
"هربرت مارکوزه" یکی از اندیشمندان مکتب فرانکفورت در معروفترین کتابش «انسان تک ساحتی» چنین می گوید: جامعه مصرفی و رفاهی معاصر با برآوردن نیازها و خواست های کاذب و تحمیل شده بر افراد مانع نقد و انتقاد می گردد و محیطی توتالیتر را از لحاظ فکری و ارزشی ایجاد می کند. به این ترتیب اندیشه و رفتار تک ساحتی پدید می آید. یکی از پدیده های مهم که باعث به وجود آمدن رفتار تک ساحتی می شود، وسایل ارتباط جمعی و صنایع سرگرم کننده و وقت پرکن و همچنین آموزش و پرورشی است که خلاقیت و اندیشه فردی را از میان می برد. طبعا پیامد چنین وضعی از نظر مارکوزه، سیاست زدایی جامعه و حذف مسایل سیاسی و اخلاقی از زندگی اجتماعی است.
حال با خود می اندیشم در جامعه ایرانی که وسایل ارتباط جمعی نهایت ابتذال اندیشه را ترویج می کنند و آموزش و پرورش جامعه با همه ی قدرت برآن است تا آنجا که می تواند قدرت تفکر و نقد را از دانش آموزانش بگیرد، پس به گفته ی مارکوزه در این جامعه انسان ها باید سوپر "تک ساحتی" و به دور از بحث ها و مسایل سیاسی باشند اما کافی است روزی از خانه بیرون روید از راننده تاکسی گرفته تا بقال و چقال سرکوچه آنچنان به تحلیل و تفسیر مسائل سیاسی می پردازند که زمانی که به خانه بازمی گردی از این همه سیاست زدگی جامعه حالت تهوع بهتان دست می دهد.
حال جای پرسش است که این محیط توتالیتر چگونه این همه انسان چند ساحتی پرورده است؟ نظرتان چیست؟



