاش نکنيد، به شما مصاحبه بدهد. اما شما در گزارشتان تصويرهايي از محل زندگي او را پخش مي کنيد. دو روز بعد جسد بي جان او با دو گلوله در مغزش پيدا مي شود.
در جريان عجله و شتابي که براي پخش و انتشار خبر هست، تصميم هايي گرفته مي شوند که مي توانند تاثير ديرپا بر سازمان خبري، مخاطبان آن و شرکت کنندگان در برنامه هايش داشته باشد.
در اين درس با بعضي از مشکلاتي که ممکن است براي شما پيش بيايد آشنا مي شويد.
انصاف، صراحت و شفافيت
اگر ما نسبت به شرکت کنندگان در برنامه منصف نباشيم، آنها در آينده ديگر به ما کمک نخواهند کرد. نداشتن انصاف و صراحت همچنين مي تواند به اعتبار ما لطمه بزند و در موارد خاص به شکايت عليه ما منجر شود.
"درست است که برخي افراد از همان ابتدا به من اطمينان کامل نمي کنند اما اين فرصت را به من مي دهند تا ثابت کنم که ديدگاهشان را درک مي کنم و پيامي را که مي خواهند منتقل کنند، تحريف نخواهم کرد. من در کارهايم اين اصل را رعايت مي کنم که اگر بخواهم از کسي سئوال سخت و دشواري بپرسم، پيشاپيش به او هشدار بدهم. من پيش از اين، شيوه فريب و گمراه کردن را امتحان کرده ام و با نتايج تلخي که برايم به بار آورد، دريافتم که اين شيوه ها جواب نمي دهد."
اندي ويوين، خبرنگار راديو بي بي سي
صداقت
به جز در شرايط غيرعادي، خبرنگاران بايد با شرکت کنندگان در برنامه صادق و صريح باشند، حتي اگر اين شرکت کنندگان حالت تخاصمي داشته باشند. قواعد بي بي سي تاکيد مي کند که:
"از همان ابتداي کار، برنامه سازان بايد تاسر حد امکان در باره ماهيت و منظور برنامه، واضح و صريح باشند.
شرکت کنندگان در برنامه ممکن است با قواعد پخش و سخن پراکني آشنا نباشند. شيوه ها و فرض هايي که براي افراد حرفه اي بديهي است، احتمالا براي غيرحرفه اي ها معناي متفاوتي دارد."
به عنوان نمونه براي خبرنگار واضح است که مصاحبه ضبط شده، قبل از پخش، ويرايش و احتمالا کوتاه خواهد شد. اما ممکن است يک فرد غيرحرفه اي اين موضوع را نداند و وقتي مصاحبه اش را مي شنود ممکن است احساس کند که او را فريب داده اند چون از قبل به او نگفته اند که صحبت هايش کوتاه خواهد شد.
ما وقتي از کساني مي خواهيم در تهيه برنامه خبري شرکت و همکاري کنند، معمولا بايد به آن ها بگوييم:
· ماجرا درباره چيست.
· از آن ها انتظار چه کمکي داريم.
· آن ها به صورت زنده در برنامه شرکت دارند يا به صورت از پيش ضبط شده.
· صحبت هايشان کوتاه خواهد شد يا خير.
· اگر در بحث يا ميزگرد شرکت مي کنند، بايد از قبل بدانند که ديگر شرکت کنندگان برنامه چه کساني هستند.
در شرايط استثنايي، مانند شرايطي که در آن فعاليت هاي غير قانوني و ضد اجتماعي افشا مي شود، شايد موجه باشد که منظور واقعي برنامه مخفي بماند. اما تا جايي که امکان دارد بايد از هر گونه فريب دادن پرهيز شود و سردبيران ارشد از قبل در جريان قرار داده شوند.
ممنوعيت پخش
اگر روزنامه نگاران در ازاي دريافت خبر قولي بدهند، بايد بر سر حرف خود بايستند.
به عنوان مثال، ادارات دولتي و سازمان هاي بزرگ، رونوشت گزارش هاي طولاني و پيچيده را به خبرنگاران مي دهند تا قبل از پخش آن ها را مطالعه کنند، به اين شرط که خبر و گزارشي تا پيش از روز و ساعت از قبل توافق شده، منتشر و پخش نشود. اين اطلاعات که پخش آنها به طور موقت "ممنوع" شده است، به خبرنگار فرصت مي دهد تا پيش از نوشتن خبر يا گزارش، اطلاعات را مطالعه و به دقت بررسي کند. اين کار به نفع همه تمام مي شود.
بعضي ها ممکن است وسوسه شوند که اين ممنوعيت پخش را زير پا بگذارند و قبل از مهلت مقرر خبر خود را منتشر کنند. اما اگر اين عمل بدون عذر موجه صورت گيرد خطرناک است. شما توافق خود را زير پا مي گذاريد و روابط خود را با آن نهاد به خطر مي اندازيد. ممکن است در آينده ديگر از پيش به شما اطلاعاتي داده نشود. از آن گذشته شما به طور قطع همکاران روزنامه نگار خود را که تصميم گرفته اند به قرار خود احترام بگذارند و "ممنوعيت پخش" را رعايت کنند، خشمگين خواهيد کرد.
حريم خصوصي
در سراسر جهان، مردم به درجات مختلف مي خواهند که حريم خصوصي شان حفظ شود. به طور کلي مردم در اروپاي غربي و آمريکاي شمالي انتظار ندارند آن چه که در زندگي خصوصي خود انجام مي دهند به رسانه ها کشيده شود، مگر آن که واقعا پخش آن در جهت منافع عموم باشد، مثلا وقتي که اين اقدامات مجرمانه يا ضد اجتماعي باشد.
بي بي سي مي گويد:
"رفتار، مکاتبات و گفتگوهاي خصوصي افراد نبايد به انظار عمومي کشيده شود، مگر اينکه کاملا روشن باشد که به نفع عموم است که از آن آگاه شوند. ما به حريم خصوصي همه احترام مي گذاريم و رفتاري منصفانه با آنها خواهيم داشت. اما درباره مسائلي که دانستن آن در جهت منافع عمومي است تحقيق و آن را افشا مي کنيم."
اما بسيار مشکل است که تعيين کنيم "در جهت منافع عمومي" به چه اطلاق مي شود. مي توان گفت که موارد زير نمونه هاي مناسبي هستند:
· قاضي اي با سردسته يک باند تبهکار ملاقاتي محرمانه دارد.
· معلم موسيقي اي که درمنزل خود درس مي دهد، به شاگردان نابالغش مشروبات الکلي و مواد مخدر تعارف مي کند.
· يک سياستمدار که به سبب تبليغ درباره معيارهاي اخلاقي خود و انتقاد از کساني که اين معيارها را ندارند به نمايندگي مجلس انتخاب شده است، با وجود متاهل بودن، با زن ديگري روابط نامشروع دارد.
بي ملاحظگي در لحظات رنج و غم



