
شايد براي شما هم پيش آمده، زماني كه نوشته يي يا چيزي ذهنتان را به خود مشغول كرده است، مي بيني ازقضا دوستي با همان دغدغه ي مشترك، بدان پرداخته است.
پس از چندي كه به تارنماي دوست انديشمندم «دكتر مسعود اميرخليلي» جامعه شناسِ ايراني ساكن آلمان سر زدم و آخرين نوشته ي ايشان را خواندم، توگويي آنچه كه خود مي خواستم بنويسم اين فرزانه نوشته است. در اين نوشته نكته هايي مهم و قابل تاملي وجود دارد كه خود در گفت و گو با دوستان، شاهد اين ماجراها بوده ام.
از شما دعوت مي كنم نوشته ي دكتر اميرخليلي را بخوانيد و ديدگاه هاي خود را در اينباره بنويسيد.

|
تاریخ نویسی این نیست، که نویسنده بدون ارائه سند، نظر سیاسی و یا معیار اخلاقی خود را به عنوان تاریخ در اختیار خواننده بگذارد |
آقای خسرو فانیان در نشریه شهروند* به بررسی مسائل امروز ایران پرداخته اند و در آخر به این نتیجه رسیدند که ما در رابطه با انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ ” اشتباه کردیم ”آقای فانیان، مانند بیشتر تحلیل گران ایرانی، بررسی خود را با انتقادی از دوران باستان ایران شروع می کنند. روش این جامعه شناسان سنتی ایرانی بدین ترتیب است که نخست پادشاهان هخامنشی و ساسانی ( کمتر اشکانی) را مورد انتقاد قرار می دهند، بعد به اشتباهات موبدان زرتشتی در زمان ساسانیان اشاره می کنند و در آخر به نقش دولت امریکا در کودتای ۲۸ مرداد می پردازند.
یکی از رویدادهای تاریخی دوره ساسانیان، داستان مزدک است. برای چپ های ایران جنبش مزدک اولین نشانه از اشاعه تفکرات کمونیستی در ایران به شمار می آید و حتا مزدک را با اسپارتاکوس، رهبر برده گان، که در قرن اول قبل از میلاد بر علیه دولت رم قیام کرد، مقایسه می کنند. آقای فانیان نیز در مقاله ” ما اشتباه کردیم” نیز به مزدک اشاره کرده اند: “سرگذشت سرزمین ما نیاز به بازنویسی دارد و از میان برگ های تاریخ تدوین شده کنونی باید آنان را که به اشتباه بر تخت افتخار نشانده ایم پایین آوریم و در بزرگداشت کسانی که در مورد آن با انصاف داوری نشده است، و چهره های گمنامی که آفرینندگان راستین سرگذشت ملی ما بوده اند بکوشیم، انوشیروان ساسانی را که ده ها هزار مزدکی را کشتار کرد نه “دادگر” بلکه “بیدادگر ” بنامیم… “. اما در مورد اولین شعار آقای فانیان، که ” سرگذشت سرزمین ما نیاز به بازنویسی دارد “ می بایست به این نکته اشاره شود که اسناد تاریخ ایران قبل از اسلام را تاریخ نویسان غربی دوره باستان (یونانی و رمی) نوشته اند. بندرت ایرانیان دوره باستان در باره تاریخ خود اظهار نظر کرده اند و یا مطلبی (سندی ) را به تحریر درآوردند.** نه فقط تاریخ نویسان قدیمی غرب، بلکه محققان غربی امروز و قرون گذشته ( از قرن ۱۸ به بعد ) نیز این دوره باستان ایران را بررسی کرده اند و تاریخ آن را نوشته اند. اگر محققی بخواهد تاریخ دوره باستان ایران را به روش علمی ” بازنویسی کند “ باید دو باره به همین اسنادی که غربیان به تحریر در آورند مراجعه کند و اگر محقق نظر (سیاسی) خود را نادیده بگیرد و از شعار دادن صرف نظر کند امکان ” باز نویسی تاریخ “ دوره باستان ایران، به علت اینکه این اسناد بارها مورد بررسی قرار گرفته اند، دیگر وجود ندارد (مگر اینکه اسناد جدیدی پیدا شوند).

بیشتر تحلیل گران ایرانی، بررسی خود را با انتقادی از دوران باستان ایران شروع می کنند. روش این جامعه شناسان سنتی ایرانی بدین ترتیب است که نخست پادشاهان هخامنشی و ساسانی ( کمتر اشکانی) را مورد انتقاد قرار می دهند، بعد به اشتباهات موبدان زرتشتی در زمان ساسانیان اشاره می کنند و در آخر به نقش دولت امریکا در کودتای ۲۸ مرداد می پردازند
اما در باره مزدکیان و به قتل رسیدن ” ده ها هزار مزدکی “. اولین سئوال این است که از چه منبعی آقای فانیان خبر از تعداد مزدکیان کشته شده را دریافت کردند. آرتور کریستین سن مورخ دانمارکی+ اشاره می کند : ” عده حقیقی مزدکیان، که در این دام مقتول شدند، معلوم نیست. اعدادی که مورخان ایرانی و عرب آورده اند، مبنای صحیح ندارد…” ( آرتور کریستین سن: ایران در زمان ساسانیان، تهران ۱۳۸۴، ص. ۳۵۶ ) کریستین سن ادامه می دهد : ” اما راجع به شخص مزدک، اطلاعات ما کم است. ص. ۳۳۷ “. نه فقط در مورد تعداد مزدکیان کشته شده و شخص مزدک، بلکه بطور کلی، اطلاعات ما در باره جنبش مزدکیان، که در زمان سلطنت قباد بوقوع پیوسته است، کم است. مورخان غربی قرن ششم ( Yosue , Malalas ) که از حوادث ایران در دوره قباد خبر داده اند به جنبش مزدک اشاره يی نکرده اند ( Otakar Klima: Beiträge zur Geschichte des Mazdakismus ص. 16- 21 ) Klima ادامه می دهد که: در واقع می بایست عجیب بنظر برسد که حدود چهار قرن به اسم مزدک اشاره نشده است ( Klimaص. ۱۶). نویسنده یونانی Prokopios، که از سال 527 در دربار بیزانس بسر می برد و دو جلد کتاب در باره جنگ ایران و رم به تحریر در آورده است، از اعمال خود سرانه قباد یاد کرده است، اما به به مزدکیان و قتل عام این گروه اشاره يی نشده است ( Klima ص. ۳۲ ). از جنبش مزدک تاریخ نویس ایرانی، طبری، ( قرن ۹ که تاریخ ساسانیان و اعراب را به زیان عربی به تحریر در آورد ) و دینکرت ” درس نامه ي دین مزدایی قرن ۹ (بزبان فارسی میانه ) و هم چنین فردوسی در شاهنامه خبر داده اند. این اخبار 400 سال بعد از جنبش مزدک و بدون ارائه سندی معتبر نقل شده اند. فردوسی نه به زبان عربی و نه به زبان پهلوی*** تسلط داشت و به طور قطع موبدان زرتشتی در خراسان رویداد جنبش مزدک را برای این منظومه سرای بزرگ ایرانی تعریف کرده اند. دو استاد تاریخ معاصر آلمانی، Winter و Wiesehöfer نیز اشاره می کنند، که به علت نبودن اسناد کافی، امکان بازگو کردن جنبش مزدک وجود ندارد. :
Engelbert Winter : Rom und Perserreich, Berin 2001, 121
۲۲۷،1994 Josef Wiesenhöfer:Das Antike Persian von 550 v. Chr bis 650 n. Chr. München
برای مطالعه بیشتر در مورد مزدکیان رجوع کنید به مقاله استاد یارشاطر :
1983

|
دوران خسرو انوشیروان یکی از از درخشنده ترین دوره های عهد ساسانی است. ایران چنان عظمتی یافت که حتا از عهد شاپوران بزرگ نیز در گذشت |
آقای فانیان به انوشیروان ” بیدادگر ” اشاره کرده اند. به نقل از آرتور کریستین سن ( ص.423 ) دوران خسرو انوشیروان ” یکی از از درخشنده ترین دوره های عهد ساسانی است. ایران چنان عظمتی یافت که حتا از عهد شاپوران بزرگ نیز در گذشت.” آرتور کریستین سن ادامه می دهد ( ص. 423 )، که بطور غیر مستقیم، می توان تصویری، گرچه ضعیف، از دوران انوشیروان ارائه داد که ” کشور ایران را، که پس از فتنه مزدکیان در حال نقاهت بوده است و در زیر سایه انوشیروان به تقویت بنیه خویش می پرداخت، تا حدی نشان می دهد.” باز نویسی تاریخ که آقای فانیان از آن یاد می کنند یعنی اینکه از رویدادهای تاریخی که اطلاعات زیادی در باره آن ها در دست نیست ( جنبش مزدکیان ) سخن پردازی کنیم و نکات مثبت و درخشان تاریخ ایران را ( دوران انوشیروان )، که اطلاعات بیشتری از آن ها در دست است، به باد انتقاد بگیریم. دشمنی بیشتر محققان ایرانی با تاریخ خود، با تاریخ ایران باستان قابل فهم نیست. آقای فانیان ادامه می دهند: ” یک قوم تنها زمانی می تواند به خود ببالد که در طول تاریخ خود، از ارزش های انسانی پاسداری کرده، علیه بیداد، تباهی و ویرانی برخاسته و آنچه را که بر خود روا نداشته است بر دیگر ملت ها نیز روا نداشته باشد. “ بررسی تاریخ با این دید احساسی ( رمانتیک ) علمی نیست. ما نمی توانیم با ارزش های انسانی ( اخلاقی ) امروزه که از طرف سازمان های مدافع حقوق بشر تبلیغ می شوند تاریخ دروه باستان را مورد ارزیابی قرار دهیم. از زمان اشکانیان تا اواخر دروه ساسانیان، زمانی بیش از ۸۰۰ سال، رم و ایران در حال جنگ بودند و در این مدت هزاران نفر از هر دو طرف کشته شده اند. بدین ترتیب نه رم ( ایتالیا امروز ) و نه ایران نباید به تاریخ خود ببالند و به خصوص محققان ایرانی که تمام مدت، به علت این کشتارها، با عرق شرم بر پیشانی به گذشته، به تاریخ خود می نگرند. تاریخ نویسی یعنی بررسی انتقادی اسناد تاریخی، انتقادی بدین معنا، که چه شخصی و در چه زمانی سند یک واقعه تاریخی را نوشته است، آیا تاریخ نویس بدون نظر شخصی خبر از حادثه تاریخی داده است، تاریخ نویس خود شاهد حادثه تاریخی بوده و یا اینکه مدتی دیرتر از این حادثه اطلاع حاصل کرده است. تاریخ نویس باید سر انجام یک رابطه منطقی و با مفهوم مابین محتواي اسناد بررسی شده ایجاد نماید. حال بايد مورخ عقيده و قضاوت خود را در باره مجموعه اسناد مرتبط ابراز نمايد به نحوی که علت وقوع پديده تاريخی توضيح داده شود. تاریخ نویسی این نیست، که نویسنده بدون ارائه سند، نظر سیاسی و یا معیار اخلاقی خود را به عنوان تاریخ در اختیار خواننده بگذارد. آقای فانیان می گویند که ما “ اشتباه کردیم ” که انقلاب کردیم. منظور از ما کیست؟ مردم ایران اشتباه نکردند، مسلمان بودند و هستند و خواهان بازگشت به دوران صدر اسلام. چپ نیز نمی گوید که اشتباه کرده است، چپ معتقد است که به اهداف انقلاب خیانت شده .
سه يادآوري از سردبير روزنامك
* نوشته ي آقاي خسرو فانيان در شهروند حذف شده است، به اين خاطر امكان پيوند به اين نوشته وجود ندارد.
** اي كاش دكتر اميرخليلي به دلايل آن نيز مي پرداخت. از كتاب سوزي ها گرفته تا ... براي بحثي خواندني درباره ي اين موضوع، نگاه كنيد به بخشِ نخست كتابِ ارزنده ي ملاحظاتي در تاريخ ايران، نوشته ي دكتر علي ميرفطروس.
*** به باور برخي پژوهشگران و برخلاف نظر دكتر اميرخليلي، فردوسي، پهلوي مي دانست. همچنين بيت هايي از شاهنامه نشان دهنده ي اين موضوع است.
نوشته هايي در اين زمينه



