تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...:: - اردي بهشت فصل بلوغ بهاري از تورج پارسی

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

به خجسته گى اردي بهشتگان

روز شيراز، روز فردوسى و همه ى آنانى كه در اردي بهشت چشم به جهان گشوده اند.

 

اشه Asha يا Ereta واژه اوستايى است كه بچم  راستى، نظم كيهانى يا هنجار هستى است "در گات ها كم و بيش ۱۸۰ بار از اشا نام آورده شده است. "Ereta درفارسى باستان Arta درسانسكريت Rta و در پهلوى كهن  Art و در پهلوى جديد و فارسى امروزى Ard  به زبان انگليسى right به زبان سوئدى rätt از يك ريشه درست شده اند.

arta در بخش نخستين نام ارتخشتر يا اردشير كه چم فرمانروايي راستى است يا ارتيان (اردوان ) كه به چم نگهبان راستى است آمده است." ereta  به چم حركت مستقيم ( درست ) براى  رسيدن و به دست آوردن است يا به عبارت ديگر: حركت درست، در زمان و مکان  درست و ابزار درست براى دسترسى به نتيجه ى درست است."

حركت جاودانه اى كه در زمان و مكان جارى است عام ترين قانون مندى جهانست كه ويژگيش تغيير و تازه شدن است. به عبارتى حركت در راستاى رسايى و كمال است بطورى كه  هر مرحله از كمال، نردبانى مى گردد براى مرحله ى ديگر. سكون و آرامش صرفا جنبه ى نسبى دارد. در اين نظم جهانى تنها يك قانون است كه پيوست و پويايي هستى ها را هنجار مى دهد و آن اشا يا قانون راستى و داد است.  از آنجاىى كه آدمى در اين دكترين از آزادى گزينش برخوردارست درنتيجه از كشته ى خود مى خورد به همين سبب  اشا در كردار او دخالتى ندارد اما برآيند كارش  با ترازوى اشا  سنجيده مى شود. براصل اىن دكترين " هماهنگى بشر با اشا يا هماهنگ شدن او با نظم جهان هستى برايش آرامش مي آورد "

اشاوهيشتا Asha vashishta يا بهترين راستى يا اردى بهشت،گوهر داد است دومين فروزه اهورايى است كه در جهان مادى  نگهبان آتش است چرا كه آتش مظهر پاكى است. گل مرزنگوش  Origanum Vulgar  يا Origanum majorana اSweet marjoram ويژه ى اشاوهيشتاست.

 

اشاوهيشت يا اردي بهىشت نام سومين روز و دومين ماه سال است كه چون نام ماه و روز همانند بشود ارديبهشتگان خوانده و آنرا جشن گيرند. اردى بهشت جشن اخلاق و فضيلت آدمى است، جشن نيكى و نيك كردارى است چرا كه راستى بهترين نيكى است. در نماز روزانه  اشه وهيشت يانماز اشه زرتشتيان خوانند.

اشم وهو وهيشتم استى اوشتا استى اوشتا اهماىى هيت اشايى وهيشتايى اشم

ashem vohû vahishtem astî
ushtâ astî ushtâ ahmâi
hyat ashâi vahishtâi ashem

Holiness (Asha) is the best of all good
it is also happiness
Happy the man who is holy with perfect holiness
۱

راستى بهترين نيكى است، خرسندى است. خرسندى براى كسى كه راستى را براى بهترىن راستى بخواهد.

اردي بهشت فصل بلوغ بهاري در استان پارس  به ويژه درشيراز است، شيراز اقليم رنگ و بو مي شود يا به تعبير دقيقى" خلعت اردىبهشتى " مي پوشد به "راستي صولت برد مي آرامد و اوان دولت ورد مي رسد " "و جمال دختر رز نور چشم " همگان مي گردد،

پيراهن برگ بر درختان                   چون جامه ي عيد نيك بختان

اول اردي بهشت ماه جلالي             بلبل گوينده بر منابر قضبان

بر گل سرخ از نم اوفتاده لالي       همچون عرق بر عذار شاهد غضبان

اين حال وهوا ي اردي بهشتي است كه: چو آب مى رود اين پارسي به قوت طبع، آنچنان كه  در بهشت فصل، طبع شاگردان مدرسه نيز به سرايش مي پردازد و گله و زاري مى كند بي گمان از قيل قال مدرسه دلش مي گيرد و فرياد مي زند :

اردي بهشت مردم اردي جهنم ماست        زيرا كه در دبستان غوغاي درس برپاست !

آيا حافظ در بهار توبه شكن،در اردي بهشت، ماه مي، ماهي كه خم ها به جوش مي آيند و هوا شراب خواره مي شود ازقيل قال مدرسه دلش مي گيرد و فرياد بر مي دارد كه ما پژواكش را  مي شنويم:

حاشا كه من به موسم گل ترك مي كنم       من لاف عقل مي زنم اين كار كي كنم

مطرب كجاست تا همه محصول زهد و علم             در كار بانگ و بربت آواز ني كنم

از قيل قال مدرسه حالي دلم گرفت              يك چند نيز خدمت معشوق و مي كنم

كو پيك صبح تا گله هاى شب فراق          با آن خجسته طالع فرخنده پى كنم

چرا حافظ به ياد حكايت جم و كاووس كي مي افتد و بي ترس و بيم "نامه ي سياه " را به هيچ مي گيرد؟

كي بود در زمانه وفا؟ جام مى بيار          تا من حكايت جم و كاووس كى كنم

از نامه ي سياه نترسم كه روز حشر   با فیض لطف او سد ازين نامه طى كنم

اين جان عاريت كه به حافظ سپرد دوست     روزى رخش ببينم و تسليم وى كنم

آيا اين همان فتواي عقل  بر دانا ست كه پورسينا نيز آنرا مطرح كرده است؟

مي حلال گشت به فتواي عقل بر دانا       مي حرام گشت به فتواي شرع بر احمق

در هواى بهارى پارس آنهم وقت گل چشم بستن بر جمال دختر رز  كار ديوانگانست :

من كه عيب توبه كاران كرده باشم بارها       توبه از مى وقت گل ديوانه باشم گر كنم

 « ادیب برومند » نيز در وصف اردیبهشتِ بهشت گونه سپاهان سروده  است:

خرّما شهر سپاهان، خاصه در اردیبهشت / کز صفایش بازیابی جلوه خرم بهشت

بنگر از هر سو به هم پیوسته خرمن های گل / بنگر از هر جا به هم روییده سبزی های کشت

آتشین گل های صد برگش به باغ اکنون دمید / آنچنان که آذرگشسب افروخت نار زردهشت

بوی گل ها بشنو و رشد درختان بازبین/ زان چه بستان بان نشاند و زان چه کشتاورز کشت...۱

شيراز  شهر گل و بلبل شهر هزار رازست، هر شهرى در ايران زمين داراى آب و هوايي است كه خواه ناخواه زيبايي مي آفريند اما آنچه كه شيراز را جلوه اى ديگر مي بخشد قرين بودن نامش با تخت جمشيد  كه دروازه ى فرهنگى جهان باستان بوده و پاسارگاد،حافظ، سعدى و ... است.  نام شيراز به عنوان مركزيت استان پارس يادآور ميراث هاى كهن سال و كهن يادى است كه از ديروز تاريخ مانده تا امروز ما را به فردايمان  پيوند بدهد. شيراز بايد پايتخت فرهنگى دنيا نام  بگيرد به پاس همين گنجينه هاي چندين  و چند هزار ساله اى كه دور بر خود دارد.

روز ۱۵ اردي بهشت را به نام روز شيراز ثبت كرده اند كارى است ارزنده اما اين نام گذارى را در حالى انجام مى دهند كه با زدن سد سيوند بزرگترين سند تاريخى ايران زمين و جهان يعنى تخت جمشيد و پاسارگاد رابه تباهى  مي كشند. بي گمان توريست خارجى  آهنگ ديدار اين ميراث ملى و فراملى را دارد. بي گمان حال و هواى  شيراز هم ويژگى هايي دارد اما آنچه مى تواند عامل درآمدى نه تنها براى فارس بلكه كشور بشود ميراث فرهنگى است كه امروز مورد غضب است!

سد سيوند سدى كه صرفا مي توان  از آن به عنوان عامل تخريب از آن نام برد يعنى از نابودى مراتع گرفته تا ميراث فرهنگى، دكتر محمّدرضا مقدم، در كنفرانس مراتع كشور گفته است: با چنين ارزش هاي بي مانندي آيا بدسليقگي نيست كه ارزش مراتع را صرفاً از منظر توليد علوفه براي احشام درنظرگرفته و در نتيجه، مجوز پاك تراشي آن را به بهانه ي احداث جاده، احداث سد (مانند سيوند كه سدها هكتار از مراتع را با خود به زير آّب خواهد برد)، يا طرح هاي پرسش برانگيزي چون فلاحت در فراغت صادر كنيم؟ وزارت نيرو سالانه ميلياردها دلار در بخش سدسازي هزينه مي كند؛ سدهايي كه در بهترين حالت عمر مفيدي كمتر از 50 سال دارند. با اين وجود، هيچ كوشش و سرمايه گذاري چشمگير و شايسته اي براي حفظ اراضي بالادست كه همانا مراتع كشور باشند، انجام نداده و نمي دهد" تازه پس از اين همه نابخردى ها و دشمنى مستقيم با فرهنگ باستانى آقاي احمدى نژاد در سفرش به فارس گفته است :

دعوت مي كنم قدرت هاي دنيا به خرج ملت ايران به پاسارگاد سفر كنند و تخت جمشيد را ببينند تا به قدرت و توانمندي اين ملت آشنا شوند.  ابرقدرت ها از تاريخ بي خبرند ظاهرا از علم و دانش تاريخي بي بهره اند، نمي دانند كه ملت ايران تنها ملتي است كه بيش از هفت هزار سال تاريخ پرافتخار فرهنگ و تمدن دارد و همه علوم امروز بشريت مرهون دانشمندان ايران زمين است."

به صداى داريوش بزرگ شاه شاهان گوش مي دهم كه مى گويد:

اي اهوره مزدا ! مارا از سه آفت دور نگهدار: دروغ، دشمن و خشكسالي."

تورج پارسى

۱_ على اكبر جعفرى، فصل نامه اشا

۲ _ كيخسرو كشاورز، مزدا خدا نيست،

۳_ به نقل از تارنمای www.drshahinsepanta.persianblog.com

+ نوشته شده در  جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 23  توسط مسعود لقمان  |