تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...:: - دريغا تهي از تو ايران زمين

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی در پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

هیچگاه نوشتن برایم چنین دشوار نبوده است و هیچ وقت تا کنون از آنچه می خواهم بنویسم این چنین اندوهگین نبوده ام. هرگز بدین سان خالی از هر گونه شور و هیجان دست به قلم نبرده و از اندیشیدن به آنچه می خواهم بنویسم گریزان نبوده ام. آخر این بار قرار نیست به بررسی یک رخداد تاریخی بپردازم و یا از حقیقتی  - به زعم خود – دفاع کنم. بلکه قرار است از فقدان  یک استاد بزرگ٬ یک اندیشمند راستین٬ یک میهن دوستِ مبارز٬ یک روشنفکر واقعی و در یک کلام یک انسان والا بگویم. «دکتر پرویز ورجاوند» دیگر در میان ما نیست.  

ره پویی زنده یاد «دکتر پرویز ورجاوند» در مکتب شادروان دکتر مصدق مانع آن نبود که ایشان دستاوردهای دیگران را نادیده بگیرد بلکه سبب شد ایشان هرگز موضع «یا با ما٬ یا بر ما» را اتخاذ نکند. محفل گرم و صمیمی آن فرزانه فقید همواره جایگاه همه کسانی بود که دل در گرو ایران و ملت آن داشتند و موضع گیری های بی طرفانه و متین و منطقی آن زنده یاد همواره هر میهن دوستی را شیفته و مجذوب می نمود

شنیدن این خبر برایم بسیار دشوارتر از آن بود که بتوانم حتا تا چند ساعت به ژرفای بزرگ این مصیبت بیندیشم. اولین بار نیست که عزیزی را از دست داده ایم. گویی این سال ها عادت کرده ایم که هر سال را با شنیدن دست کم خبر سفر ابدی یک بزرگمنش سپری کنیم و افسوس که اغلب هم جایگزینی برای آنها نمی بینیم. فرسایش جامعه مدنی در این سال ها سبب شده که کمتر شاهد ظهور نخبگان و کادرهای سیاسی٬ فرهنگی و اجتماعی باشیم و در چنین شرایطی مرگ هر یک از بزرگان اهل اندیشه و عمل خلا شدیدی را برای جامعه ایران به همراه خواهد داشت و این خود مصیبت مرگ فرزانگانی چون «دکتر پرویز ورجاوند» را مبدل به فاجعه می کند.

بارها شده است که از مرگ زودهنگام بسیاری از بزرگان افسوس خورده ام  - ای دریغا که در این سال ها تمامی مرگ ها هم زودهنگام است – اما به جرات می توانم ادعا کنم که تا کنون هیچ مرگی را چنین فاجعه بار نیافتم. نه فقط به آن جهت که زنده یاد «دکتر پرویز ورجاوند» را استاد بزرگ خود و هم اندیشانم می دانسته و می دانم و نه به جهت خط فکری و مشی سیاسی آن فرزانه فقید و باز نه فقط به خاطر آنکه در ماه یکی دو بار خدمت آن رادمرد راستین شرفیاب می شدم و از رهنمودهای دقیق و دلسوزانه اش بهره می جستم٬ بلکه به این جهت که «دکتر پرویز ورجاوند»  ده ها ویژگی ممتاز داشت که هر یک از این ویژگی ها برای والا شمردن جایگاه آن زنده یاد کفایت می کند. افسوس که مجال آن نیست که به تک تک این ویژگی ها بپردازیم که خود مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد و به ناچار باید اشاره يی کوتاه و در حد بضاعت اندک خود به خصلت های تحسین برانگیز آن فقید سعید داشته باشم باشد که به این ترتیب بخش بسیار کوچکی از دین بزرگی که آن زنده یاد برگردن من و هم اندیشانم دارد را ادا کرده باشم هر چند که می دانم که لایق چنین کار سترگی نیستم و به همین دلیل همواره خود را مدیون آن بزرگمرد احساس خواهم کرد.

«دکتر پرویز ورجاوند» علاوه بر منزلت والای علمی و پژوهشی که در زمینه های باستان شناسی٬ تاریخ و فرهنگ ایران و انسان شناسی این اقلیم داشت مبارزی خستگی ناپذیر و پاک باز و دارای سوابقی طولانی در مخالفت مدنی با استبداد بود. تلفیق شان والای علمی و درست کرداری سیاسی آن مرحوم از او سیاست مردی را پدید آورده بود که در طول عمر ارزشمندش به چیزی جز ایران و برقراری حاکمیت ملی در آن نیندشد و هرگز وارد راهی ناصواب به حال ملک و ملت نگردد. شیفتگی او به تاریخ و فرهنگ این سرزمین هیچ گاه کمتر از میل او به برقراری و استمرار آزادی و دموکراسی نبود و از این روی آن هنگامی که در سال های نخستین انقلاب به نام مبارزه با فرهنگ شاهنشاهی حملات بنیان شکنی از سوی گروه های چپ و راست به فرهنگ ملی می شد٬ ایشان در زمره افرادی بود که دلیرانه به پاسداشت فرهنگ ملی ایرانیان می پرداخت در سال های بعد هم با تحمل تمامی فشارها و سختی ها در درون مرز به فعالیت و دفاع از منافع ملی ایرانیان پرداخت و از آنچه باور داشت دفاع نمود و به تنهایی در بسیاری از موراد بار خواسته ها و مطالبات میلیون ها نفر را بر دوش کشید  و وارد عرصه يي شد که کمتر کسی را جرات و جسارت ورود به آن بود. تو گویی او یک تنه میراث دار مکتب «لیبرالیسم ملی گرا» در ایران بود و چه تلاش های خستگی ناپذیری که در جهت پیشبرد این آرمان مقهور در کشور ما نمی کرد. گویی او تنها سخن گوی یک سازمان سیاسی نبود بلکه سخنگوی میلیون ها انسانی بود که خواسته هایشان را کسی به جد نمی گرفت و چه دردناک که از این توده های میلیونی اغلب حتا نام او را نمی دانستند و یا فراموش کرده بودند !

تفو بر تو ای چرخ گردون تفو ! 

 زنده ياد دكتر پرويز ورجاوند

می دانم که در این روزها سرگرم نگارش کتابی در مورد ظهور پدیده فاشیستی و ضد بشری «پان ترکیسم» بود و همواره می فرمود که : «انشالله اگر عمری باقی باشد آن را به پایان خواهم رساند» ای دریغا که اجل مهلت پایان دادن چنین کاری را به آن بزرگمرد فرزانه نداد

ره پویی زنده یاد «دکتر پرویز ورجاوند» در مکتب شادروان دکتر مصدق مانع آن نبود که ایشان دستاوردهای دیگران را نادیده بگیرد بلکه سبب شد ایشان هرگز موضع «یا با ما٬ یا بر ما» را اتخاذ نکند. محفل گرم و صمیمی آن فرزانه فقید همواره جایگاه همه کسانی بود که دل در گرو ایران و ملت آن داشتند و موضع گیری های بی طرفانه و متین و منطقی آن زنده یاد همواره هر میهن دوستی را شیفته و مجذوب می نمود. رویکرد منطقی و واقع گرایانه ایشان به تاریخ معاصر ایران و فاصله داشتن از دوگم ها و شعارهای مرسوم در میان برخی٬ دقیقا نقطه تمایز ایشان با بسیاری دیگر بود و باید با مسرت و خوشحالی گفت که خوشبختانه این منش آن بزرگ مرد نه تنها بر ما که شاگردانش بودیم مسلط شد بلکه بر گفتمان «لیبرالیسم ملی گرا» نیز اثر گذاشت و این همه تنها در پی بزرگ منشی و پایمردی آن زنده یاد و بزرگان دیگری چون دکتر باوند٬ کاوه بیات٬ دکتر احمدی٬ مهندس زعیم و شماری دیگر از ایران دوستان تحقق یافت که باید آن را به فال نیک گرفت که چون ما هر آنچه می بینیم ناشی از کج فهمی گروهی از تاریخ بوده است. توجه به این مسئله ژرفای اثربخشی زنده یاد «دکتر پرویز ورجاوند» را عیان می نماید.

تمایل و شوق «دکتر پرویز ورجاوند» برای دست یابی به آزادی و دموکراسی سبب آن نبود که – مانند بسیاری از خارج نشینان – دیده بر عناصر آشوب گر و جدایی طلبی که با بهانه کردن تفاوت های گویشی و قبیله يی قصد زخم زدن بر پیکر تمامیت ارضی و هویت ملی ایران ایرانیان را دارند ببندد و یا آنها را به امر ثانوی تنزل دهد٬ بلکه پیگیرانه و خستگی ناپذیر با بی وطنان و خود فروختگانی که برای تکه پاره کردتن این کهن بوم و بر گریبان می درند٬ مبارزه می نمود و چه افسوسی می خورد هنگامی که می دید عده يی از سر بی خردی بر آتش خانمانسوز این جماعت می دمند و از تبعات اقدامات یا سخنان ناسنجیده خود بی خبرند. به خاطر دارم آخرین باری که در محضر مبارکش حضور داشتم با چه خشمی از این گونه موضع گیری ها سخن می گفت...

می دانم که در این روزها سرگرم نگارش کتابی در مورد ظهور پدیده فاشیستی و ضد بشری «پان ترکیسم» بود و همواره می فرمود که : «انشالله اگر عمری باقی باشد آن را به پایان خواهم رساند» ای دریغا که اجل مهلت پایان دادن چنین کاری را به آن بزرگمرد فرزانه نداد.

زنده یاد دکتر ورجاوند بزرگمردی است که برای من و هم اندیشانم تداعی کننده یک روشنفکر راستین و دلسوز جامعه بود. ورجاوند روشنفکری بود که اندیشه و قلم خود را کاملا در راستای تامین منافع و احقاق حقوق ایران و ایرانیان به کار می برد و از هر گونه عافیت طلبی و بی مسئولیتی به دور بود. او به راستی اسوه يي بود از روشنفکر وظیفه شناس و رهجو و راهگشای ایرانی. یعنی روشنفکری که ایران و ایرانیان سال های متمادی است که بسیار به آن نیاز داشته و کمتر شاهدش بودند. به همین دلیل است که فقدان جانسوز آن فقید فرزانه بیش از آنچه به نظر می آید جبران ناپذیر می باشد و گزافه نیست اگر بگویم که شاید سال ها باید انتظار پر شدن جای خالی او را کشید. افسوس که جفای دوران فرصت نداد که بیش از این ورجاوند فقید را در کنار خود ببینیم و از وجودش بیشتر بهره مند گردیم. ای دریغ بر قلبی که برای ایران و ایرانی می تپید اما با دیدن این همه نادرستی از تپش بازایستاد و به دیار دیگر شتافت. ای کاش چنین نمی شد ٬ کاش در این سال های خطیر با حضورش در کنارمان مانند همیشه پشتیبانمان بود. آه ای کاش...

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

تیرداد بنکدار*

بیستم خرداد 1386

 

 نوشته هایی در این زمینه

 

در سوگ مردى از اهالى تاريخ راستى و درستى، دكتر پرويز ورجاوند نوشته یی از دکتر تورج پارسی

 

اندوه يادهاي كاروانيان از خاموشي ي ِ كاروانْ سالار نوشته یی از دکتر جلیل دوستخواه

 

درگذشت دلبسته ايران زمين      زندگي سياسي و علمي پرويز ورجاوند به قلم خودش      آن که ورجاوندہ بود      آخرين گفت وگوي پرويز ورجاوند      مرد نکونام نميرد هرگز      نگاشته هاي دکتر ورجاوند    از ویژه نامه ی روزنامه ی شرق درباره ی زنده یاد پرویز ورجاوند 

 

 

 

*دوست گرامي ام «تيرداد بنكدار» هم به گروه نويسندگان روزنامك پيوست. آگاهي تيرداد و شناختش نسبت به «تاريخ ايران پس از اسلام» همواره مرا به ستايش واداشته است. تيرداد، دانش آموخته ي علوم سياسي است و بناست زين پس در روزنامك نوشته هايي از او درباره ي تاريخ ايرانِ پسِ از اسلام، شاهد باشيم.

شوربختانه نخستين نوشته ي تيرداد براي روزنامك داستان غم انگيز از داست دادن «دكتر پرويز ورجاوند» بود. (سردبیر روزنامک)

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 23  توسط تيرداد بنكدار  |