تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...:: - بخش هفتم؛ اخلاق روزنامه نگاری (درس 2) انصاف و صراحت

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

پيشقدم يا منصف؟

در کار خبري رقابت زياد است. بسياري از خبرنگاران وقتي خود را موفق مي دانند که زودتر از ديگران به خبري دست يابند. اما مسابقه براي پيش افتادن در رسيدن به خبر مي تواند خطرناک باشد، خطري که ممکن است معيشت و يا حتي جان ديگران را تهديد کند.

·               منبع شما در اداره پليس در مورد فساد در آن اداره به شما خبر مي دهد. شما به او قول مي دهيد که هويتش را فاش نکنيد اما فراموش مي کنيد و در گزارشتان از او نام مي بريد. روز بعد او از اداره پليس اخراج مي شود.

·               براي آزمايش ضبط صوت ديجيتال جديدي که در اختيارتان است، صداي يکي از دوستانتان را ضبط مي کنيد که در يک تالار کنسرت کار مي کند. او براي شما شايعات دست اول و شگفت انگيزي را درباره زندگي خصوصي يک ستاره مشهور که قرار است در همين تالار به اجراي برنامه بپردازد بازگو مي کند. بعدا تصميم مي گيريد که بدون اطلاع دوستتان اين مکالمه را منتشر کنيد. دوست شما به شدت خشمگين مي شود، خانم خواننده هم همينطور؛ تا جايي که در کنسرتي که براي همان شب برنامه ريزي شده و قرار بود به طور زنده در راديوي شما پخش شود، حاضر نمي شود.

·               يک پناهنده سياسي موافقت مي کند به شرطي که محل زندگي او را فاش نکنيد، به شما مصاحبه بدهد. اما شما در گزارشتان تصويرهايي از محل زندگي او را پخش مي کنيد. دو روز بعد جسد بي جان او با دو گلوله در مغزش پيدا مي شود.

در جريان عجله و شتابي که براي پخش و انتشار خبر هست، تصميم هايي گرفته مي شوند که مي توانند تاثير ديرپا بر سازمان خبري، مخاطبان آن و شرکت کنندگان در برنامه هايش داشته باشد.

در اين درس با بعضي از مشکلاتي که ممکن است براي شما پيش بيايد آشنا مي شويد.

 

انصاف، صراحت و شفافيت 

اگر ما نسبت به شرکت کنندگان در برنامه منصف نباشيم، آنها در آينده ديگر به ما کمک نخواهند کرد. نداشتن انصاف و صراحت همچنين مي تواند به اعتبار ما لطمه بزند و در موارد خاص به شکايت عليه ما منجر شود.

"درست است که برخي افراد از همان ابتدا به من اطمينان کامل نمي کنند اما اين فرصت را به من مي دهند تا ثابت کنم که ديدگاهشان را درک مي کنم و پيامي را که مي خواهند منتقل کنند، تحريف نخواهم کرد. من در کارهايم اين اصل را رعايت مي کنم که اگر بخواهم از کسي سئوال سخت و دشواري بپرسم، پيشاپيش به او هشدار بدهم. من پيش از اين، شيوه فريب و گمراه کردن را امتحان کرده ام و با نتايج تلخي که برايم به بار آورد، دريافتم که اين شيوه ها جواب نمي دهد."

اندي ويوين، خبرنگار راديو بي بي سي

 

صداقت

به جز در شرايط غيرعادي، خبرنگاران بايد با شرکت کنندگان در برنامه صادق و صريح باشند، حتي اگر اين شرکت کنندگان حالت تخاصمي داشته باشند. قواعد بي بي سي تاکيد مي کند که:

"از همان ابتداي کار، برنامه سازان بايد تاسر حد امکان در باره ماهيت و منظور برنامه، واضح و صريح باشند.

شرکت کنندگان در برنامه ممکن است با قواعد پخش و سخن پراکني آشنا نباشند. شيوه ها و فرض هايي که براي افراد حرفه اي بديهي است، احتمالا براي غيرحرفه اي ها معناي متفاوتي دارد."

 به عنوان نمونه براي خبرنگار واضح است که مصاحبه ضبط شده، قبل از پخش، ويرايش و احتمالا کوتاه خواهد شد. اما ممکن است يک فرد غيرحرفه اي اين موضوع را نداند و وقتي مصاحبه اش را مي شنود ممکن است احساس کند که او را فريب داده اند چون از قبل به او نگفته اند که صحبت هايش کوتاه خواهد شد.

ما وقتي از کساني مي خواهيم در تهيه برنامه خبري شرکت و همکاري کنند، معمولا بايد به آن ها بگوييم:

·               ماجرا درباره چيست.

·               از آن ها انتظار چه کمکي داريم.

·               آن ها به صورت زنده در برنامه شرکت دارند يا به صورت از پيش ضبط شده.

·               صحبت هايشان کوتاه خواهد شد يا خير.

·               اگر در بحث يا ميزگرد شرکت مي کنند، بايد از قبل بدانند که ديگر شرکت کنندگان برنامه چه کساني هستند.

 در شرايط استثنايي، مانند شرايطي که در آن فعاليت هاي غير قانوني و ضد اجتماعي افشا مي شود، شايد موجه باشد که منظور واقعي برنامه مخفي بماند. اما تا جايي که امکان دارد بايد از هر گونه فريب دادن پرهيز شود و سردبيران ارشد از قبل در جريان قرار داده شوند.

 

ممنوعيت پخش

اگر روزنامه نگاران در ازاي دريافت خبر قولي بدهند، بايد بر سر حرف خود بايستند.

به عنوان مثال، ادارات دولتي و سازمان هاي بزرگ، رونوشت گزارش هاي طولاني و پيچيده را به خبرنگاران مي دهند تا قبل از پخش آن ها را مطالعه کنند، به اين شرط که خبر و گزارشي تا پيش از روز و ساعت از قبل توافق شده، منتشر و پخش نشود. اين اطلاعات که پخش آنها به طور موقت "ممنوع" شده است، به خبرنگار فرصت مي دهد تا پيش از نوشتن خبر يا گزارش، اطلاعات را مطالعه و به دقت بررسي کند. اين کار به نفع همه تمام مي شود. 

بعضي ها ممکن است وسوسه شوند که اين ممنوعيت پخش را زير پا بگذارند و قبل از مهلت مقرر خبر خود را منتشر کنند. اما اگر اين عمل بدون عذر موجه صورت گيرد خطرناک است. شما توافق خود را زير پا مي گذاريد و روابط خود را با آن نهاد به خطر مي اندازيد. ممکن است در آينده ديگر از پيش به شما اطلاعاتي داده نشود. از آن گذشته شما به طور قطع همکاران روزنامه نگار خود را که تصميم گرفته اند به قرار خود احترام بگذارند و "ممنوعيت پخش" را رعايت کنند، خشمگين خواهيد کرد.

 

حريم خصوصي

در سراسر جهان، مردم به درجات مختلف مي خواهند که حريم خصوصي شان حفظ شود. به طور کلي مردم در اروپاي غربي و آمريکاي شمالي انتظار ندارند آن چه که در زندگي خصوصي خود انجام مي دهند به رسانه ها کشيده شود، مگر آن که واقعا پخش آن در جهت منافع عموم باشد، مثلا وقتي که اين اقدامات مجرمانه يا ضد اجتماعي باشد.

بي بي سي مي گويد:

"رفتار، مکاتبات و گفتگوهاي خصوصي افراد نبايد به انظار عمومي کشيده شود، مگر اينکه کاملا روشن باشد که به نفع عموم است که از آن آگاه شوند. ما به حريم  خصوصي همه احترام مي گذاريم و رفتاري منصفانه با آنها خواهيم داشت. اما درباره مسائلي که دانستن آن در جهت منافع عمومي است تحقيق و آن را افشا مي کنيم."

اما بسيار مشکل است که تعيين کنيم "در جهت منافع عمومي" به چه اطلاق مي شود. مي توان گفت که موارد زير نمونه هاي مناسبي هستند:

·               قاضي اي با سردسته يک باند تبهکار ملاقاتي محرمانه دارد.

·               معلم موسيقي اي که درمنزل خود درس مي دهد، به شاگردان نابالغش مشروبات الکلي و مواد مخدر تعارف مي کند.

·               يک سياستمدار که به سبب تبليغ درباره معيارهاي اخلاقي خود و انتقاد از کساني که اين معيارها را ندارند به نمايندگي مجلس انتخاب شده است، با وجود متاهل بودن، با زن ديگري روابط نامشروع دارد.

 

بي ملاحظگي در لحظات رنج و غم

خبرنگاران اغلب با کساني سر و کار دارند که دچار ضربه روحي شده اند، درگير بحران اند يا با مصيبت روبرو هستند. در برخورد با اين اشخاص بايد حساسيت زيادي به کار گرفته شود. 

قواعد اخلاقي انجمن روزنامه نگاران حرفه اي آمريکا تاکيد دارد که:

"روزنامه نگاران بايد در هر شرايطي به حقوق، شأن و آبرو، زندگي خصوصي و آسايش اشخاصي که در جريان گردآوري خبر با آن ها روبرو مي شوند، احترام بگذارند."

به سادگي و با کمي بي توجهي، ممکن است حدومرز آنچه قابل قبول است را زير پا گذاشت. مديران، سردبيران، سياستمداران، بينندگان، شنوندگان و خوانندگان بلافاصله خبرنگار را تحت انتقاد قرار مي دهند. چنان که اين خبرنگار تلويزيون که داستانش را در زير مي خوانيد به اين جريان پي برد:

اين خبرنگار مامور تهيه گزارش درباره سقوط يک هواپيما شده بود که ساعتي قبل سقوط کرده بود. او موفق شد همسر خلبان را پيدا کند که اطلاع نداشت شوهرش کشته شده است. وقتي خبرنگار وارد منزل خلبان شد فيلمبردار همراهش دوربين فيلمبرداري را روشن کرد و از گفتگوي خبرنگار با پسر چهار ساله خلبان که مي گفت انتظار چه هديه اي را از پدرش دارد فيلم تهيه کرد. در پايان خبرنگار رو به همسر خبرنگار کرد و سقوط هواپيما را به او اطلاع داد. فيلمبردار نورافکن ها را روشن کرد تا واکنش خانم وحشتزده و محنت زده بهتر ضبط شود.

تنها بعد از پخش گزارش، تهيه کنندگان برنامه متوجه شدند که خبرنگارشان چه کرده است. بلافاصله سيل انتقادها از سوي مردم و ساير رسانه ها به سوي آن ها سرازير شد. تهيه کنندگان گفتند که خبرنگارشان بي تجربه بوده و هيجان او را دست پاچه کرده است. به گفته تهيه کنندگان، کاري که اين خبرنگار کرد، بيشتر حماقت بوده تا تلاشي عامدانه براي فريب دادن.

اما صرف نظر از اينکه انگيزه هاي اين خبرنگار براي اين کار چه بود، او مجبور شد با شرمساري حرفه روزنامه نگاري را ترک کند.

 

حق پاسخگويي

هرگاه روزنامه نگاري يک فرد يا سازمان را متهم به خلاف يا بي کفايتي مي کند، طرفي که مورد اتهام واقع شده، بايد اين حق را داشته باشد که به اين اتهام ها پاسخ دهد.

عدالت، انصاف و بي طرفي اين است که اجازه دهيم افراد نقطه نظر خود را منعکس کنند و به انتقادهاي مطرح شده پاسخ دهند. دادن حق پاسخگويي به افراد، توازن، بي طرفي و انصاف را در حد مناسبي تامين مي کند.

 

حق امتناع

اگر شما بدانيد که انعکاس نظر يک نفر براي برنامه شما مهم است اما او حاضر به گفتگو نشود، چه بايد بکنيد؟

پاسخ معمول به اين سوال اين است که امتناع او را بپذيريد و در گزارشتان ذکر کنيد که او حاضر به مصاحبه نشده است. بيننده يا شنونده شما متوجه خواهد شد که که شما سعي خود را کرده ايد که نظر او را هم منعکس کنيد.

براي متوازن کردن برنامه، مي توانيد نظر آن شخص را خودتان به صورت خلاصه شرح دهيد، البته اگر آن را به صورت کامل و دقيق مي دانيد.

اما لازم است آن شخص بداند که با وجود امتناع او از گفتگو با شما، گزارش يا برنامه شما پخش خواهد شد.

در مواردي نادر مانند اعمال مجرمانه يا ضد اجتماعي، مي توان از افراد خواستار پاسخگويي شد، اگرچه آن ها گفته باشند که نمي خواهند صحبت کنند. فقط در اين موارد شما مي توانيد با ضبط صوت يا دوربين فيلمبرداري روشن به آن ها نزديک شويد و سوال هاي خود را مطرح کنيد.

البته اين عمل شما مي تواند رفتاري مداخله جويانه، متجاوزانه و ارعاب آميز تعبير شود. از اين رو حتما بايد بتوانيد آن را توجيه کنيد و در عين حال واکنش آن فرد را هم در نظر بگيريد که در بعضي موارد مي تواند خشن باشد.

 

ضبط مخفيانه

دونال و تاگ مک اينتاير گزارشهاي جستجوگرانه خود درباره خانه هاي سالمندان و آسايشگاههاي معلولان ذهني را به صورت مخفيانه تهيه کردند. در اين تصوير آنها دوربينها و ميکروفنهايي را نشان مي دهند که زير لباس خود جاسازي کرده بودند. طي تهيه اين گزارشها، نزديک بود هويت واقعي هر دو برادر فاش شود. يک بار زني به تاگ گفته بود: "يه چيزي درباره تو عجيبه؛ من احساس مي کنم که انگار قراره سر از يه مستند بي بي سي در بيارم."

در گذشته دستگاه هاي ضبط مخفي صدا و تصوير را فقط در فيلمهاي جاسوسي مي شد ديد. اما امروزه دوربين هاي فيلمبرداري و ميکروفن هاي جديد، اين کار را ساده کرده اند.

ضبط مخفيانه مي تواند شواهد مستند در اختيار خبرنگار و مخاطبان بگذارد.

اما اين کار در عين حال چند سوال اخلاقي هم ايجاد مي کند. مهم تر از همه اين که به افراد حق انتخاب داده نمي شود. آن ها ممکن است رفتاري داشته باشند يا حرفي بزنند که اگر مي دانستند صدا يا تصويرشان ضبط مي شود، آن حرف را نمي زدند يا آن رفتار را نداشتند.

از اين رو، بي بي سي اجازه ضبط مخفيانه را تنها در شرايط خاصي صادر مي کند:

·               افشاي جرايم جدي و کارهاي ضداجتماعي که از پيش شواهد و مدارک کافي در مورد آن وجود داشته باشد.

·               جمع آوري اطلاعات در شرايطي که اين کار به صورت علني ممکن نيست، از جمله در کشورهايي که قانون اجازه برنامه سازي آزاد و مسئولانه را نمي دهد.

·               به عنوان روشي براي تحقيقات اجتماعي در جايي که روش هاي ديگر کارگر نيست.

بي بي سي از خبرنگاران و سردبيران خود مي خواهد که قبل از ضبط مخفي، به سوالات زير پاسخ دهند:

·               آيا راه ديگري براي جمع آوري اطلاعات به جز ضبط مخفي مقدور است؟

·               آيا اين ضبط در يک ملک خصوصي صورت مي گيرد؟ در اين صورت بايد توجيه قانع کننده تري داشته باشيد.

·               اگر به غير از فردي که به دنبالش هستيد شخص ديگري هم در فيلم ظاهر شود يا صدايش ضبط شود چگونه او را پنهان نگاه مي داريد.

·               آيا اطلاعات جمع آوري شده به اندازه کافي نشان دهنده يک رفتار مجرمانه يا ضد اجتماعي است و آيا منتشر کردن آن واقعا در جهت منافع عمومي است؟

·               آيا جانب انصاف را در مورد کساني که با اين اطلاعات مورد انتقاد قرار مي گيرند رعايت کرده ايد؟

·               آيا به آن ها حق پاسخگويي داده ايد؟

 

ناشناس ماندن

به طور کلي، مخاطبان انتظار دارند افرادي که در راديو و تلويزيون با آنها مصاحبه مي شود، نام و شغلشان مشخص باشد. اين امر به بيننده يا شنونده کمک مي کند که خود قضاوت کند که نظر فرد مصاحبه شونده معتبر است يا نه.

در برخي مسائل حساس، مصاحبه شونده ممکن است بخواهد هويتش مخفي بماند. بعضي از دلائل قبول اين تقاضا به اين شرح است:

·               زماني که ايمني مصاحبه شونده به خطر بيافتد مثلا وقتي که مصاحبه شونده تحت آزار و اذيت است.

·               زماني که مصاحبه باعث تحقير شدن و خجالتزدگي مصاحبه شونده شود مثلا کساني که مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند اغلب از اين گروه هستند.

·               زماني که مصاحبه شونده به دلائل قانوني نبايد هويتش آشکار شود، به اين معنا که مثلا دادگاه به او دستور داده که هويتش را آشکار نکند، نه کساني که سعي دارند از قانون بگريزند.  

·               هرگونه مذاکره اي با مصاحبه شونده و سردبيران ارشد درباره ناشناس ماندن بايد قبل از تهيه خبر يا برنامه انجام شود.

·               ناشناس ماندن درجات مختلف دارد و بسيار مهم است که درجه آن قبل از مصاحبه روشن شود:

·               مصاحبه شونده نمي خواهد نامش ذکر شود اما اعتراضي ندارد که صورتش نشان داده شود يا صدايش پخش شود.

·               مصاحبه شونده مي خواهد احتياط کند ولي مي داند که بستگان يا اطرافيان نزديکش ممکن است او را شناسايي کنند.

·               مصاحبه شونده مايل است ناشناس بماند اما مي داند که در آينده ممکن است در اثر اقدام پليس يا دادگاه هويتش فاش شود.

·               ناشناس ماندن کامل بدون احتمال فاش شدن هويت در آينده.

به ياد داشته باشيد تقريبا غير ممکن است بتوان گزينه آخر را به کسي قول داد چون ممکن است دادگاه به شما دستور بدهد که هويت مصاحبه شونده را فاش کنيد و گرنه زنداني خواهيد شد.

کافي نيست که با مصاحبه شونده توافق کنيد که نام و هويت او را مخفي نگه مي داريد. بايد پيشاپيش روشن کنيد که تا کجا مي توانيد به اين قرار پايبند بمانيد.

همانگونه که مت ولز، روزنامه نگار بريتانيايي مي گويد: "در اين زمينه هيچ قاعده محکم و صريحي وجود ندارد. هيچ تعريف حرفه اي مشخصي از از 'اطلاعات خصوصي' و 'نقل قولهاي غيرقابل استناد' نشده است." 

 

تضمين ناشناس ماندن

اگر به کسي قول ناشناس ماندن داده مي شود، بايد به اين قول عمل کرد. اين کار در تلويزيون مشکل تر است چون هم تصوير و هم صداي فرد پخش مي شود.

صدا:

·               اندکي کم يا زياد کردن سرعت ضبط، باعث زير يا بم شدن صدا و پنهان ماندن آن مي شود اما به مقدار کم.

·               با برنامه هاي کامپيوتري تدوين ديجيتال مي توان صدا را با شيوه هاي مختلفي تغيير داد.

·               مطمئن ترين و شايد ساده ترين شيوه، جايگزين کردن صداي مصاحبه شونده با صداي فرد ديگري است که گفته هاي او را مجددا ادا کند.

تصوير:

·               نشان دادن نيمرخ تاريک شده با اين که بسيار معمول است زياد کارگر نيست. بيننده مي تواند با زياد کردن نور و کم کردن "کنتراست" اثر کار شما را از بين ببرد.

·               "پيکسلي" کردن تصوير با استفاده از امکانات ديجيتال، تمام يا قسمتي از تصوير را به صورت مجموعه اي از مربع هاي رنگي در مي آورد. اما بعضي از بينندگان مي گويند که با چپ کردن چشم هايشان مي توانند تصوير اصلي را ببينند (سعي کنيد!)، در واقع از طريق الکترونيک هم مي توان تصوير را به صورت اصلي درآورد.

·               تار کردن قسمتي از تصوير در زمان تدوين موثر است.

·               يک شيوه ساده و معمولا موثر، تار کردن طبيعي تصوير است مثل فيلم گرفتن از سايه فرد، از تصوير او در آب روان رودخانه و يا از پشت ليوان پر از آب.

·               ايمن ترين شيوه اين است که از صورت و قسمت هايي از بدن آن فرد که مي تواند منجر به شناسايي او شود تصويربرداري نشود مثلا مدل غيرمعمولي مو يا لباس که به سادگي قابل شناسايي است.

در صورتي که حتما بايد تضمين کنيد که هويت مصاحبه شونده در آينده فاش نخواهد شد، تمام نوارهاي مادر و يادداشت ها بايد از بين بروند. در هر صورت چنين نوار تدوين نشده اي نبايد در بايگاني باشد چون ممکن است زماني اشتباها مورد استفاده قرار گيرد.

معمول است که علت پنهان نگاه داشتن هويت مصاحبه شونده به مخاطبان توضيح داده شود:

"رشيد با پرداخت ده هزار دلار در حالي که زير اطاق کاميون جاسازي شده بود به اروپا آورده شد. قاچاقچيان گفته اند که هرکسي را که بگويد چگونه به اروپا رسيده، خواهند کشت. به اين دليل، ما موافقت کرديم که صورت او را نشان ندهيم. نام واقعي او هم رشيد نيست." 

 

مسعود لقمان

منبع: دوره های آموزش روزنامه نگاری آی لرن بی بی سی 


 جُستارهای پیشین

دوره هاي آموزش روزنامه نگاري در روزنامك 

 مباني روزنامه نگاري (1) درس نخست، روزنامه نگاري خبري

مباني روزنامه نگاري (1) درس دوم، خبر چيست؟

مباني روزنامه نگاري (1) درس سوم، منابع خبری

مباني روزنامه نگاري (2) درس نخست، دقت و صحت

مباني روزنامه نگاري (2) درس دوم، خبرنویسی

اخلاق روزنامه نگاری (درس 1) بی طرفی 


بخش دانش ارتباطات و روزنامه نگاریِ روزنامک


برداشت از این تارنگار، تنها با یادکرد از نام نویسنده و نام روزنامک امکان پذیر است


 
+ نوشته شده در  شنبه 13 مهر1387ساعت 6  توسط مسعود لقمان  |