
دکتر رجبی نازنین در تارنگارشان درس های آموزنده یی به نامِ درست بنویسیم، درست بگوییم دارند که برای دانش آموزانی چون من، بسیار آموزنده است، در آخرین نوشته ی استاد در این بخش چنین آمده بود: ...
اما پافشاری در به کاربردن آن درست نیست!
در دهه های واپسین فرمانروایی پهلوی، شاید از این روی که «امرداد» به معنای «نامیرایی» است و شاه با کودتای 28 مرداد 1332 امکان بازگشت به ایران را یافته بود، پافشاری می شد تا به جای «مرداد»، گفته شود: «امرداد»!
اگر بنا می بود که به صورت کهن نام ماه ها برگردیم، می بایستی برای نمونه به «اردیبهشت» می گفتیم: «اَشَه وَهیشتَه» (یا دست کم: «اَردیبهشت»)، به «خرداد»: «هاوروَتات»، به «شهریور»: «خشَثرَوَئیریَه» و به «مهر»: «میثرَه»!...
آیا چنین کرده ایم و یا چنین می کنیم؟
توجه داشته باشیم که درست گفتن چیزی است و بازگشت به صورت کهن واژه ها چیزی دیگر. واژه های هر زبانی در درازنای هزارها و صدها سال ساییده و دگرگون و ساده تر می شوند و با صورت های نوین خود از سوی مردم روزگاران به کار گرفته می شوند.
بنا بر این تنها «مرداد» را به شکل کهنش «امرداد» خواندن شایسته نیست. پیداست که پای یک پیشنهاد در میان است و بس.
خرده ی من به استاد و پاسخ استاد به من
سده هایی دور دراز بیدادگری و حق کشی چه جای پای خشن و ماندگاری در روح و روان ما گذاشته است که گمان می کنیم، هرجا که به آسانی می توانیم مخالفت کنیم، اگر چنین نکنیم حق مسلمی دیگر پایمال می شود!
این بار روی سخنم با دوست خوب و خوش کمالم مسعود لقمان است. مسعود با نگرانی آشکاری نوشته است:
« استاد نازنینم! نباید فراموش کنیم که واژه هایی که نام بردید که نام سایر ماه های ما هستند چه در شکل کهن و چه در شکل نوین، معنای آن دچار دگرگونی نمی شود. (مثلا اردیبهشت و اَشَه وَهیشتَه دارای یک معنی است) اما مرداد و اَمرداد، زمین تا آسمان معنایشان متفاوت است.
دیدگاه تان را نمی پسندم چرا که دوست ندارم نام یکی از ماه های تقویممان (مرداد) معنای مرگ و نیستی دهد در حالی که واژه درست آن (اَمرداد) دارای معنای زیبایِ جاودانگی است. شادزیوید»
مسعود عزیز،
من پس از یادداشت تو، برای یک نظرسنجی به ده نفر تلفن کردم و دربارۀ «الف» نفی در «امرداد» پرسیدم. تنها یک نفر پاسخ درست داد... تو هم می توانی همین کار را انجام دهی... اگر از کسی پرسیدی، دربارۀ معنی فروردین و اردیبهشت و شهریور هم بپرس!
اما گیرم که هر ده نفر این «الف» را می شناختند. مگر قرار براین است که مردم ما در روند دگرگونی سایشی واژه ها هم به مرگ و میر بیاندیشند؟ آن هم مردمی که تکیۀ سخنش بر بر حق بودن مرگ است. مگر در «امرداد» دلبند تو «مرداد» متبلور نیست؟ مگر مردمی که نمی دانند که «اَشَه وَهیشتُه» (اردیبهشت) به معنای بهترین راستی و فضیلت و هنر است، اگر می دانستند، دست کم در این ماه راستی و فضیلت و هنر را به کمال می رسانیدند؟ و مگر اصلا قرار است که مردم ریشه های کهن واژه ها را بدانند؟
من بیست و هشت سال پیش جشن اردبیهشتگان را جشن اخلاق در سراسر گیتی پیشنهاد کردم و پیشنهادم در مجمع عمومی سازمان ملل متحد خوانده شد. اما در ایران عزیزمان حتی یک نفر محض دلخوشی اشاره ای به این پیشنهاد نکرد...
از همۀ این حرف ها گذشته، من فقط پیشنهادی در حد دانش و فهم خودم کرده ام. من متولی زبان مردم نیستم. اما نگهبان آن حتما! من بازهم دربارۀ «قند پارسی» شیرین پیشنهادهایی خواهم داشت، تا دست کم در بنگاله از بازار نیافتد!
بهانه گیری چرا؟
با فروتنی
پرویز رجبی
از خوانندگان گرامی روزنامک خواهشمندم خود به داوری بنشینند و دیدگاه هایشان را در این باره بنویسند. تا به فرجامی رسیم.
با سپاس
سردبیر روزنامک
در این باره:
درخواست کوروش نیکنام _ نماینده ی زرتشتیان در مجلس _ برای دگرگونی نام "مرداد" به "امرداد"


