موسيقي ايراني در مشرق زمين حرف اول را مي زند

گروه درويش خان
جاهد با برگزاري كنسرت هايي در قفقاز و آسياي ميانه و در آينده يي نزديك در اروپا، كوششي فراوان در شناساندن اين بخش غني از فرهنگ ايران به جهانيان دارد.
آنچه در پي مي آيد، گفت و شنودي است با محمود جاهد _ سرپرست گروه درويش خان _ درباره ي كوشش ها و كنش هاي هنري او.
مسعود لقمان: چگونه شد كه رو به موسيقي سنتي آورديد؟
محمود جاهد: در خانواده ي ما، خوانندگي موروثي است. پدرم به كارهاي تعزيه و مراسمي از اين دست مي پرداخت. آگاهيد كه موسيقي مذهبي ما برگرفته از موسيقي ملي ماست و معمولا دستگاه هاي موسيقي سنتي چون سه گاه، دشتي و ... در موسيقي مذهبي نيز استفاده مي شود. پدرم كه با اين دستگاه ها آشنا بود، زمينه ساز نخستين آشنايي من با موسيقي بود.
نقطه ي عطف زندگي من آشنايي با كارهاي استاد شجريان بود. نخستين كاري كه من از ايشان شنيدم و تحولي بزرگ در من ايجاد كرد، سرود «سپيده» ساخته ي استاد لطفي با شعر هوشنگ ابتهاج بود كه شجريان با گروه چاوش اجرا كرد.
نقشِ استاد شجريان را در كارهاي خود چگونه مي بينيد؟
من در تكنيكِ آوازخواني، تحرير، مركب خواني، تلفيق شعر و موسيقي و ... از استاد شجريان بسيار بهره برده ام و خود را پيرو سبك ايشان مي دانم.
من حتا شاعران بزرگ ميهنمان را با شجريان شناختم. به گفته ي «عباس كياررستمي» شجريان بود كه حافظ را زنده كرد و مردم حافظ را با او بازشناختند. حرف كيارستمي درست است و من با او هم نظرم و به جرات مي توانم ادعا كنم كه ايشان سطح موسيقي ايراني را ارتقا بخشيد و از اشعاري بهره گرفت كه تاكنون در اين زمينه استفاده نشده بود.
استاد شجريان به تازگي كارگاه آوازي در تهران راه اندازي كرده است كه مي تواند پايه ي يك آموزشگاه بزرگ موسيقي باشد. من در اين كارگاه افتخار شاگردي استاد شجريان را دارم.
از دوره هاي آموزشي خود بگوئيد:
در دهه هاي 60 و 70 در شهرستاني كه در آن زندگي مي كنم، استادِ آوازي نبود و به همين خاطر مجبور شدم براي بهره گيري از كلاس هاي استادانِ آواز، به تهران بيايم. 18 ساله بودم كه به كلاس هاي «استاد ناصح پور» كه به سبك مكتب تهران تدريس مي كرد و رديف داني برجسته است، راه يافتم. يك دوره ي فشرده نيز جهت آشنايي با موسيقي آوازي مكتب اصفهان از «استاد آقاجانيان» بهره برده ام. چون رفت و آمد ميان تهران و قائم شهر برايم دشوار بود، سعي كردم كه با استفاده از نوارهاي استادان دوامي، كريمي و ... نبود استاد را جبران كنم. در دوران سربازي ام كه در كردستان سپري شد توانستم با موسيقي غني آن منطقه از ايران نيز آشنا شوم. پس از پايان سربازي با تشكيل گروه هايي چون «دل شدگان»، «درويش خان» و ... كنسرت هاي گوناگوني در سراسر ايران برگزار كرديم. اكنون نيز خواننده و سرپرست گروه درويش خان هستم.
گروه درويش خان را چه زماني تشكيل داديد و هدف شما از راه اندازي اين گروه چه بود؟
اين گروه، بهمن 1385 براي كنسرت هاي برون مرزي در كشورهاي قفقاز، آسياي ميانه و اروپا شكل گرفت. محور عمده ي كارِ گروه درويش خان، بازخواني آثار دوره ي قاجار است و در كنار اين امر، كارهاي جديدي نيز ارائه داده ايم. در اين گروه روي آثار بزرگاني چون حسام السلطنه، عارف قزويني، شيدا، درويش خان و ... كار كرده ايم. هر چند استادان ديگر زحمت چنين كارهايي را كشيده اند ولي به نظرم در عصر تكنولوژي و ماهواره، ما وظيفه ي سنگيني براي گسترش فرهنگ ايراني و موسيقي اصيلمان به نسل جوان بر عهده داريم.
اعضاي گروه درويش خان، چه كساني هستند؟
گروه درويش خان، متشكل از سازهاي مضرابي و زهي است. در گروه ما عبدالله و پويا خوش رو، كمانچه مي نوازند. احسان غفاري و بابك شهركي تارنوازان گروه ما هستند و نواختن عود و سه تار با نيما خوش رو است. همچنين محمدرضا شادماني، دف و تنبك مي زند و علي ابراهيمي و مسعود جاهد، ني مي نوازند و تار باس نيز با بابك خوش روست.
چند سال پيش، آلبوم «اشك و لبخند» را روانه ي بازار كرديد كه گويا با استقبال جامعه ي ايران مواجه شد، درباره ي اين آلبوم توضيح دهيد:
اين نوار با گروه «كرشمه» به سرپرستي برادرم مسعود جاهد شكل گرفت. شعرهاي اين آلبوم را از اخوان ثالث، شاملو، مشيري و شفيعي كدكني انتخاب كرديم. شعر شاملو براي نخستين بار به اين شيوه اجرا شده است. اشعار شاملو چون وزن آنچناني مانند شعرهاي اخوان ثالث ندارند، استفاده از آن دشوار است.
در اين آلبوم با تلفيق موسيقي سنتي و مدرن كارِ تازه يي در زمينه ي آرايش اركستراسيون انجام داده ايم. اين كار همزمان با زلزله ي دردناك بم وارد بازار شد و به دعوت استاد شجريان از هنرمندان، گروه، بخشي از عايدات نوار را به زلزله زدگان اختصاص داد.
آيا آلبوم جديدي در دست تهيه داريد؟
بله، آلبوم «خنده ي صبح بهاران» مراحل پاياني را سپري مي كند. در اين آلبوم نيز از اشعار شفيعي كدكني و فريدون مشيري بهره برده ايم.
چرا اين همه فاصله بين كار پيشين شما با اين آلبوم افتاده است؟
به نظرم دو يا سه سال از انتشار يك كاست بايد بگذرد تا كار بعدي ارائه شود، اين كمك مي كند تا مردم با آن كار ارتباط برقرار كنند وگرنه شكل هنري خود را از دست مي دهد و شكل بازاري مي يابد.
گويا نوروز امسال در باكو كنسرتي برگزار كرديد، استقبال مردم قفقاز از كنسرت شما چگونه بود؟
اين برنامه كه به دعوت وزارت فرهنگ و هنر جمهوري اران (نام تاريخي شمال رود ارس كه پسين ترين به دروغ آذربايجان خوانده شد (م.ل)) در تالار سفارت آلمان در باكو به مدت دو شب برگزار شد، مورد استقبال رسانه هاي اين كشور قرار گرفت. همچنين هابيل علي اف از كمانچه نوازان به نام و راميز قلي اف از تارنوازان مشهور اين كشور در برنامه ي ما حضور داشتند.
به نظر شما اين استقبال از موسيقي ايراني در اران نشانه ي چيست؟
اين منطقه از ديرباز بخشي از ايران بزرگ بوده است و فرهنگ آن بخشي از فرهنگ ايراني است. پس اين استقبال چندان تعجب برانگيز نيست.
از كارهاي آينده تان بگوئيد:
قرار است به زودي به دعوت هنرمندان ايراني مقيم ايتاليا، كنسرتي در ميلان برگزار كنيم، پس از ميلان احتمالا برنامه هايي در سوئد و فرانسه خواهيم داشت. اروپايي هايي تشنه ي موسيقي ايراني هستند چراكه مي دانند، در مشرق زمين، موسيقي ايراني حرف اول را مي زند.
این گفت و گو در روزنامه ی «مردم سالاری» چاپ شده است. برای خواندن آن در روزنامه (اینجا) را کلیک نمائید.



